۰

آیا این همان "نبرد من"نیست؟

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
شبه جزیره کریمه,کاخ کرملین,کرملین,ولادیمیر پوتین

شرایط پوتین را این قدربه خود مطمئن کرده که برای چندمین باراز زبان معاون وزیر خارجه اش غرب را تهدید به بازی با اهرم ایران کرده بدون اینکه این موضوع ارتباطی با تهران داشته باشد. منافع تهران اقتضا میکند به طرف روسی اطلاع دهد کارت بازی آنها را خوانده .به هر حال معکوس شدن معادلات همواره بخشی از دیپلماسی بوده است.

نه اشتباه نمیکنید، کرملین شبه جزیره استراتژیک کریمه را به صورتی دمکراتیک!به خاک خود ملحق و شاید به زودی برپائی دولت ویشی رادراین منطقه اعلام خواهد کرد!.باور کردنی نیست اما حقیقت دارد. ملی گرائی روسی هم دارد کار خود را میکند.جوانان روس بازو بند های حاوی تصویر پوتین را میبندند،گورباچف و زیگانف از پوتین حمایت و نظامیان هم سرحال .مهم نیست پروس باشد یا روس!متد فکری و مکانیزم عمل یکی ست.
آیا این یعنی آغاز "نبرد من؟
پاسخ مثبت بی نهایت بدبینانه و نگران کننده است اما شاید(صرفا شاید) جلوه ای از آینده راهم نشان بدهد، نه خیلی نزدیک اما نه چندان دور .آنچنان که برای رایش، سال های بعداز 1933، زمان نه خیلی دور شد نه خیلی نزدیک .اگراقدام رایش در حمله به لهستان به بهانه حمایت از آلمان تبارها مشروع بود این اقدام روسیه نیز مشروع است. طنز تلخی ست نه؟اما جامعه جهانی امروز چه میتواند بکند تا این اقدام کرملین اولا مهار و کنترل شود ،ثانیا به خیلی ها با هر برداشتی آدرس غلط ندهد. مجموع این "چه باید کردها؟" تعیین کننده قدم بعدی مسکو خواهد بود . پاسخ به این سوال بیشتراز این جهت مهم وحیاتی ست که در برابر کرملین گزینه ی به قول تحلیل گرمجله نیویوکرز"گزینه وادارکننده مهمی "وجود ندارد، البته فعلا.نه به اعتبار عدم امکان به کار گیری نیروی رسمی نظامی ،بلکه بیشتر به این دلیل که به لحاظ سیاسی مسکو تاکنون موفق شده طرف های مقابل را به کوچه ای بن بست بکشاند. شورای امنیت عملا ناکارآمد ،سازمان امنیت و همکاری اروپا منفعل،ناتو صرفا ناظر(یعنی کاری از دستش بر نمی آید) و ایالات متحده هم کنار تشک، تنها بر شدت تهدید های لفظی خود افزوده است.همین!.
این شرایط پوتین را این قدربه خود مطمئن کرده که برای چندمین باراز زبان معاون وزیر خارجه اش  ربیاکف یا لوکیانوف  استراتژیست روس ،غرب را تهدید به بازی با اهرم ایران کرده بدون اینکه این موضوع ارتباطی با تهران داشته باشد، مقامات اروپائی وغربی را تهدید و  تحریم میکند ویا در اقدامی بی سابقه با بهره گیری از روابط خاکستری شده ایالات متحده با اعراب برای اجلاس سران عرب در کویت پیام مودت و همکاری میفرستد.اما این سوال همچنان به قوت خود باقیست.چه میتوان کرد؟

از دوزاویه میتوان به موضوع نگریست.اول تا آنجا که به جامعه جهانی مربوط میشود فشار روزافزون به زیر ساخت های نه چندان مستحکم اقتصادی روسیه گزینه ای بس مهم است. پیوسته شدن عمیق بازارهای مالی این کشور به بازارهای مالی و اقتصاد جهانی،وابستگی شدیدو حیرت آور تکنولوژی عقب افتاده آنها به منابع فنی و تکنیکی غربی طی 10 سال گذشته،سرمایه گذاری های هنگفت انجام شده در این کشور واز همه مهمتر اتکا روز افزون به منابع درآمدی ناشی از فروش نفت و به طور مشخص گاز تنها بخشی مخاطراتی ست که باید پرسید کرملین در بلند مدت حاضر به پرداخت بهای این ماجرا جوئی و تبعات آن ست؟ با توجه به اینکه  غرب آماده پرداخت هزینه آن است؟به اعتقاد من نه. شاید تا دریافت یک امتیاز قابل توجه بازی را ادامه دهد اما در بلند مدت اقتصاد روسیه توان ادامه ماجراجوئی پوتین را نخواهد داشت..فقر منابع مالی ، درآمدی و تکنولوژیکی آنها به گونه ای بوده که تاکنون نتوانسته اند حتی زیر ساخت های ارتش پس از فروپاشی اتحاد شوروی را بازسازی و احیاءکنند.
دوم، تا آنجا که به ایران مربوط میشود علی رغم علاقه مسکو به بازی محدود با کارت ایران،باید صراحتا اعتراف کرد این از آن دست بحران هائی نیست که تهران بتواند یا بخواهد  وارد واز عایدی  آن به برون رفتی استراتژیک در معضلات سیاسی دست یابد. موضع گیر ی بسیار حساب شده آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه "ضرورتی ندارد ایران در مسئله اوکراین وارد شود" اگر نشان دهنده موضع رسمی دولت ایران است - که منطقا هم باید اینگونه باشد - میتوان امیدوار بود این تاکتیک احتمالی و البته بسیار خطرناک مسکودر دراز مدت به نتیجه ای که آنها مد نظر دارند منجر نخواهد شد. در مذاکرات1+5، اگر چه مسکو عنصر مهمی ست اما نه تابه آن حد که در بلند مدت (تاکتیک ها را در نظر نگیرید)بتواندهر گونه فرایند اعتماد ساز،اطمینان بخش و توافقی ایران با سایر طرف های غربی را تحت تاثیر خود قرار دهد. برگ برنده ایران در همین جاست. ادامه مذاکرات اطمینان بخش و فعال نگه داشتن چرخه دیپلماسی.البته اصل بازی بسیار خطرناک شده است اما تهدید بلند مدتی ندارد اگر تهران، ظریف بازی را اداره کند.  منافع تهران  اقتضا میکند به طرف روسی اطلاع دهد  کارت بازی در دست آنها را خوانده.معکوس شدن معادلات همواره بخش جدائی ناپذیر دیپلماسی بوده است.matinmos@gmail.com

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.