«Discours de la Methode» مهمترین اثر فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی، رنه دکارت (متولد ۳۱ مارس سال ۱۵۹۶ و متوفا در ۱۱ فوریه ۱۶۵۰) ۲۶ نوامبر سال ۱۶۳۷ انتشار یافت.این کتاب روش تازه«یافتن حقیقت» را به دست …

«Discours de la Methode» مهمترین اثر فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی، رنه دکارت (متولد ۳۱ مارس سال ۱۵۹۶ و متوفا در ۱۱ فوریه ۱۶۵۰) ۲۶ نوامبر سال ۱۶۳۷ انتشار یافت.این کتاب روش تازه«یافتن حقیقت» را به دست می دهد.

در همین کتاب است که وی می گوید : تافکر می کنم (می توانم فکر کنم) زنده هستم، و یک زنده باید به جامعه فایده برساند.

عقاید و نظریه های دکارت که از مهمترین فلاسفه اروپا قرون جدید بشمار می رود بیش ازهر اندیشمند دیگر در دوران معاصر مورد استفاده بوده است. تعریف او از جامعه که به صورت یک فرمول ریاضی عرضه شده همیشگی و جاویدان خواهد بود و هر روز به آن استناد و بر پایه اش قانون نوشته می شود.

دکارت نخستین اندیشمندی بود که روش ارسطو را دنبال نکرد و برای تحقیق و اثبات، یک روش علمی در پیش گرفت که به انقلاب در فلسفه تعبیر شده است. وی رابطه فلسفه با الهیات را تغییر داد.

دکارت را پدر فلسفه جدید خوانده اند. وی دانش را قطعه به قطعه بر پایه اصول ریاضی نوسازی کرد و گفت چیزی را باید پذیرفت که غیر قابل تردید باشد مثلا؛ به این که وجود داریم نمی شود تردید کرد.

تعریف او از جامعه که به صورت یک فرمول ریاضی عرضه شده همیشگی و جاویدان خواهد بود و هر روز به آن استناد و بر پایه اش قانون نوشته می شود. این فرمول که در مدارس تدریس و تشریح می شود در مورد هر جامعه از کوچکترین آن (خانواده = زن و شوهر) تا احزاب، جوامع ملی و جامعه بین المللی صدق می کند و شامل می شود.

دکارت در تعریف «جامعه» یک فرمول همیشگی و بسیار مهم را به دست داده است و کسی که مفهوم آن را نداند در زندگانی خانوادگی و عمومی موفق نخواهد بود. اگر در فرمول جامعه که دکارت آن را به دست داده است تغییری حاصل شود معادله برهم خواهد خورد و دیگر، جامعه ای وجود نخواهد داشت. این فرمول بسیار مهم از این قرار است :

جمع (دو نفر یا بیشتر) + هدف مشترک + کمک به هم برای رسیدن به هدف مشترک = جامعه

مثال : زن و مرد + با هدف مشترک که همانا رفع نیاز و تامین سعادت است + همدلی و همیاری برای رسیدن به هدف مشترک = خانواده

به همین ترتیب سایر جوامع.

حال اگر در طرف اول این فرمول، یکی از سه عنصر لنگ بزند معادله به وجود نخواهد آمد، یعنی جامعه ای نخواهد بود، و در این صورت جامعه تبدیل به اجتماع می شود (جمع شدن چند نفر با هدف های مختلف و بدون همکاری باهم). مثلا اگر زن و شوهر دارای یک هدف نباشند و اگر دارای یک هدف باشند ولی برای رسیدن به این هدف به یکدیگر کمک نکنند و همیار و همدل نباشند، جامعه خانواده وجود نخواهد داشت. فلسفه طلاق همین است..