۰
چشم انداز گفت و گوهای هسته یی در گفت و گو با استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

موثقی: میانه روی و خردگرایی کلید حل مساله ی هسته یی است

  • ۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
گروه 1,5,ایران

تهران-ایرنا-«سید احمد موثقی» استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفت و گو با ایرنا، ضمن خوشبینی به آینده ی گفت و گوهای هسته یی، رویکردهای افراطی و اختلاف های داخلی را از موانع مهم در مسیر موفقیت توافق ژنو دانست.

موضوع هسته یی ایران و در مقابل، شدت یافتن تحریم های غرب، بیش از یک دهه روابط ایران و کشورهای غربی را با چالش مواجه کرده است. در همین حال رویکرد جدیدی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه امسال مورد توجه قرار گرفته، بهبود روابط و تلاش در برقراری تعامل سازنده با جهان است. از طرف دیگر، بحران مالی، نیاز به بازار و انرژی ایران و لزوم همکاری کشورمان به عنوان یکی از قدرت های بزرگ خاورمیانه در حل بحران های این منطقه، موجب توجه ویژه کشورهای غربی بخصوص اتحادیه ی اروپا به تهران شده است.

از این رو «کاترین اشتون» مسوول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا و همچنین نماینده گروه 1+5 (شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، چین، روسیه و آلمان) با هدف بررسی روابط دوجانبه ایران و اتحادیه ی اروپا و روند گفت و گوهای هسته یی با مقام های کشورمان دیدار و گفت و گو کرد.

توافق اولیه ی ایران و 1+5 در آذر ماه گذشته از نظر بسیاری از ناظران و کارشناسان به عنوان نقطه ی عطف مهمی در مسیر حل مساله ی هسته یی تفسیر شد. دور جدید گفت و گوهای هسته یی برای توافق نهایی نیز به مدت سه روز از سوم اسفند در وین پایتخت اتریش آغاز شد و با موفقیت نیز به پایان رسید.

دیدار بعدی مذاکره کنندگان ارشد ایران و شش قدرت بزرگ در 27 اسفند در پایتخت اتریش برگزار خواهد شد.

با وجود اهمیت توافق هسته یی ژنو، این مساله کمتر از سوی محافل دانشگاهی مورد بحث و بررسی قرار گرفت؛ موضوعی که مورد انتقاد «حسن روحانی» رییس جمهوری ایران نیز قرار گرفت.

گروه پژوهش های خبری ایرنا با هدف تحلیل و بررسی چرایی حضور کمرنگ دانشگاهیان در بررسی توافق هسته یی به سراغ سید احمد موثقی استاد علوم سیاسی دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران عضو هیات علمی دانشگاه تهران رفت و نظرش را در این ارتباط جویا شد.

موثقی که بیشتر در حوزه ی مسایل مربوط به توسعه و نوسازی مطالعه و پژوهش داشته است، در این گفت و گو، ضمن ابراز ناخرسندی از شکاف عمیق بین دولت و دانشگاه، نسبت به لزوم کاهش این شکاف تاریخی که بیشتر در دولت پیشین نهادینه شده است، هشدار داد و گفت: ایجاد این تعامل مستلزم رابطه ای دو سویه و دوجانبه است؛ از یک طرف دانشگاه نیاز به حمایت دولت جهت ایجاد و تقویت امنیت، فضای باز و خردورزی دارد تا بتواند به مسوولیت خود عمل کند و اینکه دانشگاه احساس کند به نظرهای آنان اهمیت داده می شود و گوش شنوایی بدین منظور وجود دارد. از طرف دیگر، دولت نیز به دانشگاه نیاز دارد؛ دولت مجری تصمیم گیری های حساس و کلان است و از این رو به طور قطع نیازمند کمک فکری و دانشگاهی است.

وی ضمن دفاع از نقد و بررسی علمی مسایل از جمله توافق هسته یی ژنو، نسبت به تحرک جریان های تندرو و پیامدهای منفی عملکرد آنها بر منافع ملی هشدار داد و گفت: نباید فضا را به سمت حرکت های توده یی، هیجانی و عوام گرایی (پوپولیستی) سوق داد.



در ادامه متن کامل گفت و گوی ایرنا با احمد موثقی آمده است؛

***ایرنا: حسن روحانی رییس جمهوری ایران چندی پیش نسبت به بی تحرکی دانشگاهیان در تحلیل و تفسیر رویدادهای مهم از جمله توافق هسته یی ژنو میان ایران و 1+5 انتقاد کرد. به نظر شما چرا محافل دانشگاهی ما تا کنون به صورت جدی وارد این حوزه نشده اند و چه موانعی در این زمینه بر سر راه آنها وجود دارد؟

**موثقی: برای اینکه افراد متخصص و دانشگاهی ما وارد تحلیل و تفسیر در عرصه های مهمی چون توافق ژنو شوند، لازم است هم فضای دانشگاه ها و هم فضای عمومی کشور از وضعیت سلامت، خردورزی و علمی برخوردار باشد تا دانشگاه و دولت بتوانند تعامل سازنده یی با یکدیگر برقرار کنند. البته این تعامل مستلزم رابطه یی دو سویه و دوجانبه است؛ از یک طرف دانشگاه نیاز به حمایت دولت برای ایجاد و تقویت امنیت، فضای باز و خردورزی دارد تا بتواند به مسوولیت خود عمل کند. دانشگاه باید احساس کند به نظرهای آنان اهمیت داده می شود و گوش شنوایی بدین منظور وجود دارد. از طرف دیگر، دولت نیز به دانشگاه نیاز دارد؛ دولت مجری تصمیم گیری های حساس و کلان است و از این رو به طور قطع نیازمند کمک فکری و دانشگاهی است.

شکاف بین دانشگاه و دولت همانند شکاف بین دانشگاه و صنعت نتایج بسیار ناگواری را به همراه دارد. تلاش محافل دانشگاهی در مسیر منافع ملی و به حداکثر رساندن توانایی کشور است؛ از این رو، جدایی حوزه های مختلف کشور از یکدیگر همانند جزایر پراکنده، نه تنها این ایده ها و افکار وارد مرحله ی تولید و فرایند تصمیم گیری های کلان نمی شود، بلکه پرسش اینجا است که چرا دانشگاه ها وجود دارند و چرا این قدر برای دانشگاه ها هزینه می کنیم؟ آیا دانشگاه نقش نمایشگاه (ویترین) محصول های فکری خود و سرانجام انتقال آنها به خارج از کشور را باید داشته باشد؟



***ایرنا: به منظور کاهش شکاف بین دولت و دانشگاه، شما از دولت چه انتظاری دارید و چه راهکاری را در این زمینه ارایه می دهید؟

**موثقی: با اینکه دانشگاهیان ما دغدغه ی ساخت و پیشرفت کشورشان را دارند، اما متاسفانه از یک طرف در کشورمان برخی رویکردهای تندرو وجود دارد و هم افراد و گروه های درگیر در قدرت، از فضای فکری متضاد و متفاوتی برخوردارند. بنابراین ما در فضای تندروی آن هم از سوی افراد غیرمسوول و همچنین بی قانونی قرار داریم. از این رو کاهش شکاف بین دانشگاه و دولت به نحو موثری می تواند این وضعیت را تعدیل کند و باعث پیشرفت و توسعه چه در زمینه ی مسایل داخلی و چه در زمینه ی مسایل خارجی شود؛ به طوری که مشاهده می کنیم کشورهایی که توانسته اند این شکاف را به حداقل برسانند در زمینه های مختلف نیز پیشرفت های چشمگیری را از آن خود کرده اند.

ما دانشگاهیان در ایران انتظار آن را داریم که همنوایی و یک صدایی در کشور وجود داشته باشد و از ایجاد و توسعه ی مراکز قدرت توسط دولت جلوگیری به عمل آید. از جمله مشکل های اساسی که در کشور ما وجود دارد، وجود فضای احساسی و تند و جناحی است که باید با دیدگاه آسیب شناسانه (که در تخصص علوم انسانی و بخصوص رشته ی علوم سیاسی و روابط بین الملل است) مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین اگر علم، تخصص و کارشناسی از دانشگاه ها وارد فضای سیاستگذاری شود، ما در کم ترین مدت و هزینه می توانیم بیشترین دستاوردها را کسب کنیم.



***ایرنا: به نظر شما به عنوان استاد علوم سیاسی، آیا شکاف بین دولت و دانشگاه مشکلی است که از پیش قبل وجود داشته، یا اینکه این پدیده یی جدید است؟

**موثقی: این مشکل همیشه وجود داشته، اما با یک سری شدت و ضعف همراه بوده است. در مجموع، فضای بی اعتمادی، بی توجهی نسبت به دانشگاهیانی که انباشت علم کرده اند مانند نخبگان دانشگاهی، استادهای برجسته، به خصوص در دولت پیشین وجود داشته است. بازنشسته کردن استادهای دانشگاه که از سطوح علمی بالایی برخوردارند و بی توجهی به کوله بار تجربه ی بالای آنها، موجب زوال کیفیت علم در محافل دانشگاهی می شود؛ این در حالی است که بازنشستگی به خاطر 30 سال خدمت، آن هم در محیط علمی و علم اندوزی نمی تواند امری صحیح و بجا باشد. بنابراین می بینیم که از یک سو با معضل فرار مغزها و از سوی دیگر با کنار گذاشتن استادهای برجسته، هر چه بیشتر بر این معضل دامن زده شده است.



***ایرنا: به نظر شما اظهار نظرهای موافقان و منتقدان باعث پیشبرد گفت و گوها و حل موضوع هسته یی می شود یا این که وضعیت موجود را با چالش مواجه خواهد کرد؟

**موثقی: نباید فضا را به سمت حرکت های توده یی، هیجانی و عوام گرایی (پوپولیستی) سوق داد. در حوزه های علمی و کارشناسی که بحث هایی تخصصی و حرفه یی به حساب می آیند، تحریک افکار عمومی می تواند به مراتب زیان بارتر از میزان کارآمدی آن باشد. البته باید فضای مناسب به منظور گفت و گو و اظهار نظر علمی چه در اثبات و چه در رد این توافق نامه فراهم شود؛ اما چیزی که در این میان از اهمیت زیادی برخوردار است، موضوع نقد و انتقاد در چارچوب منافع ملی بدون توجه به منافع حزبی و جناحی است.

متاسفانه در کشور ما کسانی که از علم و تخصص بی بهره اند وارد بحث های تخصصی می شوند و فضا را متشنج می کنند. البته این موضوع پیشینه یی تاریخی دارد و از صحبت «سید حسن مدرس» که گفت «سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست»، استفاده ی ابزاری شده است و امروز طوری مطرح می شود هر کسی که متدین به حساب آید، صاحبنظر در مسایل سیاسی نیز است؛ بنابراین علوم تخصصی از جمله سیاست به کارشناسان آن واگذار نشده است. به عنوان مثال، از برخی مسایل سیاسی مانند حفظ استقلال و سلطه ناپذیری که احکام دینی تنها به بیان کلیات آن اشاره کرده اند، در روش اجرای آن باید از افراد متخصص و کارشناس استفاده شود.

موضوع توافق نامه ی هسته یی ژنو نیز از این موارد است و بحث های کارشناسی پیرامون آن تخصص و مهارت می طلبد. بنابراین انتقادهایی که نسبت به توافق ژنو مطرح می شود باید کارشناسانه، صادقانه و با در نظر گرفتن منافع ملی باشد تا این که تنها منافع حزبی و گروهی در اولویت قرار گیرد.



***ایرنا: صحبت از منافع حزبی و منافع ملی شد و اشاره کردید که منافع حزبی نباید بر منافع ملی اولویت پیدا کند. مدتی است که توافق ژنو مورد انتقاد شماری از نمایندگان مجلس قرار گرفته است. به نظر شما این اظهار نظرهای انتقادی دلسوزانه و در راستای منافع ملی است یا اینکه منافع حزبی و گروهی را در اولویت قرار داده است؟

**موثقی: به ندرت معاهده یی را می توان یافت که منافع دو طرف در آن به طور مساوی و مطلق رعایت شده و هیچ اشکالی در فرایند آن رخ نداده باشد. در گفت و گوهایی از قبیل ژنو میزان چانه زنی هر دو طرف نقش تعیین کننده یی در تدوین سند توافق دارد؛ البته میزان چانه زنی نیز ارتباط مستقیمی با وزن قدرت دو طرف گفت و گو کننده خواهد داشت. این موضوع دارای اهمیت زیادی است که توجه داشته باشیم ما در چه موقعیت و وضعیتی قرار داشتیم تا به این توافق رسیدیم. بنابراین آنهایی که به انتقاد می پردازند و اصل توافق نامه را زیر سوال می برند، ممکن است برخی از آنها به خاطر دلسوزی یا اعتقاد باشد؛ ولی آنچه از سابقه ی برخی از افراد یا مجموعه های منتقد بر می آید، بیشتر «گل آلود کردن آب» و توجه به منافع خاص و گروهی مطرح است.

توافق ژنو می تواند موجب بر طرف شدن تحریم ها و روابط عادی با جهان شود یا برعکس می تواند به جای تعامل سازنده با دنیا، به جای رفع تحریم ها و رونق اقتصاد، کار و تولید، رقابت و فعالیت بخش خصوصی، کشور ما را به سمت جنگ و رویارویی با غرب و ایالات متحده سوق دهد. باید توجه کرد که در این شرایط چه کسانی برنده و چه کسانی بازنده اند. انحصارهای گوناگون در شرایط تحریم و وضعیت اقتصادی نامطلوب قدرت می یابند. در این شرایط، انحصار کنندگان، صاحبان منافع خاص و رانت خواران بیشترین تمایل را به گل آلود شدن روابط دارند و نه تنها خواستار شدت یافتن تحریم ها هستند، بلکه از جنگ نیز استقبال می کنند.



***ایرنا: سوء استفاده از بحران و گل آلود کردن آب به منظور رسیدن به منافع شخصی و گروهی تا کنون در مورد مسایل مهم دیگر هم وجود داشته است یا خیر؟

**موثقی: بله. ما حتی در جنگ هشت ساله که بسیاری از جوانان ما در آن به شهادت رسیدند، شاهد افراد و گروه هایی در پشت جبهه بودیم که از فضایی که به عنوان «بازار سیاه» نامیده می شد، از چند نرخی شدن ارز و همچنین صادرات و واردات استفاده کردند و ثروت هایی کلان اندوختند. امروز نیز در شرایط شدت یابی تحریم و رفتن به سمت جنگ و نظامی گری، برخی افراد و گروه ها منافعی را در این وضعیت کسب می کنند؛ هر چند که به ضرر کشور، مردم و حتی سقوط نظام سیاسی باشد؛ آنها اقدام های خرابکارانه ی خود را در پوشش اسلام پنهان می کنند.

اگر ما به وسیله ی توافق ژنو بتوانیم به سمت زدودن تحریم ها، ایجاد تعامل با جهان و بازی های برد-برد برویم و همزمان مشکلات مهمی چون بی شغلی، فقر و کاهش تولید را مرتفع سازیم و عوامل رشد صنعتی، تقویت طبقه ی متوسط و خارج شدن از اقتصاد تک محصولی را بیش از پیش تقویت کنیم، چرا چنین توافقی نباید صورت گیرد؟

اینجا است که قدرت چانه زنی ما در گفت و گوها در چنین شرایط و موقعیت سختی بیشتر خواهد شد. ما تاکنون بارها پیش آمده است که فرصت ها را از دست داده ایم و همان موضوع که می توانست به تثبیت موقعیت کشورمان در عرصه ی جهانی کمک کند، باعث ایجاد بحران و پیامدهای پرهزینه ی ناشی از آن شده است.



***ایرنا: برای روشن تر شدن بحث می توانید به مثالی در این باره اشاره کنید؟

**موثقی: بله. من در این ارتباط به سه موضوع مهم و تاریخی اشاره خواهم کرد که در صورت مدیریت آنها می توانستیم ضمن مدیریت بحران، از آن به نفع خود نیز سود ببریم که متاسفانه موفق به این کار نشدیم. نمونه ی آشکار و مهم در این ارتباط، اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان 1358 بود. این موضوع که می توانست بدون فرسایشی شدن به پایان رسد، 444 روز به طول انجامید که خود به قطع رابطه با آمریکا و غرب و همچنین جنگ تحمیلی منجر شد و هزینه های زیادی را بر کشور و مردم ما تحمیل کرد. بنابراین آنچه را که در موضع قدرت می توانستیم به دست بیاوریم در موضع ضعف قرار گرفتیم و از دست دادیم.

البته این موضوع چندی پیش نیز نسبت به سفارت انگلیس در ایران تکرار شد. به دنبال موضوع گروگان گیری سفارت آمریکا، این کشور دارایی های ایران را مسدود کرد؛ با امضای قرارداد«الجزایر» بین ایران و آمریکا با میانجیگری کشور الجزایر، به بحران گروگان گیری بعد از 444 روز پایان داده شد. بر اساس این قرارداد، ایران به وعده های خود عمل کرد، اما آمریکا اموال بلوکه شده ی ایران را آزاد نکرد. بنابراین، این موضوع دستاوردی برای کشور ما نداشت؛ با وجود هزینه های زیادی که بر دوش ایران گذاشت. این بحران می توانست بدون فرسایشی شدن و تنها در زمان مناسب خود حل و فصل شود.

بعد از بحران گروگانگیری، دومین مشکلی که لازم بود سریع تر حل می شد و از حالت فرسایشی بیرون می آمد، جنگ تحمیلی بود. در ارتباط با موضوع جنگ، منابع موثقی وجود دارد که بیان می دارد حضرت امام (ره) تمایل داشت بعد از باز پس گیری خرمشهر از ادامه جنگ خودداری شود؛ اما نظرها بر آن بود که بعد از خرمشهر می توان طی کمتر از دو هفته، بغداد را هم به تصرف خود درآورد. اینجا بود که در ادامه ی جنگ، رزمندگان ما وارد خاک عراق شدند و جنگ به درازا کشید و هزینه های زیادی را در طول این مدت پرداخت کردیم. هر چند به خاطر رهنمودهای رهبر انقلاب، انگیزه های دینی و رشادت رزمندگان ما، هیچ بخشی از سرزمین خود را از دست ندادیم؛ اما ایران در طول جنگ بسیار آسیب دید و بسیاری از سرمایه های انسانی و مادی کشور ما از بین رفت. در حالی که می توانستیم در زمان پیروزی اولیه از موضع قدرت و با دستی پر وارد گفت و گوها شویم و دستاوردهای زیادی را کسب کنیم.

موضوع سوم نیز به توافق هسته یی ژنو بر می گردد؛ هر چند که در این گفت و گوها طرف غربی درخواست های بلندپروازانه و نابجا در برابر ایران دارد، وقتی که متوجه شود در داخل کشور ما انسجام ملی و توافق عمومی حاکم نیست، با قدرت بیشتری در گفت و گوها حاضر می شود. بنابراین اگر اقتدار و انسجام ملی در بین افراد و گروه های سیاسی به وجود آید و احزاب ما در داخل به یکدیگر امتیاز دهند تا اینکه به طرف غربی در جریان گفت و گوها امتیاز دهند، در نشست های پیش رو با دستی پر و قدرتمندتر حاضر خواهیم شد.

در مجموع، نمونه هایی که در حل نکردن بحران ها در زودهنگام و زمان مناسب خود بیان شد، هزینه های زیادی را بر کشور ما تحمیل کرده است. از این رو، بودجه های کشور به جای اینکه به اشتغال، تولید، توسعه و آبادانی اختصاص یابد، صرف تولید سلاح و نظامی گری خواهد شد. چرا در دنیای امروز که مسایل نظامی - امنیتی اهمیت خود را از دست داده اند و لزومی به اختصاص هزینه های گزاف در این موارد نیست، کشور ما هزینه های زیادی را به بخش نظامی اختصاص دهد؟!



***ایرنا: با وجود ارایه ی نظریه های دانشگاهی در آمریکا مبنی بر پایان عصر نظامی گری و تاکید بر صلح، تعامل های ارتباطی و هنجاری و همچنین جهان وطن گرایی (Cosmopolitanism) و از بین رفتن مرزهای فیزیکی، چرا این کشور بودجه ی 716 میلیارد دلاری را در سال 2013 به بخش نظامی خود اختصاص داد که این مبلغ در آمریکا نیز رقمی بسیار بالا است؛ به طوری که، هزینه های نظامی آمریکا به تنهایی برابر با مجموع هزینه های نظامی 13 کشور در ردیف های بعد از آن است؟

**موثقی: نیروها و تجهیزات نظامی در حد پذیرفته شده ی آن برای هر کشوری لازم و ضروری است. بخشی از اقتصاد کشورهایی که صادر کننده ی سلاح هستند از جمله آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه و حتی چین، بر مبنای تولید و فروش سلاح صورت می گیرد. حتی موجودیت اسراییل به این خاطر است که فضای جنگی بر منطقه حکمفرما باشد تا بدین وسیله بازار اسلحه ی قدرت های غربی رونق بگیرد و چرخ اقتصاد آنها با سرعت بیشتری بچرخد. به خاطر فناوری پیشرفته ی این کشورها در ساخت جنگ افزارها، ورود به مسابقه های سلاح سازی از طرف کشورهایی که توان اقتصادی بالایی ندارند، به آنها خسارت های زیادی را وارد خواهد کرد. تجربه ی تاریخی در این زمینه نیز وجود دارد که همان فروپاشی شوروی است؛ این کشور با وجود تولید سلاح های پیشرفته و تعلق یافتن بیشتر بودجه ی کشور به امر نظامی گری، از توسعه ی اقتصادی بازماند و در نهایت فروپاشید.



***ایرنا: «وندی شرمن» معاون وزیر امور خارجه ی آمریکا که پس از مذاکرات سه روزه که اوایل اسفند در وین برگزار شد، بلافاصله سفری به اسراییل داشت؛ وی در این سفر ضمن اعتراف به غنی سازی محدود ایران، گفت که در برخی از اهداف بین آمریکا و اسراییل اختلاف وجود دارد. این در حالی است که اسراییل تنها به دنبال تعطیلی مراکز هسته یی ایران است. دلایل سفر مقام های آمریکایی به اسراییل بعد از هر گفت و گوی هسته یی حتی در صورت نداشتن رویکردی مشترک علیه ایران را چطور ارزیابی می کنید؟

**موثقی: اسراییل در یک پیوند راهبردی (استراتژیک) با آمریکا و دنیای غرب به سر می برد و رابطه ی آنها با یکدیگر را منافع ملی آنها شکل می دهد. منابع نفت و گازی که در این منطقه وجود دارد و غرب به آن چشم دوخته است، جز با حفظ متحدان و تحکیم جایگاه خود در منطقه به این منابع دست نخواهد یافت. یکی از مهم ترین عواملی که امروزه روابط بسیار نزدیکی را بین اسراییل و آمریکا به وجود آورده، حزب «لیکود» (Likud Party) در اسراییل است. این حزب دست راستی و افراطی که امروز سکان قدرت را در رژیم صهیونیستی به دست دارد، به شدت اسلام ستیز و جنگ طلب است و هویت این حزب در خشونت و نظامی گری خلاصه می شود. این موضوع از یک سو و نفوذ لابی یهود در کنگره ی آمریکا و همچنین کارشکنی این لابی نسبت توافق برد – برد ایران و آمریکا از سوی دیگر موجب آن شده است که مقام های واشنگتن برای تضمین حفظ امنیت به متحد خود مبنی بر جلوگیری از ساخت بمب هسته یی توسط ایران، به رژیم صهیونیستی سفر کنند.



***ایرنا: آیا سفرهای مداوم مقام های غربی به آمریکا می تواند به خاطر اعمال فشار بر ایران در گفت و گوهای پیش رو تلقی شود؟

**موثقی: بله. غرب و بخصوص آمریکا همیشه از این اهرم ها برای فشار به طرف مقابل استفاده کرده اند. تجربه نشان داده است که آمریکا بنا به لزوم و شرایط، برگ اسراییل را رو می کند. اما همان طور که اشاره شد با توجه به نقش پر رنگ صاحبان سرمایه اسراییلی و لابی یهود در آمریکا و همچنین نقش آنها در سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های پیچیده ی نظام سرمایه داری ایالات متحده، نزدیکی آن دو به یکدیگر چیز عجیبی نیست.



***ایرنا: با وجود شروع دور جدید و پیچیده ی گفت و گوهای هسته یی، اظهار نظرهایی توسط برخی از مقام های عالی رتبه ایرانی و آمریکایی صورت گرفته که حاکی از جو بی اعتمادی نسبت به طرف مقابل است. برخی از مقام های ایران اعتقاد دارند که نسبت به غرب و پایبندی به تعهداتش خوشبین نیستند؛ این در حالی است که اعضای گروه 1+5 نیز غنی سازی در ایران را مشروط به راستی آزمایی و نظارت دانسته اند. به نظر شما با وجود چنین فضایی که به طور مشخص، اعتماد متقابل هنوز ایجاد نشده است، می توان به آینده ی گفت و گوها خوشبین بود؟

**موثقی: برخی از موضوع ها و مسایلی توسط رسانه ها بازتاب داده می شوند که در نشست های رسمی و در سطح سران و گفت و گوهای پیچیده ی دیپلماسی جایی ندارند. این تبلیغ ها بیشتر مصرف داخلی دارند تا با خوراندن چنین موضوع هایی به گروه های تندرو، مانع از اقدام های تخریبی آنان شوند. در زمان حاضر، هم در ایران شرایط لازم برای حل موضوع هسته یی فراهم شده است؛ در عین حال که حقوق هسته یی و ادامه ی کار تاسیسات ما در این توافق نامه مورد توجه قرار گرفته است. از طرف دیگر نیز در دولت اوباما و اتحادیه ی اروپا، اقتصاد غنی ایران با جمعیت 80 میلیونی و منابع زیاد نفت و گاز در شرایط کنونی نصیب کشورهایی چون روسیه و چین شده است که رقیب کشورهای غربی محسوب می شوند.

در غرب به خاطر بحران مالی و اقتصادی که چندین سال بر پیکر آنها سایه افکنده، موجب شده است که آنها نیز تمایل زیادی به برقراری تعامل در زمینه های مختلف با ایران پیدا کنند. به نظر اینجانب هر چند ممکن است در مواقعی افراد وابسته به گروه ها و احزاب خاص، اقدام به گزافه گویی و زیاده خواهی کنند؛ اما در مجموع، تمایل به برقراری رابطه در هر دو طرف قرارداد، وجود دارد. بنابراین، با توجه به شرایط کنونی می توان امیدوار بود که این روند به گفت و گویی جامع و کامل دست یابد.

بنابراین، تغییر نگرش هم در ایران و هم در غرب موجب توقف افراط گرایان شده است. از این رو، شرمن مجبور است که به این توافق تن دهد و به غنی سازی ایران اعتراف کند. چون با تغییر رویکرد و نگرش در هر دو طرف راهی برای برگشت تندروها وجود ندارد. مقام های غربی می باید پاسخگوی نیازها و منافع شرکت های نفتی و صنعتی خود نسبت به ارتباط اقتصادی با ایران باشند. اینک مشاهده می شود که شرکت های آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی ها و غیره به سیاستمداران و مقام های مسوول خود برای ارتباط بیشتر با ایران فشار وارد می کنند. آنها شرایط تحریم و فضای جنگ را مانعی برای رسیدن به منافع خود در رسیدن به بازارهای ایران تلقی می کنند.



***ایرنا: روابط ایران و کشورهای عربی منطقه را قبل و بعد از روی کار آمدن دولت جدید در ایران چطور ارزیابی می کنید؟

**متاسفانه طی چند سال پیش، دیپلماسی ما نسبت به کشورهای عربی منطقه کارامد نبوده است. هر چند با این کشورها در برخی از موضوع های خاص اختلاف عقیده وجود دارد، اما با پیاده کردن دیپلماسی قوی و واقع گرایانه می توان از این همجواری نهایت استفاده را برد. همچنین اگر ما نگاهی صلح طلبانه و آشتی جویانه نسبت به جهان داشته باشیم آن چنان که بعد از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید شاهد تغییر گفتمان در این مسیر هستیم. مردم به دنبال این هدف بودند که به دولت روحانی رای دادند و این امر نیز تا حدودی برآورده شده است؛ به طوری که نگرش جهانیان به کشور ما نیز بسیار در جهت مثبت تغییر یافت.



***ایرنا: پیش بینی شما از آینده ی گفت و گوهای هسته یی چیست؟ آیا این گفت و گوها در نهایت به توافقی فراگیر خواهد انجامید؟

**موثقی: ما باید برای رفع مشکلات به خرد (عقل) و میانه روی (اعتدال) روی آوریم. اگر با تعادل، خردگرایی (عقلانیت) به سمت اجماع و همگرایی در داخل حرکت کنیم، قادر خواهیم بود که صلح و تعامل با جهان را در پیش بگیریم و مشروعیت نظام سیاسی و امنیت کشور را تقویت کنیم و همچنین در کنار آن، مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم ها نیز از بین ببریم.

بنابراین، تا زمانی که چندپارگی در داخل وجود داشته باشد در میان مدت و حتی دراز مدت به توافقی جامع و کامل در زمینه ی موضوع هسته یی دست نخواهیم یافت. مگر آن که تغییر نگاه یا تغییر سیاستی روی دهد که تنها منافع ملی را مورد توجه داشته باشد. از این رو، رفع این مشکل برای حل شدن، بیش از پیش نیازمند علوم سیاسی و روابط بین الملل است.



* گفت و گو از: حسن شکوهی نسب (گروه پژوهش های خبری)

پژوهش**ح.ش**2054

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.