دو برداشت از موضع اسرائیل در ایران

مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,رژیم صهیونیستی

رژیمی که روزی پُز "تنها دموکراسی سکولار" در خاورمیانه و"امتداد مدنیت" غرب در آسیا را می داد امروز وصلۀ ناجوری شده که برای پدران بنیانگذارش فقط بحران می سازد.

دکتر حسین واله*


دور بعدی مذاکرات پنج بعلاوۀ یک با ایران چهارشنبه آغاز می شود. چنانکه انتظار می رفت، اسرائیل با تمام توان خود برای تخریب مذاکرات و ممانعت از حصول توافقی اتمی وارد میدان شد. مذاکرات آتی آشکار خواهد ساخت که این کوشش چقدر بی نتیجه بوده است. در ایران ازموضع اسرائیل دو برداشت وجود دارد: کسانی فکر می کنند جبهه غربی به تقسیم کاری رسیده که در آن اسرائیل و برخی اروپائیان نقش پلیس بد را بازی می کنند تا دست آورد ایران از امتیاز در این مذاکرات را به حداقل برسانند. دسته ای دیگر معتقدند نگرانی بی اندازه ولی بجای نتانیاهو از انزوای راهبردی و افول ستارۀ اسرائیل در نتیجۀ از دست رفتن تدریجی فلسفه وجودی این رژیم برای غرب، تل آویو را چنان مستأصل ساخته که به آب و آتش می زند تا روند تغییر در آرایش منطقه را متوقف کند. باعلم به اینکه حزم و احتیاط حکم می کند احتمال اول را از نظر دور نداریم، می خواهم برای نظریه دوم استدلال کنم.

تغییرات راهبردی شکافی خزنده میان منافع راهبردی اسرائیل با منافع راهبردی غرب به رهبری امریکا پدیدآورده است. درحالیکه تحولات تکنولوژیک، اقتصادی و انقلاب ارتباطات جهان به شمول خاورمیانه را دستخوش موجی از تغییرات ژرف اجتماعی ساخته، شالودۀ رژیم و الگوی رفتار سیاسی در اسرائیل به همان اسلوب شصت سال پیش باقی مانده است. نتانیاهو هنوز دوست دارد مانند اسلاف خود در شش دهه پیش با مشت آهنین بر اعراب حکومت و در غرب مظلوم نمایی و آرمان دولت یهودی را پرچمداری کند. تل آویو این نکته ساده را هنوز درک نکرده که چرا همان قدرت های اروپایی اشغالگر امپراطوری عثمانی امروزه با نقاب فرشته نجات و مبشر آزادی و دموکراسی و پیامبر برابری و حقوق بشر با مستعمره های پیشین خود مواجه می شوند.
تل آویو مایل یا قادر نیست درک کند با شصت سال فاصله زمانی از جنگ دوم، آرمان دولت یهودی دیگر آن جذابیت معصومانه را در افکار عمومی جهانی را ندارد که بتواند پردۀ کتمان بر تجاوزهای این دولت بکشد. اخیرا قریب دو دهه است که اسرائیل از حساب غرب چک می کشد و همزمان بر حیثیت دموکراسی های غربی در انظار جهان اسلام پنگال می زند و برای جبهه ضد تمدن بشری سربازگیری می کند. رژیمی که روزی پز "تنها دموکراسی سکولار" در خاورمیانه و"امتداد مدنیت" غرب در آسیا را می داد امروز وصلۀ ناجوری شده که برای پدران بنیانگذارش فقط بحران می سازد.
در سطح تاکتیک، سیاست مشت آهنین به منزلۀ ستون فقرات دولت یهودی نیازحیاتی دارد به فرصتی برای جبران ضربه های کشنده ای که در دهه پیش از نیروی نوخاسته مقاومت دریافت کرده و اثبات اینکه هنوز قدرت شکست ناپذیر است. در نگاه اسرائیل، ضربه ای نظامی به ایران می تواند به اعراب بگوید ماست ها را کیسه کنند. نیاز اسرائیل به جنگ با ایران حیاتی است. اما اسرائیل جرأت نمی کند بدون حمایت غرب وارد این جنگ شود. اقدام های تحریک آمیزی از قبیل سازماندهی تروریست ها در مرزهای ایران به نام سرویس های امنیتی امریکایی، سازماندهی، بسیج و نقل و انتقال تندروهای مذهبی برای اهداف تروریستی، اجرای عملیات تروریستی در خاک اروپا و امریکا به نام ایران و طرفداران ایران، ترساندن دیگر اعراب منطقه از اقتدار ایران برای همراه ساختن آنان با سیاست خود از جمله آسان ترین شگردهایی ست که اسرائیل می تواند برای جنگ افروزی از آن بهره گیرد. پر واضح است که مصالحه اتمی این همه را شاید برای همیشه بر باد می دهد. لاجرم باید به هر وسیله ای متوسل شد که مصالحه را منتفی و زمینه برخورد نظامی را فرهم سازد.
رویارویی لابی اسرائیل در امریکا با کاخ سفید بر سر مصالحه با ایران، همراهی کنگره و همصدایی رهبران جمهوری خواه در سنا با اوباما نک کوه یخی را آشکار می سازد که در شکاف منافع راهبردی بین غرب و اسرائیل شکل گرفته است. در خسارت از این مصالحه اسرائیل تنها نیست. بنگاه هایی عظیم در غرب و صاحبان منافع بادآورده از رهاورد تخاصم ایران و امریکا در منطقه و حاکمانی که فلسفه وجودی خود را از نیاز قدرت های غربی به خدمات آنان می گیرند، انباز اسرائیل اند. شکل گیری صف بندی تازه ای از نیروها در منطقه و پیمان ها در جهان که در آن جایی - دست کم استراتژیک- برای اسرائیل وجود ندارد ریشه جلزّ و ولزّ نتانیاهو است.
چنانکه تغییر سیاست ها در ایران به سرعت رخ نمی دهد، در آن سوی میز هم روند تغییر کند است. غلبه بر بی اعتمادی دوجانبه که تا حدی محصول پیشینه مذاکرات و توافق ها ست نیاز به عزم، شکیبایی، کار مستمر و زمان دارد. اما این کندی خالی از مخاطرات نیست؛ تندباد توطئه های فزاینده از هر سو و با هر انگیزه مجال وزیدن می یابد. غرب با نشان دادن ثبات قدم در مصالحه و ایران با نشان دادن آمادگی برای تغییرهای ضروری و هر دو طرف با ترجیح منافع پایدار و راهبردی بر ملاحظات مقطعی قادرند این بار را به منزل برسانند.

معاون سیاسی دفتر   سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران

5249

کد N2168

وبگردی