۰

این روزهای خانواده جمشید دانایی فر: اخبار حالمان را خراب می کند

  • ۲۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

مهر نوشت:

در حالی که بازگشت چهار مرزبان  در 17 فروردین ماه سال جاری جشن نوروزی ایرانیان را مضاعف کرد اما سرنوشت جمشید دانایی‌فر آخرین مرزبان ربوده شده و جای خالی او در خاک میهن اسلامی همچنان فکر بسیاری از مردم ایران به ویژه خانواده وی را به خود مشغول داشته است و هنوز بسیاری از مردم دل‌هایشان را برای بازگشت این فرزند برومند ایران اسلامی به امید گره زده‌اند.
17 بهمن سال 92 در حالیکه تب و تاب آمادگی برای استقبال از نوروز در جامعه ایرانی موج می زد اما خبر ربوده شدن 5 مرزبان ایرانی در شرق کشورکام مردم ایران به ویژه ساکنان سیستان و بلوچستان را تلخ کرد، هر چند که درست دو ماه بعد و در 17 فروردین 93 بار دیگر شادی و سرور بر لبان ملت ایران نقش بست اما هنوز اضطراب و دلهره از خانواده جمشید دانایی فر به عنوان تنها غایب این جشن بزرگ رخت بر نبسته است.

زهرا دانایی‌فر خواهر مرزبان ربوده شده جمشید دانایی فر که اعتقاد دارد جمشید هنوز زنده است می گوید: «جمشید همیشه دل در گرو امام رضا(ع) داشت و از همین رو نام بچه اش را نیز امید رضا گذاشت و ما هم به همین امید که حضرت ثامن الحج آزادی آهوی خود را تضمین می کند چشم به در دوخته ایم تا باری دیگر قامت رعنای او را در آستانه در منزل مشاهده کنیم.»

زهرا دانایی فر با بیان اینکه جمشید عاشق کارش بود در این رابطه گفت:«مرزداری و مسئولیت پاسداری از مرز به ویژه در اقلیم سیستان کار بسیار سخت و دشواری است و ما هر زمان که جمشید به خانه بر می گشت از رنگ و روی زرد و چهره خسته و پر از خاکش به خوبی شرایط کار سخت وی را درک می کردیم اما او هیچ گاه سخنی از سختی کارش به میان نمی آورد و گله ای نکرد و تنها هنگامی که از مرز بر می گشت به ما می گفت اجازه بدهید کمی بخوابم بعد صحبت می کنیم.»

او ادامه داد: جمشید قبل از اینکه به آخرین ماموریت خود به مرز سراوان عازم شود یک بار دیگر به واسطه عشق به امام رضا(ع) بار سفر بست و به همراه پدر در تاریخ 10بهمن 92 درست یک هفته قبل از اسارت خود راهی مشهدالرضا(ع) و مسجد جمکران و قم شد.
زهرا در حالی که بغض گلویش را می فشارد و مجال ادامه مصاحبه را با ما نمی دهد ادامه می دهد: «چشمان پدرمان شبانه روز به در منزل دوخته شده است. وضعیت روحی و روانی پدر بسیار نامناسب است و در طی روز بارها پدر با بی قراری به در منزل می رود و ناخودآگاه چشم به انتهای کوچه می دوزد.

بی قراری از سرنوشت نامعلوم جمشید حتی نیمه شب نیز پدر را رها نمی کند و او را باز هم به در منزل می کشاند و او در ساعات مختلف شبانه روز با سرکشی به سایت های خبری و خبرگزاری ها سعی دارد تا با به دست آوردن خبری از جمشید بی تابی خود را التیام بخشد.

او در خصوص زندگی جمشید نیز گفت:«برادرم سال 91 با دختر دایی اش ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 15 اسفندماه 92 به تولد نوزادی به نام امید رضا منتج شد.

جمشید در سفر آخری که 12 اسفندماه سال گذشته به مشهد الرضا داشت به دلیل عشق و ارادت به امام هشتم(ع) نام فرزندش را قبل از تولد به نام امید رضا نامگذاری کرد.


جمشید 14بهمن ماه برای انجام خدمت در مرز سراوان راهی منطقه شد و قرار بود که پس انجام ماموریت در اسفند ماه برای وضع حمل همسر و دیدار با نخستین فرزندش به زاهدان باز گردد اما غافل از این بود که عده ای از خدا بی خبر و شرور در کمین وی نشسته بودند تا خواب را از چشم مردم این کشور بربایند و مانع دیدار وی و فرزندش شوند.»
زهرا با ابراز نارضایتی از نحوه اطلاع رسانی و بازتاب اخبار ضد و نقیض رسانه ها ادامه داد: «متاسفانه رسانه ها در این مدت با انتشار اخبار غیر واقعی مبنی بر شهادت و یا کشته شدن جمشید بار ها بر اضطراب و نگرانی خانواده افزوده و به آن دامن زدند.»

او از رسانه ها خواست تا قبل از اطمینان از صحت و سقم اخبار و در دست داشتن اسناد رسمی و مستند دست به تحریک و یا بازیچه قرار دادن احساسات یک خانواده نگران نزنند.

او گفت: جنگ روانی و اخبار ضدو نقیض و نادرست رسانه ها در این مدت بیشتر از نبود جمشید ما را آزار داده است.
زهرا با صدایی لرزان ادامه داد: «نخستین بار در چهارم فروردین معاون امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان با اعلام خبر شهادت جمشید تمام امید های خانواده را فرو ریخت و با حضور استاندار در تاریخ 14 فرودین که برای تسلیت به خانه ما پا گذاشت بر دل نگرانی های خانواده افزوده شد. در این دیدار به استاندار معترض شدیم که بر اساس کدام مدرک و به استناد کدام شواهد این خبر را می دهید اما ایشان ابراز داشت که اخبار رسیده در این رابطه قوی است. به هیچ وجه انتظارشنیدن چنین خبری را آنهم بدون دلیل و مدرک از طرف مقامات استان نداشتیم و لذا این خبرموجب شد تا پدرم سه روز خود را در اتاق محبوس کند و پس از سه روز نیز به دلیل حضور بیش از حد مردم و اقوام به منزل برادرم نقل مکان کند تا از اضطراب این خبر های ناگوار دور بماند.»

زهرا با اشاره به اینکه تا زمانی که سند محکمی برای شهادت برادرمان از طرف مسئولان ارایه نشود همچنان امید به بازگشت جمشید در دل همه ما جاری و زنده است گفت: «مسئولان جمهوری اسلامی ایران و کشور پاکستان باید از هیچ تلاشی برای روشن شدن وضعیت برادرمان دریغ نکنند زیرا ما آنها را در برابر این حادثه مسئول می دانیم و از نظر ما مسئله آزاد سازی گروگان ها تا تعیین تکلیف سرنوشت جمشید و تحویل وی به نیروهای ایرانی تمام نشده و کشور پاکستان باید پاسخگو باشد.»

زهرا در خصوص خبر مسرت بخش آزاد سازی مرزبانان ربوده شده در 17 فروردین سال جاری نیز گفت: «وقتی شنیدیم که مرزبانان آزاد شدند در حین خوشحالی برای خانواده اما غیبت جمشید یک بار دیگر خانواده را در اوج شادمانی مضطرب ساخت.

روزی که خبر گروگان گری مرزبانان و جمشید را شنیدیم با روز آزاد سازی مرزبانان برای خانواده ما احساس درد مشترکی بود که وصف آن خارج از گفتگو است.»
زهرا دانایی فر در همین رابطه گفت: «همه ملت ایران و تمام مردم جهان به اهداف شوم و پلید گروهگ تروریستی جیش العدل آگاهی دارند و لذا در این راستا تمامی علمای اهل سنت باید در قبال ادعاهای پوشالی این گروهک که خود را مدعی حفظ منافع اهل سنت می داند بپا خاسته و در برابر جنایت های آنها موضع صریح بگیرند.»

زهرا دانایی فر در پایان تنها مطالبه و درخواست خود را در آستانه سفر ریاست جمهور به استان سیستان و بلوچستان را بازگرداندن جمشید عنوان می کند و می گوید:« تنها درخواست و ما مطالبه ما از رییس جمهور بازگشت برادرمان جمشید است و ایشان در این راستا مسئولیت دارند.»

 

45231

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.