۰

ماجرای غضنفرها

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

نصرت‌الله تاجیک سفیر سابق ایران در اردن در یاداشتی در اعتماد نوشت:

جریان صهیونی- عربی مخالف بهبود روابط ایران و غرب و حامیان غربی آنها متشکل از نو محافظه‌کاران و سرمایه داران وابسته به صنایع تسلیحاتی غرب تلاش فراوانی در سال‌های قبل برای بهره‌گیری از فقدان یک روابط بین‌المللی شکوفا و سیاست خارجی اثرگذار و فعال ایران کرده و سرمایه‌گذاری زیادی در این راه کرده‌اند. عدم تعجیل و اراده غرب برای مصالحه با ایران به دلیل شفاف نبودن سیاست‌هایش و نیز برای تاثیر‌گذاری تحریم‌ها بر زیر ساخت‌ها و بنیه اقتصادی کشور و بسیاری از عوامل دیگر ایجاب می‌کند که ایران از ظرفیت‌سازی‌های سیاست خارجی خود استفاده مطلوب کند. روند تحولات بین ایران و غرب نشان می‌دهد که مشکل بین دو طرف صرفا مساله هسته‌یی نیست و بیشتر به پتانسیل‌های نهفته در بطن سیاست خارجی ایران و مخصوصا سیاست خاورمیانه‌یی ایران که هم نقطه قوت و هم خمیرمایه اختلاف اصلی دو طرف است، برمی‌گردد. نحوه و چگونگی مدیریت سیاست خارجی در شرایط کنونی که در حقیقت باید بیانگر کیفیت، برنامه‌ریزی و نحوه کنترل تهدیدات محیطی به طور عام از هر سو در دراز مدت، حذف تدریجی نقاط قوت و کارت‌های برنده ایران، هدف‌گذاری، تخصیص منابع و تعیین راهبرد برای سیر حرکت سیاست خارجی کشور باشد، به درستی شکافته شود. بی شک روند، اهداف، اتفاقات، دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری برنامه اقدام مشترک در مذاکرات ژنو3 که زمینه‌های ذهنی آن از مدت‌ها پیش آماده شده بود در صورت تدوین صحیح و علمی می‌تواند نحله جدیدی از ادبیات حضور دیپلماتیک کشورهای در حال توسعه در برابر زیاده‌خواهی غرب به رهبری امریکا و هدایت مذاکرات به سمت بازی دو سر برد در روابط بین‌الملل بگشاید. در این دور از مذاکرات نه تنها تابوی مذاکره مخصوصا بین ایران و امریکا شکسته شد بلکه این امر مورد پذیرش قرار گرفت که با اعتقاد واقعی به مذاکره و نه استفاده ابزاری از آن می‌توان به کاهش فواصل و اختلافات کمک کرد. این گزاره خود بیانگر روند جدیدی در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل می‌شود که مورد خوشایند عناصر، گروه‌ها و کشورهایی نیست که نقش و فلسفه وجودی‌شان در صحنه بین‌المللی در تداوم تنش‌های منطقه‌یی و بین‌المللی است. و اما یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های نظام کنونی بین الملل که امریکا با تمام قدرت از آن دفاع می‌کند علاوه بر تاثیر بر شکل‌گیری هویت و هدایت دولتها، سعی این کشور در تعیین بخشی از رفتارها، ایستارها و اهداف سیاست خارجی آنهاست که اگر چه یک تحول بسیار بزرگ در این زمینه محسوب می‌شود ولی واقعیتی خطرناک است که باید چاره‌اندیشی شود. یعنی به جای آنکه نظام بین‌الملل حاصل جمع جبری و برآیند‌ برداری دولت- ملت‌ها و عملکرد و خواست‌شان باشد، نظام تعریف شده‌یی از سوی غرب و امریکا است که رفتار و ایستار و راهبرد آنها را در قالب‌های مشخص تعریف و تبیین می‌کند. در این‌صورت چنانچه کشوری این قاعده بازی را رعایت کند راهبردهای سیاست خارج?‌اش متاثر از جایگاهش در ساختار نظام بین الملل? است. ولی اگر به هر دلیلی نتواند هماهنگ با این نظریه عمل کند، به عنوان دولت یاغی سعی می‌شود که به هر نوعی از گردونه نظام بین‌الملل اخراج شود. با این نگرش این ساختار معیوب نظام بین‌الملل در کنار خصیصه اصلی هرج و مرج در نظام بین‌الملل که اجازه سلطه گرایی و زیاده روی‌ به امریکا می‌دهد تا به راحتی بتواند با حاکمیت بر جریان گردش کالا و سرمایه و نیز سازمان‌های بین‌المللی به دنبال حاکمیت اهداف، تعاریف و ارزش‌های امریکایی بر سایر کشورها باشد شرایط را پیچیده‌تر می‌کند. این روند هم به سهولت به امریکا اجازه می‌دهد که به منابع کشورهای رام دست اندازی کند و هم کشورهای یاغی را از گردونه خارج کند. لذا منطق وجود نظام بین‌الملل امروزی اقتصاد از طریق ارتباطات و حضور فعال و موثر در گردونه جهانی است و سازمان‌های منطقه‌یی و بین‌المللی نیز بر همین اساس تنظیم شده‌اند که از دیگر ویژگی‌های نظام کنونی بین‌المللی است. یعنی اقتصاد پویا در پرتو ازدیاد و افزایش ارتباطات است و بر عکس کشور منزوی دارای اقتصادی عقب مانده خواهد بود که حتی به خواست‌های اولیه مردم خود نیز نمی‌تواند پاسخ دهد. بدون قضاوت ارزشی و درست یا غلط دانستن این منطق، این واقعیتی است که بر جهان امروز حاکم است و باید با توجه به این واقعیات راهبردها و سیاست‌های خویش را طراحی کرده و به دنبال کسب حداکثری منافع ملی باشیم. نیروهای خارجی مخالف با روند جدید سیاست خارجی ایران برای تعامل بهتر با دنیا هر یک دارای منافع گوناگونی هستند. عناصر و نیروهای داخلی صرف‌نظر از آن دسته از انتقادهای منصفانه و مسموع نیز یا باید دارای منافعی در پیگیری تخریب این روند جدید باشند یا نسبت به وضعیت سیاست خارجی کشور در دولت دهم و یازدهم تجاهل ‌کنند. آنها به عمد و برای عدم پذیرش خسارتی که در پرتو سیاست خارجی هیجانی و سترون هشت سال گذشته بر کشور وارد شده در یک فضای غیر واقع‌بینانه چشم خود را به مشکلاتی که بر سر راه نه تنها رشد و توسعه و افزایش سطح قدرت ملی کشور قرار دارد، بلکه معیشت و آثار روانی ناشی از جنگ‌افروزی‌های مخالفان خارجی بسته‌اند.

در چنین فضایی صدور بیانیه یکصد و نه نفر از دیپلمات‌های کشور با سلیقه‌های گوناگون سیاسی مفهوم پیدا می‌کند. این افراد بخش مهمی از عصاره سیاست خارجی کشور در زمینه تصمیم‌سازی، اجرای سیاست خارجی و مدیریت صف و ستاد را طی 34 سال گذشته از بدو پیروزی انقلاب اسلامی به عهده داشته‌اند. متن، جهت‌گیری و تاکید بر استقلال و تمامیت ارضی و توجه به ضرورت‌ها، توانمندی‌ها و فرصت‌ها در مقایسه با محدودیت‌ها و چالش‌ها نشان از دغدغه درست آنها می‌دهد. این بیانیه به خوبی نشان می‌دهد که وزارت امور خارجه اولا نهادی فراجناحی و ملی است که اصل استقلال و رعایت منافع و امنیت ملی و توسعه کشور برایش اولویت اول را دارد و ثانیا نه‌تنها مسوولیت اقدامات دولت گذشته را نمی‌پذیرد بلکه خواهان حمایت مردم، نخبگان و رسانه‌های کشور از روند جدید سیاست خارجی کشور است.

/212 27

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.