اعتدال و آزادی در اندیشه ی شهید مطهری

اعتدال,آزادی

تهران- ایرنا- میانه روی و آزادی از کانونی ترین مباحث در اندیشه و سلوک استاد شهید «مرتضی مطهری» است.

«روز معلم» یادآور استادی است که بهترین سالهای عمرش در تحقیق و پژوهش گذشت؛ مبارزی حق طلب و عدالت جویی که هنوز صدایش را در آثار و اثراتش بر جامعه ی فکری ایران می بینیم و احساس می کنیم؛ فیلسوفی که اخلاق مداری و دقت عمیقش زبانزد خاص و عام بوده است.

در زمانی که اندیشه های مارکسیستی سکه ی رایج بازار اندیشه ی ایران شده بود، استاد با تحلیل های عمیقش توانست با ارایه ی مباحثی جذاب و گیرا در «جهان بینی اسلامی»، «مارکسیسم» و نگرش «ماتریالیستی» را با چالش رو به رو کند.

شهید مطهری از شاگردان برجسته ی مکتب امام خمینی(ره) بود که نقشی بی بدیل در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کرد؛ سخنرانی های روشنگرایانه ی مطهری در حسینیه ی ارشاد هیچ گاه فراموش نخواهد شد.

به مناسبت سالروز شهادت این عالم وارسته و عارف به حق پیوسته، بر آن شدیم تا نگاهی هر چند مختصر بر جایگاه میانه روی و اعتدال در اندیشه ی این استاد فرزانه داشته باشیم.

رعایت اعتدال و میانه روی از بنیادی ترین اصول اسلام است. میانه روی و اعتدال با فطرت انسان ها سازگار و پاسخگوی نیازهای جامعه در زمینه های مختلف است. اسلام، مسلمانان را از هر گونه افراط و تفریط بر حذر می دارد. اعتدال و میانه روی مبتنی بر آموزه های وحیانی و نبوی و علوی است. تاکید بر میانه روی و دوری از افراط و تفریط در آثار شهید مطهری فراوان آمده است؛ بویژه در کتابهای «اسلام و مقتضیات زمان»، «سیری در نهج البلاغه» و «آزادی معنوی».

البته مطهری در آثار دیگرش نیز به این موضوع پرداخت و یکی از شاکله های اندیشه ی استاد مبحث تعادل و رابطه اش با عقلانیت و میانه روی است.

اعتدال حد وسط و مرز مطلوب تمام امور است. استاد مطهری در این باره در کتاب اسلام و مقتضیات زمان-جلد اول در بخش افراط و تفریط ها- با استناد به آیه ی «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً» (1) چنین می گوید: یکی از خاصیتهای بزرگ دین مقدس اسلام اعتدال و میانه روی است. خودِ قرآن کریم امت اسلام را به نام «امت وسط» نامیده است.(2) این تعبیر، تعبیر بسیار عجیب و فوق العاده‏ ای است. تربیت قرآن‏ همیشه اعتدال و میانه روی را ایجاب می‏کند.

استاد با بررسی دو طرف اعتدال یعنی جریان افراط و تفریط، به تفصیل به مبانی فکری و نقش تاریخی دو جریان پرداخته است و چنین می نویسد: در مساله ی انطباق با مقتضیات زمان، دو جریان مخالف که هر دو غلط بوده است، در تاریخ اسلام همیشه وجود داشته است. یک جریان افراطی، یعنی دخل و تصرف های بی جا در دستورهای دینی، به واسطه ی یک خیالات و یک ملاحظات کوچک که ما اسم آنها را جهالت گذاشتیم، جریان دیگر توقف و جمود بی جایی است که برخلاف منظور و روح اسلام است.(3)

شهید مطهری درباره ی خطر افراط و تفریط در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام»-در بخش جامدها و جاهلها- چنین می نویسد: دو بیماری خطرناک همواره آدمی را در این زمینه تهدید می کند؛ بیماری جمود و بیماری جهالت. نتیجه بیماری‏ اول توقف و سکون، باز ماندن از پیشروی و توسعه است و نتیجه بیماری دوم‏، سقوط و انحراف است.

وی در جلد اول کتاب «داستان راستان»- در داستان پانزدهم به نام امام صادق و گروهی از متصوفه- چنین می نویسد: در نص قرآن کریم ... چنین می فرماید که «متقین کسانی هستند که در مقام انفاق و بخشش نه تندروی می کنند و نه کندروی، راه اعتدال و میانه را پیش می گیرند».

وی پیرامون دشواری های پیداکردن خط اعتدال در کتاب «نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر»- در بخش آفات نهضت- می نویسد: پرهیز از افراط و تفریط و گرایش به اعتدال در هر کاری خالی از دشواری‏ نیست. گویی همیشه راه اعتدال یک خط باریک است که اندک بی توجهی‏ موجب خروج از آن است. اینکه در آثار دینی وارد شده که «صراط» از «مو» باریکتر است اشاره به همین نکته است که رعایت اعتدال در هر کاری سخت و دشوار است».

برای پیوند میان دو مفهوم اعتدال و آزادی در اندیشه ی شهید مطهری می توان به کتاب های «آزادی معنوی» و «سیری در نهج البلاغه» مراجعه کرد. در این کتاب ها اعتدال بیش از آنکه یک رفتار بیرونی باشد، یک صفت اخلاقی است. فرد اگر در درون خویش به اعتدال رسیده باشد، در صحنه ی بیرونی نیز می تواند بر طریق اعتدال باشد. آزادی اندیشه نیز بیش از هر چیز یک آزادی اجتماعی است. اگر کسی در درون خویش توانسته باشد روح اعتدال را بر خود حاکم کند، می تواند در صحنه ی اجتماع پاسدار اندیشه باشد. مطهری بحث مهمی درباره ی تقوا دارد و تصریح می کند: آزادی اجتماعی، آزادی انسان از قید و اسارت افراد دیگر است اما آزادی معنوی، آزادی انسان است از قید و اسارت خودش. تقوا به انسان آزادی معنوی می دهد. کسی که تقوا داشته باشد، می تواند خویش را از قید و بندها رها کند. اگر تقوای درونی و آزادی درونی فرد از هواهای نفسانی وجود داشته باشد، در عرصه عمومی نیز فرد می تواند اثرگذار باشد.(4)

میانه روی و اعتدال مظهر عدل و عدالت است و عدالت خود محصول سه فضیلت حکمت، شجاعت و عفت است. در اندیشه ی شهید مطهری رابطه یی عمیق میان عدالت و میانه روی می بینیم. وی معتقد است که عدل معانی و کاربردهای مختلفی دارد که عبارتند از: اول موزون بودن؛ یعنی اینکه مجموعه ای که دارای اجزای مختلف است و هدف خاصی را دنبال می کند باید از حیث مقدار و کیفیت ارتباط اجزا با یکدیگر شرایط معینی داشته باشند و تنها در این صورت است که آن مجموعه می تواند باقی بماند و نقش موثر خود را ایفا نماید . دوم تساوی و نفی هرگونه تبعیض که معنی دوم عدل است یعنی اینکه هر کس به حسب ظرفیت و نیازش از امکانات برخوردار گردد واین خود سبب ایجاد اعتدال در جامعه می شود . سوم رعایت حقوق افراد و عطا کردن حق به صاحبان آن(5) همان گونه که خداوند همه چیز را در مکان مناسب خود قرار داده است و این ناشی از عدل اوست همچنانکه امام علی(ع) می فرماید: العدل یضع الامور مواضعها.(6)

همانگونه که گفته شد در اندیشه و سلوک شهید مطهری، میانه روی از کانونی ترین مباحث می باشد. در تفکر ایشان اعتدال و میانه روی دارای جایگاه والایی درنگاه به فرد و جامعه است؛ همان سان که جامعه مانند بدن، احتیاج به اعتدال دارد.

*گروه پژوهش های خبری

پژوهش**م.س**2054

پی نوشتها:

1- بقره، 143

2-مطهری، مرتضی (1362)، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، انتشارات صدرا، ج 1،ص69

3- مطهری، مرتضی (1362)، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، انتشارات صدرا، ج 1،ص69

4- حجت الاسلام محسن الویری-سخنرانی درنشست اعتدال و آزاداندیشی در تفکر شهید مرتضی مطهری، اردیبهشت ماه1393

5ـ عدل الهی – مرتضی مطهری ص59-60

6ـ نهج البلاغه ،ص734-735
کد N259450