۰

علت ردصلاحیت هاشمی از زبان برادر: از رأی ۴۰ میلیونی هاشمی رفسنجانی ترسیدند!

  • ۱۳۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

محمدهاشمی گفت: پیش بینی های مراکز رسمی و معتبر نظرسنجی ها از رای بی نظیر و 40 میلیونی آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات 92 خبر می داد که همین موضوع افراطی ها را ترساند و وادارشان به واکنش فوری برای رقم نخوردن این حادثه تاریخی کرد

 
محمّد هاشمی ، رئیس دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه مردم در انتخابات پاسخ شورای نگهبان را دادند و بخاطر عصبانیت از کاری که با شناسنامه انقلاب شد، بر خلاف تمام پیش بینی ها، دکتر روحانی را در همان دور اول رئیس جمهور کردند، گفت: پیش بینی های مراکز رسمی و معتبر نظرسنجی ها از رای بی نظیر و 40 میلیونی آیت الله هاشمی رفسنجانی خبر می داد که همین موضوع افراطی ها را ترساند و وادارشان به واکنش فوری برای رقم نخوردن این حادثه تاریخی کرد.
   

به گزارش آفتاب به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، گزیده مصاحبه محمد هاشمی با اعتماد بدین شرح است:
   

تا قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری 92مخصوصا از سال 88 به بعد تمامی جایگاه‌ها و مسوولیت‌های مدیریتی اعم از اجرایی، سیاسی و فرهنگی ، قضایی – تقنینی و نظامی – امنیتی در اختیار جناح اصولگرا بود. این دو جناح دو استراتژی را با عناوین مختلف و توسط بسیاری از شخصیت‌های حقیقی و نامزدهای بالقوه انتخاباتی خود ترسیم می‌کردند.
   

اولا القا می‌کردند که دیگر رقیبی در صحنه سیاست وجود ندارد و رقبای آنها اعم از اصلاح‌طلب – اعتدالگرا و حتی مستقل نابود شده‌اند و محلی از اعراب ندارند و جریان اصولگرا را یکه‌تاز میدان و تنها نیروی سیاسی مورد قبول مردم می‌دانستند و با این برداشت برای انتخابات ریاست‌جمهوری سناریوی چند کاندیدایی از درون جبهه اصولگرا طراحی کردند که به اصطلاح به‌کاررفته «انتخابات»- «انتصابات»نباشد و با رقابت در درون جبهه اصولگرا تنور انتخابات هم گرم می‌شود.
   

دوم استراتژی دومی که ترسیم می‌کردند این بود که شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری و واگذاری ریاست‌جمهوری به دیگران برای جریان اصولگرا «یک فاجعه است». بدین‌ترتیب به جامعه القا می‌کردند فکر نامزدی جز « اصولگرا» نباشند و هر کسی وارد صحنه شود شکست او حتمی است. در برابر دو استراتژی اصولگرایان در جبهه اصلاح‌طلب زمزمه‌های متفاوتی از تحریم تا مشارکت فعال و حتی با چند نامزد شنیده می‌شد. اما از حدود یک سال قبل گروه‌های مردم نهاد و محافل مردمی با توجه به عملکرد منفی جبهه اصولگرا در حوزه‌های مختلف و عدم پاسخگویی در برابر گفتارها و رفتارهای سخیف بعضی دولتمردان اصولگرا خواهان تغییر و شکست انحصار جبهه اصولگرا بودند. شعارهایی با مضمون «تغییر با رای مردم» یا «مردم می‌توانند» و تغییر حول محور «آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی» به یک خواسته عمومی تبدیل شده بود. با ثبت نام آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی موج توفان‌گونه شادی و حمایت‌های مردمی از ایشان سراسر کشور را اعم از شهر و روستاها را فراگرفت و مردم با امید زاید‌الوصفی برای عبور از وضعیت نا‌مطلوب موجود و رسیدن به آینده بهتر که از عزت و حرمت و کرامت و رفاه مردم در داخل و عزت و اقتدار نظام اسلامی در صحنه بین‌المللی پاسداری کند و با اعلام حمایت خود از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به صحنه آمدند. ورود آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به صحنه انتخابات در مرحله اول دو نتیجه به همراه داشت: اول اینکه تمام رشته‌های هشت‌ساله افراطیون اصولگرا را پنبه و باطل کرد و معلوم شد که این جریان افراطی هیچ پایگاه مردمی ندارد و همه ادعاها و تبلیغات طبل تو خالی بوده است و پایگاه مردمی متعلق به اندیشه‌های ژرف خدمتگزاری چون آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی است و بر اساس نتیجه اول تمام برنامه‌های انتخاباتی جریان اصولگرا همچون کف روی آب بر باد رفت و نامزدهای اصولگرا با سلسله اعصاب به هم ریخته که امیدها و تلاش‌های چند‌ساله خود را برای تصدی کرسی ریاست‌جمهوری از دست دادند و بعضا به ناسزا‌گویی و تخریب شخصیت استوار و مردمی هاشمی‌رفسنجانی پرداختند.
   

هنوز کمتر از پنج روز از ثبت‌نام آقای هاشمی نگذشته بود که نظر‌سنجی‌های مراکز رسمی از محبوبیت بی‌نظیر هاشمی‌رفسنجانی به سخن آمدند و آنها در آن روز کف رای هاشمی را حداقل 30میلیون برآورد می‌کردند و می‌گفتند اگر هاشمی در صحنه باشد مشارکت بیش از 90 درصد و رای هاشمی بیش از 40 میلیون خواهد بود. جریان افراطی برای از دست ندادن همه امیدهای خود راه چاره را در حذف هاشمی از صحنه انتخابات دیدند و با اعزام افرادی خواهان انصراف هاشمی‌رفسنجانی شدند و همزمان تهدید کردند اگر ایشان انصراف ندهد او رد صلاحیت خواهد شد. آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در پاسخ به این پیام‌ها و تهدید‌ها گفتند: «مگر من با مردم نفاق دارم». چند روز قبل اعلام ورود کردم و حالا بگویم انصراف می‌دهم؟! من هرگز انصراف نخواهم داد و در برابر رد صلاحیت هم اعتراض نخواهم کرد! این‌گونه اظهارات و صبر و شکیبایی محبوبیت هاشمی را به‌طور لحظه‌یی در میان مردم بالا می‌برد و رقبا را هر لحظه عصبانی‌تر می‌کرد. سرانجام آنچه هیچ‌کس تصور آن را هم نمی‌کرد رخ داد و هاشمی این شناسنامه نهضت و انقلاب اسلامی با اعلام شورای نگهبان رد صلاحیت شد!جریان اصولگرا تصور می‌کرد با حذف هاشمی‌رفسنجانی می‌تواند کرسی ریاست‌جمهوری را تصاحب کند ولی خبر رد صلاحیت یار دیرین امام خمینی (ره) مردم را برای تغییر مصمم‌تر کرد و آنها از هاشمی خواستار راه‌حل و معرفی نامزد شدند.
   
 با کناره‌گیری کاندیدای جبهه اصلاحات (آقای دکتر محمد رضا عارف)، سید محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی حمایت خود را از آقای دکتر حسن روحانی اعلام کردند و دو روز باقیمانده تا روز انتخابات حمایت‌های مردمی از روحانی سراسر کشور را فراگرفت و در دور اول کرسی ریاست‌جمهوری را تصاحب کرد. رصد رسانه‌های گروهی اصولگرایان بیانگر آن است که این پیروزی خیره‌کننده و باور نکردنی برای افراطیون اصولگرا آنان را بهت‌زده کرده و هنوز هم پس از ماه‌ها که از این پیروزی می‌گذرد، نتوانسته‌اند بر اعصاب خود مسلط شده و راه صواب را در پیش بگیرند. حالا در پاسخ به شما با شیوه‌یی که در مقدمه گفتم درباره فضای عمومی جامعه به لحاظ سیاسی اولا در حال حاضر مردم به دلیل آنچه انجام داده‌اند هم شادند و هم به آینده‌یی بهتر امیدوارند. دوم گروه‌های سیاسی جریان اصولگرا مخصوصا افراطیون این جناح هنوز نتوانسته‌اند خود را با شرایط جدید تطبیق بدهند و کماکان بر طبل مخالفت با پیروز میدان انتخابات که او را رقیب می‌دانند، می‌کوبند و با عصبانیت خاص و بدور از نزاکت سیاسی و ادب دینی همچنان با توهین به کسانی که باعث خلق حماسه سیاسی شدند مشغولند و مطالب خیالی دور از واقعیت عینی جامعه را مطرح می‌کنند.
   

من برای توجه بهتر با ذکر خاطره‌یی شرایط امروز را با دوران بعد از جنگ تحمیلی مقایسه می‌کنم. می‌دانید من از سال 1360 تا سال 1372مسوول رسانه ملی بودم در حقیقت تقریبا تمامی‌ سال‌های جنگ تحمیلی و پنج سال بعد از جنگ تحمیلی مسوول رسانه ملی بودم در دوران جنگ به دلیل شرایط جنگ فضای خاصی بر کشور حاکم بود و پس از پذیرش قطعنامه در سال 1367 و آتش بس و پایان جنگ فضای عجیبی در کشور حاکم شد. مردم بسیار شاد و امیدوار شدند و در عین حال توقعات زیادی از مسوولان داشتند از نظر سیاسی همه از خاتمه جنگ راضی و شاد بودند اما امکانات اقتصادی بسیار کم و ناچیزی وجود داشت که پاسخگوی توقعات مردم نبود.
   

شرایط فعلی بعد از 24 خرداد 92 از جهات مختلف یعنی شادی و امیدواری مردم و توقعات مردم، نبود امکانات کافی برای پاسخگویی به نیازهای مردم مشابه رخداد پذیرش قطعنامه و خاتمه جنگ است. تفصیل این مطلب و حتی مقایسه شرایط در حوزه‌های مختلف می‌تواند در پروژه‌های تحقیقاتی مطرح باشد. البته در اینجا عمدتا مقایسه‌ام، مقایسه شرایط روانی حاکم بر جامعه و نیز توقعات مردم و امکانات متناسب با توقعات مردم است. قصد بحث کمیت‌ها را ندارم. با این توضیحات می‌توانید وضعیت فعلی را نیز شبیه‌سازی و بعد نتیجه‌گیری کرد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.