۰
نیویورک تایمز:

روسیه و چین و سلطه طلبی های منطقه ای

  • ۱۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
منازعات منطقه ای,امریکا

تهران -ایرنا- نیویورک تایمز نوشت:روسیه و چین دو قدرت منطقه ای, یکی در رویای احیای ابرقدرتی خود و دیگری مصمم به خیزش برای ابرقدرت شدن , اوکراین و ویتنام را محور توسعه طلبی های خود قرار داده اند و در این میان آمریکا با رعایت ملاحظات به طور غیرمستقیم در صدد کنترل اوضاع است.

ˈتوماس فریدمنˈ نظریه نویس روزنامه نیویورک تایمز در تفسیری به ارزیابی دو منازعه بحران اوکراین و ورود چین به آبهای سواحل ویتنام پرداخته است و می نویسد:

روسیه و چین دو قدرت منطقه ای یکی در اروپا و دیگری در آسیا, در رویدادهایی نسبتاˈ همزمان, در همسایگان ضعیف و کوچک خود اقدام به توسعه طلبی هایی کرده اند که هر دو منازعه از پاره ای ابعاد, قابل قیاس و ارزیابی با یکدیگر است.

نویسنده اضافه می کند, اوکراین کشوری است با قدرتی متوسط در جوار یک خرس عظیم الجثه زندگی می کند و ویتنام هم قدرتی است متوسط در مجاورت یک ببر تنومند قرار دارد.

اوکراین به کانون چالش روسیه برای احیای کرامت ابر قدرتی از دست رفته اش تبدیل شده است و این اقتدار را با تسلط بر ˈکریمهˈ می جوید . ویتنام هم به محور سلطه طلبی چین تبدیل شده و این قدرت نوظهور و رو به خیزش در جستجوی منابع جدید نفتی در ماوراء مرزهایش به آبهای ساحلی ویتنام دست یازیده است.

رویکرد آمریکا در مواجهه با این سلطه طلبی های منطقه ای , فقط حفظ و سرپا نگاه داشتن اوکراین و ویتنام در منازعه با همسایگان قدرتمند این دو کشور است, بدون آنکه بطور حضوری درگیر این منازعات شود.

مبنای هیچ یک از دو منازعه، ایدئولوژیک (عقیدتی ) و یا آرمانهایی جهانی نیست.

انگیزه هردو سلطه طلبی , قدرت نمایی منطقه ای و تسلط بر اوضاع منطقه است و با ادعای ملی گرایی و رقابت بر سر منابع شکل ریزی شده است.

دیگر وجه اشتراک این دو در این است که هم روسیه و هم چین بطور سنتی سلطه طلبی برون مرزی با همسایه خود نداشته اند بلکه تصمیم گرفته اند برشی از یک مجموعه را در سیطره قدرت خود در آورند.

روسیه مردان مسلح طرفدار خود را با هویتی نامشخص در قالب ˈمردان کوچک سبزˈ به اوکراین فرستاد و امکان تصرف ˈکریمه ˈ را میسر ساخت و چین هم ناوگانی کوچک مشتمل بر 70 کشتی و شناور غیر نظامی را در مجاورت ناوهای جنگی اش مستقر در ˈدریای چین جنوبیˈ آرایش داد.این ناوگان در 130 مایلی سواحل ویتنام مستقر شد و فلات قاره ویتنام را در احاطه خود گرفت. ورود دریایی چین به آبهای ویتنام نیز برای تسلط بر این منطقه است .

تاکتیک های هردو کشور در هردو منازعه به حدی قوی است که این قابلیت را دارد در صورت بروز بحران؛ امکان برون رفت از بحران برای هردو مهاجم وجود داشته ضمن آنکه مانع از واکنش جامعه بین الملل نیز هست .

زمان بندی عملیات تهاجم دریایی چین به ویتنام هم در نوع خود جالب است. تهاجم دریایی چین به سواحل ویتنام , بعد از دیدار اخیر ˈاوباما ˈ رییس جمهور امریکا از منطقه انجام گرفت. اوباما در این دیدار از ادعاهای توسعه طلبی دریایی چین انتقاد کرده بود.

ویتنام این تهاجم دریایی چین را یک ˈشوک واقعیˈ به کل منطقه خوانده و اعلام کرده است که چین در این آرایش نظامی از شگردی خاص استفاده کرده و از کشتی های غیر نظامی استفاده کرده تا چنانچه هدف حمله قرار گرفت مدعی شود که غیر نظامیان هدف قرار گرفته اند.در این منازعه کار چندانی از دست ویتنام ساخته نیست.

وزارت خارجه ویتنام اعلام کرده است که ˈچین قدرتی رو به خیزش است و هم تمامیت ارضی ویتنام را نقض کرده است و هم قوانین بین الملل راˈ ،تنها سد راه پیشروی ها در هردو منازعه , تشکیل ائتلافی از همه همسایگان است.

اما در هردو مورد تشکیل یک چنین ائتلافی غیر ممکن است زیرا تنها یک کشور در معرض تهدید قرار گرفته و سطح تهدید هم چندان قوی و گسترده نیست .مانع دیگر برسر راه تشکیل ائتلاف , مبادلات پر رونق تجاری است.

هم روسیه و هم چین وزنه اصلی تجارت در سطح منطقه بشمار می آیند, روسیه در تامین انرژی اروپا و چین هم نخستین وزنه تجاری منطقه شرق آسیا.

مادامی که یک چنین ائتلافی تشکیل نشده , ویتنام در کمال یک حقارت تاریخی , برای نجات از سلطه طلبی دریایی چین, دست کمک و یاری به سمت آمریکا دراز کرده است.

اما جوامع دانشگاهی ویتنام مخالف این رویکرد حکومت اند و معتقدند که کشورشان سالیان مدید با امریکاییان وارد جنگ شد تا آنها را از کشور خارج کند , اینک دولت خواستار مداخله امریکا در کشور است.راه مطلوب این است که کشوری ثالث از کشور مهاجم بخواهد که آرام بگیرد.

فریدمن در انتهای تفسیر خود اشاره می کند:مردم آمریکا به این نتیجه گیری رسیده اند که سطح نفوذ امریکا در جهان از دست رفته , اما حقیقت این است که هنوز هم بسیاری در جهان هستند که راغب به مداخله امریکا هستند و به ویژه این اصل در مرزهای روسیه و چین مصداق عینی دارد .هریک نیمی در داخل و نیمی در خارج نظام جهانی سازی ایستاده اند و از مزایا و سرمایه گذاری های کشورهای صاحب قدرت هم منتفع می گردند اما هنگامی که نوبت به بازی کردن با تمام قواعد می شود هریک تجدید نظر طلب می شود و خروج مهاجم را خواستار می شود.

امروز شاید امریکا همچون گذشته اشتیاقی برای حضور در همه جای جهان نداشته باشد اما هنوز هم بسیاری در جهان هستند که به جای آنکه ˈیانکی هاˈ را از خانه اخراج کنند , می گویند ˈیانکی بیا اینجاˈ .

با همه این اوصاف, آمریکا عزم جنگ در هیچیک از این دو منازعه را ندارد.

بدیهی است. روسیه و چین هم ادعاها وتوجیهات خود را دارند و منافع خود را دنبال می کنند که سزاوار توجه کردن است.

اگر امریکا مصمم است مسکو و پکن را متقاعد به حل صلح امیز و نه یکجانبه گرایانه این مشاجرات ارضی سازد , باید ˈچاپ استیک ˈ بیشتری در دست داشته باشد(چاپ استیک, چوب مخصوص غذا خوردن چینی هاست).آمریکا همانقدر که قدرت آن را دارد به تنهایی وارد عمل شود, به همان میزان از اقتدار لازم برای تشکیل ائتلاف برخوردار است.

مترجمام**1591**

http://www.nytimes.com/2014/05/11/opinion/sunday/friedman-more-chopsticks-please.html?ref=opinion

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.