۰

پزشکیان: برای حل مشکل تحزب، روحانیت باید جلو بیفتد و کاری بکند/مدام دنبال مقصر می گردیم

  • ۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مسعود پزشکیان,دولت یازدهم,مجلس نهم

مسعود پزشکیان همان قدر که یک سخنران زبردست است، به همان میزان تلاش می کند وارد موضوعات خرد سیاسی نشود.

محمود عزیزی: مکلای نهج البلاغه دان مجلس همه اظهار نظر هایش را بر اساس منطقی که از نهج البلاغه آموخته بیان می کند. می گوید باید طرفدار حق بود.هیچ کس را نباید مطلق خوب یا بد دید و درباره حوزه پزشکی بر عدالت در توزیع خدمات در همه نقاط کشور تاکید دارد.

وزیر بهداشت دوره اصلاحات بعد از دوران وزارت  طبابت می کند و به قول خودش به اندازه 30 سال پول در می آورد. بعد هم براساس درخواست هایی که از او می شود برای نمایندگی مجلس هشتم ثبت نام می کند و برخلاف نظر مسئولان وقت تبریز رای می آورد.

دوستانش می گویند درخواست های زیادی از او برای جراحی در بیمارستانهای مختلف هست، اما خودش تنها در تبریز جراحی می کند. تاکید می کند که در تهران عمل جراحی انجام نمی دهد چون نمی شود بیمار را رها کرد.

بحث که به ساختار مجلس می رسد از نیاز به ساختارهای حزبی در کشور سخن می گوید و وقتی به او می گوییم  این بحث زیادی تکرار شده است، می گوید راه حل رفع این مشکل وارد شدن روحانیت به این بحث است .

مشروح گفت وگوی خبرآنلاین با نماینده مردم تبریز به شرح زیر است:

***

 

ماجرای تاسیس فراکسیون  حامیان دولت به کجا رسید؟

 خبر ندارم.

 از شما به عنوان یکی از موسسانش نام برده می شود؟

 من هیچ وقت  برای این کارها نه خودم را نامزد کردم و نه پیگیری کردم. بعضی وقتها برخی از همکاران  می گویند وارد عرصه شوید تا جناح مقابل فکر نکند که ما در صحنه نیستیم. ببینید! هر کس بخواهد در مجلس رای بیاورد راه خودش را دارد.من این راهها را بلد نیستم بروم.  چون وقتی می خواهی رای بیاوری، باید بروی و دم این یا آن فرد را ببینی .

جوابم را نگرفتم.فراکسیون حامیان دولت در مجلس ممکن است تشکیل شود؟

 نمی دانم.

 نظر شخصی شما چیست؟

 من به آن دوستان گفته ام که اگر این کار را نکنند، بهتر است. به هر حال ایجاد دسته های  مختلف در مجلس درست نیست. فراکسیون ما باید نظارت بر اجرای قانون باشد.

 تشکیل یک فراکسیون می تواند موجب شود  دولت در عرض کمتر از یک سال 5 کارت زرد نگیرد؟

 نه، مشکلی که ما که در مجلس  داریم وجود نداشتن ساختارهای حزبی است. هر نماینده وقتی می خواهد رای بیاورد باید دنبال چیزهایی بگردد که خیلی مواقع به نفع مملکت نیست. مثل اینکه بخواهد یک بیمارستان  در حوزه انتخابیه اش ساخته شود.در حالی که خیلی مواقع نیاز نیست، اما اگر حداقل 2 حزب و جناح در کشور با برنامه مشخص حضور داشته باشند و مردم به آنها رای بدهند، دیگر این طور نیست که یک نماینده برای اینکه در جامعه رای بیاورم  یک پروژه را به یک شهر ببرم تا مردم بگویند چون کاری برای حوزه انتخابیه کرده است  پس دوباره به او رای بدهیم.

 این بحث 35 سال است که در کشور  موجود دارد.ولی هیچ وقت این اتفاق نمی افتد به نظر شما مانع تشکیل حزب  به صورت جدی در کشور چیست؟

 فکر می کنم روحانیت باید جلو بیفتد و کاری بکند. چون تحزب در مواردی گیری با بحث های عقیدتی دارد. این مشکل باعث می شود انگ زدن  ها شروع شود که نتیجه اش قاطی شدن مرزها است.اکثر این احزابی که درست شدند بعد از مدتی ضد اسلام و انقلاب شدند و کنار گذاشته شدند.

بالاخره جامعه روحانیت در ابتدای انقلاب این کار را کرد ..

خوب الان آن روحانیونی که جزو جامعه روحانیون مبارز شدند، طرد شدند.  مشکل ما این است که ادبیات گفت وگو نداریم.

قبول ولی مساله این است که می گوید ورود روحانیت. روحانیت هم در ابتدای انقلاب وارد عرصه شد و حزب جمهوری اسلامی تشکیل شد و مشکلی حل نشد؟

 ببینید. ما قرار است همه چیزمان را براساس اسلام بچینیم. خوب حزب اسلامی را هم باید فقها  و روحانیون مبانی نظری اش را حل کنند تا بدانیم بالاخره کار حزبی خوب است یا بد. اگر امثال من وارد شوند، آنها می گویند تو چه کاره بودی؟

آخر بین روحانیون اندیشمند هم در این زمینه اختلاف است. برخی از آنها معتقدند که اصولا حزب خلاف مبانی اسلام است.

آفرین! دعوا سر همین جا است. مشکل ما این است که یک تعریف واحدی از حق و عدالت  نداریم. تمام رسالت دین اجرای عدالت است.امام زمان که می آید هم برای عدالت است.  آیا تعریف  درستی از عدالت بین روحانیت ما وجود دارد؟ما کجا می خواهیم برویم؟ این چیزی است که روحانیت  باید درباره آن تفاهم بکند. بعد وقتی احزاب درست شد، آنها را بر اساس رسیدن به آن هدف با هم مقایسه کنیم.

ما این تجربه اول انقلاب در قالب حزب جمهوری اسلامی داشتیم. تقریبا همه موسسین آن هم روحانیون بود. در مقابل حزب جمهوری اسلامی حزب خلق مسلمان درست شد .بنابراین روحانیت در این مسیر گام برداشته است...

خوب شما بگویید چرا حزب خلق مسلمان موفق  نشد؟ می دانید چرا؟ چون ما عادت کردیم اگر کسی نظر متفاوتی از من دارد، او را  کافر کنیم.با این افکار نمی شود در کشور حزب درست کرد.

با این توضحیات حزب در کشور ما حالا حالا ها  شکل نخواهد گرفت؟

 تصور من این است .

اگر نمی شود حزب تشکیل داد، نمی شود که کشور را به حال خود رها کرد.بالاخره باید کشور را اداره کرد. چه باید بکنیم؟

 قانون را اجرا کنیم. اگر خراب هم شد بدانیم خودمان بودیم و نیندازیم گردن آمریکا و استکبار.اگر خوب بود همه موثر اند، بد هم شد باز هم همه  مقصریم.هر چه باشد از این بی قانونی فعلی بهتر است.

الان هر کس سازی می زند و هیچ کس هم نمی پذیرد مشکل از اوست.مگر می شود این طور کشور را اداره کرد؟ ما هیچ کار نمی کنیم و فقط حرف می زنیم.

چقدر با این نظر که فراکسیون های سیاسی بتوانند جای خالی احزاب را پر  کنند موافق هستید؟فکر می کنید فراکسیون های مجلس در غیاب احزاب می توانند موفق باشند؟

 ببینید ما تا زمانی که روشمند عمل نکنیم، این ساختارها ما را به آن اهداف نمی رساند؛ من هدفهای ساختارمند در مدت نمایندگی ام ندیدم. دلیل این حرفم هم مشخص است. بالاخره هر گروهی برای هدفی ایجاد می شود. برای رسیدن به یک هدف  استراتژی و تاکتیک های را تعریف و بعد در آن مسیر حرکت می کنند.

الان برخی جریانها در مجلس هر وقت بخواهند از خجالت دولت در می آیند! خروجی اش هم 5 کارت زردی است که شما می گوید  دادن آنها به دولت ناحق بوده است.

 بله، هر وقت می خواهیم برای تخریب هر کاری می توانیم می کنیم.مهم این است که برای ساختن چه کرده ایم.شما بگوئید کدام فراکسیون در این 35 ساله یک موضوعی را به سرانجام رسانده است؟

برای نمونه می توانم به مجلس اول اشاره کنم که یک فراکسیون اکثریت که از حمایت جامعه روحانیت برخوردار بود در مقابل فراکسیون نهضت آزادی که در آن مقطع می خواست برخی حرفها در مجلس مطرح شود،تشکیل شد  و موفق هم بود.

اینکه بخواهیم یک موضوع را در مجلس مطرح کنیم بدون فراکسیون هم می شود. یا اینکه فلان موضوع در مجلس رای بیاورد یا نیاورد، چندان سخت نیست.سوال من این  است که چه چیزی را از جامعه حل کردیم. بالاخره  اگر اکثریت بخواهد چیزی را  تصویب کند، می تواند. 

بالاخره این کارکرد فراکسیون  است؟

 بله، ولی سوال من این است که چه مشکلی را حل کردیم؟ این فراکسیون اکثریت ها چه مشکلی را حل کردند؟

 حرف این  است که فراکسیون ها می توانند یک پایلوت برای کار حزبی باشد؟

اگر ساختار علمی به خودش بگیرد. خیلی از کارهای ما در حوزه های مختلف این طور است که می خواهیم به سمت کرج برویم اما به سمت جاده قم حرکت می کنیم. خوب هر قدر به قم نزدیک شویم، از  راه کرج دورتر می شویم.

ازاین موضوع بگذریم. از نتیجه انتخابات 92 باید نتیجه بگیریم که اصلاح طلبان خود را بازسازی کردند؟

نمی دانم.قضاوتی ندارم.

بالاخره شما فعال سیاسی که هستید و حتما برآوردی از فضا دارید؟

من به صورت تشکیلاتی  با هیچ کس ارتباط ندارم.البته ایده  و نگاه من اصلاح طلبی است و معتقدم کسی که می خواهد اصلاحات بکند، حتما باید اصولی داشته باشد.من نمی دانم چرا در این مملکت با اصلاحات مشکل داریم.

مخالفان اصلاح طلبان می گویند اصلاح طلبان  دریک مشترک لفظی با هم یکی هستند، اما هر کس برداشتی شخصی از اصلاحات دارد.

 از نظر من تعریف  اصلاحات یعنی اثر بخشی، کارایی، مدیریت و عدالت.  این همه امور را شامل می شود. وقتی  می خواهی اصلاحات کنی یعنی روند موجود را اثر بخش کنی، کارایی اش را افزایش دهی و عادلانه اش کنی. هر کس در هر کدام از این متغییر ها یک قدم به جلو بگذارد، اصلاح طلب تر است.هر کس  ادعا می کند اصولگرا است باید اصلاحات بکند .یعنی روند موجود را به سمت اثر بخشی و کارآمدی ببرد. من نمی فهم سر چه چیزی دعوا است؟

دعوا سر خروجی هایی که از اصلاح طلبان بیرون آمد و حالا در لندن و آمریکا باید سراغشان را بگیریم.

مشکل ما این است که مدام دنبال مقصر هستیم،اما دنبال اشکال نمی رویم.

کسانی که با اصلاح طلبان مخالفت می کنند حرفشان بر رفتار های ساختار شکنانه این طیف در گذشته است که پذیرفتنی نیست؟

ما بستری را آماده نکریم که اگر کسی نقد می کند بتواند آزادانه زندگی اش را انجام دهد.باید منظورمان را از  اسلام مشخص کنیم که دنبال چه هستیم؟ ما بگوییم دنبال  چه چیزی می گردیم. بعد ببینیم  این روش که داریم الان به سمتش حرکت می کنیم، ما را با آن اهداف می رساند یا نه؟  اگر  این روش ما را به هدف نمی رساند یا اینکه ریزش آن زیاد است ، آیا راههایی  دیگری وجود ندارد که ما را به آن اهداف برساند و ریزش آن کمتر باشد؟

مخالف شما معتقد نیست راهی که دارد می رود غلط است.

اشکالی ندارد. من سوال می کنم الان صداقت در جامعه ما بیشتر شده است یا کمتر؟ دروغ، ریا کمتر شده است یا بیشتر؟ چرا این طور شده است؟ ما طوری رفتار کردیم که صداقت مشتری ندارد.

من معتقد نیستم با این روش های فعلی می شود وضعیت حجاب را بهتر کرد. از آن طرف هم معتقد نیستم که  نظارت نباشد که فساد و فحشا گسترش یابد. حرف من و امثال بنده این است که از این راه دوم برویم بهتر است.خوب راهش این است که این دو روش را در 2 مرکز به صورت پایلوت اجرا کنیم. نه اینکه انگ بزنیم  و بگوییم تو ضد اسلام هستی.ما برای جوانهایی که در حال پیر شدن هستنند و اشتغالی ندارند دلواپس نمی شویم، اما نگران لاخ مو هستیم.

 چندی قبل یکی از اصلاح طلبان گفته بود که نگاهش به این دولت مثل رحم اجاره ای است. برخی هم از واژه« سر پل» استفاده کردند. از این ادبیات باید نتیجه بگیریم که رابطه اصلاح طلبان با دولت  براساس منفعت های سیاسی است؟

طیف اصلاح طلب وسیع است اما قاعدتا فهم من این است که آنها باید از انتخاب روحانی خوشحال باشند. چون بقیه نامزدها با اصلاح طلبان فاصله بیشتری داشتند.

 اگر روحانی نبود عارف می توانست اصلاح طلبان را نمایندگی کند؟

 عارف می توانست یک گروهی را به دنبال خود بکشد ولی نمی توانست برنده انتخابات باشد.

 این حرف یعنی نگاهتان به عارف مثبت نیست؟

 من هیچکس را مطلق قبول و رد نمی کنم.آدم ها  را باید متعادل دید. نه باید کسی را خدا دانست و نه کسی را له کرد.

یک زمان اگر کسی آقای هاشمی را در این کشور نقد می کرد، ضد اسلام و دین و مذهب بود وامروز هم  اگر کسی  تعریف کند، ضد اسلام و دین و مذهب است.تعادل یعنی  اینکه همه چیز را منصفانه ببینیم.بنابراین هر کس اعم از آقای هاشمی، عارف، روحانی، احمدی نژاد و... نه مطلقا خوب است و نه مطلقا بد.هر کدام از اینها معایب و مزایایی دارند . انسان ها را با حق باید سنجد نه حق را با انسانها.

از این جهت پرسیدم که با سلیقه سیاسی شما آشنا شوم؟

من سلیقه ام در چارچوب قانون است.  هر کس بیاید و قانون را اجرا کند، من شخصا با او همکاری می کنم.مساله این است که ما سیستمی درست کردیم  که گریز از قانون در آن طبیعی بوده است. مشکل این است که قانون را اجرا نمی کنیم.

در این گفت وگو فراوان به موضوع قانون گرایی تاکید کردید؟ میزان قانون گریزی از نگاه شما در کشور چه میزان است .

 در دولت قبل دیوان محاسبات می گفت 50 درصد قانون اجرا نشده است. شما از این عدد به بقیه موضوع ها برسید.

به دلیل همین عدم قانون گرایی بود که درمجلس هشتم ملاحظه خانم دستجردی وزیر وقت بهداشت دولت دهم را می کردید با اینکه یادم هست در مجلس شما از منتقدین وزارت بهداشت دولت احمدی نژاد بودید.

علت اینکه ما کوتاه می آمدم این بود که مشکل این بود که  رئیس جمهور خودش اجرای قانون را قبول نداشت و نمی خواست اجرا کند.وزیر در رابطه با قانون هیچ کاره بود چون آقای احمدی نژاد پول نمی داد  و می گفت هزینه برای سلامت تمامی ندارد پس خرج نمی کنیم!حرف ما این بود که همه باید به قانون سر خم کنند. دولت قبول ندارد، لایحه بیاورد و اصلاح کند. مجلس قبول ندارد، طرح بیاورد و در مجلس تصویب کند.ولی تا زمانی که امری قانون است همه باید رعایت کنند. رسانه ها باید رفتار غیر قانونی را تقبیح کنند.

/ 212212

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.