• ۱۲بازدید

ناموس پرستی در مساله ای به نام انرژی هسته ای

مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1

سید صادق روحانی

هرچه قدر تحصیلات ، آگاهی و فرهنگ پذیری در افراد بیشتر باشد از موج احساساتی بودنشان کاسته می شود و بر عقلانیتشان افزوده می شود. یعنی بیش از آنکه در اعمالشان احساسی عمل کنند بر اساس منطق و عقلشان عمل می کنند. به نظر من، ایرانی ها با همه اخلاق و عادات خوبی که دارند اما احساساتی هستند. در همه چیز شور و هیجان زیادی به خرج می دهند. در "درود بر" گفتن هایشان همانقدر بلند فریاد می زنند که در "مرگ بر" گفتن هایشان. این هم فرقی نمی کند که در حوزه خصوصی باشد یا حوزه عمومی. البته این مسئله ای ثابت و لایتغیر نیست و این هم بستگی به میزان تحصیلات وآگاهی و فرهنگ پذیری  ایرانی ها دارد.

بگذارید یک مثال از حوزه خصوصی بزنم و یک مثال از حوزه عمومی.  حفظ حرمت خانواده بر همه اعضای آن واجب است. زن و مرد هم ندارد. اما در عرف و عموم مردم این را به عنوان وظیفه ای مردانه تلقی می کنند. هرچه قدر هم که خانواده عرفی تر و سنتی تر باشد این مسئله شدیدتر می شود. تا جایی که می بینیم غیرت مردانه تبدیل می شود به ناموس پرستی. خدا نکند که در چنین خانواده ای اعتماد از بین برود و یا خدایی ناکرده خیانتی صورت بگیرد. آن وقت شاهد درگیری های شدید و حتی در برخی مواقع قتل های ناموسی می شویم.

عکس این را هم در خانواده هایی با تحصیلات بالاتر و یا با فرهنگ پذیری بیشتر شاهدیم. جایی که وقتی حرمت خانواده ای شکسته می شود نه خونی ریخته می شود و نه سری شکسته می شود. خانواده یا خود سعی در حل و فصل موضوع از طریق گفت و گو می کند و یا در صورتی که اعضای خانواده نتوانند با هم کنار بیایند از هم جدا می شوند.

اما نشانه بزرگ این رفتار در حوزه عمومی را می توان در مسئله هسته ای دید. اینکه هر گروه و جریانی با این مسئله چگونه برخورد می کند ؟ دشمنی غربی ها و سنگ انداختن آن ها در راه پیشرفت هسته ای از 10 سال پیش که این مسئله مطرح شد تغییری نکرده است اما شیوه برخورد جریان های سیاسی با این موضوع تفاوت های زیادی دارد.

درحالی که یک عده هرگونه توافقی را متهم به سازشکاری می کنند ،عده ای معتقدند  که می شود با مذاکره و تعقل راه حلی برای این مسئله یافت. سوال این است که آیا نحوه برخورد با یک پرونده بین المللی مانند موضوع هسته ای ایران باید از روی احساس باشد یا از روی تعقل؟

من نمی خواهم بگویم منتقدان توافقنامه هسته ای همه از روی احساس حرف می زنند و یا منطقی در سخنانشان نیست. اما داد و بیداد کردن و لنگه کفش پرتاپ کردن به ماشین رئیس جمهور و شعار در سازشکار خواندن مذاکره کنندگان برخوردی احساسی است. دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای یک حق است. اما تعصب به خرج دادن و برخورد احساسی در استیفای این حق نتیجه اش می شود انواع و اقسام تحریم های نا عادلانه. اگر غربی ها در پی این بودند که به ما ضربه بزنند و تحریممان کنند، این ما بودیم که با برخورد شعاری و احساسی با پرونده هسته ای این بهانه را به آن ها دادیم. اکنون نیز همین برخوردهای احساسی ما سنگ بزرگی جلوی مذاکرات هسته ای است. سنگی به مراتب بزرگتر از دشمنی اسرائیل و آمریکا.

چه بسا در فضای گفت و گو آنچه که امروز به عنوان فناوری بومی هسته ای نامیده می شود خیلی راحت تر و بی دردسرتر و با هزینه کمتری به دست می آمد. مانند بسیاری از کشورهای دنیا که انواع و اقسام رآکتورها و نیروگاه های هسته ای را دارند ، نظارت آژانس را هم پذیرفته اند و هیچ وقت مسئله هسته ای شان موضوع رسانه های جهان نیست.

2929

 

 

وبگردی