۰

به هر دری می​زنند تا قدرت را پس بگیرند

  • ۱۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حجت الاسلام علیخانی

اوایل انقلاب برخی مسئولان که کمی باهم اختلاف پیدا میکردند، امام میفرمود: 24 هزار پیغمبر را اگر جایی جمع کنید اختلافی باهم نخواهند داشت چراکه مقصد و هدفشان یکی است.

حجت الاسلام قدرت الله علیخانی مشاور پارلمانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با ویژه نامه نوروزی روزنامه آرمان مطالب جدیدی از جمله ناگفته هایی از ثبت نام آیت الله هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، عدم احراز صلاحیت و چرایی عدم اعتراض هاشمی به این مساله را عنوان کرده است.
بخش هایی از گفت وگوی ویژه نامه آرمان با علیخانی در پی می آید:
*(دیدگاه درمورد عملکرد مجلس نهم بعد از روی کارآمدن دولت تدبیر و امید) طبیعی است که پویا بودن مجلس در فریادها و بحثهاست و در استیضاحها، نظارتها، سوالات و درواقع دفاع از حقوق مردم است. مجلسی که امام(ره) فرموده بود باید اینچنینی باشد و نمایندگان وامدار کسی نباشند و در مرحله اول برای خدا و بعد برای خلق خدا و مردم و مصالح نظام و موکلینی که به آنها رای داده اند، کار کنند. در دولت سیدمحمد خاتمی که دولت اصلاحات لقب گرفت، عملا اکثریت مجلس اصولگرا بود ولی آن کجا و این کجا؟ در آن مجلس با اینکه آقای ناطق، رقیب آقای خاتمی بود با دولت همکاری کردند. اولا بلافلاصله تبریک گفت و بعد هم همراهی داشتند.
* میدانم که علی لاریجانی به دولت خیلی کمک کرده اند تا جایی که برخی هم گلایه کرده اند. از قدیم رسم بوده که سران قوا باهم می نشستند و در زمان سیدمحمد خاتمی اگر اشتباه نکنم، آیت ا... هاشمی نیز در این نشست ها شرکت داشتند. اگر به یاد داشته باشید در سفر لاریجانی به اصفهان، آیت ا... مظاهری این پیشنهاد را کرد که در دولت جدید خوب است که آیت ا... هاشمی نیز در سران قوا برای همفکری و مشورت حضور داشته باشند.
*بین دولت احمدی نژاد و دولت دکتر روحانی فرق است. دولت روحانی از ابتدا بنا را بر تعامل گذاشته است و هروقت در مجلس حضور پیدا کرد، عزت و احترام زیادی برای مجلس قائل شد درحالی که احمدی نژاد اصلا اواخر اعتنا نمیکرد و عملا مقابل مجلس بود و مجلس را به چالش می​کشید و حوادث تلخی که در روز موعد رخ داد به نظرم نقطه سیاهی تلقی می​شود. البته مقصر احمدی نژاد بود و لاریجانی تقصیری نداشت ولی به​ حق از پس قصه برآمد و شاد شدم از آن جهت که سرانجام کسی پیدا شد که جواب محکمی بدهد و کم نیاورد.
*(درباره احضار پیاپی وزرا به مجلس) زمان آقای خاتمی {رقبا} یک سال در کما بودند یک بار امتحان کرده بودند این بار خواستند تا گربه را دم حجله بکشند لذا زود به خود آمدند تا شکست خود را با این مسائل جبران کنند. البته با این شیوه به نتیجه نمی​ر​سند ولی این شیوه ادامه دارد و بعدها تندتر هم خواهد شد.
*(درباره تعامل دولت و مجلس) دولت هم می​تواند بهتر از اینها تعامل کند. هر چیزی، راهی دارد، رفاقت و رایزنی نیاز دارد و مشکلات با رایزنی و رفاقت قابل حل است و با برگزاری جلسات بیشتر میتوان انجام داد. ولی می​دانید که مراودات ما براساس خط و خطوط​های سیاسی است. این چیزها فایده ندارد و دعوا، دعواست... برخی معتقدند مصدر امور اجرایی کشور حقشان بوده و حالا قطع شده است! به هر دری می​زنند که این را پس بگیرند و اینکه ملت رای دادند و چه خواسته​اند و رای مردم چه می​شود، بماند!
*اینها هیچوقت فکر نمی​کردند انتخابات به این شکل دربیاید. آیت ا... هاشمی را اولا تلاش کردند که نیاید. آیت ا... هاشمی تصمیم به آمدن گرفت و اوضاعشان به هم خورد و تصمیم گرفتند که با کنار گذاشتن آیت ا... هاشمی و پیشبینی کردند با اعتراض ایشان سر و صدا راه میافتد، غافل از اینکه هنوز هاشمی را نشناخته اند و ایشان انقلاب را همانند فرزند خود دوست دارد . وظیفه ای بود که انجام دادند هرچند مانع ایجاد کردند. والا مسائلی که بعضا شنیدیم، بنا بود بعد از اینکه آیت ا... هاشمی را رد میکنند با اعتراض آیت ا... هاشمی مسائل دیگری اتفاق بیفتد. ولی هوشیاری و بیداری ایشان نه تنها دست رقیب را رو کرد بلکه خود رد صلاحیت باعث پیروزی انتخابات به نفع جریان اعتدال شد.
*(درباره نقش لاریجانی در تعامل سازنده با دولت و کنترل تندروها در مجلس) اگر آقای لاریجانی در این جایگاه نبود، اکنون خیلی اتفاقات در مجلس افتاده بود. همان تندروهایی که عملا با خیلی از شخصیت ها ازجمله هاشمی و سیدحسن خمینی خوب نیستند، همین ها هم با آقای لاریجانی مشکل دارند. در یک نقطه، مخالفین مشترک هستند. لذا بیشتر از این هم نباید از آقای لاریجانی انتظار داشت چراکه مرتب چوبش را میخورد. چه در داخل مجلس، برخی نمایندگان با تذکرات مقابل او میایستند و به تازگی در قم در ابتدا گفته بودند که نباید آقای لاریجانی صحبت کنند و در غیر اینصورت همان قضایا اتفاق خواهد افتاد!
*(درباره تشکیل فراکسیون اعتدال در مجلس) اگر من بودم این کار را نمیکردم. زمانی این موضوع را مطرح کردم و دوستان اصلاح طلب ناراحت شدند. چراکه اگر چنین اتفاقی بیفتد، جریان تند با باقیمانده فراکسیون رهروان ولایت علیه دولت یکی میشوند و اینها باز در اقلیت قرار میگیرند و باعث انسجام آنها خواهد شد. البته دوستان خوبی در مجلس داریم. آقایان تابش، پزشکیان، محجوب، تاجگردون و دوستان دیگری هستند که شاخص اند و در صحنه حضور دارند و باید نظر دهند.
*(درباره ثبت نام هاشمی در انتخابات) در این مدت مدیدی که گذشت، گروه‌های مختلف می آمدند و درخواست حضور آیت ا... را داشتند تا روز جمعه آخر صبح قزوین بودم و دوستان نم یدانستند که ایشان سرانجام چه میکنند؟ عصر به منزل ایشان رفتیم و در حیاط نشستیم برای اولین بار دلایل خود را آوردم که چرا باید بیایند. در ابتدا تقریبا مخالف بودم... ماه‌های آخر کشور حالت دیگری نسبت به هاشمی گرفت و 180 درجه فرق کرد. یکباره مردم احساس کردند که فقط هاشمی است که میتواند. همه در کوچه و بازار میگفتند: هاشمی. عنایت و فضل خدا میدانید به چه دلیل بود؟ به دلیل مظلومیت هاشمی و از بس وارونه معرفی کرده بودند و نسبتهای تخریبی و تهمت و هجمه وارد آورده بودند، تصور میکردند که پایگاه و محبوبیتی ندارد. معتقدم خدا خواست زحمات آیت ا... هاشمی برای اصل انقلاب و نظام در جایی دوباره بروز کند. یعنی همه تخریب ها یکباره از بین برود و معجزهای اتفاق افتاد. دلایلم را به آیت ا... هاشمی گفتم که چرا بیایند. ایشان گفتند: چرا تاکنون این حرفها را نمیزدی؟ گفتم: قبل از این فکر میکردم با آمدن شما ممکن است حوادث تلخی مانند گذشته اتفاق بیفتد اما به تازگی میبینم که محبوبیت شما از مرزها هم عبور کرده است و دلایل خود را آوردم. در اینجا فرمودند که آیت ا... وحیدخراسانی و موسوی اردبیلی نیز تلفن کرده اند و در انتها با احتیاط چون حجب و حیاء نسبت به ایشان دارم با لحنی گفتم؛ حاج آقا اگر جسارت نیست، شناسنامه خود را فردا صبح که مجمع میروید همراه خود بیاورید. گفتند: مثل اینکه جدی گرفته اید؟ گفتم: بله، چون میدانم خانواده ناراضی هستند، به این دلیل شناسنامه را جایی بگذارند تا در دسترس نباشد! این همه جمله آخر بود و شب یاسر (فرزند آیت ا...) را دیدم، به او گفتم: فرداصبح شناسنامه حاج آقا را با خودت بیاور و...
*یکی از نمایندگان مجلس که در قضاوت از قدماست، به من گفت که آقای هاشمی اگر بیاید بعید است در رقابت حضور یابد. گفتم: یعنی چی؟ گفت: مگر میشود که امور اجرایی در اختیار ایشان قرار گیرد؟ درحالی که با آیت ا... هاشمی هم موضعی ندارد و یکی از عقلای مجلس است. از آنجا که فضا را میدید و تخریبهای سالهای اخیر علیه ایشان را میدید، چنین برداشتی داشت.
* زمانی که رد صلاحیت آیت ا... هاشمی اعلام شد، من همراه راننده ای در مسیر منزل بودم که خیلی گریه کردم و گفتم ببین کار به کجا کشیده شد که ایشان باید ردصلاحیت شوند؟... صبح تصمیم گرفتم که نزد آیت ا... هاشمی بروم. دیدم زودتر از من آقای ناطق نوری منزل آیت ا... هاشمی بودند. آقای ناطق گفتند که ما آمدیم تا به هاشمی بگوییم در همه حال رفاقت خود را داریم و این حوادث اثری ندارد. نزد آیت ا... هاشمی رفتم و با ایشان قدم زدیم و صحبت کردیم، مانند همیشه بود. یک جمله به من گفتند که «شنیده ام ناراحتی؟ مثل من باش و به خودت ناراحتی راه مده! قبل از ثبت نام و بعد از ثبت نام و بعد از رد صلاحیت برایم یکی است و حالات من فرقی نکرده است. بنا به اصرار و خواست مردم وظیفه ای داشتم و ناراحت نباشید.» نه اینکه چنین روحیهای پیدا نمیشود ولی بهندرت پیدا میشود. همین روحیه است که پیروزی، وحدت، اتحاد و جاذبه میآفریند.
*(درباره علت عدم اعتراض هاشمی به رد صلاحیت) کسانی که قبل از من هم ایشان را میشناختند، معتقدند که آیت ا... هاشمی در مقابل حوادث و وقایع بسیار صبور هستند. به خاطر صبوری شان آرامش خود را حفظ میکنند و به قول قدیمیها از کوره درنمی روند. و خیلی کم عصبانی می شوند. بعید میدانم کسی را سراغ داشته باشید که بگوید ایشان عصبانی شده اند! همیشه می گویند هنگام عصبانیت تصمیم نگیرید اما ایشان اصلا عصبانی نمیشوند که بخواهند در مقابل حوادث تلخ و وقایع تصمیم گیری کنند. آرامش، وحدت و پیشرفت انقلاب و حفظ نظام برای آقای هاشمی از همه چیز واجبتر است و اولویت دارد.
*(نقش اصلاح طلبان در پیروزی دکتر روحانی) 95 درصد بعد از انصراف آقای عارف، طرفدار آقای روحانی شدند. آقایان هاشمی، خاتمی و سیدحسن خمینی و مجمع روحانیون مبارز با محوریت آقای هاشمی که چهرهای ملی و فراجناحی است. اصولگرایان اشتباه تاریخشان این بود که از آقای هاشمی فاصله گرفتند. برخی اصلاح طلبان هم مواقعی مانند مجلس ششم به آیت ا... هاشمی بد کردند...ولی اکنون به این نتیجه رسیده اند که کشور و انقلاب به هاشمی نیاز دارد.
*(آیا واقعا اصلاح طلبان در پیروزی روحانی نقش داشتند) بله، اصولگرایان که همگی کاندیدا داشتند. یا با قالیباف یا جلیلی یا ولایتی و یا محسن رضایی بودند. اصلا رای آقای روحانی، متعلق به اصلاح طلبان، هاشمی، خاتمی و سیدحسن خمینی و سایر اصلاحطلبان دنباله روشان بود. اگر کسی خلاف اینها بگوید در اشتباه است. ضمن اینکه بعضیها در اشتباه هستند و یک روزی هم متوجه میشوند که اشتباه میکنند که آن روز کار از کار گذشته است و دیر شده است.
(درباره انتخابات مجلس دهم) پرداختن به انتخابات مجلس دهم اکنون زود است و اصلاح طلبان هم نباید به خودشان وعده مجلسی را بدهند که صد درصد آنرا دراختیار داشته باشند. اولا اصولگرایان، قوه مجریه را در اختیار ندارند، سخت است که بخواهند مجلس را رها کنند. اصلاح طلبان باید به این راضی باشند که مجلس معقولی تشکیل شود و تنها به منافع و سربلندی کشور بیندیشد. نباید با طرح موضوعاتی، حساسیت ایجاد کرد و فضا را سنگین کرد. اصلاح طلب و غیراصلاح طلب را باید کنار بگذاریم. در مجلس آینده عقلانیت باید باشد و باید مجلس دلسوز انقلاب، عقلای قوم، منافع و مصالح کشور، آرمانهای امام و رهنمودهای رهبری اصل باشد... ضمن آنکه با این شرایط باید راضی باشید که مجلسی به ریاست علی‌لاریجانی باز تشکیل شود.
*(درباره شایعه دخالت هاشمی در اموردولت) آقای هاشمی بی نیاز از این چیزهاست. شاهد بودم آنقدر درخواستها بعد از تشکیل دولت از ایشان شده است اما اصلا دخالت نکرده اند. برای کسی توصیه نکرده و نمی کنند. حتی اوایل به دکتر روحانی گفته بودند که راضی نیستند فرزندانشان به دولت بیایند. این موارد جفا در حق هاشمی است درحالی که او هزینه برای حمایت از دولت میپردازد. چه کسی اکنون به اندازه هاشمی در دفاع از دولت هزینه میپردازد؟ اصولگرایان که مخالفش هستند، خیلی ها هم سکوت کرده اند و دلایلی برای خود دارند. کسی که از مساله هسته ای و دولت دفاع میکند و میگوید از انتخاب این دولت هم راضی ام هم خوشحال، میدانید چقدر پیام دارد و مخالفین عصبانی میشوند؟ آقای هاشمی از پایگاهی بیان میکنند و دولت باید این سخن را دریابد و قدر بداند.
*(درباره تبدیل شدن جبهه پایداری به حزب) جبهه پایداری در ثبت خود به عنوان حزب آزاد هستند هرچند از نظر کار حزبی اگر تاکنون ثبت نشده، غیرقانونی بوده است. چون عملا کار حزبی میکردند بنابراین وقتی دولت سخن از تعامل به میان آورد باید سریع درخواست شان را تبدیل به حزب کند و حق اینهاست. به لحاظ فکری همراهشان نیستم ولی با خیلی از اینها رفیق هستم و گپ میزنیم و برخی از مجلس هشتم بودند و نشست و برخاست باهم داریم و با تندترینشان مانند جواد کریمیقدوسی احوالپرسی میکنیم. آیا از او تندتر هم هست؟ با سردار کوثری، با دکتر زارعی و حمید رسایی.
* اوایل انقلاب برخی مسئولان که کمی باهم اختلاف پیدا میکردند، امام میفرمود: 24هزار پیغمبر را اگر جایی جمع کنید اختلافی باهم نخواهند داشت چراکه مقصد و هدفشان یکی است. ما همه حب ریاست و مقام داریم و میخواهیم رقیب را زمین زده و پیروز شویم و این حالات را 90 درصد خود ما داریم و هرکه انکار کند، باید به حالش تاسف خورد و این خط و خطوط تا هست، آن چیز موردنظر شما اتفاق نخواهد افتاد و با نصیحت و موعظه درست نمیشود.
*(کاری کردید که پشیمان شوید؟) ممکن است. همین کاندیداتوری من در قزوین که دوره نهم مجلس کاندیدا شدم و پشیمان شدم و دلایل مختلفی دارد که نمی خواهم بگویم.
*(درباره بازنشستگی از سیاست) عملا که بازنشست هستیم اما چون واقعا امام، انقلاب و مردم را دوست داریم، دلمان میخواهد اگر کاری از دستمان برمیآید، انجام دهیم. اکنون با اینکه نماینده نیستم اما مراجعات زیادی دارم و هفته ای یک روز به قزوین میروم و تا پاسی از شب جوابگوی مراجعان هستم. نوکر مردم هستیم و حرفهایشان را میشنویم یا نامه‌هایشان را میرسانیم. کارهایشان را پیگیری میکنیم و عشق ما این بوده و این هست. در منزلمان نوعا بعدازظهرها ملاقات داریم و دوستان مراجعه میکنند. گاهی کاری و گاهی غیرکاری است و خلاصه اینکه من زنده هستم و فرد زنده در همه حال فعال است.
*نگرانی ندارم و میدانم به اصل انقلاب و نظام آسیب نمیرسد. متاسفانه هرکه خارج از خط امام عمل کرده و میکند روسیاهی اش برای خودش میماند. بالاخره چالشها و دعواها باعث میشود که جامعه آسیب ببیند، همانطور که آسیب دیده است.
*عضو فیسوک نیستم، ولی وبلاگ دارم. روزنامه اصلاح طلبان را می بینم و گاهی هم بخواهم آخرین حملات را بخوانم، کیهان را میخرم. در بین سایت ها هم خانه ملت، نواندیش، تابناک، خبرآنلاین، انتخاب، جوان آنلاین، آریا، الف و... را می بینم.
*(چه کتاب هایی می خوانید) خیلی از خاطرات را می‌خوانم که بدانم گذشتگان چگونه حکومت کردند و به چه سرنوشتی گرفتار شدند.
*کوچکترین پسرم پای منبر منصور ارضی می‌رود. دوستان هم مزاح می‌کنند که مثلا پای منبر منصور ارضی بوده است. از نظر سیاسی ارضی را قبول ندارم اما مرتضی منبرش را قبول دارد و اعتقادی هم می‌رود.
*( نقطه ضعف دولت را در چه میدانید؟) در عدم جذب یاران خودش، آنهایی که پایش ایستادند. برخی نگران هستند و بهتر است دولت در جذب نیروها تجدیدنظر کند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.