بمب‌افکن‌هاى استراتژيک

بمب‌افکن‌هاى سرنشين‌دار را به‌عنوان عنصرى بسيار آسيب‌پذير همواره از عناصر سه‌گانه ”Triade“ تسليحات استراتژيک حذف مى‌کرده‌اند. استراتژيست‌ها اين حذف را با بى‌رغبتى انجام مى‌دادند؛ چرا که آنان هواپيما را به‌دليل واکنش مناسب و انعطاف‌پذيرى منحصر به فرد آن با ارزش تلقى مى‌کردند. هيچ سيستم تسليحات هسته‌اى ديگرى نمى‌توانست تا اين حد سريع بازگردانده شود يا به‌سوى اهداف ديگر هدايت شود يا به‌‌سوى اهداف ديگر هدايت شود يا براى مأموريت‌هاى عادى متعدد به‌‌کار رود.


در دهه‌هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بمب‌افکن‌هاى سرنشين‌دار حيات تازه‌اى يافتند. هواپيماهاى آمريکائى قديمى B - 52 داراى حجمى بزرگ و بدنه‌اى محکم است که مى‌توان آن را مجدداً با تجهيزات جديد مجهز ساخت. اين ماشين عظيم، احتمالاً مى‌تواند در قرن بيست و يکم به‌عنوان يک وسيله حامل موشک کروز به خدمت گرفته شود. هواپيماى بير نزديک‌ترين رقيب روسى آن است که مجدداً به خط توليد افتاده است و متناوباً در حواشى حريم فضائى غرب ديده مى‌شود. هواپيماهاى طراحى شده جديدى مثل F - 111 و B - 1 آمريکائى و هواپيماهاى فنسر ”Fencer“، بلک جک ”Black Jack“ و بک فاير ”Back Fire“ روسى داراى بال مانور و رادار پيشرفته هستند و مى‌توانند به‌سرعت و پائين‌تر از سطح پوشش رادار پرواز کنند. آمريکائى‌ها در توليد بمب‌افکن اِى‌تى‌بى تکنيک ديگرى به‌کار گرفته‌اند که در فنّاورى استيلث ”stealth“ به‌کار مى‌رود و آن را کاملاً از ديد رادار پنهان مى‌سازد.


بمب‌افکن‌ها تا زمانى‌که روى زمين هستند، آسيب‌پذير هستند؛ اما اگر در آسمان باشند، بسيار سريع حرکت مى‌‌کنند و به همين دليل زمان برخاستن از روى زمين، بسيار مهم است. با احداث پايگاه در فواصل دورتر و استفاده از هواپيماهاى سوخت‌رسان K - 135 آمريکائى که در همه‌‌جا مى‌تواند حاضر باشد، تحرک اين هواپيماهاى حامل سلاح توسعه بيشترى مى‌يابد. به‌علاوه از آنجا که اين هواپيماها امکان دسترسى به تسهيلات اروپاى غربى را مى‌‌دهد، امتيازات بيشترى به همراه مى‌آوَرَد. به‌علت دسترسى روس‌ها به تسهيلات ژئواستراتژيک، تمايز چندانى بين هواپيماهاى استراتژيک و ساير هواپيماهاى غربى براى آنها وجود ندارد؛ بنابراين بمب‌افکن‌هاى سرنشين‌دار براى روسيه بيش از آمريکا مخاطره‌آميز است؛ از اين رو روس‌ها ناگزير هستند تا منابع زيادى را صرف دفاع هوائى کشور کنند.

سيستم هشداردهنده اوليه استراتژيک Strategic Early Warning System

موشک‌هاى ضد بالستيک (ABM - Anti - Ballistic Missiles)، موشک‌هاى دفاعى زمين‌پايه‌اى هستند که وظيفه بسيار سخت نابودى کلاهک‌هاى هسته‌اى استراتژيک مهاجم را به‌عهده دارند. فنّاورى اين موشک‌ها بسيار پر هزينه و پيچيده است. طى سال‌ها نمونه منحصر به فرد اين نوع سيستم عملياتي، حلقه دوگانه تأسيسات گالوش ”Galosh“ در اطراف مسکو بود. اما در اوايل ۱۹۸۵ آمريکائى‌ها قصد خود مبنى بر ايجاد سيستم دفاعى استراتژيک ”Strategic Defense Initiative - S.D.I“ موسوم به جنگ ستارگان ”Star Wars“ را که به‌منظور نابودى موشک با اشعه ليزر از طريق ماهواره تدارک ديده شده بود، اعلام کردند. به اين ترتيب کوشش عمده دفاعى ابرقدرت‌ها، صرف ايجاد سيستم‌هاى اوليه هشداردهنده شده است که مى‌خواهند از طريق آن، حمله موشک‌ها يا بمب‌‌افکن‌ها را به‌موقع تشخص دهند تا آماده دفاع از شهرهاى خود باشند، موشک‌هاى ضدهوائى و هواپيماهاى رهگير خود را آماده کنند و پاسخ هسته‌اى خود را ترتيب دهند.


پرتاب موشک مهاجم را مى‌توان به کمک ماهواره ظرف نود ثانيه مشخص کرد؛ مثلاً ماهواره‌اى که بر فراز اقيانوس هند مستقر است، مى‌تواند هر نوع حرکتى را در سيبرى تحت‌نظر گيرد. معاهده مربوط به موشک‌هاى ضد بالستيک در ۱۹۷۲ به دو ابرقدرت اجازه مى‌دهد تا ايستگاه‌هاى رادار هشدار اوليه موشک‌هاى بالستيک را براى نظارت در بيرون از مرزهاى ملى کشور خود احداث کنند. برخى از قوى‌ترين اين شبکه‌ها که در حال حاضر به اين منظور از آنها بهره‌بردارى مى‌شود، رادارهاى مرحله‌‌اى منظم هستند که ساختمانى ثابت و حجيم دارند و شبيه ديوار غول‌آسائى هستند. اين دستگاه‌ها برخلاف رادارهاى متعارف که آنتن دور دارند، امواج خود را به‌طور الکترونيکى پخش مى‌کنند.


رادارهاى قوى‌تر، موشک‌هاى تهاجمى برد بلند را رديابى مى‌کنند و اطلاعات مربوط به آن را به رادارهاى مکمل که در داخل کشور مستقر هستند، مى‌فرستند و اين رادارهاى ثانوى نوع تهديد را با دقت بيشتر تشخيص مى‌دهند. رادارهاى مکمل ثالث خطر حمله را با هواپيما يا موشک کروز اعلام مى‌کنند. ايمنى مسکو و بخش اروپائى روسيه با چند ايستگاه هشداردهنده تأسيس مى‌شود؛ از جمله ايستگاه‌هاى کيف ”Kiev“، مينسک ”Minsk“، ريگا ”Riga“ در نزديکى مرزهاى غربي، ايستگاه‌هاى يرى ”Yary“ و پچورا ”Pechora“ در حوالى مرزهاى شمالى کوه‌‌هاى اورال و ايستگاه‌هاى لياکى ”Lyaki“ در جنوب. در مجموع روس‌ها هم‌اکنون حدود هشت رادار مرحله‌اى منظم پيشرفته در مرزهاى خود مستقر کرده‌‌اند که تکميل‌کننده رادارهاى قديمى مرغ خانگى ”hen House“ هستند.


بحث‌هاى بسيارى درباره هدف رادارهاى مرحله‌اى منظم بسيار قوى مستقر در کراسنويارسک ”Krasnoyarsk“ وجود دارد. اين رادارها در جنوب سيبرى مرکزى و حدود ۷۵۰ کيلومترى از نزديک‌ترين نقطه مرزى با مغولستان قرار دارند. روس‌ها مدعى هستند که اين پايگاه براى مشاهدات علمى فضائى به‌کار مى‌رود؛ در حالى‌که آمريکائى‌ها معتقد هستند که اين مرکز مى‌‌تواند به‌عنوان مرکز فرماندهى براى شبکه موشکى ضد بالستيک بسيار جديدى به خدمت گرفته شود. خطرهاى عمده‌اى که آمريکا را تهديد مى‌کند، از ناحيه موشک‌ها و هواپيماهاى سرنشين‌دار و موشک‌هاى کوتاه بردى است که به ترتيب از سمت قطب شمال و از سوى زيردريائى‌هاى کمين کرده در فاصله‌اى دور از ساحل پرتاب مى‌شوند. مسئوليت آماده‌باش هسته‌اى استراتژيک در آمريکاى شمالى عمدتاً با نُراد ”NORAD - آمريکائى - کانادائي“ است که هم‌اکنون فرماندهى هوا - فضائى آمريکاى شمالى را دارد و در ۱۹۵۸ تأسيس شده است. مرکز فرماندهى نُراد در عمق سيصد کيلومترى کوه‌هاى شين ”Cheyenne Mountains“ کلرادو قرار دارد و حدود هجده ميليون کيلومتر مربع حريم فضائى از قطب شمال تا مرز مکزيک را پوشش مى‌دهد. نُراد عهده‌دار هدايت ماهواره‌هاى هشداردهنده و نيز شبکه‌هاى ردگيرى فضائى و ماهواره‌اى و همچنين مجموعه‌اى از شبکه‌هاى رادار است که مجموعه‌اى از سيستم‌هاى مشابه را در اطراف سرزمين آمريکاى شمالى پوشش مى‌دهد.