• ۱۵بازدید

رسالت: پرورش و ما ادراک ما پرورش؟

روزنامه رسالت در سرمقاله خود به قلم سید مرتضی نبوی آورده است:

کمتر شخصیت جامعی مثل سید اکبر پرورش را می توان یافت که:
- هم مسلط به ادبیات فارسی باشد هم دستی در ادبیات عرب
داشته باشد.
- در سخنوری اهل فصاحت و بلاغت و آشنا با عرفان اشراقی و اسلامی باشد.
- با اشعار حافظ ، سعدی ، مولانا و ... زندگی کند و روح بخش جمع دوستان و شاگردان باشد.
- در غربت شناخت جامعه از علامه طباطبایی، گستراننده معارف
تفسیر المیزان با بیانی شیوا و مردم فهم باشد.
-لحن و صوت خوش او در تلاوت قرآن ، ادعیه شناخته شده و خواندن اشعار عرفانی دلها را نرم و جذب نماید.
- سرآمد اخلاق نظری و عملی، انسانی متشرع و منضبط باشد.
- شریعت، طریقت و حقیقت را یکجا جمع کند.
- اطاعت از ولایت فقیه را تمرین اطاعت از امام عصر (عج)بداند.
- بداهه گو و طنز پرداز باشد که سرّ ادبیات ایرانی اسلامی است.
- در سخن و قلم به جد نوآوری کند و به نوآوری تاکید و
توصیه نماید.
- از تکرار سخنان کهنه به‌شدت پرهیز نماید ، پر تحرک و اهل ورزش و نرمش باشد.
و با این همه اوصاف یک انقلابی اصولگرا و در خط اصیل امامت و ولایت باشد.
استاد عزیز ما پرورش عزیز از پیشکسوتان انقلاب بود در توضیح آنچه گفته شد هفت ویژگی را در ایشان برجسته تر دیدم.
1- تسلط بر ادبیات فارسی و عربی - استاد پرورش دوران قبل از انقلاب در اصفهان به تدریس ادبیات فارسی پرداخت. بسیاری از جوانهای آن وقت اصفهان در محضر درس این استاد الفبای ادبیات فارسی و عربی و انقلابی را آموختند و کمتر مسئول تراز اولی از اصفهان را می توان یافت که خود را مدیون زمزمه های محبت ، صفا و روحیه انقلابی این استاد کم نظیر نداند .
محبت او آنچنان در دل شاگردان جای گرفته بود که هر جا که رفتند رابطه عاطفی خود را با استاد قطع نکردند و همه به دیده احترام به او می نگریستند درس و سخن او هم برخوردار از ادبیات غنی فارسی و عربی و طنز و همچنین آیات و روایات بود.
2- فصاحت و بلاغت- استاد پرورش به غیر از آنکه سخنان و قلمش پر محتوا بود سخنانش از فصاحت و بلاغت و مکتوباتش از سلامت و جذابیت برخوردار بود و شنونده و خواننده را تا آخر با خود می کشید .
3- جمع بین شریعت ، طریقت و حقیقت - استاد پرورش هم متشرع و هم اهل سلوک بود و او عاشق رویت جمال حقیقت بود. این سه را با هم جمع کرده بود . از نظر روحی بیشترین انس را با شهید مطهری و علامه بزرگوار طباطبایی صاحب المیزان داشت . می توان وی را صدرایی دانست زیرا او اشراق، فلسفه و عرفان یعنی ( حکمت متعالیه ) را در خود تا سر حد تلاش وصف ناپذیری جمع کرده بود .
4-صوت حسن- استاد پرورش صوت حسن داشت. در نظر بگیرید با این روح عمیق و لطیف صدایی زیبا و دلکشی هم جمع شود! لذا شنیدن صوت قرآن ، دعای کمیل ، اشعار مثنوی مولوی با لحن خاص و صوت ویژه پرورش شنیدنی بود و انسان را به پرواز در می آورد.
5- اخلاق و مدیریت-استاد پرورش چون جامع نظر و عمل بود، فوق العاده متواضع و دارای روحیه عبودیت هم بود و در هر محفلی که در دهه اول انقلاب تشکیل می شد او را به عنوان مدیر جمع بر می گزیدند .
او با معرفت، تجربه، دقت نظر و نوآوری هایی که داشت ، بهترین
جمع بندی و نتیجه گیری را در جلسات می کرد . او توام با طنز و مهربانی قاطعیت خاصی در مدیریت اعمال می کرد .
6- التزام به ولایت فقیه - استاد پرورش با تمام وجود به ولایت فقیه اعتقاد قلبی و التزام عملی داشت . استاد وقتی بعضی از دوستان در اطاعت از امام در شرایط پیچیده کم
می آوردند ، گوشزد می کرد که امروز اطاعت از ولایت فقیه تمرینی برای اطاعت از امام زمان (عج) است .او می گفت: اگر امروز نتوانی امر ولایت فقیه را بر هوای نفس خود ترجیح دهی معلوم نیست فردا هم که حضرت تشریف آوردند بتوانی این کار را انجام دهی .
7- نوآوری در سخن و قلم - ما دوستان در روزنامه رسالت روزنامه نگاری را در محضر این استاد عالی‌قدر فرا گرفتیم . او سفارش می کرد برای نوشتن مقاله در روزنامه نباید از هبوط آدم (ع) شروع کنیم و آن‌قدر مقدمه بنویسیم که به اصل مطلب نرسیم.ضمنا به ما القاء می کرد که وقتی می خواهی در موضوعی قلم بزنی ابتدا باید فکر خود را متمرکز کنی تا جرقه ای نو در ذهنت بزند و نوشته ات به روز، جدید و غیر تکراری باشد. استاد پرورش برای سخنرانی های جذاب و مقالات روانش واقعاً سرمایه گذاری می کرد و بدیهه می سرود و ادبیات غنی و زیبای فارسی را زنده می کرد. ضمنا بارها با استناد به قرآن می گفت؛ سخن و نوشته باید بیان للناس یعنی روان و عامه فهم باشد.
دریغا که این انسان شریف و کم نظیر و این استاد و معلم ادبیات ، عرفان ، اسلام و انقلاب، اخلاص، تواضع ، صبر و استقامت را از دست دادیم و نظام تعلیم و تربیت ما کمتر انسانهایی مثل او را تحویل جامعه می دهد .

2323

وبگردی