۰

زمزمه های پشیمانی و تغییر لحن درباره ویزا ندادن به ابوطالبی

  • ۱۰بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حمید ابوطالبی

دوماه از زمانیکه آمریکا رسما اعلام کرد به حمید ابوطالبی سفیر جدید کشورمان در سازمان ملل ویزا اعطا نخواهد کرد می گذرد و حالا به نظر می رسد پوشش رسانه ای داخل آمریکا در این خصوص به سمت و سوی تازه ای حرکت می کند.

به گزارش خبرآنلاین هرچقدر مطالب اولیه ای که در روزنامه ها، وب سایت ها و شبکه های رادیو و تلویزیونی آمریکا درباره این موضوع منبعث از جو احساسی برانگیخته شده توسط جمهوریخواهان و سایر آمریکایی های تندرو درباره ماجرای گروگانگیری و تسخیر سفارت آمریکا در ایران بود به نظر می رسد تحلیل های جدید رنگ و بویی از منطق و تامل به خود می گیرند.

اگرچه در همان روزها نیز معدود تحلیل ها و موضع گیری هایی مبتنی بر عقل و تدبیر و تسامح سیاسی - مانند اظهار نظر جیمی کارتر درباره حمید ابوطالبی و اینکه دولت آمریکا باید به او ویزا بدهد- در میان خروجی های رسانه ای دیده می شد اما واقعیت این است که در آن هیاهویی که تندروها با استفاده از تحریک احساسات وطن پرستانه آمریکایی ها به راه انداخته بودند آن حرف ها و اظهارات درست ره به جایی نمی برد و خریداری برای آنها نبود.

با گذشته زمان و به تدریج مباحث، تحلیل ها و اظهار نظرهای تازه ای درباره اقدام آمریکا در صادر نکردن ویزا برای نماینده جدید جمهوری اسلامی ایران برای سازمان ملل در رسانه های این کشور منتشر می شود که جهات قابل توجهی از آنها مستفاد می شود.

1- نخستین محوری که در تحلیل های اخیر آمریکایی ها قابل مشاهده است نوعی پشیمانی از اقدام عجولانه دولت وحتی کنگره آمریکا در نپذیرفتن نماینده جدید ایران است خصوصا اینکه عمده براین نکته اذعان داشته اند که ابوطالبی مورد اعتماد سران نظام بوده و اجماع بالایی در کشور در خصوص او وجود داشته و بعید نبود که حضور او در آمریکا می توانست اگرنه باعث حل مشکلات ایران و آمریکا بلکه به مدیرت آنها منتج شود اما با این اقدام، این فرصت استثنایی از دست رفت.
عبارت آخر اظهارات صریح باربارا اسلوین روزنامه نگار کهنه کار و تحلیلگر ارشد شورای روابط خارجی آتلانتیک است که هم در تحلیل هایش به آن اذعان کرده و هم در آخرین گفتگوی تلویزیونی اش با بخش فارسی شبکه بی بی سی گفته است "به نظرم یک فرصت را از دست دادیم"
این تحلیلگر آمریکایی اگرچه با طرح این موضوع که "واضح است در آمریکا حساسیت فراوانی درباره واقعه گروگان‌گیری سال ۱۳۵۸ وجود دارد و به نظرم گاهی ایران درک نمی‌کند چه‌طور عده زیادی در آمریکا هنوز آن بحران را به یاد دارند؛ این‌که چه‌قدر تحقیرآمیز بود و مردم درباره آن خشمگین بودند" کوشیده است بخشی از این مشکل پیش آمده را به گردن انتخاب ایران بیندازد اما بلافاصله در همان مصاحبه و درجمله دیگری آن را نقض کرده، می گوید: "درباره آقای ابوطالبی که اصلا به نظر می‌رسد او جزو کسانی نبود که برنامه حمله به سفارت را ریختند. گاه به گاه برایشان ترجمه کرده است. ولی از برنامه‌ریزان گروگان‌گیری نبوده است. به نظرم اغراق‌آمیز است که او را تروریست بخوانیم."
نشریه فارن پالیسی نیز در تحلیل اخیر خود به قلم سون آنجل راسموسن تصمیم آمریکا مبنی بر صادر نکردن روادید برای نماینده پیشنهادی ایران در سازمان ملل متحد را به منزله بازگشت به روزهای بد گذشته در روابط دو کشور دانسته است حال آنکه با وجود ظرفیت های بالای دیپلماتیکی که در حمید ابوطالبی وجود داشت این موضوع می توانست یک ظرفیت محسوب شود. این نشریه مقاله خود را با یک نقل قول از یک فعال سیاسی ایرانی آمریکایی به اتمام رسانده است که می گوید: :«ابوطالبی مشاور ارشد روحانی است. حضور او در نیویورک برای اطمینان از اینکه پیام ها متقدرانه ابلاغ می شوند ارزشمند خواهد بود.»
جمیز دورسو، افسر سابق نیروی دریایی آمریکا که سالها در عربستان سعودی، کویت وعراق خدمت کرده در تحلیلی که در فروم جی.2.کی متعلق به گری سیک عضو پیشین شورای امنیت ملی آمریکا منتشر شده می نویسد:" آمریکا با ندادن ویزا به حمید ابوطالبی فرصت بسیار خوبی را برای یک مشارکت سازنده با ایران از دست داد. دیپلمات های ما نیز فرصت تعامل با یک فرد شناخته شده را از دست دادند و به همین ترتیب ما این فرصت را به ایرانی ها دادیم تا اگر می خواستیم سفیری به ایران معرفی کنیم آنها هم آن را رد کنند."

2- محور دومی که در تحلیل های تازه آمریکایی ها دیده می شود اشاره به اجماع صورت گرفته درباره ابوطالبی در ایران و غیرقابل انتظار بودن مقاومت دولت روحانی نسبت به معرفی فرد تازه ای به جای ابوطالبی است.
باربارا اسلوین در همان مصاحبه با بخش فارسی بی بی سی دو بار تاکید می کند که دولت روحانی باید فرد دیگری را به جای ابوطالبی معرفی کند. وب سایت هافینگتون نیز در مقاله ای نوشته است "تصمیم ایران برای مقاومت در مقابل جایگزین کردن فرد دیگری به جای حمید ابوطالبی به عنوان نماینده دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل فقط موجب افزایش ناامیدی و سرخوردگی در تهران و واشنگتن شده است."
هفته نامه انگلیسی زبان الاهرام نیز در تازه ترین مطلب خود نگرانی از تاخیر در معرفی فرد تازه ای از سوی ایران به عنوان نماینده سازمان ملل را به نمایش می گذارد. برخی دیگر از نویسندگان و تحلیلگران دیگر آمریکایی یا ایرانی آمریکایی نیز تاکیدات زیادی بر این موضوع کرده اند که ریشه همه آنها به نظر در ترس از اجماعی است که در ایران بر روی حمید ابوطالبی شکل گرفته است.
جیمز دورسو در ادامه تحلیل خود برای فروم گری سیک، اشاره ظریفی به این مورد داشته است انجا که می نویسد: سوای از تجربیات و سوابق دیپلماتیک قابل توجه ابوطالبی، او برای این انتخاب شد که یکی از معدود نامزدهای تصدی این پست بود که بر سر او اجماع کامل وجود داشت.
پیام این است که آمریکایی ها به هیچ وجه خواهان فریز شدن این موضوع نیستند و هرگز چنین واکنش و مقاومتی را از دولت روحانی توقع و انتظار نداشتند. اصرار تحلیلگران و پاندیست ها بر اینکه ایران باید گزینه دیگری را معرفی کند کاملا نشان دهنده این دلهره و اضطراب است که مستقیما ریشه در محاسبات غلط آمریکایی ها از واکنش دولت روحانی به اعطا نکردن ویزا به ابوطالبی دارند. آنها گمان می کردند دولت روحانی نیز مانند دولت پیشین، با رد شدن گزینه هایش، بلافاصله شخص دیگری را برای سازمان ملل معرفی می کند اما عملا نه تنها اینگونه نشد بلکه اقدام آمریکا یک اجماع ملی در ایران به نفع حمید ابوطالبی و دولت روحانی پدید آورد.

3- محور سومی که در تحلیل های اخیر درباره حمید ابوطالبی به صورت پررنگ مطرح می شود ارتباط دادن این ماجرا به فراز و فرودهای مذاکرات هسته ای است. اگرچه از ابتدای مطرح شدن این موضوع برخی تحلیلگران به نقل قول از مقامات رسمی ایران و آمریکا پرداختند و از سوی دو طرف تاکید کردند این اقدام آمریکا تاثیری روی مذاکرات هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک نخواهد گذاشت اما به تازگی رگه هایی از تغییر سیاست و موضع در تحلیل های آنها دیده می شود.
نمونه روشن و بارز آن موضع اخیر کاخ سفید در پاسخ به مقاله اقای ظریف است که در آن نسبت به موفقیت مذاکرات ابراز تردید کرده و تلاش کرده است از هم اکنون اوباما را در صورت شکست مذاکرات از بحران نجات داده و عامل این ارتباط را متوجه انتخاب حمید ابوطالبی از سوی ایران برای اعزام به نیویورک کند.
مقاله هفته گذشته هافینگتون پست نیز همین خط را دنبال کرده و این نگرانی را کاملا بروز داده و می نویسد ایران نباید با پافشاری بر ابوطالبی، مذاکرات هسته ای را به خطر بیاندازد.
گری سیک، مقام سابق وزارت امورخارجه آمریکا نیز در تازه ترین مصاحبه خود با پایگاه خبری دویچه وله این نگرانی خود را مخفی نکرده و معتقد است صادر نکردن ویزا برای ابوطالبی منعکس کننده فشارهای موجود بر اوباما در زمینه مذاکرات هسته ای با ایران است.
او گفته است: «آنها -مخالفان اوباما-هرکاری را انجام می دهند تا نشان دهند که ما هیچ چیزی را از ایران دور نکرده ایم"
اما نکته جالب تری را جان ناس آخرین کاردار رسمی آمریکا در ایران در فروم جی.2.کی مطرح کرده و نوشته است: یادمان باشد این دولت ایران بود که در ژوئن 1979 - آنطور که به من گفته شد به دستور آیت الله خمینی- اولین بار سفیر در نظر گرفته شده ما برای تهران والتر کاتلر را نپذیرفت.
این اظهار نظر ریچارد ناس نیز می تواند تایید دیگری بر این ادعا باشد که آمریکایی ها از هم اینک فرار به جلو برای مرتبط کردن فراز و نشیب های مذاکرات هسته ای به انتخاب ابوطالبی از سوی ایران را آغاز کرده اند.

49308

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.