۰
نشست خبری عضو جدا شده منافقین در مهر؛

وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم/ پدرم چندین بار مرا شکنجه کرد

  • ۷۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
سایر حوزه ها

یک عضو جدا شده گروهک منافقین که از کودکی در این سازمان مخوف زندگی کرده و مراحل مختلف این سازمان تروریستی را تجربه کرده با حضور در خبرگزاری مهر در پاسخ به سوالات خبرنگاران رسانه ها پرده دیگری از جنایات این گروهک تروریستی نمایان کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، یاسر عزتی که پدرش از اعضای ارشد گروهک منافقین و جزو شکنجه گران این گروهک محسوب می شود، جزو میلیشیای سازمان تروریستی مجاهدین خلق بوده است. میلیشیا به شاخه نظامی و عملیاتی این گروهک اطلاق می شود که عمدتا از کسانی تشکیل شده که از طفولیت در بین منافقین حضور داشتند و به اصطلاح بزرگ شده این سازمان هستند. عزتی تعداد بچه های حاضر در بین گروهک منافقین که توسط این سازمان بزرگ شده اند را در ابتدای تشکیل 800 نفر خواند.

این عضو جدا شده منافقین درباره ی چگونگی حضور در این گروهک گفت: پدرم سال 57عضو سازمان منافقین شد و بعد از 30خرداد 60 در تیم های عملیاتی در تهران و تبریز حضور یافت سپس سازمان به ما اعلام کرد که به کردستان برویم که بعد از یک سال حضور در کردستان و انجام دیدار مسعود رجوی با صدام که امکانات بیشتری را در اختیار گروهک منافقین قرار داد به شهر کرکوک رفتیم و در قلعه سردار ساکن شدیم.

وی با اشاره به تشکیل اردوگاه اشرف در سال 66 افزود: در آن زمان 800 نفر از بچه های منافقین در عراق بودند که رجوی برای توجیه شکست در عملیات فروغ جاویدان(مرصاد) بحث طلاق اجباری را دنبال کرد. سازمان به بهانه جنگ فرزندان منافقین را به خارج از عراق فرستاد که من هم به کانادا و شهر کبک رفتم.

وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم

عزتی با اشاره به محدودیت هایی که سازمان حتی برای دیدن تلویزیون برای اعضای گروهک منافقین قائل می شد  تصریح کرد:  پس از بازگشت دوباره به جمع منافقین هر هفته در میتینگ های سازمان شرکت می کردیم. در آن زمان من با پاسپورت جعلی به آلمان فرستاده شدم و در پانسیونی در شهر کلن که از آن منافقین بود مستقر شدم. در این بین هر از گاهی در تظاهرات های مختلف در جهت تامین اهداف سازمان حضور پیدا می‌کردیم که یکی از این تظاهرات ها درباره دادگاه میکونوس بود.

وی ادامه داد: در سال 76 وصیت نامه دروغینی از مادرم که در عملیات مرصاد جان خود را از دست داده بود به من دادند که در آن نوشته شده بود «تو باید اسلحه بدست بگیری و راه من را ادامه بدهی» من هم تحت تأثیر آن قرار گرفتم. پس از آن ما را به فرانسه و محل اقامت مریم رجوی فرستادند که در آنجا بحث های مفصلی در جهت اهداف سازمان آغاز شد. عمده افراد حاضر در آنجا هم از کادرهای قدیمی سازمان منافقین بودند.

سازمان معتقد بود کسی نباید فریب خاتمی را بخورد

عضو جدا شده گروهک منافقین گفت: سه هفته ای در فرانسه و محل استقرار مریم رجوی حاضر بودیم که شاهد اخراج متین دفتری از سازمان بودیم چون او بر سر خاتمی با اعضای ارشد سازمان اختلاف نظر داشت و این نظر سازمان که کسی نباید فریب خاتمی را بخورد قبول نداشت. آنجا با برادر مسعود به نام هوشنگ و خواهر مریم به نام سوسن  آشنا شدیم و سپس به هتلی در اردن که مخصوص سازمان منافقین بود اعزام شدیم. پس از آن با اسکورت پلیس اردن به سمت عراق و بغداد رفتیم و از آنجا بود که بحث های اصلی شروع شد.

برای جبران کمبود نیرور اقدام به جذب محکومین و فراری ها کردند

وی با اشاره به حضور برخی افراد دارای محکومیت در سازمان منافقین یادآور شد: پس از اینکه سازمان در عملیات مرصاد 1400نفر از اعضای خود را از دست داد برای جذب افراد اقدام کرد که در این بین عمده کسانی که دارای محکومیت بودند و یا قصد فرار از ایران را به همین دلیل داشتند به عضویت سازمان درآمدند. این موضوع هم زمان شد با آغاز نشست های طلاق اجباری.

عزتی اضافه کرد: سازمان منافقین فرهنگی داشت که از طریق آن بین اعضای خود رقابت ایجاد می کرد تا انها بتوانند خالص تر و ایدئولوژیک بودن خود را نشان دهند به همین دلیل در موضوع طلاق اجباری شاهد ایجاد مشکلات خاص در سازمان نبودیم.

وی با اشاره به حضور خود در عملیات پرتاب خمپاره 120 و 80 در مرزهای ایران گفت:این موضوع با بحث ترور شهید صیاد شیرازی و شهید لاجوردی همزمان شد. البته بعد از انجام چهار عملیات من اعلام کردم که دیگر عملیات انجام نمی دهم چون معلوم نیست که چه چیز و چه کسی را می زنیم. آنها در مقابل به من اعلام کردند که تو فرزند سازمان و آبروی سازمانی و با این کارت سازمان را به خطر می اندازی.

برای جدایی از سازمان اعلام کردم حاضرم دو سال انفرادی را به جان بخرم

عضو جدا شده گروهک منافقین ادامه داد: پس از ماجرای اعلام جدائی من از سازمان من را به اشرف بردند در آنجا هم اعلام کردم که میخواهم از سازمان منافقین جدا شوم آنها گفتند که مشکلی در این راه نیست و باید ابتدا 6 ماه به انفرادی بروی تا اطلاعاتت بسوزد سپس تو را به ایران می فرستیم. از آنجائی که تصویر ذهنی بدی از ایران برایمان ساخته بودند من با دیدن شرایط اعلام کردم که طرح موضوع جدائی ام از سازمان به خاطر عصبانیت بوده و میخواهم راه مادرم را ادامه بدهم.

وی با اشاره به آغاز موضوع غسل هفتگی در بین اعضای سازمان که طی آن باید آنچه در ذهن داشته و طی هفته گذشته انجام داده اند را بیان کنند خاطرنشان کرد: حاکم شدن این شرایط دیگر قابل تحمل نبود اما منافقین برای اینکه کسی از این شرایط ناراضی نباشد و برای رفتن تلاش نکند 6ماه انفرادی را تبدیل به 2سال انفردی کرده بودند با این وجود من نامه نوشتم و گفتم که دو سال انفرادی را به جان می خرم تا بتوانم از جمع منافقین جدا شوم.

رجوی بدنبال حمله آمریکا به عراق قول عملیات فروغ جاویدان 2 را داد

عزتی اضافه کرد: در این بین سه ماه در یک اتاق مرا زندانی کردند که طی آن شعارهایی را علیه رجوی نوشتم فردای آن روز من را به دادگاه فرستادند و پس از به طول انجامیدن این دادگاه به مدت 8-9ساعت عنوان کردند که تو مامور وزارت اطلاعات هستی و در آلمان هم که بودی با سفارت ایران ارتباط داشتی در حالی که فاصله بین کلن که ما در آنجا مستقر بودیم با برلین 14ساعت بود البته من هم پشتم به پدرم گرم بود و با این وجود باز هم اعلام کردم که میخواهم از سازمان بروم. البته باز هم وصیت نامه مادرم را برای من آوردند و دیدم که راهی برای جدا شدن نیست.

وی به آغاز حمله ی آمریکا به عراق اشاره کرد و گفت: در آن زمان ما به سمت کردستان رفتیم، رجوی قول داده بود که عملیات فروغ جاویدان2 را علیه ایران اجرا کند و طی آن منافقین به ایران حمله کنند اما از آنجا هم عقب نشینی کردیم و به سمت پایگاه چهارم ارتش عراق حرکت کردیم.

پدرم چندین بار مرا شکنجه کرد

عضو جدا شده منافقین در ادامه به چگونگی فرار خود از بین اعضای منافقین اشاره کرد و درباره ی مسئولیت های پدرش در سازمان منافقین گفت: پدرم عرب زبان بود و در جایجائی تیم های عملیاتی منافقین تجربه داشت او مدتی هم مسئول خرید کل سازمان بود. گفته می شد که پدرم شکنجه گر است حتی او چندین بار هم با صندلی و مشت و لگد در ایامی که من اعلام کردم می خواهم از جمع منافقین جدا شوم، من را زده است.

وی در پاسخ به سوالی درباره چگونگی انجام ترورهای منافقین در ایران به ویژه ترور شهید صیاد شیرازی و شهید لاجوردی عنوان کرد: افرادی که برای ترور انتخاب می شدند عمدتاً کسانی بودند که بین دو تا پنج سال بود که به عضویت سازمان در آمده بودند البته آنها یک فرمانده ایدئولوژیک هم داشتند. این انتخاب به این دلیل بود که کسانی ترورها را انجام بدهند که ایران را دیده و با آن آشنا هستند چراکه تصویر ذهنی که برای اعضای قدیمی سازمان از ایران ساخته بودند وجود این همه امکانات و پیشرفت نبود.

ترور شهید صیاد شیرازی اتفاقی بود/ منافقین بابت عملیاد مرصاد کینه های زیادی از صیاد داشتند

عزتی افزود: ترور شهید صیاد شیرازی که البته مسعود رجوی هم به آن اشاره کرده بود به طور اتفاقی صورت گرفت چراکه قرار بود عملیات دیگری انجام شود اما اعضای منافقین متوجه شدند شخص دیگری هم نظیر صیاد در آن منطقه حضور دارد. منافقین کینه های زیادی از شهید صیاد شیرازی به ویژه به خاطر عملیات مرصاد داشتند لذا ترور او برای سازمان اهمیت زیادی داشت.

وی درباره ترور شهید لاجوردی نیز یادآور شد: برای سازمان منافقین و به ویژه شخص مسعود رجوی ترور شهید لاجوردی بسیار اهمیت داشت پیش از شهادت او هم عملیات های زیادی برای ترور انجام شده بود و حتی به وسیله آر پی جی نیز برای ترور شهید لاجوردی اقدام شده بود تا اینکه در نهایت منافقین توانستند او را در بازار به شهادت برسانند.

برای انجام ترورها حقوق نمی‌گرفتیم/ چنان مغزشویی شده بودیم که مرگ برایمان بالاترین مقام بود

عضو جدا شده منافقین در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه برای انجام ترور ها چه پاداش و یا حقوق ویژه ای به اعضای سازمان تعلق می گرفت گفت: برای این کار حقوق نمی گرفتیم برای ما در آن دوران چنان مغزشویی شده بودیم که به اصطلاح آن ها شهادت بالاترین حقوق بود.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری مبنی بر اینکه آمریکایی ها برای استخدام شما اقدامی کردند یا خیر؟ عنوان کرد: آن ها ایرانی های زیادی بین خود داشتند، من حتی تبریزی هم بین آمریکایی ها دیده بودم اما برای استخدام به سمت آن ها نرفتم. البته یک بار آمریکایی ها به سراغ من آمدند و این موضوع را تا حالا عنوان نکرده ام که نگویند جاسوس دوجانبه است.

عزتی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری مبنی بر اینکه پس از جدا شدن از سازمان منافقین و سفر به اروپا تهدیدی علیه شما صورت گرفت یا خیر؟ اظهار کرد: از طرف سازمان پس از جدا شدن هر روز با من تماس داشتند چون من در این سازمان به دنیا آمده ام روش برخورد و فرهنگ آن ها را داشتم، مثلا برخی اعضای سازمان که در خیابان من را می دیدند و شروع به بد و بیراه گفتن می کردند می گذاشتم که حرفشان را بزنند و تهدید کنند پس از اتمام سخنان خطاب به آن ها می گفتم شما که مریم رجوی را دوست دارید بروید و در عراق برای او بجنگید. پس از بیان این جمله عمدتاً آن ها سکوت می کردند.

وی با تأکید بر اینکه فساد اخلاقی در بین اعضای سازمان در اروپا بسیار گسترده است تأکید کرد: سازمان برای جذب برخی پناهندگان ایرانی به آن ها وعده درست شدن کارشان را می داد و 4-5 سال پروسه پناهنده شدن آن ها را طولانی می کرد. از سویی برای جذب نهائی آن ها از یک زن یا مرد هوادار به منظور ازدواج با فرد مورد نظر بهره می گرفت تا در نهایت بتواند آن ها را جذب کند.

آموزش های منافقین از چهارسالگی آغاز می‌شد/ فرزندان منافقین به مرز دیوانگی رسیده اند

عضو جدا شده سازمان منافقین در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره اینکه جدا کردن فرزندان از خانواده ها توسط منافقین و اعزام آن ها به اروپا و سایر کشورها هیچ گاه مشکل ساز نشد به این ترتیب که دلتان برای خانواده ها تنگ شود، گفت: آموزش های ما از 4سالگی آغاز شد در آن زمان رژه می رفتیم و در مقابل عکس های باصطلاح شهدای سازمان سرود می خوانیدم. آنقدر مغز ما را شستشو داده بودند که اصلاً دلم برای مادرم تنگ نمی شد.

هر وقت دلم برای خانواده تنگ می‌شد پدرم با لگد از من پذیرایی می‌کرد

وی ادامه داد: برخی فرزندان منافقین که دلشان برای خانوادشان تنگ می شد به مرز دیوانگی می رسیدند به عنوان مثال یک نفر خود را آتش زد و یکی از فرزندان هم برای اعضای ارشد سازمان چاقو کشید. برخی هم به زعم سازمان شلیک ناخواسته داشتند اما در حقیقت آن ها به وسیله اسلحه خود کشی می کردند، اکثر فرزندان منافقین که در اروپا هستند به مرز دیوانگی رسیده اند البته من را هر وقت دلم تنگ می شد پیش پدرم می فرستادند او هم با کشیده و لگد از من پذیرایی می کرد.

عزتی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری درباره اینکه موضع سازمان درخصوص انتخابات در ایران به ویژه انتخاب روسای جمهور چه بود، تصریح کرد: در سازمان پس از انتخابات سال 76 می گفتند فریب خاتمی را نخورید. در خارج از سازمان می گفتد که او متحد نظام ایران است اما در اشرف می گفتند که او در نظام فاصله هایی انداخته است البته مسعود رجوی از این قبیل سخنان متناقض زیاد گفته است و در کل در سخنان او تناقضات زیادی را می توان مشاهده کرد.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری که آیا سران سازمان منافقین به ویژه مسعود رجوی را از نزدیک دیده اید یا خیر؟ گفت: من مسعود رجوی را بیش از 60-70 بار از نزدیک دیده ام البته ما برای دیدار با او تفتیش نمی شدیم این هم به خاطر پدرم بود.

پسر مسعود رجوی در آرزوی رهبری منافقین است

عضو جدا شده سازمان منافقین در خصوص اینکه گفته می شود مصطفی رجوی فرزند مسعود رجوی اخیراً با سازمان منافقین زاویه پیدا کرده و خواستار جدائی از این سازمان است خاطرنشان کرد: این خبر را تأیید نمی کنم، به مصطفی رجوی خیلی می رسند و او همیشه حفاظت  و رسیدگی های مخصوص داشت آرزوی او به اصطلاح خودش رهبر شدن است. البته موضوعی در سازمان بر سر پسر خواهر مریم رجوی پیش آمد چراکه او با سازمان مشکل دار شد و خواستار جدائی از جمع منافقین بود.

وی در عین حال تأکید کرد که سازمان منافقین اکثر فرزندان منافقین را با پول نگه می دارد حتی آن ها سعی می کنند با استخدام این فرزندان آن ها را در جمع اعضای سازمان نگه دارند. در شرایط فعلی اگر منافقین قصد انجام تظاهراتی را داشته باشند و بخواهند اعضای سازمان و فرزندان آن ها را به این تظاهرات بیاورند اول یک مسافرت یا گردش برای آنها ترتیب می دهند سپس می گویند حالا چند شعار هم بدهید.

طفولیت نوجوانی و جوانی‌ام را بخاطر اهداف نادرست منافقین از دست دادم

عزتی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا بعد از 8سال جدا شدن از جمع منافقین توانسته ای خاطرات گذشته را فراموش کنی یا خیر؛ افزود: نه. هنوز گذشته را فراموش نکرده ام چراکه بخش مهمی از زندگی ام یعنی دوران طفولیت، نوجوانی و جوانی را بخاطر اهداف نادرست منافقین از دست داده ام.

وی در توضیحاتی درباره دنبال کردن موضوع طلاق اجباری از سوی منافقین و اینکه اگر بخواهی جمله ای خطاب به سران منافقین به ویژه مسعود و مریم رجوی بگویی چه خواهد بود؟ گفت: مریم رجوی کارش از روانی بودن هم گذشته است کارهایی که ان ها کرده اند بسیار عجیب قریب است اگر انقلاب آنها ایدئولوژیک بوده چرا مسعود و مریم رجوی با یکدیگر ازدواج کردند و یا خواهر بنیانگذار منافقین با شخص دیگری ازدواج کرده است؟ در کل ان ها ارزش این را هم ندارند که بخواهی جمله ای به آن ها بگویی.

رجوی همچنان امیدوار است روزی رئیس جمهور شود

عضو جدا شده ی سازمان منافقین ادامه داد: مسعود رجوی در سال 76ابتدا می گفت خاتمی رئیس جمهور نمی شود بعد از آن هم که خاتمی رئیس جمهور شد گفت ایران بعد از خاتمی کسی را ندارد. حرف ها و تحلیل های آن ها اصلاً ارزش بررسی ندارد چراکه آدم های روانی هستند و اصلاً ارزش صحبت کردن ندارند، (باخنده) مسعود رجوی امیدوار است روزی رئیس جمهور ایران شود.

وی در توصیه ای خطاب به خانواده هایی که قصد دارند به لیبرتی بروند و فرزندان خود را از جمع منافقین به ایران بازگردانند یادآور شد کسی که می خواهد به لیبرتی برود بداند که منافقین به اعضای خود خواهد گفت که کسانی که به دنبالشان می آیند مزدور اطلاعات هستند لذا اگر به دیدار فرزند و یا خانواده خود رفتند نه از سازمان بد بگویند و نه ایرادی بگیرند چون آن ها آنقدر اعضای خود را شستشوی مغزی داده اند که در صورت بیان چنین جملاتی فکر خواهند کرد که آن افراد به نمایندگی از سپاه و اطلاعات ایران به دنبال آن ها رفته اند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.