بازیگران عاقل و مهره‌های جاهل

برخی دولت‌ها با استفاده از نیروی گروهک‌های شبه نظامی، به عوامل اصلی جنگ سرد جدید مبدل می‌شوند.

برخی دولت‌ها با استفاده از نیروی گروهک‌های شبه نظامی، به عوامل اصلی جنگ سرد جدید مبدل می‌شوند. عمده جنگ های سرد و گرم قرن بیستم، میان دولت ها صورت گرفت. طرفین متحد و متفق جنگ های جهانی، مجموعه ای از دولت ها بودند. جنگ سرد نیز بین دولت ها روی داد و شوروی سابق و آمریکا در راس دو سوی این جنگ بودند اما امروزه پای شبه نظامیان و گروهک های مسلح نیز به میان آمده است. آنها در وضع جدید، دارای امتیازاتی نسبت به دولت ها هستند. یکی از مهم ترین آنها این است که در درگیری ها دست و پا بسته نیستند و براحتی مرتکب درگیری های خونین می شوند، زیرا مسئولیت دولت ها را ندارند و نسبت به از دست دادن قدرت (نگرانی همیشه دولتمردان) واهمه ای ندارند. از سوی دیگر، دولت های مدعی قدرت، با محدودیت افزون روبه رو هستند. یکی از آنها، هراس از درگیر شدن با قدرتی همتراز خود است. در هیچ طرف این نزاع احتمالی، پیروزی وجود نخواهد داشت، زیرا به نابودی یا تضعیف شدید دو طرف منجر خواهد شد. در چنین وضعی، میل به درگیری و جنگ گرم، بین دولت های ابرقدرت، بسیار ضعیف و این میل، بین گروهک های مسلح بسیار شدید است. در میانه این دو، دولت هایی قرار دارند که بازیگران جدیدی در عرصه سیاست بین الملل محسوب می شوند. این دولت ها خود را چندان محدود به معذوریت دولت های ابرقدرت نمی بینند. از سوی دیگر به واسطه این که در وضع سیاسی یک دولت رسمی قرار دارند و نسبت به جایگاهی که در آن قرار دارند مسئولیت دارند و همواره نسبت به از دست دادن جایگاه خود، به واسطه نارضایتی مردم داخل دچار هراس هستند، به وارد شدن به جنگ گرم به نحو مستقیم، تمایل چندانی ندارند اما آنها از منافع نزاع گرم نمی گذرند، بلکه آن را دور از مرزهای خود پی می گیرند. در رسیدن به این مقصود، گروهک های شبه نظامی نقش مهمی دارند. دولت های مذکور با حمایت مالی و تسلیحاتی و حتی عقیدتی نسبت به این گروهک ها، آنها را در جهت ضربه زدن به دولت های رقیب تحریک می کنند. از این رو، نزاع های قرن جدید، شکل پیچیده ای به خود می گیرد، به نحوی که لزوما دولت هایی که به لحاظ نظامی در وضع قوی تری هستند، کنترل بازی را در دست نخواهند داشت. حتی برخی مواقع چنین قدرت هایی، ممکن است وضعی سردرگم و منفعل نسبت به رویدادها پیدا کنند، به نحوی که برمبنای سیاست حفظ منافع خود، نه بتوانند در برابر یک احتمال جنگ گسترده در یک منطقه استراتژیک، سکوت کنند و نه بتوانند جانب هیچ یک از طرف های درگیر (به واسطه ناشناخته بودن ماهیت هر یک از آنها) را بگیرند. گروهک های شبه دولتی، به بازیگران مهم نزاع های معاصر بدل شدند؛ بازیگرانی که امروز قدرت های بزرگ آنها را به مثابه بازیگران غیرعقلانی (در برابر دولت ها به مثابه بازیگران عقلانی) می شناسند اما همین دولت ها به مثابه بازیگران عقلانی، به واسطه بهره گیری از فشار گروهک های شبه نظامی، مقاصدی را بر قدرت های بزرگ تحمیل خواهند کرد و به قدرت های نوظهور در جنگ سرد جدید مبدل خواهند شد. حسین برید