اولين عکاس ايرانى را ناصرالدين‌شاه مى‌دانند؛ البته با توجه به قديمى‌ترين عکس‌هاى موجود در آلبوم ايشان به احتمال زياد مى‌توان نتيجه گرفت که در آن زمان درباريان خود عکاسان چيره‌دستى بوده‌اند؛ براى نمونه آقارضا از پيشخدمتان مخصوص شاه که عکاسى را در دارالفنون فرا گرفته بود، به مقام نخستين عکاس‌باشى منصوب شده بود.


تمايل واقعى شاه به ترويج عکاسى در ايران کاملاً بديهى است. در آن دوران تعدادى از محصلان مستعد دارالفنون براى کسب مهارت‌هاى فنى و اطلاعات هنرى به اروپا اعزام شدند، دوربين‌هاى عکاسى تنها در دسترس درباريان خاص که آشنا به فن عکاسى بودند و بيشتر آنها لقب عکاس‌باشى داشتند قرار مى‌گرفت.


آن‌چه از يادداشت‌هاى شخصى ناصرالدين‌شاه بدست‌ آمده نشانگر آن است که وى با روش‌هاى علمى و فنى عکاسى و طرز کار دوربين‌هاى مختلف آشنا بوده است و اغلب از دوربين‌هاى بزرگ با سه پايه استفاده مى‌کرده است. قديمى‌ترين عکس‌هاى ناصرالدين‌شاه عبارتست از پرتره‌اى که از خودش گرفته و پرتره‌اى تمام رخ از مادرش.


ناصرالدين شاه،66-1865

عکاس : ناصرالدين شاه
ناصرالدين شاه،66-1865 عکاس : ناصرالدين شاه
والده شاه
والده شاه

از عکاسان دربار به‌جز آقا رضا مى‌توان از عبدالله ميرزا قاجار نام برد. وى از دانش‌آموختگان دارالفنون بود و عکاسى را در فرانسه فرا گرفت. وى در آموزش عکاسى حرفه‌اى در ايران نقش مؤثرى برعهده داشت.


از اوايل سلطنت مظفرالدين‌شاه در ۱۳۱۴ قمرى عبداله ميرزا در بالاخانه‌هاى دارالفنون عکاسخانه داير کرد و فن عکاسى را متداول کرد. بسيارى از عکاس‌هاى بعدى از شاگردان وى بوده‌اند. اين عکاسخانه تا اوايل مشروطيت داير بود و عکاس ديگرى کارهاى عکاسى دربارى را انجام مى‌داد، بنام ميرزا ابراهيم‌خان عکاس‌باشى که از خدمتگزاران دربار مظفرالدين‌شاه بوده است. معروف است که مظفرالدين‌شاه سخت شيفتهٔ عکاسى بود و خود عکاس آماتور بوده است.


در همان دورانى که ايرانيان سرگرم آموختن عکاسى بودند، خارجيان مقيم ايران و سياحان، مشغول عکاسى از فضاى شگفت‌انگيز پيرامونشان بودند.


برجسته‌ترين و پرکارترين عکاس حرفه‌اى ايران در پايان قرن نوزدهم، ”آنتوان سوريوگين“ بود که سراسر ايران را زير پا نهاد و از مردم، مناظر، معمارى و اشياء عکس‌هاى زيادى گرفت. عکس‌هاى وى در سفرنامه‌ها و داستان‌ها فراوان مورد استفاده قرار مى‌گرفت بى‌آنکه نامى از وى برده شود. سوريوگين محيط خود را با ديد همه جانبه‌اى تصوير مى‌کرد. کارگاه وى درخيابان دولت در تهران قرار داشت و عکس‌هايش در نمايشگاه بروکسل در ۱۸۹۷ به کسب مدال طلا نايل شد. سوريوگين به کيفيت نور و تغييرات آن توجه خاص داشت و پيداست که اغلب عکس‌هايش را در اواسط روز مى‌گرفته است. وى اغلب فرد يا گروهى را در زمينهٔ عکس‌هايش قرار مى‌داد تا ضمن نشان دادن تاريخى بودن موضوع، مقياس را نيز ببينند، القاء نمايد.


يکى از تکنيسين‌هاى عکاسخانه عبداله ميرزا بنام ايوانوف که براى خود اسم ايرانى ”روسى‌خان“ را انتخاب کرده بود، پس از سفر به روسيه، با يکى از شرکت‌هاى لوازم عکاسى براى تهيه شيشه، کاغذ و مقواى عکاسى قراردادى منعقد نمود و در خيابان علاءالدوله عکاسخانه‌آى داير نمود. عکس‌هاى او همه مارک روسى‌خان دارند. در انقلاب مشروطه و چند سال بعد، اين عکاس‌خانه مرکز آزاديخواهان و اغلب عکس‌هاى آن مربوط به بزرگان مشروطه و مهاجرت و غيره بوده است. اين عکاسخانه تا سال ۱۲۹۹ هجرى شمسى داير بوده است. روسى‌خان با محمدعليشاه به اروپا رفت و کارهاى عکاسخانه توسط مهدى مصورالملک ادامه يافت و سپس تعطيل شد.


از شاگردان عبداله ميرزا دو نفر ديگر بنام ”ماشااله خان“ و ”خادم“ در اوايل سال ۱۳۰۰ شمسي، عکاسخانه‌هاى ديگرى برپا کردند که هر دو در خيابان ناصريه بود، که عکس‌هاى ارزان‌ترى مى‌انداختند.


با آغاز مشروطيت مردم تمايل داشتند چهرهٔ رهبران خود را مشاهده نمايند و رواج اين‌گونه عکس‌ها مصداق اين تمايل است. به‌تدريج ثبت چهره‌هاى معروف گسترش يافت. و با ايجاد تحولات مختلف، عکس از انحصار دربار خارج شد و موضوعات اجتماعى و واقعى موضوع عکاسى قرار گرفت.


مبناى کار نخستين عکاسان اروپايى توجه به فرم و اصول زيباشناختى بود اما عکاسان ايراني، اروپائيان را سرمشق خود قرار مى‌دادند. آنچه از روى آثار و نوشته‌هاى دوران قاجار به‌دست آمده نشان مى‌دهد که ايران در اواخر قرن نوزدهم در حال دگرگونى بوده است و جامعهٔ سنتى ايران در تلاش براى انطباق خود با علوم و فنون و انديشه‌هاى غرب به سر مى‌برده است.


با آغاز مشروطيت زمينه براى عکاسى مطبوعاتى فراهم شد. از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات فعاليت وسيع‌ترى يافتند و کاربرد عکس بيشتر شد و تحولات اساسى در عکس‌ها ظاهر شد. عکس‌هاى اين دوران بسيار برجسته و متفاوت است. با کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات مجدداً دچار رکود و رخوت شد و عکاسى در حاشيه قرار گرفت. عکس‌هاى دههٔ ۳۰ و ۴۰ بيشتر جنبهٔ تبليغاتى و رسمى داشتند. در اواخر دههٔ ۴۰ به‌دليل ظهور و گسترش گرايشات هنرى و پيچيده شدن مبارزات سياسي، به‌تدريج فضاى جديدى بوجود آمد که عکاسى را نيز متأثر ساخت.


بعد از اين دوران با پيشرفت تجهيزات عکاسى و گسترش فعاليت مطبوعات، عکس به عنصرى مهم و تأثيرگذار بدل گشت.