افزایش جمعیت ایران،یک نیاز سیاسی

سیاسی

کشور ما برای عرض اندام در جامعه ی جهانی به نیروی جمعیتی نیاز کامل دارد.این نیاز فقط جنبه ی اجتماعی و اقتصادی ندارد، بلکه نیازسیاسی ما به مراتب بیشتر و مهمتر است.نیازی که اصلأ قابل اغماض نیست.مسوولین باید باور کنند که این مشکل در کوتاه مدت حل شود ،چرا که فرصت برای حرکت رو به جلو نامحدود و همیشگی نیست.

 

جمعیت شناسان مدتهای مدیدی است که در مورد پیر شدن جامعه ی ایران در چند دهه ی آینده هشدار داده اند.بررسی جوامع توسعه یافته و در حال توسعه که وضعیتی مشابه ما داشته اند ،تجربیات علمی کافی و لازم را در اختیار مسوولین قرار داده است و به احتمال زیاد همین دستاورد های علمی و تجربیات دیگر کشورهاست که این فکر را تقویت کرده است  که علاج واقعه قبل از وقوع بنمایند و در پی رفع مشکل باشند

اگر نگاهی به فراز و نشیب جمعیتی ایران بیاندازیم ازپنجاه سال  گذشته به این طرف برهه های مختلفی را پشت سر گذاشته ایم .دهه ی پنجاه اولین جهش بزرگ در پیشگیری جمعیت با شعار "دو تا بچه کافیه" آغاز شد . داشتن فرزند زیاد نوعی واپسگرایی و نقطه ی مقابل روشنفکری به حساب می آمد . خانواده ها سعی داشتند با کنترل جمعیت  و با استدلال زندگی راحت تر  و آرامش بیشتر با فرزند کمتر ،خود را هماهنگ کنند .

راههای پیشگیری به همراه آموزش علمی و در اختیار گذاشتن امکانات به صورت رایگان از برنامه های کنترلی جمعیت به حساب می آمد.شروع انقلاب با توجه به گستردگی آن در همه ی زمینه ها ، این معیار را هم تا حدی در قسمتی از بدنه ی اجتماع به هم ریخت . دوران دفاع مقدس و رویکرد تقسیم امکانات به نوعی خانوارهای دارای جمعیت بیشتر را برای مدتی امیدوار ساخته و حتی مشوقهای غیر مستقیم ،خرسند کننده ی بسیاری شده بود.

 درپایان دوران هشت ساله ی  جنگ تحمیلی و شروع دوران سازندگی بار دیگر کنترل جمعیت و همان شعار "فرزند کمتر ،زندگی بهتر" بار مثبت به خود گرفت و این بار قبح داشتن فرزند زیاد به حدی شدت یافت که با حاکمیت فرزندان به عنوان محور اصلی زندگی و به گفته ی دیگر "دوران فرزند سالاری" که هنوز هم ادامه دارد،کار را به جایی رساند که خود فرزندان عامل سرزنش کننده ی والدین شدند.معمولأ از گفتن تعداد زیاد خواهر و برادر در جمع دوستان و مجامع عمومی احساس سرشکستگی داشتند . سعی می کردند در گردشهای خانوادگی خود را از جمع خانواده جدا کرده و به هر بهانه ای متوسل می شدند تا از قرار گرفتن در اجتماع خارج از خانه ،خود داری کنند.

زندگی آپارتمان نشینی و دستورات شفاهی و کتبی مسوولین در ساخت حداقل فضای زندگی به بهانه ی شرایط زیست محیطی و گسترش شهر نشینی و افزایش سن ازدواج ،بیکاری جوانان،بالا رفتن توقعات رفاهی و نیازمندیهای اجتماعی و صدها دلیل دیگر مشوق و حتی مجبور سازنده ی جامعه به سمت کم زایشی و نداشتن فرزند و یا تک فرزندی است.

اگر به درد دلها و نجواهای خانوادگی در آشکار و نهان توجه داشته باشیم آنقدر دلیل برای نداشتن یا کم داشتن فرزند وجود دارد که هیچ کدام از راه حلهای کنونی عامل افزایش دهنده ی جمعیت - حد اقل در کوتاه مدت - نخواهد بود. شاید ذکر این نکته ضروری باشد که مسأله ی جمعیتی ما  هیچ شباهتی به نمونه های اتفاق افتاده در جهان ندارد.

اینکه بعضی از کشورهای توسعه یافته با جذب نیروهای متخصص از سایرنقاط جهان جمعیت خود را افزایش می دهند راهکار مناسب جامعه ی ما نیست.

اینکه با ساخت ربات در بعضی از کشورها در پی بر طرف کردن کمبود نیروی انسانی خود هستند ،نسخه ی مورد نظر جامعه ی ما نیست.

اینکه سعی کنیم نیرو های رانده شده از مملکت را -به هر دلیل که اتفاق افتاده-به کشور بر گردانیم،با همه ی خوبیهایش،بر طرف کننده ی مشکل جمعیتی ما نیست.

هر چند باید تمام راهکارهای فوق و هر آنچه را متخصصان امر جمعیت شناسی پیشنهاد می کنند به کار ببندیم،ولی نیاز واقعی کشور ما همان افزایش جمعیت به معنی واقعی خود است. ما نیازمند نیروی انسانی هستیم نه به این دلیل که هشتاد سال آینده جمعیت ما نصف جمعیت کنونی خواهد شد و یا پیری جمعیت چرخ اقتصاد را خواهد خواباند. نه اینکه این دلایل مهم نباشد،بلکه دلیل اصلی برای افزایش جمعیت ما داشتن انسانهایی است که قرار است پرچم دار یک کشور مسلمان در منطقه ای از جهان باشند که فقط اصل جمعیتی و وجود عین نیروی انسانی می تواند پاسخگوی این نیاز باشد.مشکل کمبود جمعیت برای کشور ما بزرگتر از آن است که گمان کنیم با جذب نیروهای متخصص برای امور حیاتی جامعه ،شبیه بسیاری از کشورهای مهاجر پذیر قابل حل است.ما نیازمند انسانهایی هستیم که در همین سرزمین و با علقه ی اسلامی و ایرانی رشد یافته باشند و این ممکن نخواهد شد مگر با افزایش جمعیت به عنوان یک ضرورت سیاسی نه به عنوان یک تفنن و تعارف. البته مشکلات زندگی فراوان است و همت همه ی مسوولین را می طلبد.

نیاز ما به جمعیت به دلیل عرض اندام در جامعه ی جهانی، همت می طلبد و اندیشه ای ورای مشکلات و دغدغه های معمولی پشت آن قرار دارد.جذب نیروهای جوان که در حال حاضر نا امید از شغل و رفاه به آینده ای نه چندان روشن چشم دوخته اند یک واقعیت است.شعار ندهیم. برنامه ریزی کاملأ محسوس لازم است.حتی گذشتن از فکر کوچک کردن دولت با همه ی مضراتش یک راه اطمینان بخش برای اشتغال است ؛چرا که بخش خصوصی در بحث جذب  نیرو و رعایت عدالت نسبی چندان موفق نبوده است.

ایران اسلامی با صد و پنجاه میلیون جمعیت کاری غیر ممکن نیست به شرط صداقت با مردم و همراهی در مشکلات و برنامه ریزی عملی برای تشکیل خانواده.

 

 

 

کد N299264

وبگردی