امروز جمعه 20 شهریور 1405

Friday 11 September 2026

وقتی تلفن زنم را دیدم دنیا روی سرم خراب شد


1401/08/19
کد خبر : 2277846
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 68 نفر
[div]رکنا: احساس می‌کردم رفتارش تغییر کرده و مدام سرش توی گوشی تلفن همراهش بود. او را زیر نظر گرفتم و با بررسی گوشی تلفنش واقعیتی تلخ برایم نمایان شد. جوانی پیام‌های دلبرانه می‌فرستاد و... او در فضای مجازی با پسری جوان ارتباط برقرار کرده بود. از او توضیح خواستم و خیلی صادقانه برایم توضیح داد که از یک هفته قبل درگیر این رابطه مجازی شده است.[/div] [div]از شنیدن این حرف‌ها اعصابم به هم ریخته بود. برخورد تندی با همسرم داشتم و چند روزی هم قهر بودیم. به خانه مادرم رفته بودم و خوب شد قبل از آن که به دیگران حرفی بزنم برادرم را در جریان موضوع قرار دادم. این اولین باری بود که غرورم را زیر پا گذاشتم و از برادر بزرگم راهنمایی خواستم. او مرا به آقای دکتر معرفی کرد و برای مشاوره به کلینیک رفتیم.[/div] [div]من از دست همسرم خیلی شاکی و دلگیر هستم، اما اعتراف می‌کنم مقصر هستم. من شغل آبرومندانه‌ای داشتم و سرگرم زندگی ساده خود بودیم. یکی از دوستان زیر پایم نشست و از آنجا که زیاده خواه و مغرور بودم با قرض و قسط کار دومی برای خودم راه انداختم. کاری که هیچ سر رشته‌ای از آن نداشتم و در مدت کوتاهی حسابی کم آوردم. مجبور شدم به هر سختی بود از پس این شکست بر بیایم و جواب طلبکارهایم را بدهم. بعد از این ماجرا با آن که پدرم باز هم حمایتم می‌کرد و همسرم به من روحیه می‌داد که هر شکست زمینه یک پیشرفت است عصبی و افسرده شده بودم.[/div] [div]متاسفانه سرم به سنگ زمانه نخورده بود و حتی در خانه بداخلاقی و تندخویی می‌کردم.[/div] [div]من با همسرم جنگ اعصاب پیدا کرده بودم و او که حوصله اش سر آمده بود هفته‌ای یکی دو روز خانه پدرش می‌رفت. این وضعیت باعث شد از نظر عاطفی با هم بیگانه بشویم و ... [/div]

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/index.php/article/show/2277846
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید