• ۱۲بازدید

سفیر اسبق ایران در آذربایجان: چراغ سبز اردوغان را جدی بگیریم/ ایران باید مسیر انرژی به اروپا شود

ترکیه,ایران و ترکیه

سفیر اسبق ایران در آذربایجان می گوید: چراغ سبز اردوغان حاکی ازاین است که دولت وی در گسترش مناسبات اقتصادی با ایران کاملا جدیست و ایران هم باید از این فرصت استفاده بهینه کند.

سعید جعفری: ایران و ترکیه از دیرباز و از زمان حضور امپراتوری عثمانی روابط ویژه و مهمی با یکدیگر داشته‌اند. از جنگ‌های پیاپی تا صلح‌های ناپایدار. تهران و استانبول به مرور زمان و با تغییر تعریف‌ها در روابط بین‌الملل از دو رقیب به دو دوست تبدیل شده‌اند. تا جایی که احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه روابط دو کشور را در قالب مراودات آلمان و فرانسه منطقه قلمداد می‌کند.

پس از سفر اردوغان به تهران، حال آقای روحانی به ترکیه سفر کرده است و این نشان از میزان اهمیت دو کشور برای یکدیگر دارد. برای فهم بهتر روابط تهران - آنکارا با دکترافشار سلیمانی سفیر پیشین ایران در آذربایجان گفتگویی انجام دادیم که در پی می‌آید:

ترکیه از چند جهت برای ما مهم است، راه ما با اروپا است. در وضعیت تحریم‌ها به ما پشت پا نزده است و همچنین همیشه محل تنفسی برای ما بوده است. اما روابط تهران و آنکارا در چند وقت اخیر با چالش‌هایی همراه بوده است. تحلیل شما از روابط دو کشور چیست؟

همان‌گونه که شما اشاره کردید روابط ایران و ترکیه برای ما بسیار مهم است و این رابطه در دولت تدبیر و امید بهبودیافته، در دولت پیشین روابط ایران با همه دنیا بد بود، ترکیه هم از این قاعده مستثنا نبود، هرچند مواضع برخی از دولتمردان در رابطه با برخی مسائل ترکیه از جمله بحث استقرار موشکهای ناتو در خاک ترکیه در مناطق مرزی این کشور با سوریه در روابط دوجانبه مشکل‌ساز شد. ما باید بتوانیم در روابط خارجی خود بر اساس منافع مشترک عمل کنیم و بیش‌ترین امتیاز را به دست می آوریم. بر این اساس من در مجموع احساس می کنم که دو کشور می‌توانند بر مبنای تاکید بر اشتراکات با یکدیگر به تعامل دست یابند. اگر بتوانیم در سیاست خارجی با هر کشوری بر اساس منافع مشترک حرکت کنیم حتی اگر اختلاف نظر داشته باشیم ( مسئله ای که غیر قابل انکار است و طبیعتا با تمام کشورها اختلافاتی وجود دارد) بیش‌ترین و بهترین نتیجه را می‌گیریم. ما جایی دچار اشتباه می‌شویم که منافع مشترک را در نظر نمی‌گیریم و به سراغ اختلافات می‌رویم. در این صورت نه تنها روابط دچار مشکل می‌شود، بلکه منافع مشترکی که بر پایه دیدگاه‌های همسان بنا می‌شود نیز کنار گذاشته می‌شود.
اینک که درسفر آقای اردوغان به ایران مقررشد شورای مشترک همکاری استراتژیک بین دوکشور تشکیل شود وریاست آنرا نخست وزیر ترکیه و معاون اول رییس جمهور ایران برعهده گیرد ودر همین سفر آقای روحانی این شورا اعلام موجودیت خواهدکرد ضروریست براساس نظرات کارشناسی وبادید عملیاتی این شورا شروع به کارکند که نتایج ملموسی در پی داشته باشد.

در حالی که کمتر از یک سال از روی کار آمدن آقای روحانی می‌گذرد، ترکیه تنها کشوری است که روسای جمهور دو کشور به پایتخت‌های یکدیگر سفر کرده‌اند و این نشان از اهمیت گسترش مناسبات برای تهران و آنکارا دارد. حال با انجام سفر آقای روحانی چه اتفاق مثبتی می‌تواند در روابط دوجانبه مشاهده شود؟

قبل از پرداختن به پاسخ این سوال لازم میدانم به چراغ سبزی که آقای اردوغان روز گذشته درآستانه دیدار آقای روحانی ازترکیه روشن کرد و از تحریمهای غرب علیه ترکیه در روابط اقتصادی با ایران انتقاد کرد اشاره کنم ، این کنش اردوغان حاکی ازاین است که دولت وی در گسترش مناسبات اقتصادی با ایران کاملا جدیست و ایران هم ازاین فرصت باید استفاده بهینه کند.البته فکر میکنم در دوره جدید بهتراست توسعه همکاریهای دو کشور رویکرد صنعتی هم باید داشته باشد که به نفع طرفین در ابعاد سرمایه گذاری، تکنولوژی و اشتغال زایی است.
به هرحال روابط ما با ترکیه به لحاظ سیاسی، اقتصادی، تجاری، امنیتی، فرهنگی و مردمی بسیار قابل توجه است. هرچندکه سالانه قریب دومیلیون ایرانی به ترکیه میرود و چند میلیارد دلار ازهمین طریق از کشور خارج میشود اما همین ترددها آثار اقتصادی برای ایران هم دارد.البته اگر به مرور زمان تعداد ترکهایی که به ایران رفت وآمد می کنند به همین رقم برسد بسیار خوب خواهد بود، هرچند که رسیدن به چنین هدفی نیارمند تقویت زیرساختهای توریستی و اقتصادی و برخی جرح و تعدیلهاست. همچنین تعاملات اقتصادی مشترک میان دو کشور بسیار خوب است و قرار است تا سقف سی میلیارد دلار در سال برسد که امیدواریم شعار نباشد.

همین مسئله در صورت تحقق می‌تواند پیوندهای دوجانبه را مستحکم تر و عمیق تر نماید. حال که آقای روحانی به ترکیه سفر کرده، می‌توانند در فضای مساعدی که از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم ایجادشده استفاده کرده و شرایط را برای پی ریزی و استحکام مراودات تهران و آنکارا فراهم سازد. ضمن اینکه این علاقه در طرف ترک هم وجود دارد. آقای اردوغان به دلایل متعدد از گسترش مراودات با ایران استقبال می‌کند. یکی از این دلایل، مسائل ثالث است. به عبارت دیگر اردوغان در زمان مواجه با بحران‌هایی چون پارک گزی و افشای فساد مالی دریافت که آمریکایی‌ها و همچنین اسرائیل از افزایش فشار بر وی حمایت کرده و حتی شیطنت‌هایی هم در این رابطه انجام می‌دهند.

بر همین اساس ایران و ترکیه بیشتر از این‌ها می‌توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. ضمن اینکه هنوز مشکلات ایران و آمریکا هم حل نشده است و تهران هم به نوعی به بهبود روابط با آنکارا نیازمند است. در مجموع سفر آقای روحانی سفر مفیدی خواهد بود و می‌توان با تاکید بر اشتراکات، به منافع بیشتری دست یافت. اشتراکات منافع دو کشور بسیار زیاد است، فروش نفت وگاز و ترانزیت گاز از ترکیه ازجمله این موارد است.

به مسئله گاز اشاره کردید، پیش آمدن تحولات اوکراین مسئله استفاده اروپا از منابع گاز ایران را تقویت بخشیده است. در این رابطه نقش ترکیه چگونه تعریف می‌شود؟

حدود 30 الی 40 درصد نیاز انرژی و گاز اروپا توسط روسیه تأمین می‌شود. حال با پیش آمدن بحران اوکراین اروپایی‌ها به این فکر افتاده‌اند که آلترناتیوهایی برای گاز روسیه پیدا کنند. یکی از بهترین گزینه‌ها، ایران است. از سوی دیگر متأسفانه ما طی سال‌های اخیر به نوعی عمل کردیم که به کارت بازی روسها تبدیل شدیم. حال که ترکیه راهبرد تبدیل شدن به مسیر ترانزیت انرژی به اروپا را پیگیری میکند و این راهبرد با منافع ایران هم سازگاراست ما می توانیم از این طریق سود فراوان اقتصادی و امنیتی ببریم .17 درصد گاز جهان در ایران انباشته شده است. باید ضمن حل مشکلات سیاسی موجود در روابط خارجی وجذب سرمایه وتکنولوژی با اتمام طرحهای موجود گازی و اجرای طرحهای جدید این مهم را در سرلوحه برنامه های توسعه کشور قرار دهیم. از ترکیه هم می توانیم جذب سرمایه کنیم تا به مرور زمان به منبع تأمین کننده انرژی و به ویژه گاز اروپا بدل شویم. این بازی برد -برد برای تهران و آنکارا است.

مسئله تحریم‌ها یکی از مواردی است که مسئله صدور گاز ایران را با مشکل مواجه کرده است. برخی از منتقدان به این نکته اشاره کرده‌اند، در شرایطی که شرکت‌های اروپایی حتی اجازه بستن قرارداد با ایران را ندارند، چگونه انتظار داریم که به عنوان آلترناتیو انرژی روسیه برای اروپا مطرح شویم؟

مسئله تحریم‌ها سر جای خودش است، ولی به هر حال باید مقدمات این کار انجام شود. موضوع این است که شرایط برای این کار فراهم شود. ما باید با همکاری ترکیه زمینه‌ای را ایجاد کنیم که در صورت برداشتن تحریم‌ها بتوانیم در مسئله ترانزیت انرژی و گاز نقش پررنگی داشته باشیم. بیش از سه دهه از انقلاب ایران گذشته و ما در آن روندی را دنبال کردیم که زیانش بسیار بیشتر از سودش بوده است. ما فرصت‌های بسیاری را از دست داده‌ایم. فرصتی‌هایی که خودمان به مسیر ترانزیتی انرژی تبدیل شویم را از دست دادیم. فرصت‌هایی که متأسفانه بسیاری از آن‌ها جبران ناپذیر است. مثال بارزش هم مسیرنفتی باکو - تفلیس - جیحان ومسیر گازی باکو -تفلیس -ارزروم است. این خط لوله زمانی منعقد شد که ایران با غرب مشکل داشت. هرچند برخی می‌گویند غرب با ما مشکل داشت و مسائلی از این دست. اما به هر حال خروجی کار این بوده که ما فرصت‌ها را از دست داده‌ایم. دیگر نباید این فرصت‌ها به سادگی از کف برود.

اگر ایران مسیر انرژی شود، مفهومش این است که هم درآمدزایی داریم، هم اشتغال‌زایی خواهیم داشت و هم امنیت ملی ما در سطح بالایی تضمین خواهد شد. اگر ما منافعی برای دیگران داشته باشیم (البته نه به آن معنا که بخواهند در امور داخلی ما دخالت کنند) آن‌ها مجبور شوند احتیاجات خود را از ما برطرف کنند، در آن صورت امنیت ملی ما هم به سادگی تأمین خواهد شد. شما فکر می‌کنید اگر اروپا به گاز روسیه نیاز نداشت، پس از بحران اوکراین، غرب همین برخورد را با روسیه انجام می‌داد؟ یقین داشته باشید که برخورد بسیار جدی تری در انتظار مسکو بود. ما هم مورد مشابهیم. ما در شاهراه مسیر انتقال انرژی و حمل و نقل قرار داریم. در طول هشت سال قبل از دولت تدبیر وامید ما نتوانستیم سرمایه‌گذاری زیرساختی بلندمدت انجام دهیم، درحالی‌که مزیت ما انرژی است. ما طی سال‌های گذشته خیلی ملاحظه روسیه را کرده‌ایم و در مقابل هم دست آوردی دریافت نکردیم. چه در بحث خزر، چه مسائل هسته‌ای و چه در مسائل قفقاز. ما به جای اینکه به نفع خود کار کنیم به سود روسیه و برخی کشورهای دیگر اقدام کرده‌ایم.ایران می تواند گاز ترکمنستان را هم به ترکیه و از آنجا به اروپا منتقل کند. همچنین گازایران می تواند از طریق آذربایجان هم به مقاصد ثالث انتقال یابد.

مسائل منطقه‌ای و لزوم توجه به آن یکی از مواردی است که ما در سیاست خارجی خود نسبت به آن غفلت ورزیدیم، این موضوع به ویژه در خصوص همسایگان شمالی و همچنین کشورهای منطقه قفقاز پررنگ تر بوده است. با توجه به اینکه ترکیه در این قسمت‌ها به نفوذ قابل‌توجهی دست پیدا کرده، چه اقداماتی از سوی ایران می‌تواند ما را در دستیابی به منافع منطقه‌ای خود یاری رساند؟

ما می‌توانیم پکیجی را در چارچوب همکاری‌های چهار جانبه با حضور ایران، ترکیه، گرجستان و آذربایجان در حوزه های مختلف انرژی، حمل و نقل و همچنین مناطق آزاد،تدوین و سرمایه گذاری های مشترک کنیم. این چهار کشور در کنار یکدیگر می‌توانند مجموعه ای را با یکدیگر شکل دهند که تأمین کننده منافع جمعی آن‌ها در معادلات منطقه‌ای باشد. ما حتی می‌توانیم سرمایه گذاری مشترک بین چهار کشور را انجام دهیم، هرچند ممکن است روسها مخالفت ها و کارشکنی هایی انجام دهد، که حتما هم انجام خواهند داد، چراکه در بحران اوستیا و آبخازیا مسکو نشان داد روند تحولات در گرجستان تا چه حد برایش مهم است. به نظر من آقای روحانی در این سفر باید پیشنهاد همکاری‌های 4جانبه را بدهد.

همکاری‌های 3 جانبه میان ایران، ترکیه و آذربایجان تا به حال منافع چندانی برای ایران نداشته و تنها در حد برگزاری اجلاس محدود مانده است. باید تعریف عملیاتی از پروژه ها انجام شود که خود آن به لحاظ امنیتی مهم است. هر چقدر همکاری‌های ما با کشورهای منطقه در قالب‌ها و زمینه‌های مختلف تقویت شود، امنیت منطقه‌ای ما هم تقویت می‌شود. مدلهای چهارجانبه وپنج جانبه منطقه ای دیگری هم می توانیم تدارک کنیم.رویکرد ما باید ازامنیتی -اقتصادی به اقتصادی - امنیتی تغییر کند.

کمی بیشتر روندها و ساز و کارهای این اتحاد چهار جانبه را شرح دهید. به نظر شما چه اقداماتی در این راستا باید صورت بگیرد و به صورت مشخص چه دست آوردهایی می‌تواند برای ایران حاصل شود؟

به ظن بنده برخلاف رویه مرسوم که نشستهای منطقه ای و چندجانبه را درسطح وزرای خارجه برگزار می کنیم ودیگر کشورها هم این چنین می کنند باید این نشست 4چهارجانبه را درسطوح وزرای اقتصادی، تجاری، گمرکی وصنعتی برگزار کنیم و بجای کمیسیونهای مشترک دوجانبه ، کمیسیونهای مشترک چندجانبه با هدف تصویب طرحهای اجرایی مطالعه شده برگزارکنیم.علاوه برچسبندگی ژیو پولیتکی با یکایک همسایگان ، بصورت چندجانبه هم میشود این کاررا انجام داد.پیوند اقتصادی ایران وترکیه با قفقاز جنوبی و پیوند این دو با کشورهای خزری ودرآن سو با دریای سیاه برای همه این کشورها سود آوراست ، ضمن اینکه موجب تقویت صلح وثبات منطقه ای میشود و به حل بحرانهای موجود منطقه ای مانند قره باغ کمک میکند.

به عنوان آخرین سؤال به بحث سیاست خارجی ایران و وزارت خارجه بپردازیم، وزارت خارجه ما از یک مسئله رنج می‌برد و آن این است که از فقدان استراتژی ضربه می‌خورد. توقعات از آقای روحانی و ظریف این بود که این نقص رفع شود، ولی در شرایط فعلی شاهدیم که وزارت خارجه تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد مذاکرات هسته‌ای قرار داده است و باز هم خلأ استراتژی دیده می‌شود.

در زمان آقای خاتمی تحولی که در وزارت خارجه رخ داد این بود که ما استراتژی روابط خارجی با کشورهای مختلف را تدوین کردیم و تاکتیک‌های نیل به آن استراتژی را هم به رشته تحریر در اوردیم، برغم برخی آقایان مشکلات درداخل و خارج تا حدود زیادی هم موفق بودیم.اما دردولتهای نهم ودهم با چالشهای زیادی مواجه شدیم. البته استراتژی نوشتن یک بحث واجرای آن بحث دیگری است. وقتی راهبرد را بر مبنای مباحث آکادمیک و تئوریک می‌نویسید یک بحث است، اما عملی کردن آن بحث دیگری است. ساختار نظام ما به گونه‌ای شده که 50 درصد آنچه که من به عنوان کارشناس در وزارت خارجه نوشتم هم اجرا نمی‌شود. تئوری های روابط بین‌الملل و سیاست خارجی و مؤلفه‌های موثر، پارامترهای ثابت و متغیر در سیاست خارجی به من می‌گوید که استراتژی با کشور A این‌گونه نوشته شود، اما وقتی من می‌نویسم برخی موانع و ملاحظات درون سیستمی وجود دارد که از اجرای آن ممانعت به عمل می‌آورد. لذا ما در ابتدا باید بازنگری در برخی مفاهیم و اصول انجام دهیم. با توجه به اینکه بیش از سه دهه از عمر جمهوری اسلامی گذشته نیاز به این بازنگری کاملاً لازم است.محور اصلی باید منافع ملی کشور محاسبه شود وزیان حول همین محور است.به نظر بنده حتی ساختار وزارت خارجه براساس اولویتهای منافع ملی تنظیم نشده است که نیاز مند تحول اساسی است.

به نظر شما در بحثهای منطقه ای بویژه سوریه با توجه به اختلاف مواضع دو کشور ، دوطرف چه رهیافتی را باید برگزینند؟
همانطوریکه در گفتگوی قبلی کافه خبر اشاره کرده بودم به نظر بنده با تعدیل نسبی رویکردهای دو طرف در موضوع سوریه و نگرش واقع بینانه تر به صحنه تحولات سوریه ومنطقه، امکان رایزنی دوکشور در راستای حل بحران ازطریق برگزاری نشستهای چندجانبه با بازیگران داخلی و خارجی باهدف تقریب مواضع آنها به یکدیگر و رسیدن به طرحی قابل اجرا فراهم شده است که درگام اول برگزاری نشست چهار جانبه میان ترکیه، ایران، دولت سوریه و مخالفان بشاراسد می تواند شروع خوبی در راستای همکاری منطقه ای باشد، البته در همین نشست یا نشستهای بعدی می توان از دیگر بازیگران غربی وعریی هم دعوت کرد. هرچند که اختلاف منافع و دیدگاه میان بازیگران بویزه با ایران اندک هم نیست.

5249

وبگردی