۰

دستیار روحانی: احمدی‌نژاد دو جناح را به کما برد و منهدم کرد

  • ۹۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محمود احمدی‌نژاد

دستیار رئیس جمهور از سختی‌های دو جناح اصلی کشور در نتیجه اقدامات احمدی‌نژاد گفته که هنوز هم نتوانسته‌اند بعد از آن ضربات قامت خود را راست کنند. حمله اسرائیل به غزه، آخرین تحولات در مذاکرات هسته‌ای و گزارش دیدار رئیس جمهور با اصلاح‌طلبان دیگر مطالب مهم روزنامه‌های اولین روز هفته است.

 

دستیار رئیس جمهور از سختی‌های دو جناح اصلی کشور در نتیجه اقدامات احمدی‌نژاد گفته که هنوز هم نتوانسته‌اند بعد از آن ضربات قامت خود را راست کنند. حمله اسرائیل به غزه، آخرین تحولات در مذاکرات هسته‌ای و گزارش دیدار رئیس جمهور با اصلاح‌طلبان دیگر مطالب مهم روزنامه‌های اولین روز هفته است.


دستیار روحانی: احمدی‌نژاد دو جناح را به کما برد و منهدم کرد

اعتماد در گزارشی با عنوان « رقبا به فكر انتخابات 1400 باشند» به تازه ترين حرف هاي علي يونسي پرداخته و نوشته که وزير اطلاعات دولت اصلاحات و دستيار ويژه رييس جمهور در امور اقوام و اقليت‌ها در گفت وگو با ماهنامه 42 وابسته به جمعيت موتلفه به بررسي عملكرد محمود احمدي نژاد در دوران رياست جمهوري اش پرداخته و مي گويد كه بخش اصلاح طلب جامعه از دولت روحاني سهم خواهي مي كند. سخنان يونسي پس از انتشار در ماهنامه منتسب به موتلفه، در بسياري از سايت ها بازتاب يافت. يونسي در اين گفت وگو خود را مردي ميان دو گروه مي داند كه از ويژگي هاي هر دو بهره مي گيرد. يونسي درباره احمدي نژاد هم گفته است: «احمدي نژاد همه قواعد اين دو جريان را به هم ريخت. همه را به رينگ برد و منهدم كرد. اين دو جريان احساس كردند جايي براي رقابت با خودشان نمانده بايد با جريان احمدي نژاد رقابت كنند. احساس كردند غريبه يي وارد شده كه بايد عليه او متحد شد. بنابراين تلاش كردند مشتركات اصولگرايي و اصلاح طلبي را در نظر بگيرند» و از نظر دستيار ويژه روحاني، او «مخرج مشترك» دو جناح مي شود. يونسي در ادامه به هاشمي كه سرفصل جريان ميانه روي در كشور بوده، نيز پرداخته و جريان هاشمي در كشور را داراي يك ريشه 50 ساله دانسته و مي گويد: «هر كار و تلاشي كردند كه بين مقام معظم رهبري و هاشمي اختلاف بيندازند اما موفق نشدند: فرق بين احمدي نژاد و هاشمي همين است. اگر احمدي نژاد نظر مخالف داشت ممكن بود اطاعت نكند. آقاي هاشمي و ناطق ممكن است نظر ديگري داشته باشند اما آنجا كه حكم رهبري صادر مي شود لحظه يي درنگ نمي كنند. واجب مي دانند آن را. ممكن است فتواي هاشمي با مقام معظم رهبري فرق كند. بالاخره آقاي هاشمي مجتهد است و مقلد رهبري نيست اما در حكومت تابع رهبري است. اما احمدي نژاد متوجه اين ظرافت ها نيست». با اين وجود علي يونسي براي محمود احمدي نژاد امتيازي قايل مي شود كه به باورش هيچ كدام از مديران سابق آن را دارا نبودند و آن «قاطعيت در مديريت» بود: «سه ويژگي قاطعيت، دفاع از حلقه اصلي خود و جديت در آنچه اعتقاد داشت از مهم ترين ويژگي هاي او است. اما اينكه بگوييم در اثر عملكرد وي همه متحد شدند از جمله خيرات وي نيست». وزير اطلاعات دولت اصلاحات باور دارد كه هر دو جريان سياسي اصلي كشور در كما هستند و از شوك احمدي نژاد هنوز قد راست نكرده اند. ضربه يي كه احمدي نژاد وارد كرده آنقدر سنگين بود كه هر دو گروه نتوانسته اند هويت اصلي قبل از احمدي نژاد را پيدا كنند و هنوز از ان ضربات گيج هستند. دوست نزديك محمد خاتمي درباره طيف سياسي او نيز گفته است: «اصلاح طلبان در حال بازسازي هستند و سعي مي كنند واقع گرا باشند. مايل هستند از روحاني حمايت كنند و مطالبه نكنند. مسوول اصلي اصلاح طلبان و نه بدنه شان، دولت روحاني را فرصت مي دانند و مايل هستند به او كمك كنند بدون اينكه سهم خواهي داشته باشند. اما بدنه اصلاح طلب سهم خواهي دارد. من در استان ها مي بينم كه هنوز مطالبه دارند و مديريت مي خواهند. اصلاح طلبان بايد بدنه خودشان را اصلاح كنند و بدانند اين دولت روحاني است و نه خاتمي». دستيار ويژه رييس جمهور در پايان تاكيد مي كند، «روحاني نبايد عصباني شود، بايد اعتدال را حفظ كند و مطمئن باشد زمان به نفع او و به ضرر رقبايش است. روحاني بايد اين وعده اميد را كه به همه داده بايد به خودش هم بدهد». او رييس جمهور را «عصباني» نمي بيند اما مي گويد: «روحاني دوبار عصباني شد كه يكبارش در دانشگاه به منتقدان گفت بيسواد. روحاني البته مسلط به كار خودش است و تا حالااز كوره در نرفته، مي خواهند او را در تله بيندازند و بايد مراقب اين باشد». دستيار ويژه رييس جمهور سه سال مانده به انتخابات 96، بر اين باور است كه اين تلاش هايي بيهوده است و رقباي روحاني نبايد به فكر دوره بعد انتخابات رياست جمهوري باشند: «آنها به انتخابات 1400 فكر كنند». بازتاب هاي اين سخنان يونسي بسيار بوده است. او در اين چند ماه گذشته همواره به سبب ديدگاه ها و سخنانش در زمينه هاي مختلف مورد هجمه اصولگرايان قرار گرفته، به ويژه صحبت هايش در ارديبهشت ماه گذشته در كنيسه يهوديان شيراز كه خشم برخي چهره هاي اصولگرا را به همراه داشت تا آنجا كه اسماعيل كوثري، عضو مجلس و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي، بابت حرف هاي يونسي به رييس جمهور تذكر داد و حرف هاي دستيار ويژه اش را «بي پايه و اساس» خواند. علي يونسي به همين دليل زير زوم اصولگرايان و رسانه هاي شان قرار دارد او يك دستيار «ويژه» است كه در انتخابات خرداد 92 و در چيدمان كابينه دولت يازدهم نقش ويژه يي هم داشته و در چشم رقباي حسن روحاني، از نزديكان درجه يك رييس جمهور به شمار مي رود: پس اگر نمي شود روحاني را زد، بايد مردان ويژه اش را زد.


اسرائیل خود را می‌خورد؟

کیهان در بخش‌هایی از یادداشت روز خود با عنوان « اسرائیل خود را می‌خورد؟» به قلم محمد ایمانی که به مسائل غزه اختصاص دارد نوشته: چرا می‌گوییم اسرائیل خود را می‌خورد؟ قرار است صهیونیست‌ها چه نتیجه‌ای از این رفتار پرخطر بگیرند؟ به فرض محال، غزه را دوباره اشغال کنند؟ ثم ماذا؟ آنها که در غزه بودند و مجبور شدند بگریزند! اگر برد موشک‌های حماس در دو جنگ قبلی 80 کیلومتر بود، اکنون به 160 کیلومتر و تا حیفا و فراتر از آن رسیده است. با وجود همه سانسورها، گزارش یدیعوت آحارونوت از کشته شدن 25 صهیونیست در حمله موشکی به بندر حیفا حکایت می‌کند. فرودگاه تل‌آویو نیز هدف چند موشک رزمندگان مقاومت قرار گرفته است. اسرائیل حقارت و ریسک سومین حمله به غزه را به جان خریده، چون این منطقه کوچک تا سرپاست، اشغالگران بین‌المللی فلسطین را تحقیر می‌کند و به مثابه استخوان لای زخم آنها عمل می‌کند. به موازات این واقعیت، برخی تحلیلگران معتقدند دولت نتانیاهو بر آن است از این طریق بر شماری از چالش‌های بحرانی داخلی در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی و امنیتی سرپوش بگذارد و در میان مهاجران صهیونیست نوعی وفاق و انسجام از سر ترس ایجاد کند. برخی ناظران نیز بر آنند که اسرائیل از فرصت بحران‌آفرینی تروریست‌ها در شمال عراق برای ایجاد حاشیه امنیت در جنوب غرب سرزمین‌های اشغالی بهره گرفته است.

با همه این توجیهات، دورنمای روشنی پیش اسرائیل به چشم نمی‌خورد. آن گونه که گزارشگر روزنامه فیگارو از بیت‌المقدس گزارش می‌دهد، رژیم اسرائیل برای چندمین بار شوکه شده است. «حملات حماس به شهرهایی مانند حیفا که به دلیل فاصله دورتر، قبلا در معرض حمله نبودند، واقعیت دارد. حماس اکنون رکورد تازه‌ای به جا گذاشته و مناطقی در 160 کیلومتری را هدف حملات موشکی قرار داده است. این حملات مهر تاییدی بر امکان عملی شدن تهدیدهای حماس درباره حمله به دیگر شهرهای بزرگ اسرائیل محسوب می‌شود؛ چرا که دوران راکت‌های کوتاه‌برد قسام در یک دهه پیش به سر آمده و اکنون آنها موشک‌هایی با برد بیش از 100 کیلومتر را شلیک می‌کنند. این فناوری، فناوری سپاه پاسداران ایران است. حماس اکنون قطعات موشک‌های فجر 5، آر- 160 و ام- 75 را تدارک کرده است. هر بار که درگیری میان حماس و اسرائیل شدت می‌گیرد، میزان ذخایر موشکی حماس، موجب شگفت‌زدگی ارتش اسرائیل می‌شود.»

اما فراتر از جنگ میدانی و از نگاه استراتژیک، اسرائیل یک دهه است که با بحران استراتژی و هدف از جنگ دست و پنجه نرم می‌کند. پس از جنگ 8 روزه و ناکامی اسرائیل در آن (اواخر آبان 91) روزنامه واشنگتن پست نتیجه گرفت «جنگ‌های اسرائیل ناامیدکننده است. 30 سال [از زمان اشغال جنوب لبنان] است که اسرائیل دیگر نمی‌تواند از این طریق مشکلات خود را حل کند.» همان زمان روزنامه هاآرتص در تحلیلی خاطرنشان کرد «باید قبل از آن که فرصت بگذرد، از ستون ابرها پایین بیاییم تا بلای 2 جنگ قبلی (22 و 33 روزه) بر سر ارتش نیاید... نمی‌توان تبعات شلیک موشک به تل‌آویو و اورشلیم [بیت‌المقدس] را نادیده گرفت زیرا از سال 1948 هیچ کشوری جز یک مورد حتی عبدالناصر نتوانسته بودند به تل‌آویو حمله کنند و تل‌آویو دست نخورده باقی مانده بود.» پس از مدتی تحلیل‌هایی در آبزرور انگلیس و نوول ابزرواتور فرانسه از قول برخی تحلیلگران صهیونیست منتشر شد مبنی بر اینکه «نتانیاهو با این قبیل اقدامات، در حال نابودی اسرائیل به نیابت از ایران است» و بلافاصله آلکس فلیشمن در یدیعوت آحارونوت هشدار داد «با این جنگ‌ها، قدرت بازدارندگی اسرائیل به تدریج و به طور دایمی در حال نابودی است.»

همچنان گزاره‌های نهفته در گزارش کمیته وینوگراد درباره جنگ تابستان 2006 (حمله به جنوب لبنان) پابرجاست. «رهبری سیاسی اسرائیل در جنگ دچار بحران و سردرگمی است. نخست‌وزیر مسئول اصلی شکست در این جنگ است. با وجود اعلام طراحی و هماهنگی 4 ماهه، این جنگ فاقد طرح روشن و مشخص و فاقد راهکارهای جایگزین خلاقانه بوده است.» از نگاه راهبردی می‌توان پرسید اسرائیل چرا در سال 2005 و در شرایط ضعف رزمندگان مقاومت از غزه خارج شد و اکنون که این رزمندگان ده‌ها برابر قوی‌تر شده‌اند، چگونه می‌خواهد برگردد و بماند؟‌ بعید است مقامات صهیونیستی در سبعیت به پای آریل شارون -قصاب صبرا و شتیلا- برسند که با شعار یکسره کردن کار غزه روی کار آمد اما سرانجام دستور عقب‌نشینی صادر کرد. او همان زمان در یک سخنرانی تلویزیونی اعلام کرد «عقب‌نشینی از نوار غزه اقدامی دردناک اما اجتناب‌ناپذیر برای ماست که برای تامین آینده اسرائیل انجام دادیم. ما نمی‌توانیم برای همیشه غزه را نگاه داریم. آنجا بیش از یک میلیون فلسطینی زندگی می‌کنند.»

سیدهادی خسروشاهی رییس پیشین نمایندگی ایران در مصر نیز در یادداشتی در شرق با عنوان « جنایات اسراییل؛ انفعال جهان» از جمله نوشته: سکوت سازمان‌های جهانی پیرامون حملات خونین رژیم اسراییل به باریکه غزه، بار دیگر این نکته را به اثبات رساند که جز گزینه «مقاومت» نمی‌توان گزینه‌های دیگر را چندان جدی گرفت و به تلاش‌های دیپلماتیک برای حل مساله فلسطین امیدوار بود. در شرایطی که آحاد امت اسلامی روزه‌دار است، مردم روزه‌دار فلسطین زیر بمباران هواپیماها و در معرض اصابت موشک‌های اسراییلی قرار دارند. این روزها به نظر می‌رسد معیارهای دوگانه «حقوق بشر»، به روشن‌ترین وجه خود را نشان می‌دهد. وقتی ایالات‌متحده از بیان حمایت خود از حمله زمینی صهیونیست‌ها به غزه، هیچ ابایی ندارد و «ارتجاع عرب» با خوشحالی نظاره‌گر این تراژدی و البته اتفاقات تکان‌دهنده خاورمیانه در عراق و سوریه است، نمی‌توان امیدی به دخالت نهادهای بین‌المللی در این‌باره داشت. برخی کشورهای منطقه که پول فروش نفت خاورمیانه را صرف تاسیس و تجهیز تکفیری‌ها و سلفی‌ها می‌کنند، در انتظار ازمیان‌رفتن «مقاومت» هستند. نگارنده فراموش نمی‌کند در جریان جنگ 33 روزه حزب‌الله و رژیم اسراییل، حسنی مبارک جمله‌ای تاریخی خطاب به اسراییل بیان کرد که «نیمی از راه را آمده‌اید و نیم دیگر را هم ادامه دهید.» در شرایطی که طبق وظیفه ذاتی شورای امنیت سازمان ملل، این نهاد باید در اینگونه موارد با تشکیل جلسه فوری، به آتش‌بس و رسیدگی به حال آسیب‌دیدگان و غیرنظامیان بپردازد، انفعال کشورهای عرب و البته اعضای دایم و غیردایم این شورا سبب شده تا رژیم اسراییل با آسودگی به ادامه حملات خود بپردازد. زیرسوال‌رفتن «استقلال» اینگونه نهادها که داعیه بین‌المللی‌بودن دارند، از پیامدهای وضعیت موجود است.


گزارش یک دیدار

در گزارش اعتماد از ديدار اصلاح طلبان با رييس جمهوري آمده است: اصلاح طلبان حرف هاي زيادي براي رييس جمهور داشتند. پيش از حسن روحاني پنج نفر از آنها به نمايندگي از جمع حاضر سخن گفتند. نخستين نفر عبدالوحيد موسوي لاري، وزير كشور دولت اصلاحات بود كه سخنان تذكرآميز براي دولت داشت. نخست اينكه چرا دولت بخشنامه كرده كه وزارت كشور نمي تواند از نيروهاي بازنشسته استفاده كند. موسوي لاري بر اين باور بود كه اين بخشنامه دولت را از كمك و نظرات نيروهاي مجرب و باتجربه محروم مي كند. نكته دوم او هم درباره يك تصميم دولت بود. او گفت كه شنيده دولت بودجه يي را در اختيار استانداري ها قرار داده تا با نظر نمايندگان مجلس در هر منطقه يي آن را هزينه كند. جواب اين سخن را اما قدرت الله عليخاني داد كه گفت اين تصميم منتفي شده است. پس از موسوي لاري، جواد اطاعت بود كه رشته سخن را در دست گرفت و در بيان ديدگاه هاي خود در حوزه سياست خارجي، بر لزوم تعامل گسترده ايران با كشورهاي حوزه خليج فارس و تنظيم هوشمندانه روابط از جمله با عربستان سعودي براي تامين امنيت منطقه تاكيد كرد. حسين مرعشي هم در سخناني با اشاره به موفقيت دولت در كنترل تورم و لزوم حركت در مسير ايجاد اشتغال و رونق اقتصادي گفت كه بر اين باور است ركود اقتصادي مهم تر و مخرب تر از تورم است. هادي خانيكي اما براي صحبت در اين جمع مقاله يي تهيه كرده بود با محور مسائل اجتماعي و تخريب سرمايه يي كه آن را قرائت كرد. او گفت: «حركت دولت براي رفع مخاطرات خارجي و ايجاد رونق اقتصادي قابل ستايش است اما دولت بايد گام هاي موثرتري در ترميم آسيب هاي اجتماعي بردارد تا اميد و اعتماد در جامعه دوباره نمايان شود . سميه توحيدلو، از اصلاح طلبان جوان حاضر در اين جمع نيز با اشاره به ارتباط مستمر زنان و جوانان با سه نهاد دولت، خانواده و دانشگاه، خواستار چرخش نخبگان و حضور موثر جوانان در اداره كشور شدندپيش از آغاز اين ديدار، محل نشستن حضار با قرار گرفتن نام آنها روي صندلي ها مشخص شده بود. در رديف نخست نام وزرا و اعضاي كابينه بر روي صندلي ها ديده مي شد و از رديف دوم به بعد هم محل نشستن مدعوين بود. نخستين عضو دولت كه به محل برگزاري جلسه آمد، مجيد انصاري، معاون پارلماني رييس جمهوري بود. بعد از او هم چهره هايي چون حجت الاسلام موسوي لاري و قدرت الله عليخاني آمدند اما مجيد انصاري اجازه نداد تا آنها روي صندلي هاي رديف دوم بنشينند و آنها را به رديف جلو، جايي كه براي وزرا و اعضاي كابينه رزرو شده بود دعوت كرد آنها هم دعوت معاون رييس جمهوري را پذيرفتند. البته مصطفي كواكبيان هم بعدا از رديف هاي عقب تر بلند شد و به حضار رديف جلوي مراسم پيوست. با ورود محمدرضا عارف به محل نشست، او هم به رديف جلو دعوت شد و ترجيح داد كنار اسحاق جهانگيري، معاون اول رييس جمهوري بنشيند. رييس جمهور در اين مراسم كه با كمي تاخير آغاز شده بود، به دليل رسيدن موعد اذان ترجيح داد سخنان خود را تمام كند تا حاضران بتوانند نماز مغرب و عشا را سر وقت و به امامت او بخوانند. بعد از نماز هم مراسم صرف افطاري آغاز شد و همه دعوت رييس جمهوري بودند. رييس جمهور افطار خود را بر سر ميزي صرف كرد كه به جز او، اسحاق جهانگيري، حسين فريدون و محمدرضا عارف هم آنجا نشسته بودند.


مدیریت محاسبات 1+5 در وین

مهدی محمدی در ابتدای یادداشتی در وطن امروز نوشته: فرمایشات دوشنبه گذشته رهبر معظم انقلاب، بدون شک، جهت راهبردی مذاکرات وین 6 را تغییر خواهد داد.

از یک منظر، بیان این فرمایشات در حالی که مذاکرات در جریان است و گفته شده است که وزرای خارجه 6 کشور هم ابتدای هفته آینده به آن خواهند پیوست، نشان دهنده این است که «تصحیح مسیر مذاکرات» ضروری بوده است.

از یک نقطه دید استراتژیک، سخنرانی روز دوشنبه، قبل از هر چیز به معنای رسمی و علنی کردن خطوط قرمز ایران در مذاکرات هسته ای است. در مذاکراتی با این درجه از حساسیت و اهمیت، وقتی یک طرف تصمیم می گیرد خطوط قرمز خود را به طور رسمی و علنی –آن هم در بالاترین سطح- مطرح کند، هدف نمی تواند چیزی جز «مدیریت محاسبات» حریف باشد.

یک محاسبه اشتباه بسیار خطرناک نزد گروه 1+5 –که پیش از این چندین بار از آن سخن گفته ایم- این بوده که خطوط قرمز مطرح شده از سوی تیم مذاکره کننده ایران اهرم های چانه زنی است و ایران در دقیقه 90 زمانی که میان شکست مذاکرات و حفظ خطوط قرمز خود مخیر شود، آنها را کنار خواهد گذاشت.

مقام های امریکایی طی هفته گذشته به صراحت گفته اند چنین تلقی درباره خطوط قرمز ایران دارند و نتیجه گرفته اند که ایران در ساعات پایانی مذاکرات امتیاز خواهد داد.

سخنرانی روز دوشنبه قاعدتا باید این محاسبه اشتباه را تصحیح کرده باشد. این البته کار ساده ای نیست و منطقی است که تصور کنیم تصمیم گیری درباره آن، وزرای خارجه 1+5 را به وین بکشاند.

اصل مسئله اکنون این است که یک جنگ عمیق محاسباتی در وین درگرفته است. محاسبه ایران این است که اولا امریکایی ها چاره ای جز بیرون کشیدن یک نتیجه از این مذاکرات ندارند؛ ثانیا، اگر بنا باشد توافق هسته ای منجر به تثبیت تئوری «کارآمدی فشار در تغییر محاسبات ایران» شود، همان بهتر که هیچ توافقی حاصل نشود؛ و ثالثا، ایران مایل است سوء تفاهمی را که برخی آدرس های ارسالی از داخل درباره «اضطرای بودن رفع تحریم ها» در ذهن امریکایی ها ایجاد کرده، یک بار برای همیشه تصحیح کند.

همه این اتفاقات در سخنرانی روز دوشنبه رخ داده است. اکنون امریکایی ها باید میان دو گزینه «رفع نگرانی های مشروع و حصول توافق» یا «تکیه بر مطالبات زیاده خواهانه و منتفی شدن توافق» یکی را انتخاب کنند.

نتیجه راهبردی سخنرانی روز دوشنبه این است که خطوط قرمز مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی بویژه درباره ظرفیت غنی سازی، باید در هرگونه توافق جامع لحاظ شود والا توافق برای ایران قابل پذیرش نخواهد بود و این یک خط قرمز واقعی است نه تاکتیک مذاکراتی که ایران قرار است در انتهای کار آن را پس بگیرد.

حالا دیگر امریکایی ها می دانند حد چانه زنی تا کجاست و از کجا به بعد دیگر جایی برای چانه زدن وجود نخواهد داشت و نوبت به تصمیم گیری می رسد. بوجود آمدن این شرایط مذاکرات را شفاف تر و معنادار تر می کند و اجازه وقت تلف کردن به هیچ طرفی نخواهد داد.

اعتماد نیز در انتهای مطلبی با عنوان «يكشنبه: فينال هسته يي وين» و پس از اشاره به این که وزراي خارجه در 48 ساعت آينده به مذاكرات مي پيوندند، نوشته: ميان سفرهايي كه امروز و فردا به وين انجام خواهد شد، سفر جان كري از اهميت به مراتب بيشتري برخوردار است. او راهي وين مي شود چون سياست كشورش تعيين كننده محور اختلافات 1+5 با ايران در موضوع هسته يي است و البته اين را در نظر داشته باشيم كه در واشنگتن فشار كنگره بر دولت امريكا براي ايفاي نقشي پررنگ تر در اين مذاكرات افزايش يافته است. اعضاي كنگره امريكا روز پنجشنبه در نامه يي خطاب به باراك اوباما رايزني بيشتر دولت با كنگره درباره مذاكرات هسته يي ايران را خواستار شدند. و به باراك اوباما گفتند كه اگر خواستار لغو تحريم ها عليه ايران به عنوان بخشي از يك توافق هسته يي است، بايد بيش از گذشته به خواسته هاي كنگره توجه كنند. همزمان دولت ايران نيز به عنوان طرف ديگر مذاكرات هسته يي با فشارهاي مشابهي از سوي طيف هاي منتقد داخلي اش مواجه است: فشارهايي كه مي توانند با وجود سخت تر كردن كار توافق در برخي بزنگاه ها، عامل مشوقي براي دو كشور و در نهايت طرفين كلي مذاكرات باشند تا توافق جامع در موعد مقرر و از پيش اعلام شده آن به نتيجه برسد: اتفاقي كه اگر نيفتد و منجر به تمديد زمان مذاكرات شود، مي تواند دولت اوباما در واشنگتن و دولت حسن روحاني در تهران را بيش از اين زير فشار رقباي سياسي داخلي ببرد. مايكل مان، سخنگوي كاترين اشتون نيز در يكي از آخرين اظهارنظرهاي خود در رابطه با دعوت وزراي خارجه شش قدرت جهاني به وين تاكيد كرده است: « آنچه مي توانم بگويم اين است كه شش كشور همچنان بسيار مصمم هستند تا بيستم به توافق دست يابند.» در آستانه حضور وزراي كشورهاي اروپايي و امريكا در وين، هيات هاي كارشناسي و معاونان وزراي امور خارجه و همينطور معاون مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا همچنان به مذاكرات دو و سه جانبه خود ادامه مي دهند. ديروز در همين راستا عباس عراقچي و هلگا اشميت باز هم در نشستي سه ساعته كار پيش نويس توافق جامع را از سر گرفتند. روز پنجشنبه نيز ظريف و اشتون نشستي دو ساعته در همين راستا برگزار كرده بودند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.