• ۳بازدید

انرژی؛ حلقه اتصال روسیه و چین

آسیا اقیانوسیه

روسیه و چین ماه گذشته یک قرارداد گازی بزرگِ 30 ساله را با یکدیگر به ‌امضاء رساندند. مسلماً مسکو و پکن هر یک بنا به دلایل خاص خود تن به این قرارداد داده‌اند، اما با این وجود می‌توان نوعی همگرایی منافع را نیز در توسعه همکاری‌های دو طرف در حوزه انرژی، مشاهده کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پترونت، شرکت گازپروم، غول گازی روسیه و شرکت ملی فرآورده‌های نفتی چین روز 21 ماه مه قراردادی 400 میلیارد دلاری را منعقد کردند.

اگرچه اعداد و ارقام دقیق مندرج در قرارداد فاش نشده، اما آنچه تاکنون در گزارش‌ها مطرح شده بدین قرار است که 38 میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی در سال از دو میدان در سیبری به بخش صنعتی چین در جنوب این کشور که با میادین مزبور 2500 مایل فاصله دارد، ارسال خواهد شد.

همچنین پیش‌بینی می‌شود که نرخ فزوش گاز به چین 350 دلار به ازای هر هزار متر مکعب منظور شده است. این در حالی است که نرخ فروش گاز طبیعی روسیه به اروپا 380 دلار به ازای هر هزار متر مکعب است. چین نیز در مقابل، 50 میلیارد دلار روی احداث خط لوله و دیگر زیرساخت‌های لازم جهت انتقال گاز تا مرزهای خود سرمایه‌گذاری خواهد کرد.

قرارداد مذکور تنها یک‌چهارم تقاضای گاز طبیعی چین را تأمین خواهد کرد، اما احتمال آن وجود دارد که در آینده  مقادیر گاز دریافتی از روسیه تا 60 میلیارد متر مکعب در سال افزایش یابد.

مسلماً مسکو و پکن هر یک بنا به دلایل خاص خود تن به این قرارداد داده‌اند، اما با این وجود می‌توان گونه‌ای همگرایی منافع را نیز در توسعه همکاری‌های دو طرف در حوزه انرژی، مشاهده کرد. بنا به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، چین به‌منظور تولید پنج درصد از انرژی مورد نیاز خود از گاز طبیعی استفاده می‌کند، اما به‌دنبال کاهش کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی با آلایندگی بالا نیز هست. در واقع، ریشه‌ مشکل آلودگی هوای این کشور در مصرف زیاد ذغال‌سنگ و فرآورده‌های نفتی است که آسمان 95 درصد نقاط چین را تیره‌وتار کرده است. این وضعیت، اعتراض‌های متعدد و نیز کاهش سفرهای توریستی به این کشور را درپی داشته است. به این ترتیب، عرضه گاز طبیعی به بخش صنعتی، یکی از گزینه‌های مناسب پیش‌روی دولت چین به‌منظور مقابله با آلودگی هوا است. به‌علاوه، چین در قرارداد مزبور، گاز طبیعی را به قیمت ارزان‌تری نیز خریداری کرده است.

از سوی دیگر، انعقاد چنین قراردادی برای روسیه نیز ضروری بود. اقتصاد روسیه شدیداً وابسته به صادرات گاز طبیعی است و سود حاصل از صادرات گاز طبیعی و نفت، 50 درصد درآمدهای دولت را تأمین می‌کند. صندوق بین‌المللی پول، یک رشد ناچیز 0.2 درصدی را برای اقتصاد روسیه در سال 2014 پیش‌بینی کرده است. این در حالی‌ است که با توجه به بحران اوکراین، سرمایه‌گذاری غربی‌ها در روسیه نیز احتمالاً کاهش خواهد یافت. در واقع، حجم گاز طبیعی صادراتی به چین بنا به قرارداد اخیر، تنها یک‌چهارم مقادیر گاز صادارتی روسیه به کشورهای اروپایی محسوب می‌شود. بنابراین، استفاده از انرژی به‌مثابه یک اهرم سیاسی و کاهش عرضه از جانب روسیه به اروپا، به ضرر اقتصاد خود این کشور نیز خواهد بود.

از طرف دیگر، افزایش تولید گاز در ایالات متحده می‌تواند گزینه مناسبی را به‌منظور تأمین انرژی مورد نیاز، پیش‌روی کشورهای اروپایی قرار دهد، اگرچه تحقق چنین امری در کوتاه‌مدت بعید به‌نظر می‌رسد. اما روس‌ها این احتمال را نیز مد نظر قرار داده‌اند و به‌دنبال گسترش بازار گاز طبیعی خود در شرق برآمده‌اند. البته این امر با در نظر گرفتن رشد قابل‌توجه تقاضا برای انرژی در آسیا نیز قابل توجیه است. در واقع، گذشته از قرارداد گازی بین روسیه و چین، روابط روسیه هم از لحاظ سیاسی و هم اقتصادی با کشورهای آسیایی به‌ شدت در حال گرم‌تر شدن است. رابطه روسیه با ایران در بهترین حالت ممکن و تاریخی آن قرار دارد، سطح هماهنگی سیاسی با چین بالاتر رفته است و حتی متحدان غرب در منطقه نیز به سمت روسیه متمایل شده‌اند.

اما علی‌رغم این‌که قرارداد منعقده بین پکن و مسکو انرژی‌محور است، مشاهده منافع متقابل دو طرف در به چالش‌کشیدن قدرت ایالات متحده و اروپا در ضمن آن نیز چندان دشوار نیست.

در واقع، چینی‌ها نگرانی‌هایی بابت حمایت ایالات متحده از ژاپن و نیز موضع انتقادی مقامات آمریکایی نسبت به اقدامات اخیر چین در دریای چین جنوبی دارند. روسیه نیز به دلیل تحریم‌هایی که ایالات متحده پس از الحاق کریمه به خاک روسیه، علیه این کشور وضع کرد، در مقابل آمریکایی‌ها قرار گرفته است. علاوه‌بر این، روس‌ها نگرانی‌هایی بابت دخالت ایالات متحده در اوضاع لیبی و جهت‌دهی به تحولات اخیر این کشور در راستای منافع خود، دارند.

در واقع، برخی تحلیل‌گران، انعقاد قرارداد گازی بین روسیه و چین را اقدامی از جانب پکن در واکنش به تحرکات ایالات متحده دانسته‌اند. روس‌ها با چنین اقدامی درپی نشان دادن این بودند که قدرت ایالات متحده و همپیمانانش در سازمان ناتو، روبه زوال است.

به این ترتیب، به باور کارشناسان اکنون تنها گزینه‌ای که با توجه به گرم شدن روابط روسیه و چین، پیش‌روی ایالات متحده باقی مانده، شروع صادرات گاز است.

پس از کشف میادین بزرگ گاز طبیعی در نقاط مختلف ایالات متحده، باراک اوباما در سال 2012 پیش‌بینی کرد که آمریکا بزودی جایگاهی مشابه جایگاه عربستان سعودی در حوزه نفت را در حوزه گاز طبیعی کسب خواهد کرد. قانون‌گذاران آمریکایی نیز به‌خصوص بعد از انعقاد قرارداد گازی بین روسیه و چین، اقدامات حمایتی در راستای تقویت جایگاه ایالات متحده در بازارهای جهانی را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

جان هوون سناتور جمهوری‌خواه داکوتای شمالی، قرارداد مزبور را اهرم قدرتی در دست روسیه در جریان مذاکره این کشور با قدرت‌های غربی در رابطه با بحران اوکراین دانسته است.

اکنون که پیوند پکن و مسکو به‌واسطه انرژی مستحکم‌تر شده است، آیا چنین همکاری‌ای می‌تواند زمینه‌ساز به‌چالش کشیدن غرب توسط روسیه و چین باشد؟

در واقع، تحلیل‌گران بر این باورند که این قرارداد تنها شروع کار است. چنین قراردادی از چشم‌انداز روابط بین‌المللی، حاکی از عمیق‌تر شدن پیوندهای بین روسیه و چین در حوزه انرژی محسوب می‌شود. آن‌ها اکنون همکاری تجاری در زمینه مبادله کالاهای مختلف را آغاز کرده‌اند و در حال بنا نهادن پایه و اساسی برای افزایش بیشتر همکاری‌های تجاری در حوزه‌های نفت، گاز، ذغال‌سنگ و الکتریسیته هستند.

وبگردی