علیخانی: احمدی نژاد را تراشیدند و برایش هاله نور دست و پا کردند/ در مجلس باشم به لاریجانی رای می دهم

خانه ملت نوشت:

مشاور پارلمانی آیت الله هاشمی رفسنجانی می گوید اهداف پشت پرده ای در رد صلاحیت آیت الله بود که اگر محقق می شد هزینه های زیادی به نظام تحمیل می کرد.
از کوچه پس کوچه‌های جماران که بالا بروی به معروفترین و سیاسی‌ترین کوچه این محله می‌رسی. همانجا که روزگاری مامن و محفلی برای دیدار مردم با پیر و مرادشان بود و حال این روزها سیاسیونی از جنس سیدحسن خمینی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، موسوی لاری، مجید انصاری، شیخ قدرت علیخانی و در همین روزهای نه چندان دور آینده حسن روحانی را به خود می بیند.

سالگرد ثبت نام آیت الله هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و رد صلاحیت جنجالی و تاریخی وی، بهانه ای بود که ما را به این محله و منزل شیخ قدرت کشاند. عصر جمعه ای که رفیق گرمابه و گلستان آیت الله میزبان ما شد و از آن روزها برایمان گفت. از همان عصر شنبه‌ای که به وزارت کشور رفتند و از همان خبرهای ناخوشایند رد صلاحیت.

شیخ قدرت گرچه با حال و هوای خاصی خاطرات آن روزها را برایمان بازگو کرد، اما مراقب بود که برخی ناگفته را هم نگوید، ناگفته‌ هایی که معتقد است در آینده بازگو و آشکار خواهند شد اما شرایط آرام و فعلی کشور مناسب بیان آنها نیست. گویی هم‌نشینی با آیت الله، شیخ را هم محافظه کار کرده و آن علیخانی نماینده مجالس ششم و هفتم که همواره با صدایی بلند و بی‌ترس سخن می گفت حال دیگر آرامتر و محتاط تر شده است.

وی در خلال صحبت هایش به پیش بینی هاشمی از انتخابات اشاره کرد و اینکه آیت الله قبل از ثبت نام عنوان کرده بود «می آیم ولی نمی گذارند». او معتقد است رد صلاحیت هاشمی اهداف و برنامه های پشت پرده ای داشت که او را به قهر سیاسی بکشانند اما هوشمندی هاشمی مانع از تحقق این اهداف شد.

او همچنین از تلاش های ناطق نوری و علی لاریجانی برای برگزاری انتخابات در مسیر صحیح و سالم خود برایمان گفت و در سخنانش ضمن آنکه حضور ناطق نوری در انتخابات مجلس دهم را بعید عنوان کرد، این را هم گفت که بهترین گزینه برای مجلس آینده باز هم علی لاریجانی است. لاریجانی که اصولگراها قدرش را نمی دانند.

علیخانی اشاراتی نیز به برنامه های انتخاباتی احمدی نژادی ها در انتخابات ریاست جمهوری قبل کرد و گفت «نیکزاد به من گفت او کاندیدای دولت بوده اماوقتی هاشمی ثبت نام کرد آنها هم مشایی را وارد کردند.»

برخی از بخشهای گفتگوی نامه نیوز با نماینده سابق مجلس و مشاور پارلمانی آیت الله هاشمی رفسنجانی:
-من روز جمعه قبل از پایان ثبت نام ریاست جمهوری به منزل آیت الله هاشمی رفتم و برای ثبت نام شان اصرار کردم. تا آن روز گروه‌ها، جمعیت‌ها و افراد زیادی خدمت ایشان می‌رسیدند و من از نزدیک شاهد بودم که اصرار زیادی داشتند که ایشان حتما به صحنه بیایند. حتی بعضی افراد گریه می‌کردند...

-دقیق نمی‌دانم منظور ایشان چه کسی بود ولی آن روزها اسم آقای خاتمی و روحانی مطرح بود. البته در نهایت معلوم شد که ته دلشان با آقای روحانی است.
-خاطرم هست یک روز گروهی از اصفهان نزد ایشان آمده بودند، آن روز خیلی اصرار می‌کردند که ایشان بیاید و ثبت نام کند. بعد که یک نفر از آنها گریه کرد، یک دفعه حاج آقا در بین صحبت گفتند که «می آیم». این را که گفتند جمعیت شروع کرد به کف زدن برای ایشان. آقای هاشمی که این واکنش را دیدند، گفتند صبر کنید، صبر کنید، بگذارید آن ور قضیه را هم بگویم. گفتند من «‌می ‌آیم اما نمی گذارند».

-صریح گفتند می‌آیم اما نمی گذارند، این حرف را حدودا یک هفته، 10 روز قبل از ثبت نام گفتند. این حرف واقعا عجیبی بودو این سوال را ایجاد می کرد که قصه چیست که حاج آقا می گوید می‌آیم ولی نمی‌گذرانند، چه کسی یا کسانی می‌خواهند مانع ایشان شوند؟

-به آقای هاشمی گفتم من آمدم به شما عرض کنم که به صحنه بیایید و ثبت نام کنید، گفتند، چطور؟ من هم دلایلم را برای ایشان شمردم.

-بعد از اینکه دلایلم را گفتم، اقای هاشمی گفتند چرا تا الان این حرف‌ها را نمی‌زدید، گفتم حاج آقا من نگران بودم که مبادا مثل گذشته شود که ما اصرار کردیم که شما بیایید و بعد شما مورد آسیب و هجمه و تخریب قرار بگیرید. ایشان گفتند برخی از مراجع پیغام دادند و حتی تلفن کردند که ثبت نام کنم. حتی به ایشان گفتم اگر جسارت نیست فردا که به مجمع می آیید چون روز آخر است شناسنامه تان را جیب تان بگذارید. گفتند مثل اینکه جدی فکر کردید که می آیم، گفتم به این لحاظ که بچه ها و خانواده ناراضی هستند می‌ترسم که اگر صبح بخواهیم برای شناسنامه به آنها مراجعه کنیم، شناسنامه را پنهان کنند. ایشان در جواب من گفتند که بعضی از بچه ها امروز موافق کردند.

-همسر ایشان مخالف بود. حاج آقا آن روز گفتند برخی از بچه‌ها امروز آمدند گفتند که بابا حالا که مردم می‌خواهند شما بیایید. همان شب به یاسر گفتم من با حاج آقا صحبت کردم و فکر می کنم ایشان راضی شدند که فردا برای ثبت نام بروند. ولی چون می ترسم شناسنامه را یادشان برود، شما احتیاطا شناسنامه را پیدا کن و فردا همراه خودت بیاور.

-فردای آن روز که روز آخر ثبت نام هم بود، صبح آقایان عسگری، مطهری، عباسپور و برخی نمایندگان و چهره‌های سیاسی دیگر خدمت حاج آقا آمدند و اصرار و اصرار کردند که شما بیایید. حاج اقا گفتند دیشب بعد از نماز استخاره گرفتم، خوب آمد. رفتم و به خدمت رهبری تلفن کردم که به ایشان بگویم که حالا که اصرار است بیایم. گفتند زنگ زدم ولی موفق نشدم با ایشان حرف بزنم.

-این دوستانی که خدمت آقای هاشمی آمده بودند گفتند حاج آقا دوباره تماس بگیر. آقای هاشمی گفتند صبح که می آمدم تماس گرفتم، ولی گفتند ایشان جلسه مهمی با بانوان دارند، گفتند که هر زمان ایشان بیایند تماس می گیرند.

-وقتی زمان طولانی شد و تماسی گرفته نشد، نزدیک ساعت 3 بود که حاج آقا دوباره تماس گرفتند. با آقای حجازی صحبت کردند. تا اینکه بالاخره نزدیک ساعت 5:15 آقای حجازی تماس گرفتند که من با رهبری حرف زدم ایشان فرمودند که این مسایل تلفنی نمی شود و نیاز به صحبت دارد. اینکه چه گفته بودند را ما خبر نداریم. بعد از آن تلفن دیگر وقت زیادی تا پایان زمان ثبت نام نمانده بود، ایشان گفتند که آماده شویم و به وزارت کشور برویم.

-از همان ظهر شنبه همه منتظر بودیم که آقای هاشمی بیاید، از آن ور هم صحبت مشایی بود...اینطور که ما شنیدیم و می گفتند آنها هم منتظرند ببیند آقای هاشمی می آید یا نه، اگر آمد، آنها هم برای ثبت نام بیایند...

-تحلیل من این بود که نیک زاد می آید. خود آقای نیکزاد هم به من می‌گفت که من آماده شده بودم که برای ثبت نام بیایم، وقتی که آقای هاشمی آمد، مشایی آمد و به ما گفتند نیازی نیست بیاید. نیکزاد می گفت وقتی مشایی را آوردند دیدم که توجه دولت به اوست و دیگر نیامدم. یعنی نیکزاد آماده بود که ثبت نام کند و بیاید ولی وقتی دیده بود مشایی آمده متوجه شده بود که شیب حمایت احمدی نژاد به سمت او است و او هم از آمدن پشیمان شده بود.

-من به خاطر دارم که آقای نیک زاد قبل آن هم به من گفته بود که احتمالا ثبت نام کنم و کاندیدای دولت من هستم، ولی بعدا که از او پرسیدم چرا ثبت نام نکردی، گفت وقتی هاشمی آمد اینها مشایی را آوردند و از او حمایت کردند. اتفاقا پشیمان هم شده بود می گفت کاش ثبت نام کرده بودم ولی چه کنم که وقتی هاشمی آمد اینها مشایی را آوردند و نمی شد که من بیایم. تقریبا یک گلایه ای هم از احمدی نژاد هم داشت.

-ما از در ستاد ثبت نام وزارت کشور که وارد شدیم آنها (احمدی نژاد و همراهان) را ندیدیم، وقتی آقای هاشمی مشغول ثبت نام شدند آن گوشه سالن عده ای جمع شده بودند و گفتند احمدی‌نژاد و مشایی آنجا مشغول ثبت نام هستند.

-حضور ایشان یک موج شادی و خوشحالی را در کشور ایجاد کرد، خیلی ها از آمدن ایشان تشکر می کردند و خیالشان راحت بود که با این فضایی که وجود دارد ایشان حتما رییس جمهور می‌شود. آن اواخر گاهی خبرهایی می‌رسید که ممکن است مشکلاتی برای ایشان پیش بیاید. خاطرم است همان روزها یک روز به مجلس رفتم، آقای رسایی من را که دید، گفت: رییستان را رد می‌کنیم. من خندیدم که رسایی کجا و ... چون از قبل با ایشان شوخی و مزاح داشتیم، فکر کردم این حرف هم از همین شوخی‌ها است، نمی‌دانستیم پارتی‌شان کلفت است.

-یکبار هم یکی دیگر از نمایندگان که قبلا قاضی بوده و از عقلای اصولگرای مجلس است، دوستانه به من گفت اقای علیخانی، نمی‌گذارند آقای هاشمی بماند، گفتم چطور، گفت ببین الان که کار اجرایی با این عظمت را که دست اقای هاشمی نمی‌دهند، شما که می‌دانید با اقای هاشمی خوب نیستند. من باز هم باورم نشد.

-تا اینکه روزهای آخر خبرهای ناگوار از رد صلاحیت یا همان عدم احراز صلاحیتی که می گفتند به گوش مان می رسید. اول خواسته بودند که حاج آقا انصراف دهند، که آقایان روحانی و لاریجانی واسطه رساندن این پیام بودند. البته هر دوی اینها ضمن اینکه پیام را می رساندند ناراحت هم بودند که چرا کار باید به اینجا کشیده شود. حاج آقا اما گفتند که من کنار نمی‌روم اگر می‌خواهند رد کنند، رد کنند. که در نهایت این حادثه ناگوار که در تاریخ ایران نباید ثبت می شد، اتفاق افتاد.

-آن شب که این موضوع قطعی شد، به شدت منقلب و ناراحت بودم که ببین کار به کجا رسیده است. بعد رفتم پیش حاج سیدحسن آقای خمینی ، خیلی متاثر بودند و آن نامه را نوشتند. صبح روز بعد، به منزل ایشان رفتم که زودتر از من آقای ناطق نوری پیش حاج آقا بودند. آقای ناطق گفتند که آمدم به ایشان بگویم که ما در همه حال در کنارتان هستیم و شما تنها نیستید.

-آقای ناطق که رفتند، در حیاط با آیت الله قدم زدیم، حاج آقا گفتند آقای علیخانی شنیدم که ناراحتید، ناراحت نباش، مثل من باش، قبل و بعد ثبت نام و حتی بعد از رد صلاحیت همه چیز برای من یکسان است.

-بعد از رد صلاحیت هم باز رفت و آمدها و دیدارها با اقای هاشمی ادامه یافت و افراد و گروه ها از ایشان می پرسیدند که تکلیف چیست؟ نکته مهم در این دیدارها این بود که ایشان چند بار می گفتند«نگران نباشید، درست می شود»با یک اطمینان قلبی چندبار این جمله را بیان کردند. این درست می شود و نگران نباشید را بعدها متوجه شدم که منظور ایشان چیست. خوبی آیت الله هاشمی این است که اصلا اهل کینه نیست و بسیار بردبار است.

-من در دیدار ایشان از دانشگاه امیرکبیر نبودم ولی رسانه ها نوشته بودند که پیرمرد 80 ساله چطور با دانشجویان حتی آن عده از معترضین که منتظر ایشان بودند، مهربان برخورد کردند و دست تکان دادند. اصولا یکی از مشخصه‌ها و رمزهای موفقیت آیت الله هاشمی این است که کینه به دل نمی‌گیرند و صبور هستند. صبوری آقای هاشمی خیلی‌ها را غافلگیر کرده است. مخالفان را هم ناکام گذاشته است.
من معتقدم این اتفاقات واقعا لطف خداوند بود، خداوند می‌خواست که آقای هاشمی آن هاشمی سال‌ها 57 و اوایل انقلاب و سال 67 و ... شود.

-تعبیر افول چندان مناسب نیست ، فضایی را درست کردند که آن فضا تاثیر خودش را گذاشت مثلا ببینید در برهه‌ای از زمان شخصی به اسم محمود احمدی‌نژاد را تراشیدند و آن هجمه ها و تخریب ها اتفاق افتاد...
-بعضی از اصولگراها و کسانی که از بدو پیروزی انقلاب حکومت اجرایی کشور به دستشان نیفتاده بود، زمان امام که مجالی برایشان فراهم نشده بود ، بعدش هم که فرصتی برایشان پیش نیامده بود، با به به و چه چه کسی را پیدا کردند به نام احمدی نژاد و او را تراشیدند و هاله نوری هم برایش دست و پا کردند. همان زمان که احمدی نژاد رییس جمهور شده بود، من نماینده مجلس هفتم بودم، وقتی قرار بود برای مراسم تحلیف و قسم خوردن به مجلس بیاید، خاطرم است که اصولگراها جایگاه فرود هلی کوپتر را تدارک دیده بودند تا احمدی نژاد آن چهار قدم را هم با هلی کوپتر بیاید.

- فکرش را هم نمی کردند که آتش احمدی نژاد که دورش پایکوبی می کردند بعدا دامن خودشان را هم بگیرد. اصولگراها خیلی ذوق داشتند که قدرت را گرفتند و اصلاح طلبان را خلع سلاح کردند وبرای همیشه شکست شان دادند. ولی همین احمدی نژاد بلایی به جان خودشان شد، و تازه تنها این نبود، این همه منابع و ذخائر کشور نابود شد و سرمایه انقلاب به هدر رفت و آسیب دید. بدتر از همه اختلافات و مناقشاتی بود که بر کشور تحمیل شد.

-من که از اول احمدی نژاد را قبول نداشتم. خاطرم است وقتی بنی صدر کاندیدا شده بود یک عده از افراد که نمی خواهم نامی از آنها ببرم به من می‌گفتند اقای علیخانی شما هم طرفدار آقای بنی صدر باشید، من به آنها می گفتم سراغ من نیایید، من به این فرد بدبین هستم چون نتیجه خوبی از رفتار و گفتارش نمی گرفتم . همین حس را به احمدی نژاد هم داشتم. سرنوشت بنی صدر آن شد، سرنوشت احمدی نژاد هم این شد. بالاخره عمری را در فراز و نشیب های سیاست گذرانده ام و دود چراغ سیاست را خورده ام و شم سیاسی ام قضاوت می کرد.

-آن سال همه با آقای هاشمی نبودند، کاندیداها متکثر بودند، فضای بدی هم ایجاد شده بود. ضمن این که تعدد نامزدهای اصلاح طلبان و بی تدبیری شان باعث شکست شد. اصلاح طلبان باید پای آقای هاشمی می ایستادند ولی این کار را نکردند و این آسیب ها را خوردند. اصلاح طلبان این اواخر به هوش آمدند و فهمیدند که درست عمل نکردند. همانطور که اصولگراها امروز به این نتیجه رسیدند که در انتخاب احمدی نژاد دچار خسارت شدند.

-حدادعادل شخصیتی علمی و فرهنگی است اما اصلا تناسبی با عالم سیاست ندارد و فاقد شم سیاسی است، برخلاف ایشان علی لاریجانی سیاستمدار پخته ای است.

-اکثریت نمایندگان آن زمان که اصولگرا هم بودند فکر می کردند رییس جمهوری آمده که به آنها نزدیک است و خوشحال بودند. احمدی نژاد هم هر کس به او نزدیک می شد به او سمت و امکانات می داد، تحویل شان می گرفت. احمدی نژاد یک رییس جمهور استثنایی در بذل و بخشش به همفکرانش بود، در حاتم بخشی سیاسی و اقتصادی آن هم بی حساب و کتاب، بی نظیر بود. خیلی از کسانی که دست دوم و چهارم بودند و بعد از 20 سال هم استاندار و فرماندار نمی شدند توسط احمدی نژاد به راحتی سمت می گرفتند. الان هم نزدیک به 1200 نفر بخشدار از زمان احمدی نژاد باقی ماندند و متاسفانه هنوز اقدامی برای جابجایی آنها نشده است. اصلا یکی از دلایل ضعف بدنه دولت کنونی همین موضوع است که برخی از خود دولت، به دولت جفا می کنند.

-در مجلس فعلی که اصلاح طلب به آن معنا نداریم، در حد 5، 6 نفر هستند. مجلس هفتم نیروی اصلاح‌طلب بیشتری داشتیم و خیلی فعال تر از مجلس هشتم بودند. آن زمان جلسات فراکسیون مرتب برگزار می‌شد، بیانیه می‌دادیم، حرف می‌زدیم ومنشا اثر بودیم ... ولی مجلس هشتم و نهم را آقایان دربست در اختیار گرفتند، خیلی از آنها که حامی صددرصد دولت بودند و دامنه ارتباطشان بعدا روشن شد و آن زمان هم عملا گفتند ما :"وکیل الدوله ایم" و الان هم خودشان در مجلس به جان هم افتاده اند.

-رد صلاحیت آیت الله هاشمی هزینه زیادی به نظام و کشور تحمیل کرد. شاید خیلی از مخالفان ایشان خوشحال شدند و تصور می‌کردند که پیروز شدند ولی توجه ندارند که این رد صلاحیت خیلی برای نظام هزینه بر بود.

- اهداف دیگری پشت این رد صلاحیت بود ولی هوشیاری و بیداری آقای هاشمی بود که اجازه نداد نقشه ها محقق شود.فکر می کردند اقای هاشمی قهر می کنند. از قبل برنامه داشتند. آقای هاشمی خیلی خوب عمل کردند و مخالفین ناکام ماندند.
-افرادی در پشت صحنه بودند که اهداف نادرستی هم داشتند ولی خداوند کمک کرد که آن اتفاقات رخ ندهد. اگر آن اتفاقاتی که آنها برایش برنامه داشتند رخ داده بود مطمئن باشید نظام هزینه بیشتری می داد.

-پایداری ها یک جمعی اند که کنار هم قرار گرفتند و تقریبا همه آنها با احمدی نژاد بودند و برای خودشان تفکری دارند که البته خیلی خریداری ندارد.
-ناطق نوری می گوید من درهیچ انتخاباتی شرکت نمی کنم. اگر زمانی کسی آقای ناطق را تکلیف کند کسی که قبولش دارد ممکن است که بیاید که آن را هم بعید می دانم.

-آقای ناطق نوری صبح روز انتخابات گفت این انتخابات یک مرحله ای است، گویا خیلی هم رایزنی کرده بودند که انتخابات بی حاشیه برگزار شود و ...
-بعضی از سایت ها مطالب نگران کننده ای را منتشر کرده بودند و اقای نجار بیدار شده بود که آنها را تکذیب کرده بود. خلاصه داستان زیاد بود.صبح دوباره آقای لاریجانی و ناطق پیگیر قضایا بودند و ...

-اصولگرایان قدر لاریجانی را نمی دانند و ممکن است او را هم مثل ناطق از دست بدهندمن اقای لاریجانی را یکی از عقلای جریان اصولگرا می دانم ولی اصولگراها خودشان قدر ایشان را نمی دانند. پراکنده شدند و همانطور که ناطق را از دست دادند ممکن است یک روز لاریجانی را هم از دست بدهند. من معتقدم که این 8 سال برای اصولگرایان کافی بود، یک رییس جمهور درست کردند که این همه بلا سر کشور آورد.

-بالاخره اصولگراها باز هم به او رای دادند. آقای احمدی نژاد مغرور بود و در مورد مسائل مشورت نمی کرد. طرف مشورتش هم می‌گویند مشایی بوده، لذا این بی اعتنایی او، اصولگراها را اذیت و عصبانی می‌کرد.

-دور اول سفر احمدی نژاد به قزوین که من نرفتم. دور دوم اصرار کردند ما هم مشکلات استانی داشتیم برای همین به جلسه هیات دولت رفتیم کلی هم در جلسه حرف زدم و به برخی بی تدبیرها اعتراض کردم. البته من با برخی وزرای آقای احمدی نژاد کار می کردم و قبول شان هم داشتم.
-آقای نیکزاد خیلی کاری و متعهد بود. پیگیر مسائل بود. آقای حسینی وزیر اقتصاد بد نبود، آقای خلیلیان وزیر جهاد هم پیگیر کارها بودند. در کل برخی از وزرا با ما همکاری می کردند و انصافا در جهت خدمت به مردم کمک می کردند.
- اگر مجلس باشم به ریاست لاریجانی رای می دهم. به نظر من صلاح اصلاح طلبان هم در این است که اگر آدم هایی به مجلس فرستادند با توجه به شرایط کشور و فضای سیاسی کشور باید به لاریجانی رای دهند و او رییس شود.
.
-به عقیده من اقای لاریجانی خوب عمل کردند، در جاهایی که ضرورت داشته موضع گیری خوب و به موقع داشته اند، در حال حاضر هم حامی دولت است. اولین کسی که درباره سی دی "من روحانی هستم" موضع گرفت، ایشان بود، در تصویب قوانین به دولت کمک می کند. در ماجرای رای به وزرایی مثل آقای زنگنه، ظریف و آخوندی و... موضع حمایتی داشتند. انصافا انسان معقول، معتدل، فاضل و مسلط بر حوزه های سیاسی هستند. مورد اعتماد رهبری هم هستند. تحلیل من است که الان همه گروه ها عاقل شده اند، مثل گذشته نیست و همه دوست دارند که کشور آرام باشد و آرامش داشته باشد. من کسی را نمی بینم که دنبال دعوا باشند. الان بهترین شرایط را در کشور داریم.

-رفع حصر در اختیار آقای روحانی نیست. در حوزه اختیارات شورای عالی امنیت ملی و قوه قضاییه است. اما من به آینده خوش‌بین هستم و روند کشور به سمت و سویی است که من خوش بین هستم.
-آقای خاتمی هم فرد مستقل و بزرگی است. اقای خاتمی شخصیت و عنصر سیاسی است. دو دوره رییس جمهور این مملکت بوده است. اینها کسانی هستند که باید در خدمت نظام باشند و در بسیج کردن نیروها در جهت نظام و انقلاب کمک کنند.

 

23231

 

کد N298589

وبگردی