عربستان سعودی در تنگنای بیراهه های تصمیم سازی

سیاسی

تهران- ایرنا- عربستان سعودی در زمان کنونی در تنگنایی برساخته از چالش های داخلی و خارجی قرار گرفته است؛ چالش هایی که بیش از هر چیز نتیجه سیاست های ناپخته و ماجراجویانه این کشور است.

نزدیک به یک سال و نیم از مرگ «عبدالله بن عبدالعزیز» و به تخت نشستن برادرش «سلمان بن عبدالعزیز» در ریاض می گذرد. در این مدت کوتاه، عربستان بیش از پیش در مسایل منطقه ای درگیر شده و سیاست خارجی تهاجمی را در پیش گرفته که بر درگیری های این کشور افزوده است.
هر چند سیاست عربستان از آغاز خیزش های عربی، به سمت نوعی عملگرایی تهاجمی گذار کرده بود اما در دوره ملک سلمان سیاست سعودی ها صورتی جنگ طلبانه به خود گرفت و سبب ساز تجاوز این کشور به همسایه جنوبی یعنی یمن شد. همزمان، تصمیم گیرندگان سیاست خارجی ریاض با هدایت «محمد بن سلمان» وزیر دفاع عربستان و همچنین «عادل الجبیر» وزیر امور خارجه این کشور، روند بر هم زدن ثبات در سوریه، عراق و لبنان را به پیش می برند. در پیش گرفتن چنین سیاست تهاجمی، پیامدهای گوناگونی برای ریاض به دنبال داشته است. عربستان همزمان در داخل نیز با دشواری های بسیاری دست به گریبان است.
هنگامی که در سال 2008 میلادی یعنی اوج بحران مالی جهانی، قیمت جهانی نفت به بالاترین سطح خود نزدیک می شد بسیاری از تحلیلگران از فرصت های بی بدیلی سخن می گفتند که پیش روی عربستان قرار گرفته است. از ابتدای دهه نخست هزاره سوم افزایش قیمت نفت، این چشم انداز را به وجود آورد که عربستان با حجم بالای تولید خود به زودی به ثروتی افسانه ای دست می یابد. بر مبنای چنین چشم اندازی، طرح ارتقای رتبه عربستان در میان 10 اقتصاد جذاب برای سرمایه گذاری مورد توجه رهبران ریاض قرار گرفت. در چارچوب این طرح، پروژه های پرهزینه ای مانند ساخت شهر اقتصادی ملک عبدالله با سرمایه ای معادل 100 میلیارد دلار در دستور کار قرار گرفت تا اینکه سقوط قیمت نفت این بلندپروازی ها را بر باد داد و عربستان را با کسری بودجه و کاهش سرمایه گذاری خارجی مواجه ساخت.
پیش از این نیز سقوط قیمت نفت در سال 1998 عربستان را با مشکل کسری بودجه روبرو کرده بود اما نگاهی به ارقام کسری بودجه عربستان در سال 1998 و همسنجی آن با میزان کسری بودجه سال 2015 عمق چالش های اقتصادی کنونی عربستان را بیشتر نمایان می سازد. عربستان در سال 1998 تنها 3.12 میلیارد دلار کسری بودجه را تجربه کرد این در حالی است که در سال 2015 میلادی میزان کسری بودجه این کشور به رقم 98 میلیارد دلار رسید و انتظار می رود در سال جاری نیز میزان کسری این کشور به رقم بی سابقه 110 میلیارد دلار برسد.
افزون بر آن، تجاوز نظامی به یمن، مداخله در بحران سوریه و ارایه کمک های مالی گسترده به برخی کشورهای عضو اتحادیه عرب، هزینه های جاری اقتصاد عربستان را به نحو چشمگیری افزایش داده به گونه ای که دولت عربستان مجبور شده است به صورت مرتب به استقراض از بانک مرکزی این کشور و همچنین برداشت از صندوق ذخیره ارزی روی آورد. این نکته را نیز باید اضافه کرد که در سال 2014، میزان ذخیره ارزی عربستان 737 میلیارد دلار بود که در سال 2015 به 600 میلیارد دلار کاهش یافت و انتظار می رود که با پایان سال 2016 ذخیره ارزی عربستان به 500 میلیارد دلار تنزل یابد.
علاوه بر کاهش قیمت نفت و کسری بودجه، عربستان با نارضایتی های مدنی و رقابت شاهزادگان سعودی نیز مواجه است. جمعیت شیعه این کشور که در نواحی نفت خیز شرقی زندگی می کنند، سال ها است که به صورت نظام مند مورد تبعیض قرار می گیرند و هرگونه اعتراض و انتقاد آنان با واکنش شدید حکومت مرکزی مواجه می شود. از سوی دیگر، شهروندان سعودی به صورت عمده با مشکل بیکاری و فقر روبرو هستند.
همچنین، وضعیت 9 میلیون مهاجر خارجی مشغول کار در عربستان به دلیل سیاست های تبعیض آمیز ریاض و شرایط دشوار زندگی مهاجران نوعی چالش سیاسی- اجتماعی را در عربستان پدیدار ساخته است. این مهاجران از بسیاری از حقوق انسانی بی بهره اند و وضعیت زندگی و کار آنان مورد انتقاد سازمان های حقوق بشری بوده است.
امروز دامنه انتقادها از حکومت پادشاهی عربستان بخش گسترده ای از جمعیت مهاجر، اقلیت شیعه و حتی شهروندان سنتی این کشور را در می گیرد. بسیاری از رسانه های مستقل عربستانی که در خارج از این کشور فعالیت می کنند، شبکه های اجتماعی و نیز گردهمایی های غیردولتی به محملی برای انتقاد از سیاست های سردمداران سعودی، نقض حقوق بشر، بحران اقتصادی داخلی و همچنین مداخله های گسترده ریاض در منطقه تبدیل شده اند.
در این میان، حضور صدها شاهزاده و رقابت های منفی آنان برای کسب ثروت و قدرت نیز بر بار مشکل های موجود افزوده است. بنابر آمارهای غیر رسمی بیش از 2500 نفر در عربستان سعودی با عنوان رسمی «شاهزاده» زندگی می کنند و میزان زیادی از درآمد ارزی این کشور به اعضای خاندان بزرگ و گسترده آل سعود اختصاص می یابد.
شاهزادگان سعودی که هر یک بخشی از ساختار هرم قدرت این کشور را شکل می دهند درون خاندان سلطنتی به ایجاد جبهه بندی های سیاسی مختلفی دست زده اند و به صورت پیوسته مشغول رقابت های پیدا وپنهان با یکدیگرند. اختلاف میان اعضای خاندان سلطنتی عربستان زمانی پر رنگ شد که ملک سلمان فرزند جوان خود محمد بن سلمان را به عنوان نایب ولیعهد برگزید. به باور بسیاری از تحلیلگران این انتخاب از رقابت های درون نظام حکومتی عربستان حکایت دارد و به منظور تحکیم جایگاه ملک سلمان و اعضای خانواده او صورت پذیرفته است.
در کنار این چالش های درونی، همچنان که اشاره شد عربستان خود را غرق در مشکلات خودساخته در عرصه خارجی کرده است. سیاست ماجراجویانه و تهاجمی عربستان موجب شده است این کشور در خاورمیانه در موقعیت شکننده ای قرار گیرد. هزینه های نظامی ناشی از حمله به یمن و تداوم جنگ در این کشور به نحو چشمگیری افزایش یافته که برای اقتصاد درگیر رکود عربستان بسیار گران تمام شده است. این رویداد از نظر سیاسی نیز ریاض را با انتقادهای گسترده ای روبرو ساخته است.
بر پایه گزارشی که مجله «فارین پالیسی» در ابتدای سال 2016 منتشر کرد، دولت عربستان ماهیانه بین 12 تا 14 میلیارد دلار به خاطر جنگ یمن متحمل هزینه می شود. این کشور برای مشروعیت بخشیدن به اقدام نظامی خود با استفاده از منابع مالی که در اختیار دارد، مشوق های اقتصادی متعددی را به برخی از کشورهای عرب شمال آفریقا و متحدان منطقه ای خود ارایه می دهد تا بتواند آن ها را در این جنگ با خود همراه سازد اما بسیاری از این هزینه ها جز رنج و مرگ برای مردم فقیر یمن نتیجه دیگری به همراه نداشته است.
افزون بر تجاوز به یمن، مداخله های مداوم دولت سعودی در امور داخلی عراق، تنش های زیادی را میان بغداد و ریاض به وجود آورده است. این موضوع در کنار هزینه های مالی فراوانی که عربستان برای پشتیبانی از مخالفان دولت «بشار اسد» در سوریه می پردازد بر دشواری های پیش روی عربستان در منطقه افزوده است. این چالش ها زمانی برای رهبران سعودی گران آمد که افزون بر موضعگیری کشورهای منتقد عربستان، برخی رسانه ها و سازمان های بین المللی نیز انتقادهای گسترده ای را از ماهیت، اهداف و چگونگی مداخله های عربستان در کشورهای خاورمیانه مطرح کردند.
در این زمینه تا کنون شواهد و اسناد فراوانی منتشر شده است که نشان می دهد سازمان های اطلاعاتی عربستان و دولت این کشور در تجهیز و تامین نیروی انسانی گروه های تروریستی در عراق و سوریه نقش فعالی دارند و در چند سال اخیر ریاض به عنوان پشتیبان شماره یک گروه داعش معرفی شده است.
امروز عربستان سعودی در داخل با معضل هایی نظیر بیکاری، رکود اقتصادی، کاهش نرخ رشد تولید، کسری بودجه بی سابقه، نارضایتی اقلیت شیعه از تبعیض های حکومت مرکزی و مطالبات فزاینده برای تامین حقوق شهروندی روبرو است. این مشکل ها علاوه بر اعتراض های مردمی، انتقادهایی را نیز از جانب برخی اعضای خاندان سلطنتی به دنبال داشته است. بسیاری معتقدند با تداوم ماجراجویی های عربستان در خارج از مرزها و دخالت در امور همسایگان، سطح نارضایتی در هرم قدرت و بدنه جامعه در حال حرکت به سمت نقطه ای بازگشت ناپذیر است.
در خارج از مرزهای عربستان نیز به رغم تلاش های بسیار و صرف هزینه های هنگفت برای ایجاد مقبولیت منطقه ای و جهانی سطح انتقادها از سیاست های ریاض به شکل بی سابقه ای افزایش یافته و حتی مقام های دولت های متحد عربستان چون آمریکا را وادار به واکنش و انتقاد از رهبران عربستان کرده است. به این ترتیب موقعیت کنونی را باید یکی از دشوارترین تنگناهای پیش روی خاندان آل سعود به شمار آورد که نتیجه پیمودن مسیرهای بیراهه تصمیم سازی و ماجراجویی ها رهبران نوظهور ریاض است.
گروه پژوهش و تحلیل خبری
پژوهشم**9347**1969**9279
کد N1395802