۰

نامه ای به دوست دلواپسم

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

جناب اقای دکتر عباس مقتدایی دوست وهم دانشگاهی عزیز و نماینده محترم مجلس شورای اسلامی اظهارات شما را در جمع دلواپسان شهراصفهان در خبرگزاری ایسنا خواندم. پیش از هر چیز شایسته می دانم بگویم که خوش بختانه شما علیرغم آنکه حامی فکری دولت پاک تاریخ ایران( دکتر احمدی نژاد) بوده اید شخصا و به درستی پاکدست و بری از برخورداری از رانت اقتصادی و تجاری هستید. اما چند نکته از سخنرانی شما نقل شده که مغایر بینش پیشین و دانش سیاسی تان است و نمی توانم به عنوان دوست و یک شهروند بدون پاسخ از کنار آن بگذرم:

 

1) فرمویده اید: "اصطلاح برد - برد را می‌توانستیم در هشت سال جنگ تحمیلی هم به کار ببریم و جنگ را سریع خاتمه دهیم، اما رزمندگان پای اعتقادشان ایستادند و جنگیدند و پس گرفتند آن‌چه میخواستند به زور از ما بگیرند" پیش از نقد نظرتان یادآوری می کنیم که هم  سن و هم توان شما  این امکان برای تان فراهم می کرد که در زمره رزمندگان دفاع مقدس قرار گیرید! که لابد توفیق همراه تان نبوده است.اما اینکه منطق برد برد را نقد کرده اید شما را به سیره حضرت  حضرت محمد(ص) در صلح حدیبیه ارجاع می دهیم. همان جایی که دلواپسانی چون شما در برابر حضرتش لب به اعتراض گشودند و او با ایمان به راهش که "صلح"در برابر  جنگ  بود پایمردی کرد و بعدتر مکه بی خشونت فتح شد.

2) فرموده اید:" انقلابی هستید و نه دیپلمات" فراموش نفرمایید انقلابی بودن به ذات خودحسن تلقی نمی شود. انقلابی بودن هم چون تیغ است که بسته به اینکه به چه کار آید باز تعریف و ارزشیابی می شود.آنچه در فرهنگ دینی( ونه ایدئولوژی) ممدوح است متخلق بودن به صفات راستگویی،عدالت، اخلاق، وفاداری به پیمان، نوعدوستی، انصاف و دیگر ارش های نبوی است و نه révolutionnaire بودن که واژه ای مستحدث و اروپایی است. در دانشگاه باهمدیگر آموختیم که موفقیت هر سازمان اجتماعی در کارکرد درست نقش های هر سازمان است. پس درست بنظر نمی رسد که بر کارکرد درست وزارت خارجه ایران اسلامی که دیپلماتیک رفتار می کند خرده بگیریم.

3) تاکید کرد ه اید:" آقای روحانی باید متوجه باشد که قانون اساسی ما قانونی امت محور است نه ملت محور پس سخنانی از جمله این‌که به زور نمی‌توان کسی را به بهشت فرستاد یا این‌که نباید در زندگی مردم دخالت کرد، صحبت‌هایی است که با این اصل نمی‌خواند و ایشان بدانند ما آمده‌ایم تا جلوی جهنمی شدن عده‌ای را بگیریم" فراموش نفرمایید که خداوند رحمان به محمد(ص) پیامبر نهیب می زند که:" انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر" در این ایه خداوند بر ماموریت پیامبران تاکید می کند و می فرماید وظیفه  پیامبران تذکر است و یادآوری می کند آنها به مردم تسلطی ندارند. اصلا قاعده خلقت بر انتخاب آزاد و تبیین اندیشه درست استوار است و نه الزام و تحمیل به مردم ! نه شما و نه هیچ کس نمی تواند جلوی جهنمی شدن عده ای از مردم را بگیرد و این ماموریت را خداوند به شریف ترین مخلوقاتش (پیامبران) نیز نسپرده است. اما شما با طرح این نظریه  می توانید باعث اعمالی شوید که عده ای دنیای مان  را جهنم کنند.

با هم آموخته ایم که امت و امامت ارتباطی معنوی و مختارانه  است و ملت واژه ای برای تبیین حقوق و تکالیف ملت و دولت در عصر حاضر.در اصل نخست میثاق ملی آمده است:"حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه اش بع حکومت حق و عدل قرآن در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالقدر تقلید حضرت آیتالله العظمی امام خمینی در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یمهزار و سیصد و پنجاه و هشت ....به آن رای مثبت داد" اگر به عقیده شما همان رابطه امت و امامت برای اداره امروز جامعه کفایت می کرد پس چرا میثاق ملی نوشته و به رای گذاشته شد؟ چرا در این میثاق ملی فصل سوم حقوق ملت گنجانده شد؟ چرا فصل هشتم در میان فصول سیزده گانه قانون اساسی مندرج و به رای ملت گذاشته شد ؟

4) فرموده اید: "متاسفانه روحیه اشرافی‌گری در جامعه در حال بازسازی است و ما دلواپسیم، " دوست عزیز چرا در زمان دزدی های کلان از بیت المال در هشت سال دولت پاک تاریخ ایران،دلواپس نشده اید؟ نکند در جهان ارتباطات امروزین بی خبر مانده اید و به تازگی از آن ویران کردن ها و به یغما بردن ها آگاه شده اید؟

5) ابراز کرده اید:"  کشور با یک شیب ملایمی به سمتی غربی شدن در حال حرکت است و باید هوشیار بود؛ چراکه این کشور با شهادت به این جا رسیده است، کسانی که در غرب تحصیل کرده‌اند به خود و اطرافیان نگاه نکنند و بیدار باشند تا مردم آن‌ها را از خواب بیدار نکنند" نیک می دانید نه غربی شدن سراسر عیب است و نه  یک پارچه شرقی و سنتی ماندن حسن!

در تعالیم دینی به ما سفارش کرده اند هر اندیشه و ابزار نیک را از هر کجا بیاموزیم و بکاربندیم. و اصلا نیکی  و مفید بودن جغرافیا ندارد و متعلق به همه بشریت است. نه تحصیل در غرب عیب است و نه در دانشگاه آزاد شهرضا درس آموختن به خودی خود حسن تلقی می شود.فراموش نفرمایید همان مجلس شورا  که مفتخربه حضور در آن هستید از دستآورد های تجربه بشرغربی است.

در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای شما از خداوند رحمان می خواهم که به همه ی ما توفیق صداقت در گفتار ، عمل  مبتنی بر باور و شفقت بر خلق را عنایت کند.

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.