• ۴۱بازدید

مظفر:عده ای اجازه نمی دادند موضع گیری های خاتمی بیان شود/اصولگراها در انتخابات واگرا شدند

حسین مظفر,دولت اصلاحات سید محمد خاتمی ,محمود احمدی‌نژاد

وزیر آموزش و پروش دولت اول اصلاحات می گوید در سال 76 که به خاتمی رای داده است شناخت دقیقی از خاتمی نداشته است.

به گزارش خبرآنلاین، حسین مظفر در برنامه تلویزیونی شناسنامه با بیان اینکه در آن مقطع تحلیلم این بود که ایشان فردی است که می تواند خوب کار کند و به همین دلیل هم به ایشان رای دادم، افزود: البته نمی توان گفت من در آن زمان جزو گروه های چپ بودم. من جزو نیروهای منتصب به خط امام بودم که تجلی امام و خط امام را در شخص مقام معظم رهبری می دیدم.»

 از ستاد خاتمی زنگ زدند و گفتند...

وی افزود:«مدت ها بود که در آموزش و پرورش فعالیت داشتم و از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسمم بعد از نام شهید رجایی برای وازت آموزش و پرورش مطرح بود اما در مقاطع مختلف این اتفاق نیفتاد تا اینکه به دوم خرداد رسیدیم. نمی خواهم اغراق کنم اما تقریباً فضای عمومی آموزش و پرورش کسی جز من را برای معرفی نداشتم و به همین دلیل الزاماً به سراغ من آمدند. یک روز در منزل مادر بودم که تلفن زنگ خورد و از ستاد آقای خاتمی گفتند برنامه خود را برای وزارت ارائه کنید. من هم برنامه ای نوشتم و آن را ارائه کردم و در نهایت بعد از مذاکراتی که با آقای خاتمی داشتیم به وزارت آموزش و پرورش رفتم.»
مظفر ادامه داد:«ایشان (آقای خاتمی) فرمودند من خودم شما را انتخاب کردم و شخص دیگری روی حضور شما اصرار نداشته است. ایشان چند توصیه به من داشتند و خواستند که این توصیه ها را در زمان وزارت رعایت کنم که من به نوعی به این توصیه ها پاسخ دادم. آقای خاتمی بعد از شنیدن پاسخ هایم مکث کردند و من هم بلافاصله گفتم که الان بهترین زمان است که شما از انتخاب من منصرف شوید و به سراغ شخص دیگری بروید اما ایشان در نهایت من را به عنوان وزیر آموزش و پرورش انتخاب کردند.»
وی همچنین گفت:«وقتی من وزارت را تحویل گرفتم، فضای اقتصادی به دلیل کاهش قیمت نفت چندان مطلوب نبود. زمانی که من به وزارت رسیدم آنقدر فضای اقتصادی در تنگنا بود که قبل از حضور من در وزارت سرانه مدرسه سالی 150 هزار میلیارد بود اما وقتی من وزارت را تحویل گرفتم فقط 25 میلیارد تومان به من اختصاص دادند اما به یاری خدا کار را پیش بردیم.»

اعضای دولت خاتمی ضد نظام و انقلاب نبودند

مظفر در پاسخ به این سوال که آیا سال 80 هم به آقای خاتمی رای دادید اظهار داشت:«نه! آقای خاتمی یک سری ویژگی هایی داشتند و مجموعه ای که دولت را تحت فشار قرار می دادند ویژگی های دیگری داشت. من برای شخص آقای خاتمی احترام زیادی قائلم، ایشان انسان مودب و فرهخیته ای است. زمانی که در دولت ایشان بودم هم سعی داشتم با تمام وجود خدمت کنم. دغدغه ای که من داشتم و منجر به اختلافاتی شد، دغدغه های مربوط به ارزش های اسلامی و انقلاب بود که من خودم را به تعهد به این اصول و ارزش ها ملزم می دانستم. البته بقیه دوستان در دولت هم به این ارزش ها معتقد بودند اما در نوع برداشت ها و تحلیل ها تفاوت وجود داشت. طبیعی بود که هیچ یک از اعضای دولت ضد نظام و انقلاب نبودند و همگی در زمره دلسوزان انقلاب و نظام قرار داشتند.»

من و دکتر لاریجانی در دولت تذکر می دادیم
وی افزود:«ساده اندیشی در تحلیل و غفلت می تواند پاشنه آشیل دولت ها باشد. من در مجموع و با توجه به فضایی که پیش آمد، مسائلی که در روزنامه ها مطرح شد و ارزش ها زیر سوال رفت و در مورد اصل ولایت فقیه نقدهایی به میان آمد تصمیم گرفتم سال 80 به آقای خاتمی رای ندهم. شاید تنها کسی که در هیات وزیران مسائلی را تذکر می داد من و آقای لاریجانی (رئیس وقت صدا و سیما) بود. من بارها به آقای خاتمی گفتم که صحبت هایم از روی دلسوزی است و سر مخالفت ندارم، همه دولت در یک کشتی نشسته است، اگر ما مطبوعات را به بهانه آزادی بیان رها کنیم فاجعه به بار خواهد آمد.»
مظفرهمچنین گفت:«من همیشه می گفتم که توسعه سیاسی مطلب خوبی است اما به شرطی که قواعد و ضوابط لازم خودش را داشته باشد. من می گفتم اگر فضای بسته را به یکباره باز کنیم اتفاقات خوبی نمی افتد و همیشه نظرم این بود که افراط گری سیاسی در نهابت منجر به انزوای سیاسی خواهد شد. چون من برخی از دلسوزی هایم را مطرح می کردم دیگران می گفتند ایشان(مظفر) با دولت همراه نیست.

خاتمی انصافا خیلی از مواقع موضع گیری داشت

وی ادامه داد:جرم من این بود که مسائلی را که با مجموعه نظام در تعارض است را بیان می کردم. مثلاً وقتی مساله 18 تیر اتفاق افتاد من اعتراض کردم و گفتم باید موضع گیری کنیم. آقای خاتمی هم انصافاً خیلی از مواقع در موارد مختلف موضع گیری داشتند و خطاب به آقای مهاجرانی فریاد می زدند که جلوی این کارها را بگیرید اما عده ای در بیرون بودند که رعایت نمی کردند. فکر می کنم اگر دولت یازدهم هم مسائل را رعایت نکند و همه چیز را رها کند دچار مشکل می شود. رسانه و قلم می تواند عالی و رشد دهنده باشد و می تواند زهر آلود باشد و همه چیز را از ریشه نابود نماید. به همین دلیل فرهنگ باید مدیریت شود.»

وی افزود:«آن زمان همیشه به جناب خاتمی می گفتم که اجازه ندهید عصب دینی مردم تحریک شود و دولت شما را لائیک تلقی کنند، فضایی که مطبوعات طی می کند دولت را به این سمت و سو سوق می دهد. گاهی مهاجرانی عصبانی می شد و می گفت آقای مظفر اگر از من ناراحت است برود از من شکایت کند. همانطور که گفتم آقای خاتمی در بسیاری از موارد موضع گیری می کردند. من به جناب خاتمی می گفتم که بهتر است در فضای بیرونی هم موضع های خود را منعکس کنید تا مردم بدانند شما مخالف این ها هستید اما عده ای اجازه نمی دادند این صحبت ها از سوی آقای خاتمی بیان شود و می گفتند در حالت عادی که طیف راست شما را قبول ندارد، اگر این موضع گیری ها را هم انجام دید، طیف چپ نیز دیگر شما را قبول نخواهد داشت.»

عضو چپ و راست نیستم

مظفر در بخش دیگری از «شناسنامه» اظهار داشت:«من هیچ وقت عضو تشکیلاتی چپ نبودم و عضو تشکیلاتی راست هم نیستم. من عهد کرده ام تا روز آخر آرمان امام را که در رهبر انقلاب خلاصه می شود را حفظ کنم. روزی که وزیر شدم هم بعد از مراسم رای اعتماد مستقیم به مزار شهدا رفتم و با آن ها پیمان بستم که تا آخر عمر برای نظام کار کنم و از ارزش ها دفاع کنم.»
وی در پاسخ به این سوال که سال 84 تصور می کردید آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شود هم اینطور پاسخ داد:«نه. یک سری فضای افراط گری دولت گذشته باعث شد آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شود. اصلاحات مساله بدی نیست اما هر مفهومی که در رابطه با انقلاب به کار می بریم بار خاص خودش را دارد. ما نمی توانیم شعار اصلاحات دهیم اما روش تخریبی را پیش بگیریم. بسیاری از اشتباهاتی که در دوران اصلاحات اتفاق افتاد همین بود که به نام اصلاحات، تخریب می کردند. در اصلاحات درگیری های خشونت آمیز و شعارهای ساختار شکن معنایی ندارد. متاسفانه عده ای مفاهیم را اشتباه کردند و در ظاهر شعار اصلاحات سر دادند اما در عمل فضایی به وجود آوردند که منجر به تحصن در مجلس،استعفای بسیاری از مدیران و... شد. آقای خاتمی هم با خیلی از این موارد مخالف بودند اما فضا طوری رقم خورده بود که این اتفاقات می افتاد. مردم خسته شده بودند و حس می کردند نیاز به یک فضای آرام دارند و در این میدان آقای احمدی نژاد وارد شد و رای آورد.»
مظفر همچنین در مورد نوع رابطه اش با احمدی نژاد اظهار داشت:«من ارتباطی با ایشان نداشتم. البته فضای عمومی انتظار داشت که چون من فردی ارزش گرا هستم در دولت ایشان حضور داشته باشم اما این این اتفاق نیفتاد. یکی دو بار صحبت هایی مطرح شد اما شاید صحبت هایی که با هم داشتیم منجر شد ایشان از من دعوت به همکاری نکند. من مشی خودم را با ایشان مطرح کردم و گفتم من نظرات خودم را می گفتم و از ارزش ها و ولایت فقیه دفاع می کردم و جرمم هم همین بود! به ایشان گفتم روحیه ام این است و اگر مسولیتی بگیرم، نمی توانم ساکت باشم. در هر صورت برای دولت نهم صحبت هایی داشتیم و از من خواستند فرم هم پرم کنم اما من از روی بی اعتنایی فرم را پر کردم و در نهایت هم گفتم بهتر است از کسانی استفاده کنید که با شما همراه هستند.»

از سایت ها متوجه شدم حکمم صادر شده
وی در مورد حضور در شورای نظارت بر صدا و سیما از سوی آقای احمدی نژاد گفت:«من اولین بار از طرف مجلس در این شورا عضو شدم. بعد از آن با حکم آیت الله شاهرودی در این شورا به کارم ادامه دادم و بعد از مدتی رئیس محترم قوه قضاییه تشخیص دادند شخص دیگری این کار را انجام دهد. وقتی در مکه بودم در شرایطی که خبر نداشتم، دوباره و این بار از طرف آقای احمدی نژاد برای حضور در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما منصوب شدم. این درحالی بود که من نه آقای رئیس جمهور را دیده بودم و نه جلسه ای با نمایندگان ایشان در این خصوص داشتم و از طریق سایت ها متوجه شدم حکم من صادر شده! حس می کنم بعضی ها به ایشان منعکس کرده بودند که بد نیست از تجربیات مظفر استفاده شود و ایشان هم این کار را انجام دادند.»

شورا نظارت تشریفاتی عمل نمی کند
مظفر در بخش دیگری از «شناسنامه» در مورد چگونگی نظارت این شورا بر صدا و سیما گفت:«این شورا تشریفاتی عمل نمی کند بلکه اشکال ساختاری دارد. اولین اشکال این است که این مجموعه شوراست و به همین دلیل چون نظرات متفاوت است تصمیم گیری به صورت رای گیری شکل می گیرد. دلیل دیگر ناکارآمدی این شورا این است که هر سه قوه نماینده دارند و هر کدام از آن ها هم به دنبال جا باز کردن برای قوه خود در صدا و سیما هستند و به دنبال مسائل کلان نیستند. نکته مهم دیگر ابهام در قانون شورای نظارت بر صدا و سیما است که اختیارات آن به صورت شفاف مشخص نشده است. نکته دیگر این است که وقتی کسی نظارت می کند، صحبتش باید ضمانت اجرایی داشته باشد که این اتفاق نمی افتاد . به نظر می رسد این مشکلات ساختاری باید حل شود.»


رئیس سابق شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما گفت:«من آقای ضرغامی را مدیر موفقی می دانم. مدیریت صدا و سیما کار آسانی نیست و ایشان با تمام دلسوزی و به عنوان فردی که عضو نظام است در حال تلاش است. یک مدیران کلان بیشتر با مدیرانش ارتباط دارد و با کسی که در خط مقدم در حال برنامه ریزی است ارتباط کمتری دارد و همین موضوع هم باعث بروز مشکل می شود. در صدا و سیما هم این اشکال وجود دارد و باید حل شود و فاصله ای که در این میان وجود دارد باید مرتفع شود. مدیر صدا و سیما باید به نحوی عمل کند که روی خط مقدم برنامه ریزی اشراف داشته باشد. نکته مهم دیگر نظارت درون سازمانی است که باید انجام شود. همچنین در موضوع فیلمنامه نویسی هم باید بیشتر کار کنیم.»

ماجرای ائتلاف سه نفره
وی در مورد حضور در ستاد ائتلاف پیشرفت در انتخابات 92 گفت:«یک ایده ای بین این سه نفر (حداد عادل، ولایتی و قالیباف) مطرح شده بود که به جای اینکه تشکل ها بیایند و انسجام به وجود بیاورند، بین افراد و شخصیت های تاثیرگذار هماهنگی ایجاد شود. این ایده از سوی آقای ولایتی مطرح شد و بعد از اینکه این موضوع را با آقای قالیباف در میان گذاشتند، این دو نفر ایده را به اطلاع آقای حداد عادل رساندند. یک مدتی هم این ائتلاف در حال فعالیت بود تا اینکه در یکی از جلسات من را صدا زدند و گفتند ما تصمیم داریم این کار را انجام دهیم و از من خواستند به عنوان سخنگوی ائتلاف حضور داشته باشم. من به این شرط این مسولیت را قبول کردم که حتماً به وعده ای که داده اند عمل کنند و در نهایت یکی از این سه نفر کاندید شود. این ائتلاف به خوبی داشت پیش می رفت اما متاسفانه اعتماد مردم خدشه دار شد.»
مظفر افزود:«حامیان خصوصی هر یک از این سه نامزد در بروز اختلاف در این ائتلاف بی تاثیر نبود. حامیان هر کدام از این سه نفر می گفتند ما نظر سنجی کرده ایم و تو رای بیشتری داری! اشکال این بود که متاسفانه مرکز نظر سنجی که این سه نفر انتخاب کرده بودند مورد پذیرش قرار نگرفت و در نهایت ائتلاف دچار مشکل شد.»
وی در پاسخ به این سوال که آیا صحبت آقای ناطق نوری را قبول دارید که گفتند آقای ولایتی در پازل ما حرکت کرد، اظهار داشت:«نتیجه کار این بود که رقیب برنده شد. نمی دانم این کار برنامه ریزی شده بود یا خیر اما بعید می دانم برنامه ریزی در این زمینه وجود داشته باشد اما نتیجه آن پیروزی رقیب بود.»
رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف گفت:«سه نفری که ائتلاف ایجاد کردند نتوانستند کار را تا انتها پیش ببرند. از طرف دیگر گروه های دیگر اصولگرا هم واگرا شدند و هرکدام حرف خودشان را زدند و متحد نشدند و از طرف دیگر رقیب را هم جدی نگرفتند. من یقین داشتم تحلیلی که در مورد رای آقای ولایتی وجود دارد اشتباه است و طبق نظر سنجی ها می دانستم که آقای قالیباف رای بیشتری دارد و به همین دلیل هم به ستاد ایشان رفتم. البته ما تقریباً آخرین روزها می دانستیم که آقای روحانی رای می آورد چون مجموعه آن طرف متحد شدند اما اصولگرایان متفرق بودند.»
وی در مورد انتصاب فرزند خود در شهرداری تهران هم گفت:«واقعاً توصیه می کنم مطبوعات و اصحاب رسانه قبل از اینکه از مساله ای مطلع نیستند، ننویسند. پسر من هشت ماه قبل از حضورم در ستاد قالیباف منصوب شد. ضمن اینکه او قبل از این معاون سازمان فرهنگی هنری شهرداری و همچنین قائم مقام شهرداری منطقه بوده است. واقعاً اعطای لقب آقازاده به ایشان (پسرم) توهین و گناه بود.»
مظفر در مورد وصلت پسرش با خانواده آقای کوچک زاده هم گفت:«او یک سلیقه ای دارد و آقای کوچک زاده هم سلیقه خاص خودش را دارد. زمانی که ما داشتیم به خواستگاری می رفتیم نمی دانستیم خواستگاری چه کسی می رفتیم. داستان این آشنایی از اعتکاف مسجد دانشگاه اتفاق افتاد که خانم و دخترم این دخترخانم را می بینند و از آنجا جذب او می شوند. خانم ما هم تصمیم گرفت برای صحبت کردن پا پیش بگذارد. وقتی جلو رفتیم متوجه شدیم ایشان دختر آقای کوچک زاده است.
وی افزود:«خوشبختانه در بحث های خانوادگی بحثی نداریم و هرکدام موضع خودمان را داریم.»

حسین مظفر همچنین در بخش پایانی مصاحبه خود در مورد اسامی زیر بیان کرد:
شهید رجایی: اسطوره ی ایثار و اخلاص
شهید باهنر:تدبیر و عقلانیت
آیت الله هاشمی رفسنجانی: مرد سیاست
دکتر علی لاریجانی: فیلسوف حکیم
سید عزت الله ضرغامی: بچه حزب الهی نازی آبادی
عطاء الله مهاجرانی:خیلی از او تنفر دارم. نادم و برگشته از انقلاب.
محمدباقر قالیباف: مرد جهاد، فداکاری، شهادت و کار
دکتر محسن رضایی: اسوه ی مقاومت،جهاد و ایثار در دوران دفاع مقدس
دکتر حداد عادل: مرد فرهنگ و ادب

 

29212

وبگردی