۰

جاوید قربان​اوغلی در کافه خبر:گام دوم سیاست تعامل آقای روحانی باید آرام سازی و اعتمادسازی باشد

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,ایران و عراق,دریای خزر,شورای همکاری خلیج فارس

هم حسن روحانی و هم محمدجواد ظریف بارها در مسئله سیاست خارجی اعلام کرده بودند که ارتقای روابط با همسایگان از اولویت​های آن​هاست.

سید صادق روحانی: پس از به نتیجه رسیدن توافق ژنو بر سر مسئله هسته​ای ایران برخی از کشورهای منطقه با نگاه تردید به این توافقنامه نگریستند. از سوی دیگر رژیم صهیونیستی نیز بارها مخالفت و نارضایتی خود را از این توافق​نامه اعلام کرده است. این مسایل ضرورت توجه بیشتر دستگاه سیاست خارجی کشورمان به مسئله همسایگان را مشخص می​کند. جاوید قربان اوغلی از کارشناسان با سابقه وزارت امورخارجه ایران است که در کارنامه خود مدیرکلی آفریقای این وزارت خارجه و سفیر ایران در آفریقای جنوبی را نیز دارد. او در گفت وگویش در کافه خبرآنلاین با برشمردن مسایل ایران با همسایگانش تاکید کرد که ما محکوم به زندگی با همسایگانمان هستیم. او همچنین معقد است که گام دوم سیاست تعامل آقای روحانی باید آرام سازی و اعتمادسازی باشد. آرام سازی روابط با کشورهای منطقه و بعد هم اعتمادسازی با این کشورها. این همان خطی است که در دوره آقای خاتمی بود و متاسفانه بعد از آن مسدود شد.

مشروح گفت و گوی جاوید قربان اوغلی در کافه خبر در ادامه می​آید:

اهمیت توجه به همسایگان در سیاست خارجی چیست؟ و چرا دولت یازدهم باید توجه ویژه​ای به همسایگان خود داشته باشد؟

همسایگی مسئله​ای هست که در سیاست خارجی بسیار اهمیت دارد. مسئله به دولت یازدهم و دهم و اول و دوم مربوط نمی​شود. به گونه​ای که برخی از نظریه پردازان سیاست خارجی همسایگی را نیمی از سیاست خارجی می دانند و اعتقاد دارند که با تجربه​ترین و قوی ترین کارشناسان باید در کشورهای همسایه مامور به خدمت دیپلماتیک بشوند. ژئوپولتیک افغانستان برای شوروی سابق آنچنان اهمیت داشت که  که در بحبوحه اشغال افغانستان توسط شوروی آقای ورنسف که آن زمان قائم مقام وزیر خارجه اتحادیه جماهیر شوروی بود، به عنوان سفیر در افغانستان اعزام شد. همسایگی پیوند ناگسستنی با امنیت کشورها دارد. به خصوص اگر این مسئله در مناطقی باشد که آن مناطق به طور طبیعی دارای بحران هایی هستند. این بحران​ها می تواند ماهیت مذهبی، فرهنگی و تاریخی داشته باشد. هر یک از این موارد قابل بررسی مبسوطی است. در دوره​ای که افغانستان مدتی در اختیار طالبان بود ما دیدیم که چه خطرات امنیتی در مرزهای شرقی ما را تهدید می​کرد. مسئله مواد مخدر به عنوان یک تهدید همیشه منشا صدورش مرزهای شرقی بوده است. درمرزهای غربی نیز عراق تحت حکومت حزب بعث حتی در زمان رژیم قبلی نیز تهدیدی برای ایران بود و دو کشور مرزهای نا آرامی داشتند. همسایگان محکوم به زندگی در کنار یکدیگر هستند. شاید بتوانید عناصر دیگر موثر در قدرت و یا مسایل مربوط به قدرت ملی را تغییر بدهید ولی همواره همسایگی یک اجبار برای کشورهاست که باید با هم زندگی بکنند و مرزهای آبی یا خاکی امنی در کنار هم داشته باشند. این ها نشان می​دهد که همسایگی جزئی از دغدغه​ها و مشغله​های ذهنی هر کشور، حاکمان و هر حکومتی است که باید همواره در تلاش باشد که تا آنجایی که امکان دارد هرگونه تهدیدی را از مرزها و از همسایگان کاهش داده و این تهدید​ها را به فرصت بدل کند.

مهمترین مسایل ما در منطقه نسبت به همسایگانمان چیست؟

بعد از فروپاشی شوروی تعداد همسایگان ما زیاد شد. قبلا ما در مرزهای شمالی ف :/ .(ط اتحاد جماهیر شوروی را داشتیم، در مرزهای شرقی دو کشور پاکستان و افغانستان با ما هم مرز بودند و در مرزهای غربی هم کشورهای ترکیه و عراق بودند و درجنوب هم با یک آبراه مشترک، 6 کشور حوزه خلیج فارس کنار ما بودند. بعد از فروپاشی شوروی و تبدیل آن به چند کشور ، تعداد همسایگان ما هم افزایش پیدا کرد و علاوه بر ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان در شمال دریای خزر هم همسایگانی داریم. مسایل ما با همسایگانمان به اینکه به کدام کشور و کدام همسایه نظرداریم تفاوت دارد. اگر بخواهیم به طور اجمالی در مورد این مسئله بحث کنیم، در مرزهای شمالی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ،مسئله تقسیم عمق و سطح دریای خزر و منابعی که عمدتا نفت در دریای خزر است، با کشورهای حاشیه آن اختلاف داریم. قبل از به وجود آمدن این کشورها بر اساس موافقتنامه​ای موجود بین ما و اتحاد جماهیر شوروی کاملا مشخص بود که تقسیم دریای خزر به چه شکل است. درسال​های اخیر اجلاس​ها وگفتگوهای دو جانبه و یا چند جانبه برای حل این مشکل برگزار شده و باید این مسئله را به یک سرانجامی برسانیم.

از سال​ها پیش و در دوره دولت​های پیشین مسئله رژیم حقوقی دریای خزر مطرح است. چرا این مسئله حل نمی​شود؟

از زمانی که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید این مسایل مطرح بود. هر کشوری تلاش می​کند که بیشترین سهم را از همین دریاچه و منابع زیر زمینی آن داشته باشد. شیلات، مسایل امنیتی، رفت و آمد کشتی​ها و.... این​ها مسایل دیگری است که باید مدنظر قرار بگیرد. اینکه چرا حل نمی​شود، تفاوت در رویکردها کشورها حاشیه حزر و رژیم​های حقوقی است .

در یک جمع بندی اجمالی در این بخش باید بگویم که ما محکوم به زندگی با همسایگانمان هستیم. ما نمی​توانیم همسایگانمان را از مرزهایمان دور کنیم. نکته دیگر اینکه همواره کشورها با توجه به همه اختلافاتی که می​توانند با هم داشته باشند، منافع مشترکی دارند و این منافع مشترک باید از سوی کشورها مورد اهتمام باشد و این ها بیایند با تکیه بر آن منافع مشترک و حتی تعریف جدیدی از منافع مشترک در این جهان متلاطم همگرایی خود را بیشتر کنند.

بگذارید سوالی را در حاشیه بپرسم و آن اینکه در داخل برخی مطرح می​کنند الآن که دولتی همسو با ایران در عراق بر سر کار آمده است و دیگر ما نباید مسئله غرامت جنگ تحمیلی را پیگیری کنیم. آیا می​توان از چنین استدلالی دفاع کرد؟

آقای خاویر پرز دکوئیار(دبیرکل وقت سازمان ملل) در بیانیه ای که بر اساس قطعنامه 598 صادر کرد عراق را شروع کننده جنگ اعلام کرد. بنا براین غرامت از سوی کشور شروع کننده جنگ بر اساس بند 6 قطعنامه 598، باید پرداخت شود. ممکن است به مصالح سیاسی، اکنون ایران درباره دریافت غرامت سخنی به میان نیاورد و یا  تاخیر در پرداخت کل و یا بخشی از آن را بپذیرد ، ولی این امر نمی تواند نافی غرامتی باشد که بر گردن دولت عراق است. تصمیم گیری در این مورد در ایران نیز بر عهده کسانی که نام بردید نیست و آنان در مقامی نیستند که بخواهند از آن صرف نظر کنیم. مرجع این کار مجلس است.آقای هاشمی رفسنجانی هم در مصاحبه​ای که اخیرا با فایننشال تایمز داشتند مسئله غرامت را مطرح کردند و این به این معناست که این مسئله به عنوان یک فایل باز مطرح است. اینکه کسی بگوید چون دولت عراق همسو با ماست پس ما باید این غرامت را ببخشیم حرف صحیحی نیست ، نظام های سیاسی تغییر می کنند و تضمینی نیست که همیشه دولتی همسو با ما در عراق حاکم باشد. اگر این وضعیت فعلی تغییر بکند و ما هم اعلام کرده باشیم که غرامت را بخشیدیم، هرکسی هم که روی کار بیاید، از این حرف شما به عنوان سند استفاده خواهد کرد. نکته دیگر اینکه  که این پول مربوط به ملت است و این ملت است که خسارت دیده است. حاکمان نماینده ملت هستند.

در حال حاضر عراق برنامه وسیعی برای  توسعه صنایع نفت را با سرمایه گذاری کشورهای خارجی آغاز کرده و قرار است تا چند سال دیگرسقف تولید خود را به 12 میلیون بشکه برساند. این در حالی است  ایران برای توسعه ظرفیت​هایش در حوزه نفت و گاز نیازمند سرمایه گذاری​ خارجی است. اما به دلایلی که می دانید این کار با مشکلاتی روبروست. این به معنای افزایش تولید عراق در این حجم با توجه به نیاز بازار یعنی جایگزینی نفت ایران است. در چنین شرایطی  چه دلیلی دارد که ما اینگونه مطالب را مطرح کنیم؟

البته من هم واقفم که در مرزهای غربی با ساقط شدن صدام و رژیم بعثی و خصوصا  خروج نیروهای آمریکایی از عراق  و حاکمیت یک دولت همسو با ایران ما برگ برنده را در دست داریم و برای اولین بار در تاریخ عراق بعد از مدت​ها شیعیان به سهم واقعی خود از قدرت دست پیدا کرده​اند. اما عراق همچنان ناامن است و باید ببینیم که رقابت و چالش​ منطقه​ای بین قدرت​های تاثیرگذار در عراق به کجا خواهد رسید.

سایر مسایل ما با همسایگانمان چیست؟

در مرزهای غربی ما تحولات سریعی در مسائل کردها را شاهد هستیم. با توجه به تحولاتی که در سوریه رخ داد، آقای اسد به خاطر بقای خود کردهای آنجا را مسلح کرد ، در سوی دیگر مسئله اقلیم کردستان عراق مطرح است که یک دولت خود مختار در درون دولت عراق است و اختلافات​ اقلیم کردستان با دولت مرکزی بسیار زیاد است. موضوعات تاریخی و تقسیم منابع  و مسائل مورد اختلاف است که به مثابه آتش زیر خاکستر است. پراکندگی کردها در عراق و ایران و ترکیه ودر سوریه  که  با توجه به چشمداشت برخی قدرت​های فرامنطقه​ای به این​ها مسایلی است که نمی توان از آن​ها غفلت کرد. البته تعهد اکراد ایران به کشور، یکپارچگی و وحدت ملی بسیار زیاد است.

آیا مسئله کردها می​تواند برای ما یک مسئله امنیتی باشد؟

بله ، اما این تهدید لزوما از جانب کردهای ما نیست. کردهای ما در طول تاریخ مشکلی برای ما ایجاد نکردند. آنچه که می​تواند منشا یک تهدید بشود مسئله قومیت کرد و شرایطی که بر عراق حاکم است و همچنین مطامعی که برخی از قدرت​های فرامنطقه​ای برای اقلیت کرد دارند، این​ها ممکن است هر زمانی مشکل ایجاد کند.

دو مسئله هست که بر روابط ما با همسایگانمان تاثیر گذاشته است. یکی مسئله سوریه و دیگری مسئله پرونده هسته​ای و توافق اخیری که به دست آمد. برای جلوگیری از افزایش تنش​ها با همسایگان در ارتباط با این دو مسئله چه باید کرد؟

فصل مشترک این دو مسئله تبدیل شدن ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه​ای است. آنچه که مایه نگرانی بعضی از کشورها شد ، این بود که آن​ها احساس کردند که ایران یک قدرت هژمونیک می​شود. این به چند دلیل بود. اول آنکه ایران توانسته است به تایید تمامی قدرت های جهان دست برتر را در عراق داشته باشد. عراق تنها یک کشور نیست. عراق و ایران با همدیگر نزدیک به یک چهارم ذخایر شناخته شده نفت جهان را دارند. ایران و عراق در حدود 24 درصد ذخایر شناخته شده نفت جهان را دارند.

 نکته دوم اینکه در بحران سوریه :7 7/ه نزدیک به سه سال از آن می​گذرد، ایران علیرقم اراده قدرت​های بزرگ منطقه​ای و بین المللی که صراحتا از ضرورت تغییر قدرت در سوریه صحبت می کردند  و فکر می​کردند که با رفتن اسد مشکلاتشان حل می​شود، از اول در کنار سوریه ایستاد و یکی از مولفه های تاثیر گذار بر بقاء  اسد است. در این بحران که یک طرف آن ، ایران به همراهی چین و روسیه از یک طرف و  آمریکا، اتحادیه اروپا و برخی کشورهای عربی منطقه با تمام حجم سرمایه​گذاری​ها طرف دیگر هستند؛ عملا ایران ، روسیه و چین تا کنون برنده هستند.

نکته بعدی این است که ایران 10 سال است که با چالش هسته​ای روبروست. این پرونده ، چالش بسیار مهمی است و فراز و نشیب​های زیادی هم داشته است. ما یادمان نمی​رود که بعد از توافق پاریس که در آن زمان آقای روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی مذاکره کننده با سه کشور اروپایی بود ، ما برنامه خود را تعلیق کردیم. اما آن​ها بعد از دوسال تعلیق صراحتا گفتند که منظور ما از تعلیق ، تعطیل بود. یعنی خواست واقعی غرب برچیده شدن تمام فعالیت​ها بود . اما مقاومت این مردم و ایستادگی ما بر خطوط قرمز در مسئله هسته​ای مانع این خواست آن​ها شد. البته در این میان ما هم بی تدبیری​هایی داشتیم. متاسفانه در دولت نهم و دهم سیاستی در پیش گرفته شد که گویی در سیاست خارجی باید فضا بگونه​ای بشود که داور دست ما را بالا ببرد و سناریو برد- برد جایی در راهبرد ما نداشت. در صورتی که می شد  این مسابقه دو پیروز داشته باشد و دست دو طرف بالا برود که در این صورت هم برنده واقعی هم ما بودیم چراکه این ما بودیم که تحت فشار بودیم و می​خواستند ما را از حقمان محروم سازند. الآن چرا کشورهای منطقه نگرانند؟ به این دلیل که می​بینند ایران دست بالا را در عراق دارد، توانسته​ است بحران سوریه را مدیریت بکند، در مقابل تمام فشارهای غرب و تحریم​ها توانسته است سربلند بیرون بیاید. ترجمان این در صحنه بین المللی یعنی تبدیل شدن ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه​ای.

عقل و تدبیر و آنچه که در دکترین رهبری  عزت، حکمت و مصلحت  نامگذاری شده است،یعنی حکمت به ما حکم می​کند که ما تصور غلط را از ذهن این کشورها بزداییم. این با یک رویکرد تعاملی امکان پذیر است. گام دوم سیاست تعامل آقای روحانی باید آرام سازی و اعتمادسازی باشد. آرام سازی روابط با کشورهای منطقه و بعد هم اعتمادسازی با این کشورها. این همان خطی است که در دوره آقای خاتمی بود و متاسفانه بعد از آن مسدود شد.

ما الآن با یک دست پر پشت میز مذاکره نشستیم و هرچه که آن طرف می​گفت ما یک ما به ازایی داشتیم. برخی معتقدند که سیاست خارجی ما برای اینکه بتواند امروز پشت میز مذاکره بنشیند مداما فرصت ایجاد کرد و الآن دارد از آن فرصت​های ایجاد شده استفاده می کند.

این مغایرتی با آنچه که من گفتم ندارد البته با یک تفاوت. اگر شما شیب پیشرفت ما در امر هسته​ای نگاه کنید، در می یابید که همه این​ها در زمانی که آقای روحانی بر سر کار آمد به دست نیامده است. نمی​توانیم بگوییم که در 24 خرداد 92 ما به این توان رسیده بودیم و مثلا یک سال قبل از آن یعنی در خرداد 1391 آن را نداشتیم .اگر امروز 19000 سانترفیوژ داریم قطعا یک سال قبل هم اندکی کمتر از این تعداد داشتیم. همینطور در مورد اراک، نطنز ، فردو و قس علیهذا. ما همه این آیتم​ها را داشتیم. برخی می گویند در آلماآتی یک و دو همین پیشنهاد مطرح بود، پس چرا در آنجا به نتیجه نرسیدیم. مشکل در رویکردها و ذهنیت​ها (mentality) بود. الآن بخشی از مذاکرات و بسته​های پیشنهادی آقای جلیلی در فضای مجازی و رسانه ها مطرح شده است. اگر می خواهید قدرت چانه زنی خود را با دستاوردها بالا ببرید ، چه نیازی به طرح موضوعات نامربوط به پرونده مانند عدالت جهانی ، مدیریت جهانی و اینگونه موضوعات است. این​ها کلیدهایی است که به همه درها می​خورد اما هیچ دری را باز نمی​کند. حد اقل در پرونده هسته​ای را باز نمی کند. ماکس وبر بحثی در حوزه جامعه شناسی دینی دارد .او می​گوید تحولی که در اروپا در  دوره رنسانس رخ داد، حاصل تغییر در تفکر دینی در مسیحیت بود. به گفته وبر همه شرایط برای رنسانس آماده بود و تنها مانع ساختار کلیسای کاتولیستی بود.  پروتستانتیسم آخرین ضربه را به پوسته متصلب کلیسای کاتولیک زد و توانست جامعه اروپا را متحول بکند.

در مورد توافق هسته ای اخیر نیز آنچه که عوض شد تفکر حاکم بر این روند بود که خواهان حل مسئله بود و نه فقط مذاکره . شرایطی که شما می گویید از قبل از روی کار آمدن روحانی نیز فراهم بود . سانتریفیوژهای ما یکباره 19 هزارنشد، اگر 16 هزارتا هم بود قابل مذاکره بود و شما می​توانستید آن را تبدیل به یک اهرم برای مذاکره بکنید. منتها این رویکرد حاکم نبود.

ما در منطقه دچار یک بدبینی تاریخی هستیم. ما نسبت به اعراب، اعراب نسبت به ترکیه و غیره و غیره. ما برای این حافظه تاریخی باید چه بکنیم؟ این ارتباطی هم به دولت​ها ندارد. هر دولتی که بیاید با یک دوزی از این بی اعتمادی روبروست.

مسایل تاریخی در حافظه تاریخی ملتها باقی می ماند و قطعا بر روابط کشورها تاثیر می​گذارد. باید ببینیم که دوز این مسایل تاریخی در چه زمانی بالا می​رود و تبدیل به یک چالش می​شود. در مرزهای غربی با ترکیه، ما شاهد جنگ​های طولانی با عثمانی بوده​ایم. خاطره اشغال تبریز از یادمان نرفته است ولی آیا این رویدادهای تاریخی در سال​های پس از انقلاب یا حتی پیش از آن در زمان آتاتورک و رضا خان  تبدیل به فکت​های اختلاف شد؟ آن چیزی که در سخنان شما بود را من در دو مطلب می توانم توضیح بدهم. یکی مسایل قومیتی است و پایبندی اقلیت های قومی به آن است ، به خصوص اگر  با گرایش​های خاص سیاسی  پیوند خورده باشد.  مسایلی مانند آنچه صدام حسین قصد داشت در ارتباط با عرب​های خوزستان مطرح کند اما نتوانست. داستانی که در بستان اتفاق افتاد نشان داد که این مسئله آتش زیر خاکستر نیست که او بخواهد از آن استفاده کند. در مرزهای شرقی برخی  می خواهند بلوچ​ها را تحریک کنند ولی ما هم در سران بلوچ و هم در رهبران مذهبی بلوچ می​بینیم که تاثیر نمی​گذارد.

مشکلات قومیتی زمانی می تواند تبدیل به مشکل ​شود که توسعه موزون برای همه مناطق نباشد و قومیتها احساس نابرابری کنند . آن وقت آن قومیت احساس می​کند که عدالت در کشور مبنای تقسیم منابع و فرصتها نیست. خوشبختانه در این حوزه کشورما موفق بوده و در مقایسه با رژیم گذشته که تعمد داشت که بعضی مناطق با سیاست کوچ اجباری و محروم نگه داشتن کنترل کند، بعد از انقلاب تغییرات وسیعی کرده است. جمهوری اسلامی  در استان​های مرزی ما که عمدتا دارای تنوع قومی و مذهبی است واقعا کار کرده ​است. من نمی​گویم توسعه در همه مناطق کشور موزون و عادلانه  بوده است اما در مقایسه با کشورهای دیگر پیشرفتهای زیادی در این مناطق داشته ایم.

نکته دوم مسئله مذهب است هر چند ما در درون کشور مشکل مذهب به شکل جدی  نداریم ولی باید حاکمیت بر برخی گرایش​های افراطی مذهبی غلبه کند. باید شعار امام که وحدت شیعه و سنی بود را مبنا قرار دهیم و جدی بگیریم و بر تعصبات مذهبی غلبه کنیم . وحدت ملی کشورما بر همه چیز اولی است. ما یک کشور هستیم و یک ملت با گرایش​ها و اقلیت​های مذهبی و قومی. آنچه که در این حوزه خطر آفرین می​شود سوء استفاده کشورهای منطقه از این مسئله است. ایران کشوری شیعی است  که در بین کشورهای سنی محاصره شده​ است. راهبرد حضرت امام مبنی بر وحدت شیعه و سنی در اینگونه موارد کارگشاست. واقعا نباید بگذاریم در درون کشور گرایش​های افراطی مذهبی شکل بگیرد. بحرین هر داستانی داشته است امروز ایران آن را به عنوان یک واحد مستقل سیاسی پذیرفته است.

رویکرد ما نسبت به 1+5 و تعامل ما با آن​ها نگرانی​های منطقه​ای را در پی دارد. برخی از همسایگان فکر می​کنند که رویکرد ما این است که با بزرگان ببندیم و خودمان را بالا بکشیم و آن​ها را حساب نکنیم.

بله متاسفانه این احساس اکنون به شکلی جدی بین همسایگان جنوبی ما وجود دارد. بر اساس این تصور بود که موضع اولیه عربستان درباره تعامل ما با 1+5 با تاخیر و به شکلی دوگانه بیان شد و شورای همکاری خلیج فارس با تاکید بر اینکه ایران باید متعهد باشد از این توافق حمایت مشروط کرد. به همین دلیل است می گویم که گام دوم سیاست دولت تدبیر و امید باید تعامل منطقه​ای باشد . روشن است  همانطور که ما فعالیت دیپلماتیک  و لابی می کنیم، دیگران هم همین کار را می​کنند. موقعی که نخست وزیر رژیم صهیونیستی با آن صراحت می​گوید این توافق بد است و من آن را قبول ندارم واضح است که از هیچ تلاشی  برای تاثیر گذاری به فرانسه و آمریکا و شکست توافق  دریغ نمی کند. تصور نکنیم که او به تنهایی این کار را می​کند. متحدینش در منطقه و در بین کشورها و ارتباطاتی که دارند همگی فعال هستند . اگر چنانچه رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی با این توافق مخالف هستند ساکت  که نمی​مانند. در رفت و آمدهایشان و توسط سفرایشان این مسئله را مطرح می​کنند. وظیفه ما خنثی کردن این تحرک​هاست. این امر با  دیپلماسی ، ملاقات با آن کشورها ،  گفت وگو ،  رایزنی سیاسی  و توجیه آن​ها از شبهاتی که ایجاد می کنند امکان پذیر است.

این تصور وجود دارد که تیم آقای روحانی چنین نگاهی ندارد. فکر می​کنند که این تیم معتقد است که با بزرگان ببندیم.

این چنین نیست. من شما را ارجاع می​دهم به مقاله​ای که آقای ظریف در الشرق الاوسط منتشر کرد و به صراحت گفت که اگرچه ما الآن در غرب نشسته​ایم و مذاکره می​کنیم اما هرگز از خاطر ما نمی​رود که اولویت ما منطقه است.نکته دوم این است که آقای ظریف سفر اول خود را با عراق آغاز کرد. عراق هم همسایه ماست. الآن که ما داریم گفت وگو می​کنیم آقای ظریف در کویت و عمان است. پیش از این هم اعلام کرده است که به همه کشورهای حوزه خلیج فارس سفر خواهد کرد. البته سفر وزیر خارجه نیازمند تشریفات و آماده سازی است. فکر می کنم بازسازی روابط با منطقه باور و خواست نظام است و تنها خواست آقای روحانی نیست. آش روابط با منطقه به قدری شور شده بود که کارشناسان معمولی هم آن را احساس می کردند. موقعی که آقای احمدی​نژاد دولت نهم را به دست گرفت رهبری انقلاب وقتی احساس کردند که عربستان سعودی دچار نگرانی شده است، فرستاده ویژه به آن کشور اعزام کردند. این به این معناست که این خواست نظام است. نه خواست آقای روحانی و آقای ظریف. من این گرایش منطقه​ای را یک گرایش نیرومند در دولت آقای روحانی  و نظام می​بینم.

این امر در مسئله هسته​ای هم مصداق دارد و بسیاری بر این باورند  که این پرونده ماهیت سیاسی دارد و لاجرم باید مسئله را از طرق سیاسی حل کرد. لیدر طرف مقابل این جریان هم آمریکایی​ها هستند. اینکه ما بالاخره توانستیم با آمریکایی​ها مذاکره کنیم و به نتیجه برسیم ، خوب است.

چشم انداز آینده ما را در این حوزه چگونه می​بینید؟

اگر اراده غالب در کشور حل مشکلات باشد چشم انداز خوبی خواهد بود. گفت: توپای در راه نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید رفت

اگر اولا اراده فائقه این باشد و ثانیا ابزارهای لازم و ظرفیت​های موجود بدون حب و بغض به کار گرفته شود ، چشم انداز خوبی را می​شود تصور کرد. مثلا آقای هاشمی رفسنجانی به حق بنیانگذار روابط جدید ما با عربستان سعودی است. ایشان از ظرفیت​های عظیم ما هستند و ما اصلا نمی توانیم ایشان را نادیده بگیریم. ایشان را نمی توان از تاریخ 50 سال اخیر کشورمان جدا کنیم. اما اکنون می​بینیم که برخی به خاطر بغضی که دارند مطالبی را علیه ایشان مطرح می کنند . ما باید بدون حب و بغض از همه ظرفیت​هایمان استفاده کنیم.

27219

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.