۰

دورنمای روشن یک همگرایی استراتژیک

  • ۱۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محمدرضا نوروزپور,حسن روحانی,ترکیه,ایران و ترکیه,رجب طیب اردوغان

سفررجب طیب اردوغان به ایران و استقبال گرمی که از او در تهران بعمل آمد نقطه عطفی در تحولات سیاسی سه سال اخیر در منطقه پرآشوب خاورمیانه تلقی می شود.

اینکه نقطه چرخش و تغییر رویکرد ترکیه به تحولات منطقه و تصمیم آنکارا برای بازنگری عملگرایانه در سیاست خارجی اش دقیقا از کدام مقطع آغاز شد موضوعی فرعی است. آنچه اکنون به نظر می رسد برای آنکارا مهم است جبران مافات و بازگشت به مسیری است که منافع ملی این کشور، منافع ملی همسایگان و در نگاهی کلان تر منافع کلی منطقه و جهان را تامین می کند و آن نزدیکی هرچه بیشتر به تهران است.

با این همه موضوع تعیین نقطه بازگشت در سیاست خارجه ترکیه همچنان در جای خود مهم و قابل ارزیابی و بررسی است. به صورت گذرا می توان اشاره کرد که عدم همراهی کامل آمریکا با سیاست های آنکارا و ریاض در خصوص سوریه و به زیر کشیدن بشار اسد با استفاده از شیوه نظامی در یک مقطع و مداخله آشکار عربستان سعودی در برکناری محمد مرسی از قدرت در مصر و به تعبیر دیگر ترتیب دادن کودتایی نظامی علیه دولت منتخب اخوانی که حزب عدالت و توسعه به شدت از آن حمایت می کرد در مقطعی دیگر و نهایتا توافق هسته ای بهنگام ایران با قدرت های جهانی مثلثی از اجبار و تنبه برای آنکارا پدید آورد تا این کشور به فکر تغییر رویکرد جدی در روش و منش سیاست خارجه خود بیفتد.

در این حین البته باید سیاست عملگرایانه آنکارا را ستود. پرهیز از لجابت و سرسختی بی حاصل نه تنها دستاوردی برای حزب عدالت توسعه به همراه نمی آورد بلکه حتی می توانست با توجه به مشکلات داخلی پدید آمده برای دولت اردوغان، به تضعیف بیشتر حزب او و حتی آسیب دیدن جدی اسلامگرایان در این کشور منجر شود.

درک به موقع چرخش ها
یکی از مهمترین خصوصیات یک سیاست خارجه موفق، درک به موقع و تشخیص صحیح چرخش ها در محیط پیرامونی و جهانی است که به نظر می رسد در برهه کنونی هم ترکیه و هم ایران از این درک برخوردار هستند.
سه تحول مهم مذکور در منطقه و درکنار آن تحولات کم اهمیت تر دیگر داخلی و خارجی که سبب شد ترکیه به اشتباهات خود پی ببرد در واقع مسیر را برای اتحادها، همکاری ها و پیوندهای جدید بازکرده است.
در واقع ایران و ترکیه اکنون در بزنگاه بسیار حساسی در تاریخ ایستاده اند که استفاده صحیح آنها از فرصت بوجود آمده برای ایجاد همگرایی، اتحاد و همکاری نزدیک، می تواند دورنمای بسیار روشنی برای ملت هایشان و نیز از منطقه پدید آورد. فرصتی که پیشینیان آنها در عصر صفوی و عثمانی یا از آن برخوردار نبودند و یا اگر بودند نتوانستند از آن استفاده کرده و آن را به هدر دادند.
اکنون جهان شاهد تغییرات اساسی در خاورمیانه است. تغییر تمرکز آمریکا به سمت آسیا که از دو سال پیش رسما از سوی باراک اوباما اعلام شد، سبب شده است دولت های وابسته به ایالات متحده خود به خود در موضع ضعف و انحطاط قرار گیرند و فرصت برای کشورهای مستقل از آمریکا مانند ایران و ترکیه مهیا باشد.
ایران و ترکیه اکنون قدرتمندترین کشورهای خاورمیانه هستند و بدون تردید اولین میوه شیرین همگرایی و همدلی آنها این است که از هرج و مرج بزرگی که خاور میانه را فرا گرفته است در امان خواهند ماند.
قطعا نمی توان منکر شد که قوی ترین کشورهای منطقه، اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند اما این اختلافات باید از آنها دو رقیب عاقل برای رهبری جهان سنی و شیعه بسازد که در این صورت این دو خواهند توانست همانگونه که رئیس جمهوری کشورمان در دیدار با نخست وزیر ترکیه بیان کرد اهداف تروریست ها و حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای آنها را عقیم بگذارند.

بدخواهان نزدیکی ایران و ترکیه
بدون شک چنین اتحاد و همگرایی آشکاری که براساس شرایط موجود در خاورمیانه میان ایران و ترکیه پدید آمده و باید روز به روز تقویت شود، مورد پسند برخی از جریانات افراطی و برخی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای نخواهد بود.
بزودی تلاش هایی برای ایجاد شکاف و اختلاف میان تهران و آنکارا از سوی جریان های افراطی داخل دو کشور، کشورهای منطقه و جریان های بیرونی آغاز می شود.
اشاره به جریان های افراطی داخلی هر دو کشور ایران و ترکیه که تمایلی به نزدیکی تهران و آنکارا ندارند منظور این بحث نیست. اما در داخل منطقه برخی از کشورها هر یک به فراخور منافع خود ممکن است در برابر این همگرایی منطقه ای موضع گرفته و تلاشهایی برای از بین بردن یا تضعیف آن بعمل آورند.

عربستان نگران است
این رویکرد در خصوص عربستان سعودی از همه پررنگ تر خواهد بود. سعودی ها با نگرانی بسیار زیادی تحولات منطقه را دنبال می کنند و از آنجا که قدم به قدم بیشتر در انزوا فرو می روند شکوفایی و رونق روابط دیگر بازیگران را که منتج به افزایش قدرت و نفوذ آنها می شود را نخواهند پذیرفت.
همگرایی ایران و ترکیه برای عربستان بیش از هرچیز تداعی کننده دوران صفوی و عثمانی است و معنی آن این است که ترک ها با اذغان و پذیرش رهبری ایران بر جهان تشیع قصد دارند رهبری جهان تسنن را نیز برای خود بردارند. ترس عربستان سعودی از این واقعیت بیراه نیست چرا که این کشور دچار بحران های داخلی، بحران های حاکمیتی و بحران از دست دادن همپیمانان قدرتمند خود از جمله حسنی مبارک و حتی کشورهای دیگر عرب خلیج فارس از جمله عمان و تا حدودی امارات متحده عربی و قطر است.
سعودی ها که سالهاست از ترس گرفتار شدن در بلیه تحولات اساسی، تا آنجا که توانسته اند در کشورهای دیگر منطقه بحران آفرینی کرده اند، بعید نیست برای به تاخیر انداختن پیامدهای این تحولات جدید که می تواند برای آنها حتی خطرات دیگری از جمله تهدیدات حاکمیتی و تمامیت ارزی را به همراه داشته باشد دست به اقدامات شرورانه ای بزنند.
حمایت مالی، تسلیحاتی و جئوپلیتیکی از گروه های تروریستی مخالف دولت های ایران و ترکیه یکی از بدیهی ترین اقداماتی است که ممکن است عربستان برای مقابله با این همگرایی به آن متوسل شود و چه بسا تا کنون آنها را آغاز کرده باشد.

آمریکا؛ تا جایی که اسرائیل متضرر نشود
آمریکایی ها نیز نسبت به این همگرایی و رویکرد سازنده ایران و ترکیه تا اندازه ای بیمناک هستند. برای آمریکا تا زمانی که نُک این همگرایی و اتحاد متوجه اسرائیل نباشد جای نگرانی نیست اما به نظر می رسد واشنگتن دقیقا برعکس فکر می کند و تصورش این است که رویکرد جدید اردوغان به ایران و اتحاد و همگرایی آنها از دو جهت به زیان آنها تمام خواهد شد.
نخست اینکه این همگرایی به تدریج می تواند ثبات و امنیت را به خاورمیانه بازگرداند و زمانیکه صلح و ثبات ولو نسبی در سوریه، عراق و مصر ایجاد شود اذهان جهان مجددا متوجه موضوع اسرائیل و اشغالگری صهیونیست ها خواهد شد. این موضوعی است که اسرائیل را نیز نگران می کند.
دوم اینکه همگرایی ایران و ترکیه خودبخود به نفع جریان های اسلامگرای معتدل اخوانی از جمله حماس خواهد شد و تفکرات ضد صهیونیستی در منطقه بار دیگر در پرتو این همگرایی اوج خواهد گرفت.
لذا از این منظر آمریکایی ها خواهند کوشید فشار خود به حزب عدالت و توسعه را افزایش دهند و حمایت خود را از جریان های مخالف این حزب چه در میان اسلامگرایان و چه در میان لائیک ها افزایش دهند. اسرائیل نیز به نوبه خود تلاش خواهد کرد از اختلافات داخلی حزب عدالت و توسعه از یکسو و اختلافات میان این حزب با سایر جریان های اسلامی و جریان های غیر اسلامی نهایت استفاده را ببرد و موجبات تضعیف دولت اردوغان را فراهم آورد.

روس ها؛ نگران انرژی اند
کشور دیگری که احتمالا از همگرایی و اتحاد ایران و ترکیه متضرر شده و احساس خطر می کند روسیه است.
پاشنه آشیل روس ها انرژی است. آنها سالیان سال است که تامین انرژی اروپا را در انحصار خود دارند و هرآنچه که این انحصار و منافع عظیم را به خطر بیندازد آنها را به واکنش وادار می کند. در افق روابط جدید ایران و ترکیه تامین گاز مورد نیاز اروپا از طریق ایران متصور است. هرچقدر اروپایی ها از این طرح استقبال می کنند و آن را کم هزینه تر و به صرفه تر می دانند روس ها نسبت به آن بیمناک و آزرده خاطر خواهند شد.
سوای از این روس ها در باطن، ایران منزوی و نیازمند را خوشتر می دارند تا ایرانی که با کشورهای قدرتمند منطقه چون ترکیه همپیمان و همگرا باشد. در همین حال آنها اصولا به هرآنچه که موجب تقویت جریان های اسلامگرای معتدل سنی از جمله اخوان المسلمین باشد خوشبین نیستند و با احتیاط به آن می نگرند، مگر اینکه ایران و ترکیه، روس ها را متقاعد کنند که تقویت جریان های سنی معتدل می تواند تاثیرات منفی جریان های اسلامگرای رادیکال سلفی و تکفیری موجود در قفقاز را تحت تاثیر خود قرار دهد.
در عین حال هر دو کشور آمریکا و روسیه از این همگرایی منافعی نیز دارند که یکی از آنها کمک به ایجاد ثبات و امنیت در مقیاسی کلان است. اگر ترکیه به واسطه همگرایی و تایید ایران بتواند رهبری جهان تسنن را برعهده بگیرد بسیاری از منافع مشترک آمریکایی ها و روس ها در سوق دادن منطقه به سمت شرایطی قابل پیش بینی و برخوردار از ثبات تامین خواهد شد.

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.