• ۱۵بازدید
مرتضی الویری در گفت‌و‌گو‌ی تفصیلی با ایلنا:| 145639

جامعه تشنه آشتی ملی است/ افراطیون در جناح اصولگرا روحیه تمامیت‌خواهی دارند

سیاست داخلی

حاکمیت باید بستر اعتدال را گشوده وفراخ کند، در این صورت مشتریهای افراطیون کم می‌شود/اكثریت مردم از برخوردهای افراطی چه درمیان اصولگرایان چه در میان اصلاح‌طلبان آزرده و گریزان هستند.

آنچه این روز‌ها بیش از همه به چشم می‌آید تلاش صریح عده‌ای برای برهم ریختن قاعده‌ها و ارسال تند‌ترین پیام هاو تصاویر از سیاست ورزی در درون مرزهای کشور است و کوشش عده‌ای دیگر که‌گاه دندان بر دندان می‌سایند و باز صبوری می‌کنند و در عین حال جهد می‌کنند تا از غلظت مخالفت‌ها بکاهند و به عبارتی سینه‌ها را از کینه تهی کنند.

این دو تلاش البته با ابزار متساوی پیش نمی‌رود. آن‌ها که داعیه دعوا دارند دست گشوده و امکان گسترده دارند و آن‌ها که امید آرامش می‌ورزند زبان دارند و قلم که‌گاه از همین نیز بی‌بهره می‌مانند.

مرتضی الویری را بیشتر در قالب شهردار تهران به یاد می‌آوریم. او در گفت‌و‌گو با ایلنا درباره آشتی ملی گفت و اینکه جامعه خسته از تندوری،  امروز تشنه آن است.

گفت‌و‌گوی ایلنا با مرتضی الویری را در ادامه بخوانید:

*** جناب آقای الویری! در مراسم بزرگداشت سی و پنجمین سالروز انقلاب اسلامی رئیس جمهوری بر ضرورت وحدت اعتدال و آشتی ملی تاکید کردند. به گمان شما با توجه به زمینه و پیشینه موجود در جامعه ما آیا می‌توان به آشتی ملی به مثابه یک راهکار کوتاه مدت و موفق امید بست؟

ماندن در گذشته و تکیه و تاکید براختلافات پیشین اشتباه بزرگی است که جامعه در حال گذار و در حال تکامل مانند جامعه ایران را از رفتن به سمت توسعه پایدار منع می‌کند. هر کسی می‌تواند از جریان و جناح دیگر گلایه داشته باشد امادر بسیاری ازموارد هدف مشترک می‌تواند نیرو‌ها را در کنار هم قرار دهد. به شرط آنکه گذشته و اختلافاتش را کنار بگذاریم.

تاکید آقای دکتر روحانی بر حفظ وحدت و آشتی ملی برآمده از این ضرورت است. در شرایطی که ما با تحریم‌های بین المللی مواجه هستیم که لطماتی سنگین بر ساختار‌های اقتصادی ما وارد کرده است. در شرایطی که هنوز با مشکلات ناشی از اتفاقات سال ۸۸ دست به گریبانیم. درشرایطی که ما با فشارهای خارجی مواجه هستیم، ضرورت ایجاب می‌کند که تکیه به اختلاف‌های گذشته نکنیم. آن‌ها رانادیده بگیریم و روی یک هدف یعنی منافع ملی متمرکز شویم. تکیه آقای روحانی بر همین است و به نظر من این حرف سنجیده‌ای است. چتر جمهوری اسلامی باید چنان فراخ و گسترده باشد که همه سلایق و دیدگاه‌ها را در خود جای دهد. تمامی کسانی که حاضرند در چارچوب قانون فعالیت کنند باید به رسمیت شناخته شوند و جلوی تنگ نظری‌ها و افراط گری‌های عده‌ای که با این امر مخالفت می‌ورزند گرفته شود.

*** دکتر روحانی مدتی پیش از فشارها و کارشکنی‌ها گلایه کرد. از سویی شاهد آن هستیم که برخی مخالفان دولت لحن و ادبیات خودرا در انتقاد از دولت صریح تر کرده‌اند. همچنین عده‌ای می‌کوشند زمینه‌های هر نوع فعالیت مخالفان خودرا از میان ببرند. آیا واقعا فکر می کنید درچنین جوی جامعه پذیرش و آمادگی اجرای آشتی ملی را دارد؟

جامعه و شرایط اجتماعی تشنه آشتی ملی و وحدت و هماهنگی است. اکثریت مردم از برخوردهای افراطی چه درمیان اصولگرایان چه در میان اصلاح‌طلبان آزرده و گریزان هستند. چرا که تجربیات تلخ افراطی‌گری در گذشته و آثار شوم آن را هنوز به یاد دارند. تصور من این است که زمینه آشتی ملی در شرایط کنونی امروز بیش از هر زمان دیگری فراهم است.

من براین باورم که صرف نظر از چپ افراطی و راست افراطی مجموعه وسیعی از مردم علاقه‌مند به جو آرام برای توسعه هستند. احزاب و جریانهای اصلاح طلب که عمدتا نیز از سیاست‌های اعتدالی روحانی پشتیبانی می‌کنند آماده هر نوع فعالیت حزبی در چارچوب قانون هستند. حاکمیت باید این بستر را گشوده وفراخ کند. اگر این بستر فراهم شود و زمینه فعالیت قانونی ایجاد گردد مشتریهای افراطیون کم می‌شود. اگر راه فعالیت معتدل باز شود راه افراطی‌گری سد خواهد شد.

***آیا در میان بزرگان حوزه اصلاح طلبی چهره هایی هستند که بتوان از آنها به عنوان سرمایه در جهت ایجاد آشتی ملی و ایجاد توازن در فعالیت اجتماعی سیاسی سود برد؟

در این زمینه چهره‌های شاخصی بین روحانیون، دانشگاهیان و هنرمندان وجود دارند که محبوبیت و حوزه نفوذ آن‌ها برای ایجاد آشتی ملی بسیار گسترده است. اما من باید به طور ویژه از نقش آقای خاتمی در حوزه داخلی و بین المللی نام ببرم. ایشان در تمامی موضع گیری‌ها و گفتار‌هایشان افراد و گروه‌ها را از رفتارهای افراطی برحذر داشته و به طور مداوم بر التزام و احترام به قانون اساسی و قانون مداری تاکید کرده‌اند و در سطح بین المللی نیز چهره‌ای مورد تکریم و احترام هستند که شما نمی‌توانید مشابه او را در میان دولتمردان کشور سراغ بگیرید. حاکمیت باید از این پتانسیل ارزشمند و کم توقع برای آشتی ملی و هچنین برای آشتی و تنش زدائی بین المللی استفاده کند.

اما برخی افراطیون در جناح اصولگرا که در آنان روحیه تمامیت خواهی رشد کرده است می‌خواهند حوزه و عرصه فعالیت تنهادر اختیار خودشان باشند و با جو سازی و ایجاد فضاهای تند مانع می‌شوند.

***مقصود شما از این نوع افراطی‌گری چیست؟  در صورت امكان در این مورد مثالی بزنید تا دیدگاه شما در مورد ماهیت رفتار های افراطی روشنتر شود.

نمونه این بحث را در راهپیمایی ۲۲ بهمن مشاهده کردید. همه دیدیم که بخشی از حاضران پوستر‌هایی طراحی و به دست گرفته بودند که در بخش بالایی آن تصویر حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری دیده می‌شد. در بخش میانی تصویر سه رئیس جمهور (خاتمی، هاشمی، روحانی) بود. این پوستر مورد انتقاد وحمله قرار گرفت و حمل کنندگان آن مورد فشار قرار گرفتند، در حالیکه در جای دیگر به پوسترهای تفرقه افکن توجهی نشد و طبیعتا محدودیتی هم برای آنان ایجاد نگردید.

*** به نظر می رسد که با مروری اجمالی بر حوادث دهه گذشته می‌توان تا حدودی به این نتیجه رسید که حوادث دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در حال تکرار است. به این معنی که شباهتهایی میان نوع صف‌آرایی مخالفان در برابر رئیس جمهور و اعضای دولت و به طریق اولی هواداران آنها مشاهده می‌شود. آیا شما این طور فکر نمی‌کنید؟

آن جریان افراطی که تمایلی به رای آوردن آقای روحانی نداشته از هر ابزار و امکانی استفاده می‌کنند تا بتوانند دولت را زمین‌گیر کنند. متاسفانه در برخی موارد دیده می‌شود که بلندگو‌ها و ابزار تبلیغاتی رسمی نیز با این گروه‌ها هماهنگ و همسو هستند. اما به نظر من اگر آقای روحانی کار خود را محکم و به طور مستمر جلو ببرد و تحت فشارهای مختلف از مواضع خود عقب نشینی نکند و البته پاسخ تندرو‌ها و منتقدین را با ادب و احترام بدهد، بی‌تردید جریانهای معارض راه به جایی نخواهند برد.

آقای الویری شما شهردارتهران بوده‌اید. با ساختار شهر نشینی و مطالبات طبقات گوناگون جامعه آشنا هستید. مایلم تحلیل شمارا درباره موج امیدواری که درمیان جامعه رسوخ و بروز کرده بدانم. آیا گمان می‌کنید این امید پاسخ مناسبی خواهد گرفت یا بازهم شاهد سرخوردگی جامعه و رخوت و انزوای آن پس از یک دوره تلاش و جنبش خواهیم بود؟

این البته بحثی تخصصی و طولانی است که نیازمند فرصت کافی و بررسی علمی است. اما اجمالا می‌توانم بگویم که من به طور کلی تمامی حرکت‌ها و فراز و فرودهایی را که درسالهای اخیر در جامعه ایران رخ داده مثبت ارزیابی می‌کنم، گرچه برخی از حوادث در برخی از مواردبسیار تلخ بوده است. مثلا دوره هشت ساله زمامداری آقای احمدی‌نژاد بسیار تلخ بود برای جمهوری اسلامی. از منظر دیگر می‌توان نگریست و آن اینکه در این دوره بسیاری از ذهن‌ها باز شدو بسیاری از مردم اگاه و مطمئن شدند که شعارهای افراطی راه به جایی نمی‌بردو ثمره خوب و مثبتی نخواهد داشت. آگاه شدند نمی‌توان با دنیا با زبان تهدید وپرخاشگری سخن گفت ودر داخل از همه ابزارهای پوپولیستی و عوامفریبانه استفاده کرد. همین تجربه جامعه را واکسینه کرد که دیگر به دنبال شعارهای پوچ و عوامفریبانه نروند.

ثمره عملیاتی این تجربه امروز چیست؟

امروز پس از نوسانات سالهای گذشته جامعه ما از افراط و تفریط هر دو سوی جناح‌های سیاسی به حالت تعادل رسیده است این جریان تعادل بسیار میمون و مبارک است. به طور مشخص طبقه متوسط شهری و دهک‌های متوسط خانوار از شعار اعتدال و پرهیز از افراطی‌گری دفاع می‌کنند. علی رغم شرایط سخت و خرابکاری‌هایی که درهشت سال گذشته به طور عمیق و ژرف جامعه را فراگرفت، امروز می‌توان به روشنی مشاهده کرد قطاری که از ریل خارج شده بود مجددا به ریل باز می‌گردد. اما باید صبر و تحمل داشت تا این روند به سامان برسد. خراب کردن آسان است اما ساختن و اصلاح کردن دشوار.

کد N123805

وبگردی