• ۱۷بازدید

ولودی،الکسی نیست.مسکو و کیف به کدام سو میروند

اوکراین,ولادیمیر پوتین

اروپا اینک با ترسیم چهره ای از یاکونویچ شبیه چاوشسکو دیکتاتور پیشین رومانی در صدد اخذ نتیجه ای مشابه در اروپای نزدیک به مسکوست. تصویری که شاید بی شباهت نباشد.اما کرملین و آقای پطرپوتین تسلیم خواهند شد؟ شاید، اما نه آنگونه که اروپا و ایالات متحده مد نظر دارند.


مقاومت و ایستادگی جدی مسکو در قبال تحولات اوکراین به لحاظ شخصی،نتیجه اعتماد به نفسی ست که پطرپوتین در برابر غرب نسبت به تحولات سوریه به دست آورده اما به لحاظ استراتژیکی آقای پطردلیلی ندارد کلید دروازه های کشورش را با یک شورش اجتماعی به رقبا بدهد. روند رو به تزاید بحران اوکراین به وضوح نشان میدهد ماهیت بحران چندان ارتباطی با خواست های معترضان ندارد. هدف خود روسیه است و پوتین این را به خوبی میداند .او تلویحا گفته "ولودی، الکسی نیست". پوتین مدودیف را اینگونه صدا میزند.آیا پوتین در توهم به سر میبرد؟
اروپا اینک با ترسیم چهره ای از یاکونویچ شبیه چاوشسکو دیکتاتور پیشین رومانی در صدد اخذ نتیجه ای مشابه در اروپای نزدیک به مسکوست .تصویری که شاید بی شباهت نباشد. کرملین وآقای پطرپوتین تسلیم خواهند شد؟  شاید، اما نه آنگونه که اروپا و ایالات متحده مد نظر دارند. نگه داشتن اوکراین که سخت تر از نگه داشتن سوریه نیست. پطر 2014 خود معتقد است اعتماد به نفس قابل تاملی دارد. اعتماد به نفسی که اوکراین تاوان آنرا ،خونین پس میدهد.نحوه برخورد با پرونده هسته ای ایران، تحولات خاورمیانه و به خصوص آنچه در سوریه میگذرد،تلاش در جهت گسترش نفوذ درآسیای میانه (خصوصا بعداز پیوستن بسیاری از کشور های غرب روسیه به اتحادیه اروپا) تسلط بر منابع تامین انرژی شرق اروپا و اروپای مرکزی، تنها بخشی ازدلایل اعتماد به نفس ادعائی  یا توهمی آقای پطر پوتین تلقی میشوند.

اگر تحولات اوکراین محدود به مسائل داخلی این کشور، حداکثر در حد برکناری یاکونویچ بود، شاید مسکوبا آن کنار می آمد. به هر حال عدم توانائی وی در کنترل اوضاع و بی تصمیمی در مقابل مخالفان از دید روسیه امر پنهانی نیست،به نحوی که حتی صدای دادستان اوکراین هم درآمده.اما روس ها به خوبی میدانند قدم اول در کوتاه آمدن مقابل خواست مخالفان،بی تردید اروپا را متوقف نخواهد کرد وهرگونه موافقت با این خواست ها در این شرایط بدون توجه به منافع روسیه و تضمین آن،2پیامد گریز ناپذیر دیگر به همراه خواهد داشت.نخست،توسعه همکاری ها وپیوستن اوکراین به معاهده تجاری اروپا ،بدون توجه به منافع مسکو خودبه خود منجر به کاهش وابستگی ابتدا اقتصادی و سپس سیاسی کیف به روسیه به عنوان یک متحد استراتژیک خواهدشد.دوم ودر طبیعی ترین شکل اروپا پیشنهاد پیوستن اوکراین به ناتو را خواهد داد. خب ، آن هنگام  هرگونه م.ضع گیری کیف 2 پیامد دیگر به همراه دارد. اول، در صورت موافقت که قابل تصور نیست دشمنی روسیه را به جان خریده است.دوم، در حالت مخالفت که پیامد  آن ادامه رویاروئی با اروپا و وقوع اتفاقاتی شبیه وقایع کنونی ست.تنها تفاوتش برای مسکو از دست دادن قدرت مانوری است که امروز دارد. منطقی به نظر نمیرسد روسها تسلیم چنین شرایطی شوند. شرایطی که چوب حراج زدن به امنیت استراتژیک آنهاست .

دروضعیت کنونی فکر میکنم مشکل اصلی کرملین بیشتر به تزلزل یاکونویچ در اتخاذ تصمیمات ناپایدار و روزانه او باز میگردد و کم کم ارتش را به مرحله بی تابی رسانده است. گرچه برای مسکودادن چراغ سبز به ارتش جهت ورود به عرصه سیاسی کار آسانی نیست اما ادامه این وضع هم هزینه بر است. ( اتفاقا اروپا برای ورود ارتش بی میل نیست). اما چه میتواند بکند؟وگزینه مقابل آقای پوتین چیست؟ شاید کنار گذاشتن یاکونویچ به قیمت حفظ قدرت توسط یکی از متحدان روسیه تا زمان برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری گزینه بدی نباشد. هرچند آن انتخابات هم به نفع مسکو تمام خواهد شد،  بازی سیاسی آن زمان دیدنی تراز الان خواهد بود. مسکو خوب میداند اروپا در شرایطی نیست که بتواند عوض کمک 15 میلیارد دلاری مسکو به کیف را اعطا و جبران کند. این همان کلید طلائی جناب پطر ولادیو پوتین  است. فعلا که جنگ شهری ادامه دارد.matinmos@gmail.com

وبگردی