۰
آیت الله موسوی تبریزی در جشن پیروزی انقلاب:

دیوانه ای می گوید امام دلش می خواست با آمریکا بجنگد/مذاکرات مک فارلین با اجازه امام بود

  • ۱۶۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
قم

امام در پی مخالفت برخی نمایندگان با مذاکرات مک فارلین گفت شما از اسرائیل بدتر هستید/ جمهوری اسلامی باید شکر خدا کند که بهترین اوپوزیسیون را دارد/ نرمش قهرمانانه خوب است/ آیت الله منتظری، محسن رضایی و میرحسین موسوی برای پایان جنگ به امام خمینی(ره) نامه نوشتند.

ایلنا: جشن سالگرد سی و پنجمین پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به همت شورای مشورتی اصلاح طلبان قم و با حضور بیوت مراجع تقلید و آیات عظام منتظری(ره)، موسوی اردبیلی، صانعی و بیات زنجانی و جمعی از اصلاح طلبان استان قم، با سخنرانی آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی دبیر کل مجمع مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان اسبق کل انقلاب در زمان امام خمینی(ره)، در کتابخانه اقبال قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا در قم، آیت الله سیدحسین موسوی تبریزی با اشاره به آیاتی از قرآن کریم، اظهار داشت: خداوند است که ما انسان ها را بر روی زمین به عنوان حاکم و جانشین خود قرار داده و طبیعتا بر اساس حرکات انسان ها و امت ها و جوامع، عده ای بر دیگری درجه، عزت و عظمت پیدا می کنند. البته انسان ها باید بدانند که این وضعیت، برگ آزادی ما نیست؛ این تفکر که ما دیگر راحت شدیم و هرچه خواستیم انجام دهیم، صحیح نیست؛ بلکه مسئولیت ما تازه شروع شده و وجود ما در این دنیا، برگه مسئولیت ماست، مانند این است که برگه امتحانی به ما دادند که چکار خواهیم کرد.

وی با اشاره به شرایط زمان شاه و مبارزات با رژیم ستم شاهی، خاطرنشان کرد: در زمان قدرت حاکمان جور و ظلم، مثل زمان پهلوی، ما یک طور امتحان می شدیم که البته امتحان مان تنها مبارزه با ظلم و ستم بود، اما بعد از شکست حکومت پهلوی و قدرت پیدا کردن مان، ما به انواع مختلف در حال امتحان شدن هستیم؛ امتحان مان تنها مبارزه با ظلم و جور نیست، بلکه مسائل زیادی است که باید در جامعه ایجاد کنیم؛ روند رشد جامعه، تربیت نسل جوان جامعه، اندیشیدن تدابیری برای نسل های آینده، استفاده از انواع ثروت های خدادادی این جامعه و... را باید فکر کنیم، چرا که اگر در هر کدام این موارد کوتاهی کنیم معصیت بزرگی کردیم، چرا که حالا دیگر خدا به ما قدرت داده است.

*نمی توانیم بگوییم قوه قضائیه دست ما نبود که عدالت را جاری کنیم

دادستان اسبق کل انقلاب در زمان امام خمینی(ره) افزود: با وجود حاکمیت جمهوری اسلامی، در آینده نمی توانیم بگوییم نفت دست ما نبود که برنامه ریزی کنیم؛ نمی توانیم بگوییم قوه قضائیه دست ما نبود که عدالت را در جامعه ساری و جاری کنیم؛ نمی توانیم بگوییم انتخابات دست ما نبود که جلوی مردم را برای شرکت آزاد در انتخابات بگیریم یا نگیریم؛ نمی توانیم بگوییم فساد در جامعه ما زیاد شده بود اما نتوانستیم ریشه یابی کنیم و...؛ اکنون ابزار انجام این کارها در اختیار ما قرار گرفته و ما مسئولیم و امتحان امروزی ما هم همین جاست.

وی گفت: قرآن هم انسان های دارای قدرت و اختیار را شدیدا تهدید می کند که البته این نوع تهدید، در زمان شاه برای ما نبود، چون قدرت نداشتیم اما اکنون این قدرت را داریم.

آیت الله موسوی تبریزی، تأکید کرد: خداوند با هیچ کس قول و قرار ندارد و به هیچ کس قول نداده که وقتی رئیس شد، ریاستش بماند و به هیچ جامعه ای هم تعهد نداده که جامعه اش را همان طور که هست نگاه دارد، بلکه خود جامعه باید تعهد داشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: باید بدانیم که خداوند در این موارد سریع العقاب است و در این جهت گذشت ندارد؛ از آن طرف هم، اگر درست عمل کنیم، خداوند هم غفور است و هم رحیم و رحمت پرودگار شامل همه می شود.

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، گفت: حتی اگر بهترین نیروها در میان ما باشد و نتوانیم درست استفاده کنیم و یا درست عمل کنیم، نتیجه نامطلوب می گیریم؛ شما دیدید حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) حکومت کردند، اما نتوانستند موفق شوند؛ جامعه او جامعه ای نبود که بتواند موفق شوند. و بارها هشدار داده و فرمودند ای مردم، قطعا بنی امیه بر شما حکومت خواهند کرد و امروز خوشحال نباشید که علی بر شما حکومت می کند.

وی با بیان این که اگر از راه خدا منحرف شدیم، دیگران بر ما حاکم می شوند، گفت: یکی از مهمترین علل حاکم شدن دیگران این است که ما پراکنده باشیم، ما سر هم دیگر بزنیم، ما اختلاف داشته باشیم، ما دنبال قدرت و ثروت برویم، به جای این که تشنه خدمت باشیم، در جستجوی قدرت باشیم. خدا رحمت کند مرحوم آیت الله دکتر بهشتی را که در جلسه حزب جمهوری اسلامی گفته بودند که ما تشنگان خدمتیم و نه شیفتگان قدرت؛ واقعا اگر تشنه خدمت باشیم، موفق می شویم.

*وقتی مردم چیزی را بخواهند، خدا کمک می کند

آیت الله موسوی تبریزی با بیان این که وقتی مردم چیزی را بخواهند، خدا کمک می کند، گفت: شما دیدید که شاه با آن همه قدرتی که داشت و قدرت اول منطقه بود و از همه طرف به شاه کمک می کردند، اما وقتی که مردم بخواهند، مثل سیل می آید و در دلش لرزه می اندازد که خودش فرار می کند؛ شاه فقط یک بار در روز عاشورا، با هلی کوپتر به بالای تهران رفت و وقتی آن جمعیت را دیده بود، دلش لرزیده بود؛ دل لرزاندن کار خداست اما راه دارد.

وی افزود: فرعون 300 سال حاکمیت کرد؛ حقش هم بود؛ وقتی خدا حضرت موسی(ع) را با آن عظمت به سوی بنی اسرائیل فرستاد و این همه به بنی اسرائیل کمک می کند ولی آن ها هر روز یک بهانه می آوردند، حق شان هم هست که بر آن ها فرعون حکومت کند نه حضرت موسی(ع)؛ آدم های این طوری را فرعون باید حکومت کند و این سنت خداست.

دبیر کل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، گفت: معاویه می آید از امام علی(ع) حکومت را می گیرد و بنی امیه و بنی عباس حکومت می کنند و تا امروز هم آن حکومتی که پیامبر(ص) منظورش بود را نتوانستیم پیاده کنیم؛ چون به قول دکتر شریعتی از همان اول یک زاویه ای پیدا شد که روز به روز این زاویه بزرگ تر شد؛ در همه جا این طوری است.

*هرچیز یادمان برود شعارهای اصیل انقلاب یادمان نمی رود

وی با اشاره به مبارزات مردم با رژیم شاه و دوران اوایل پیروزی انقلاب، گفت: انقلاب ما انقلاب بسیار بسیار مقدسی بود؛ واقعا آن هایی که بودند می دیدند که همه برای پیروزی انقلاب تلاش می کردند؛ در همین قم، هیچ وقت یادم نمی رود، در مبارزات مردم و تظاهرات هایی که در خیابان های چهارمردان، آذر و کوچه پس کوچه های قم می شد، درخانه ای نبود که در زمان تظاهرات باز نباشد، تا موقع حمله گارد شاهنشاهی و زدن گاز اشک آور، به سمت تظاهر کنندگان آب نگیرند؛ اکثر پیرزن ها شلنگ به دست آماده بودند و کمترین کمکشان این بود؛ گاهی چایی و شربت درست می کردند و خلاصه هر کس در هر موقعیتی بود هر چه از دستش بود در طبق اخلاص می گذاشت؛ سنت الله هم این است که پیروز بشوند؛ وقتی این طور باشد پیروز می شوند. اصلا تحقق اراده خداوند، راهش همین است و غیر از این نیست؛ آن وقت این مردم، با این همه ایثارگری و گذشت چه می خواستند؟ هر چیزی یادمان برود شعارهای مردم که یادمان نمی رود؛ مردم شعار آزادی استقلال جمهوری اسلامی را مدام تکرار می کردند.

*اولین شعار مردم برای تحقق انقلاب، "آزادی" بود

آیت الله موسوی تبریزی تأکید کرد: اولین شعار انقلاب ما و مردم ما برای پیروزی انقلاب، آزادی بود؛ من این را تکرار می کنم برای این که بعضی از این هم لباس های ما، فردا تعبیر غیر صحیح نکنند. مقصود مردم ما چه نوع آزادی بود؟ ما زمان شاه آزادی به معنای چه چیز نداشتیم و کدام آزادی ها را خیلی زیاد داشتیم؟ آزادی به معنای بی بند و باری می خواستیم؟! مسلما نمی خواستیم، چون آن وقت حکومت پهلوی، آزادی به معنای بی بند و باری را در طبق اخلاص گذاشته بود.

وی افزود: آزادی به معنای دروغ گفتن، انسان های واقعی را زندان کردن، بدون محاکمه در زندان نگاه د اشتن و...، این آزادی را حکومت شاه پهلوی داشت؛ تنها چیزی که همه مردم ایران، اعم از روحانی و غیر روحانی، خانم ها و آقایان، حتی آن هایی که نسبت به برخی مسائل اسلامی مثل حجاب بی توجه بودند اما به مسئله آزادی اهمیت می دادند، آن ها آزادی انسانیت را می خواستند؛ می خواستند انسان همان طوری که خداوند آفریده، انسان باشد.

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی گفت: انسانیت انسان و بزرگی انسان به کرامت انسانی و وجود آزادی است؛ اگر جلوی آزادی انسان را بگیرند، جلوی انسانیت انسان را گرفتند؛ آزادی در گفتن حق، آزادی در انتقاد، آزادی در بیان، آزادی در قلم، آزادی در اعتقاد و...؛ مردم ما این را می خواستند.

*آزادی برای برگزاری جلسات مذهبی نمی خواستیم، چون داشتیم

وی اضافه کرد: حتی مردم ما که انقلاب کردند، آزادی در خصوص جلسات مذهبی نمی خواستیم؛ چون این آزادی را داشتیم؛ جلسات بسیار بسیار بزرگ مذهبی و دسته جات سینه زنی بود و جلویش را هم نمی گرفتند، اما آزادی در خصوص گفتار واقعیت نداشتیم؛ یادم می آید سال 54 یا 53 بود در برازجان بوشهر سخنرانی داشتم و در رابطه با برنامه معاویه و... سخنرانی داشتم که البته با کنایات به حکومت صحبت کردم؛ ساواک من را خواست. آن جا گفتند شما چرا به اعلی حضرت توهین کردی؟ گفتم کجا؟ گفت در رابطه با معاویه و ابن زیاد و... می گویی ما که می دانیم منظورتان اعلی حضرت است؛ من گفتم ما نمی دانستیم شما اعلی حضرت را این قدر می شناسید و خوب هم می شناسید؛ ما می گوییم هر که این طور باشد بد است؛ شما می گویید اعلی حضرت این طور است، خوب باید انتقاد کنیم؛ یعنی حتی در رابطه با معاویه و... هم که گاهی درست صحبت می کردیم که بر معاویه صفت ها تطبیق می کرد، آن ها ناراحت می شدند؛ آزادی به این معنا می خواستیم.

*شعار جمهوری اسلامی از آزادی نشأت گرفت

آیت الله موسوی تبریزی یادآور شد: در زمان شاه، نقد واقعی و منطقی که نقد حکومت باشد امکان نداشت؛ آزادی در مدیریت کشور نداشتیم؛ به این معنا که افرادی را بر اساس قانون اساسی مشروطه که بر همان اساس شاه ادعای سلطنت داشت را انتخاب کنیم؛ بر اساس همین قانون مشروطه، باید نمایندگان مردم ایران در مجلس قانون بگذارند؛ نیمی از مجلس سنا را هم مردم ایران باید انتخاب می کردند؛ اما کجا انتخابات درست برگزار می شد؟ غیر از افراد خاص تعیین شده از قبل، مگر می توانستند افرادی در انتخابات شرکت کنند و مردم آزادانه رأی دهند و آن ها هم رأی بیاورند؟ شعارهای مردم ما در زمان مبارزه با رژیم شاه آزادی و آن هم آزادی در این جهات بود و شعار جمهوریت هم از این جا نشأت می گیرد. وقتی این آزادی نباشد جمهوریت هم نیست؛ جمهوریت را که می خواستیم، یعنی مدیریت کشور به دست صاحبان کشور و به خواست مردم باشد.

*امام تأکید داشت دولت اسلامی، دموکراتیک است

وی با بیان این که امام خمینی(ره) در همان فرانسه تأکید می فرمودند که دولت اسلامی یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است، گفت: این دموکراتیک به معنای واقعی را شما دقت کنید؛ هنوز هم برخی از آقایانی که در قم هم هستند و اخیرا بعد از رحلت امام خمینی(ره) هم خیلی انقلابی شدند، می گویند اصلا لفظ دموکراسی نجس است؛ از این لفظ ها نباید گفت؛ می گویند دموکراسی بر خلاف اسلام است.

دادستان کل انقلاب افزود: امام(ره) می فرمودند دولت اسلامی یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است، و برای همه اقلیت های مذهبی، آزادی به طور کامل است؛ و هر کس می تواند اظهار عقیده خودش را داشته باشد و اسلام جواب همه عقاید را به عهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد.

*امام می فرمود کسی که حجت دارد از آزادی بیان نمی ترسد

وی افزود: امام خمینی(ره) در جلد سه صحیفه نور تأکید دارند که رژیمی که ما می خواهیم رژیم جمهوری اسلامی است؛ در اسلام آزادی به طور مطلق است مگر آن چه به حال ملت و مملکت ضرر داشته و دارای مفسده ای باشد؛ اسلام برای تأمین آزادی، استقلال و عقل است؛ در اسلام شخص اول مملکتش با یکی از رعایا فرق نداشت و حتی پایین تر از او بود در استفاده از مادیات؛ آزادی آرا در اسلام از اول بوده است؛ در زمان ائمه ما، در زمان خود پیامبر، مردم آزاد بودند؛ حرف هاشان را می زدند؛ ما حجت داریم، کسی که حجت دارد از آزادی بیان نمی ترسد. این ها فرمایشات امام است؛ این همان آزادی و جمهوریت بود.

آیت الله موسوی تبریزی خاطرنشان کرد: در فرانسه، از امام راحل می پرسند مراد شما از جمهوری اسلامی چیست؟ می فرمایند همین دموکراسی که شما این جا دارید؛ به اضافه اسلام که ما قانون اساسی را تعیین می کنیم و بر اساس اسلام حرکت می کنیم.

وی با بیان این که آزادی یکی از نعمت های خداست که انسان سرشتش با او آفریده شده است و انسانیت انسان به آن است، خاطرنشان کرد: یادم می آید که شاه می گفت ما به شما آزادی دادیم که حضرت امام(ره) فرمود تو کی هستی که به ما آزادی دادی؟ انسان آزاد آفریده شده و هیچ کس نمی تواند بگوید من به انسان آزادی دادم؛ آن هایی که این حرف را می زنند، آزادی انسان را گرفتند، حالا ممکن است روزی قطره چکان بگویند فلان چیز آزاد است؛ آن ها این طور حرف می زنند، وگر نه انسان آزاد آفریده شده و هیچ کس نمی تواند جلویش را بگیرد.

*بقای آزادی به وجود جمهوریت است

دبیر کل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با بیان این که بالاخره هر انسان در رابطه با آزادی نیز، به حرمت خود آزادی، باید مقررات را رعایت کند، گفت: اگر بخواهیم این آزادی باشد، باید با مقررات رفتار کنیم تا بتوانیم همه آزادی داشته باشیم وگرنه من آزاد باشم، همه چیز بگویم و شما را متهم کنم، شما هم آزاد باشید هر چیزی بگویید و من را متهم کنید و فحش و بد و بیراه و دروغ باشد، آنوقت جامعه اصلا پیشرفت نمی کند؛ یک جامعه زمانی پیشرفت می کند که ما خودمان بنشینیم و برای آزادی چارچوب قائل شویم و بگوییم آزادی هست اما تهمت و فحش و ناسزا نیست؛ و اگر باشد، بر اساس منطق و قانونی که خودمان تصویب کردیم، تهمت زننده، تجاوزکننده به ناموس مردم، تجاوز به حق مردم و... مجازات دارد و این مجازات و محاکمه عین حمایت از آزادی است و منافاتی با آزادی ندارد و الا آزادی اصلا نمی ماند.

وی گفت: بقای آزادی به این است که به خاطر حرمت آزادی طبق مقررات رفتار کنیم و مقررات را هم خودمان تعیین می کنیم.

آیت الله موسوی تبریزی گفت: هیچ جامعه انسانی، تهمت را نمی پذیرد؛ این ها احکام ارشادی اسلام است و این طور نیست که فقط در اسلام آمده باشد؛ این ها احکام قبل از اسلام است؛ فوق اسلام است؛ احکام انسانی است؛ هیچ انسانی به ما هو انسان ظلم را نمی پذیرد؛ دروغ و ضایع کردن حقوق و حیثیت مردم و جلوی آزادی مردم را گرفتن را قبول ندارد؛ راهش چیست؟ باید مقررات داشته و جمهوریت داشته باشیم، نمایندگانی از خودمان را برای مجلس انتخاب کنیم تا بروند و مقررات را تصویب کنند و بر اساس آن حرکت کنیم؛ پس جمهوریت مکمل آزادی است. این که می گوییم استقلال آزادی و جمهوری اسلامی، این جمهوریت مکمل آزادی است و اگر نباشد بقای آزادی امکان ندارد. تجربه بشری به این رسیده بعد از سال ها جنگ و خونریزی و...، وقتی آزادی می تواند بماند که جمهوریت باشد؛ یعنی برای همه انسان ها حق رأی دهیم و منتخبین مردم بروند قانون بگذارند و بر اساس قانون حرکت کنیم و الا آزادی نمی ماند؛ حالا ممکن است نمایندگان بروند قانون بد بگذارند، اما همین هم از بی قانونی بهتر است؛ کما این که حکومت ظالم داشتن از بی حکومتی بهتر است و آدم بر اساس آن مقررات یک امنیت پیدا می کند و الا اگر حکومت نباشد آن امنیت نیست.

وی تأکید کرد: پس جمهوری اسلامی که خواستیم به خاطر حفظ آزادی و حرمت انسانی خواستیم؛ یعنی حفظ انسانیت و بشریت و کرامت خودمان را خواستیم.

*دیوانگان قدرت از حرف می ترسند

دادستان اسبق کل انقلاب با اشاره به آیه ای به آیه 18 سوره زمر و با بیان این که خدا در این آیه مؤمنان و عقلا را در یک جا جمع کرده است، گفت: در ابتدای ذکر شده است که "یا رسول الله، مژده بده به آن بندگان من که حق و سخن حق را از هر طرف بیاید می شنوند، پنبه در گوش نمی گذارند؛" چون ابوسفیانی ها به دستور او، پنبه در گوش می گذاشتند که قرآن را نشنوند چون اگر می شنیدند عقل شان دستور می داد بپذیرند و ابوسفیان متضرر می شد؛ کسی از شنیدن حرف متضرر می شود و وحشت می کند که مستبد باشد؛ کسی که مستبد نباشد چه وحشتی دارد؟ می گوید حرف تان را بزنید اگر خوب بود می پذیرم؛ اصلا به نفع من است؛ چرا باید من بترسم؟ در ادامه این آیه ذکر شده است که بندگان شایسته ما آن هایی هستند که همه جا می گردند، حرف های مردم را می شنوند، سبک سنگین می کنند، خودشان تحلیل دارند و فکر دارند؛ هر صدایی بیاید قبول نمی کنند، دنبال هر صدایی نمی روند. تابع هر فریادی نیستند بلکه تابع عقل و سخن حق هستند؛ در این صورت این ها هستند که هدایت خدا را دارند، یعنی عقل شان را به کار گرفتند؛ که عقل را به کار گرفتن یکی از مهترین وسیله های هدایت های خداست؛ آن ها عاقلانند؛ یعنی هم مؤمنان واقعی که به هدایت رسیدند و خداوند آن ها را هدایت می کنند و هم عقلا "اولی الالباب" هستند.

وی افزود: این معنی اش این است که دیوانگان هستند که از حرف و نصیحت می ترسند ولو دیوانگان قدرت؛ چون دیوانه اقسامی دارد؛ دیوانه قدرت، دیوانه پول، دیوانه شهوت و...؛ دیوانه بی عقلی هم داریم که ضررش از همه کمتر است؛ ولی بیشترین ضرر این دیوانه های قدرت و پول و شهوت می برند؛ برای مثال حضرت امام(س) می فرمودند صدام دیوانه است؛ واقعا هم دیوانه بود. صدام مگر به ملت خودش رحم می کرد؟ به خاطر حکومت و قدرت مردم خود را قتل عام می کرد.

آیت الله موسوی تبریزی افزود: وقتی انسان منطق نداشته باشد و قدرت داشته باشد، چنگال داشته باشد فکر نداشته باشد همین است؛ انقلاب ما برای این بود که چنگال را از دست بی فکرها گرفته و اسلحه را از دست دیوانگان بگیریم؛ البته اسلحه چیز بدی نیست و عین قانون است؛ چون در قانون هم به اسلحه نیاز هست، اما عقلا باید اسلحه داشته باشند چرا که وقتی عقلا اسلحه داشته باشند در جای خودش مصرف و در جای خودش کنار می گذارند؛ برای این که هم مصرفش با عقل و هم کنارگذاشتن آن با عقل است.

*دیوانه ای می گوید امام(ره) دلش می خواست با آمریکا بجنگد

وی با انتقاد از مواضع برخی از گروه های مخالف دولت در خصوص توافق هسته ای جمهوری اسلامی ایران با گروه 1+5، گفت: یک جمعی در این مملکت فریاد می زنند همه چیز مان از بین رفت و نابود شد، چرا که سفیران ایران رفتند با منطق و عزت و عظمت با یک عده ای از قدرت های خارجی صحبت کردند؛ متأسفانه یک دیوانه تر از بعضی ها هم می گوید امام خمینی همیشه دلش می خواست که با آمریکا بجنگد؛ تهمت از این بالاتر می شود؟ کی امام(ره) دلش می خواست با کسی بجنگد؟ چه زمانی امام(ره) گفت ما با آمریکا قطع رابطه می کنیم؟ وقتی امام(ره) از فرانسه به ایران آمد و انقلاب پیروز شد، سفارت آمریکا در ایران فعال بود؛ مأمور کمیته با اسلحه حکومت ایران گذاشتند که حتی سفارت آمریکا در ایران را محافظت کنند؟ این حرف ها چیست که به منطق جمهوری اسلامی توهین می کنند؟ کی امام دلش می خواست با این جنگ کند، با آن جنگ کند؟ هیچ وقت نمی خواست. حتی امام(رض) در رابطه با مسائلی هم که لازم بود یک وقتی در اطلاعیه بفرمایند، به مسئولین مملکتی اعم از وزارت خارجه کشور و... می فرمودند شما بروید کارخودتان را کنید، یعنی راه دیپلماسی را باید انجام دهید؛ منطق و عقل این گونه حرکت کردن را ایجاب می کند؛ تمام اهداف مان که در رابطه با جامعه بین الملل است را باید با رابطه منطقی دیپلماسی دنبال کنیم، مگر این که ببنیم واقعا بر علیه منافع کشورمان اقدام کردند و حرف حق ما را نمی پذیرند، که آن یک مسئله دیگر است و معلوم است آن موقع نمی پذیریم؛ تازه آن موقع هم باید ببینیم مصلحت مان در کجاست.

*امام علی(ع) می فرمایند صلح با دشمنت را رد نکن

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه سخنان خود با اشاره به بخش هایی از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر، اظهار داشت: امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند، اگر دشمن تو، تو را به صلح دعوت می کند، حتی اگر در وسط جنگ باشد، هرگز صلحی را که دشمن خونی ات تو را به عنوان دعوت می کند رد نکن، اگر رضای پروردگار در آن باشد؛ چرا؟ چون در صلح، آرامش و دوباره بازسازی لشگر تو هست؛ و دوم یک مقدار شما راحتی پیدا می کنید در اجرای برنامه های تان، سبک سنگین می نکنید که کدام کار مهمتر است تا انجام دهید؛ و امنیت برای بلادت که مردمت آن جا راحت می شوند. امام علی(ع) اضافه می کنند که من نمی گویم وقتی صلح کردید و چیزی را امضا کردید بروید بخوابید؛ غفلت نکنید، همیشه باید هشیار و آگاه باشید که برنامه های دشمن چیست؛ که این یک امر عقلایی است.

*برخی دائما می گویند آمریکا دشمن ماست و فکر می کنند علم غیب می گویند

وی با بیان این که ما نباید چشممان را به واقعیات ببنیدم، گفت: برخی دائما شعار می دهند آمریکا با ما خوب نمی شود، خب معلوم است خوب نمی شوند؛ فکر می کنند علم غیب می گویند و یا کشف بزرگی کرده اند؛ چه کسی هست که نداند آمریکا ابرقدرت جهان با آن هژمونی که دارد، می آید و امروز به نفع ما حرکت می کند؟ اصلا مگر می شود؟ اگر یک قدم هم برمی دارد، خودش نیاز دارد؛ اما اگر ما عاقل باشیم، آن یک قدم آمریکا برای نیاز خودش را تبدیل می کنیم به دو قدم برای خودمان؛ اما در عین حال آگاهیم و اطلاعات را باید بدست بیاوریم که دشمن چگونه حرکت می کند، ولو در سایه صلح.

آیت الله موسوی تبریزی گفت: طبق آموزه های دینی ما، نمی گوید با دشمن صلح نکن، چرا که صلح خیلی خوب است، اما تأکید دارد که بعد از صلح با دشمن، به خواب نرویم و بگوییم صلح کردیم تمام شد؛ باید بدانیم که دشمن گاهی نزدیک می شود که ما را در غفلت قرار دهد و لذا باید خیلی با دقت دنبال کنیم. می فرماید همیشه حسن ظن خود را در صلح با دشمن متهم کن و همیشه با حسن ظن رفتار نکن، بلکه با دقت و بدبینی مسئله را دنبال کن و صلح را انجام بده؛ با بدبینی که احتمال بده، فردا روزی یک جا تفره برود؛ اما آن جایی که در خصوص یک برنامه، قراردادی بستی و معاهده ای را امضا کردی، از طرف شما خلاف معاهده عمل نشود؛ حتما عهدت و قول و قراردادت را عمل کن و زیر آن نزن، برای این که واقعا آن تعهدی که دادی بر اساس امانت باید حفظ کنی؛ حتی خودت و جان خودت را با تمام قدرت سپر این معاهده قرار بده و مادامی که طرف مقابل معاهده را نشکسته، شما هم آن را نشکن.

وی با تأکید بر این که عهد شکنی در میان همه امت های گذشته با تمام اختلافات و دین های مختلفی که داشتند، بسیار زشت بود و گناه بدی محسوب می شد، گفت: لذا اگر با دشمنت هم عهدی بستی تا آن برقرار است شما هم برقرار باش؛ این عهد بستن ولو در جنگ با دشمن، بد نیست، البته اگر مصلحت باشد و مصلحت هم باید رعایت شود و بعد از عهد بستن باید دقت شود؛ این چیزی است که امام خمینی(ره) همیشه دنبال آن بود؛ آن جا که مصلحت باشد و مصلحت را توجه کند؛ ممکن بود یک وقتی یک گروهی بگویند این مصلحت است و یک گروه دیگر بگویند آن مصلحت است؛ خلاصه ممکن بود یک گروه برای امام(رض) مورد ا عتماد تر و مورد وثوق تر باشد و البته ممکن است اشتباه کند، اما امام به متخصصین اعتماد می کرد، نه این که صلح را رد کرده باشد.

*آیت الله منتظری، محسن رضایی و میرحسین موسوی برای پایان جنگ به امام خمینی(ره) نامه نوشتند

دادستان اسبق کل انقلاب خاطرنشان کرد: یک وقتی مرحوم آیت الله العظمی منتظری(رض) نامه ای به امام(ره) در رابطه با پایان جنگ نوشتند؛ بعد از آن جریان هواپیمای ایرباس که آمریکایی ها زدند؛ آن وقت آیت الله منتظری به این جا رسیده بود که دیگر تقریبا ابرقدرت ها، مسلمانان و مخصوصا دو کشور شیعه ایران و عراق را به جان هم انداخته که همدیگر را خودمان نابود کنیم و بالاخره نمی خواهند بگذارند ما صلح کنیم؛ نامه ای به امام(ره) نوشت و حاصلش این بود که الآن صلاح ما بر این است که قطعنامه را بپذیریم؛ چون قطعنامه قبلا صادر شده بود؛ و بعد بین مسلمانان اتحاد داشته باشیم و اتحاد را بیشتر کنیم و در برابر دشمنان مقتدرتر برخورد کنیم؛ مخصوصا با عراق که شیعه است؛ آن وقت من در مجلس شورای اسلامی، نماینده بودم؛ امام خمینی(ره) در جواب نامه آیت الله منتظری، نامه نوشته بودند که در مجلس هم خوانده شد؛ یک جمله مهم آن نامه امام(ره) این بود که شما اطمینان داشته باشید و تردید در ادامه جنگ، خیانت به رسول الله(ص) است و شما با همه بزرگی تان مسئولین جنگ را حمایت کنید؛ آیت الله منتظری هم دیگر جواب ندادند. حدود 13 روز پس از نامه آیت الله منتظری و جواب امام به نامه ایشان، امام(ره) قطعنامه را قبول کردند؛ یعنی همان شخصیت سیاسی که گفته بودند تردید در جنگ خیانت به رسول الله است همین آدم گفتند من در این جا حاضرم خودم را فدا کنم و فدا کرد و جام زهر خورد؛ یعنی این که، می خواستم در جنگ پیروز شود، اما به خاطر مصلحت مردم، خودم را فدا کردم؛ این یکی از بهترین ویژگی های رهبر است که 13 روز پیش یک همچین حرفی گفته اکنون بیاید این قطعنامه را قبول کند. چرا؟ روشن است. ما در مجلس بودیم و می دانستیم. آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران نامه ای نوشته بود و حضرت آیت الله هاشمی هم برده بود خدمت امام(رض)؛ نامه چه بود؟ این بود که ما اگر سه سال جلوی جنگ را بگیریم و آتش بس باشد و در این سه سال ما 300 هزار نیرو جمع کنیم و چندصد هواپیمای جنگی بخریم و... و در این سه سال صدام هیچ کار نکند بعد از سه سال شاید بتوانیم پیروز شویم؛ البته حالا ممکن است الفاظ آن نامه ها کمی فرق کند اما مضمون کلی آن همین بود؛ آقای مهندس میرحسین موسوی هم  آن وقت به امام(ره) نامه نوشته بود که از نظر بودجه، ما دیگر هیچ بودجه ای نداریم، چون واقعا مسئله فروش نفت بسیار بسیار کم شده بود، تحریم ها اثر گذاشته بود و...؛ این دو نامه خدمت امام(ره) رفت؛ وقتی امام(رض) این دو نامه را دید حجت برای شان تمام شد؛ مصلحت در این بود که قطعنامه را بپذیرد، هیچ اشکالی هم ندارد؛ این بزرگی امام(ره) است؛ خودش می گوید جام زهر خوردم؛ به نظر من به همان مقداری که عظمت امام راحل در تحقق انقلاب و در رهبری انقلاب به چشم می خورد، همان مقدار عظمت امام راحل در قبول قطعنامه و پایان جنگ قابل مشاهده است.

*نرمش قهرمانانه خوب است

وی افزود: همیشه عظمت این طور نیست که یکی بکشد، یکی پیروز شود، بلکه گاهی نیز، قبول مصلحت بر خلاف غرور شخصی، از آن مسئله، شجاعت بیشتری می خواهد؛ اصلا اصل شجاعت در این جاست، و مدیریت باید این شجاعت را داشته باشد؛ الحمدالله امروز هم دنبال این مسئله می روند و نرمش شجاعانه و نرمش قهرمانانه را دنبال می کنند.

آیت الله موسوی تبریزی با بیان این که دنبال کردن روش نرمش قهرمانانه در سیاست خارجی خیلی خوب است، تأکید کرد: نه فقط حالا بلکه حتی در زمان امام خمینی(ره) هم همین طور بود، که امکان ندارد، بدون اذن و اجازه رهبری، مسائل مهم سیاست خارجی را انجام دهند.

*مذاکرات مک فارلین با اجازه امام خمینی(ره) بود/امام در پی مخالفت برخی نمایندگان با مذاکرات مک فارلین گفت شما از اسرائیل بدتر هستید

وی افزود: شما فکر می کنید جریان مک فارلین، و مذاکراتی که دوستان آن موقع راه انداختند و خیلی هم مذاکرات خوبی بود، بدون اجازه امام خمینی(ره) بود؟ نه؛ با اذن امام خمینی(ره) و با اطلاع امام(ره) و با اطلاع بزرگان بود؛ حالا شرایط جوری عنوان شد که مسئله دیگری است؛ یک روزی در همین مجلس شورای اسلامی، برخی از تندروهای آن آمدند علیه آقای ولایتی به عنوان وزیر خارجه کارهایی کردند و می خواستند به بهانه جریان مک فارلین او را استیضاح کنند؛ البته پشت پرده اش می خواستند علیه آقای هاشمی اعتراض کنند، چون ریشه این مذاکره دست آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس بود؛ آن وقت بعضی ها که آن وقت گروه خاصی در مجلس بودند نامه نوشتند و آقای ولایتی را در مجلس خواستند که استیضاح یا سؤال کنند؛ امام راحل متوجه شدند که پشت این جریان خراب کردن آقای هاشمی است؛ آن تعبیر امام خمینی(ره) که این ها از اسرائیل بدترند در این جاست؛ چرا؟ برای این که یکی از حساس ترین قدرت هایی که آن روز نمی خواست این مذاکرات انجام بگیرد اسرائیل بود؛ البته یک طوری هم برخی کارها با اسرائیل انجام شده بود که من کار ندارم، اما آن نمایندگان مجلس، در آن مذاکره صرف با آمریکا، اطلاعات نداشتند؛ بنا این بود که آن مذاکرات مخفی باشد، اما وقتی اسرائیل اطلاعات پیدا کرد مسئله را فاش کرد؛ چون اسرائیل از روز اول انقلاب می خواست، کشور ایران رابطه اش با کشورهای اروپایی و آمریکا اصلاح نشود مگر این که قبلا رابطه اش با اسرائیل اصلاح شود. اسرائیل به خاطر منافع خودش این جنجال را کرد. اما چهارنفر در مجلس و جای دیگر جنجال می کردند و آگاهانه یا نا آگاهانه به نفع دیگران این کار را کردند و اگر آن روز آن مسئله جریان مک فارلین دنبال می شد و درست دنبال می شد، و به نتیجه می رسید قطعا خیلی از ضررها را نمی کردیم و این کار پیش نمی آمد و امروز هم به بسیاری از این تحریم ها دچار نشده و مسائل خیلی بهتر حل می شد.

*تدبیر ما کمک کردن به دولت تدبیر باشد/برخی از روی کار آمدن دولت تدبیر متضرر شدند

دبیر کل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، با بیان این که از روی کار آمدن تفکر تدبیر در مدیریت کشور خوشحالیم و به شخص آقای دکتر روحانی که خدا ایشان را حفظ کند کاری نداریم، گفت: ما تدبیر را ما دنبال کردیم و دنبال تدبیر هستیم؛ این تدبیر باید در دولت ما باشد که هست؛ تدبیر ما نیز باید کمک کردن به دولت تدبیر باشد که واقعا دولت تدبیر واقعا نیاز به کمک دارد؛ امروز کم نیستند کسانی که از روی کار آمدن دولت تدبیر متضرر شدند؛ متضرر شدند از برداشته شدن تحریم ها؛ متضرر می شوند از روابط ما با کشورهای اروپایی و رقابت صنعت و سرمایه گذاری و...؛ عده ای هستند که فقط منافع شان در انحصار و پشت پرده کار کردن است و آن ها راضی نیستند و راضی هم نمی شوند؛ حالا البته یک عده هم نا آگاهانه فکر می کنند برخی از مخالفان دولت به خاطر دین این حرف ها را می زنند. بعضی ها هم واقعا متوجه نیستند.

وی افزود: ما نمی گوییم کورکورانه هر کاری آقای دکتر روحانی و دولت کرد را تأیید کنیم؛ نه؛ انتقاد سازنده و آزادی بیان برای ما اصل است؛ نماینده مجلس باشیم یا نباشیم؛ اما باید آزاد باید باشیم و حرف مان را بزنیم، اما این که بر اساس روال ناصحیحی که شده جنجال کنیم این مسئله بد است.

*از برخی نمایندگان باید پرسید در 8سال گذشته چند سؤال کردید؟

آیت الله موسوی تبریزی تصریح کرد: کسانی که امروز در مجلس مدام از دولت ایراد می گیرند، در 8 سال گذشته چند سؤال از دولت کردند؟ و چند سؤال کننده بعد از طرح سؤال، امضای شان را پس گرفتند؟ جایی که خیلی هم عصبانی شدند و سؤال کردند، قبل از این که دولت به مجلس بیاید، امضا را پس می گرفتند. همین ها امروز با وجود این که سه ماه از دولت دکتر روحانی نگذشته بود، مدام ایراد می گرفتند و باز می گیرند؛ واقعا انصاف هم داشته باشیم و باید بگوییم کمی صبر کنیم؛ ما خودمان در بحث سبد کالا انتقاد داشتیم؛ انتقاد هم باید داشته باشیم، اما انصاف هم باید داشته باشیم.

*جمهوری اسلامی باید شکر خدا کند که بهترین اوپوزیسیون را دارد

وی با بیان این که انتخابات 24 خردادماه با تدابیر رهبری و جوانان فهیم، نتیجه ای مطلوب برای مردم ایران داشت، گفت: این قدر خوشحالم در زمانی زندگی می کنم که این جوانان با فهم و با شعور و با گذشت زندگی می کنند؛ این حکومت باید آن چنان شکر خدا کند که منطقی ترین بی توقع ترین اپوزیسیون در این حکومت وجود دارد؛ اگر این زندانیان را بگوییم بهترین و منطقی ترین اوپوزیسیون بگیریم دیدیم که در همان زندان نامه نوشتند که مردم باید در انتخابات شرکت کنند. عده ای از ایرانیان هم که مجبور شدند و به خارج کشور رفتند هم از مردم برای شرکت در انتخابات دعوت کردند؛ البته آن ها که به دشمنان ملحق شدند را کار نداریم اما عقلای افرادی که به خارج از کشور رفته و مستقل فکر می کنند، در زمان انتخابات نامه نوشتند که در انتخابات شرکت کنید؛ آدم ارزش این منتقدان منصف و خوب را نباید بداند؟ این نعمت بزرگی است؛ همه این عوامل باعث شد دست به دست هم دادیم و رهبری هم فرمودند اگر نظام جمهوری اسلامی را نمی خواهید مملکت را که می خواهید؛ و خلاصه جوانان ما در انتخابات اخیر ثابت کردند آزادمرد و آزاد اندیش اند؛ آمدند و رأی دادند و شما یقین بدانید همان روز انتخابات ملت ایران پیروز شد؛ کار به برنامه بعد آقای دکتر روحانی ندارم.

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی افزود: دنیا به شما توجه کرد؛ اگر امروز دکتر روحانی و وزرای ایشان را در دنیا تحویل می گیرند، به خاطر رأی شماست؛ اگر این نظام را تحویل می گیرند، به خاطر این است که این نظام بزرگترین قدم را در انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد برداشت و گفت همه بیایند، دوم آن چه که مردم به صندوق ریختند در آمد؛ دیگر جو سازی ها را توجه نکردند؛ دست آن ها که می خواست آلوده باشد را کوتاه کرد؛ آن چه که مردم خواستند در آمد؛ حالا یک عده ای هم شرکت نکردند، مسئله دیگری است که امیدواریم دفعه بعد شرکت کنند.

وی تأکید کرد: ما که مملکت مان را رها نمی کنیم؛ مملکت ما همیشه باید زنده و آگاه باشد و انقلاب مان مداوم باشد؛ این مهم با گذشت و تفاهم و اتحاد همه ملت ایران میسر خواهد شد.

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.