جوامع دهقانى اساس ساختمان اجتماعى ويتنام مى‌باشند که از آغاز پيدايش ويتنام، به‌عنوان يک ملت همواره برقرار بوده‌اند. هر يک از اين جوامع دهقانى واحدى اجتماعى است با تشکيلات ادارى و يا مذهبى خاص خويش، معتقدات و مسئوليت‌ها و اختيارات خاص خود و نيز حق قضاوت در مورد اختلافات بين اعضاء خود؛ بنابراين تشکيلات دولتى در ويتنام نه براساس کارهاى مختلف، بلکه براساس اجتماعات مختلف سازمان يافته است. از قرن‌ها قبل تاکنون وضعيت زمين‌هاى اشتراکى که به‌وسيله کار دسته‌جمعى اداره مى‌شدند نقش مهمى را در وضعيت تشکيلات و ارتباط‌هاى داخلى هر دهکده ايفاء کرده است. خودمختارى و پيوستگى ذاتى اعضاء دهکده به‌شرح فوق نشانگر نوعى دمکراسى اجتماعى بود که به دهکده‌هاى ويتنامى اعطاء گشته بود. شايد به‌همين دليل بود که با پيدايش صورت خصوصى مالکيت زمين در قرن پانزدهم، حکومت مرکزى کوشيد تا سيماى آزادى‌خواهانه خود را در اين مورد محفوظ نگهدارد. به اين ترتيب که شاه همچنان که در زمان سلطه خانواده لي، جوامع دهقانى را در مقابل اشراف حمايت نموده بود، اکنون به حمايت از دهقانان در قبال دست‌اندازى‌هاى شوراى سالخوردگان پرداخت و فرمان‌هاى قبلى حکومت در مورد ممنوع ساختن کشت زمين‌هاى اشتراکى توسط دهقانان را که براى دهقانان هر دهکده اهميت فراوانى داشت لغو نمود اين وضع همچنان تا زمانى‌که سرانجام کشور توانست استقلال خود را حفظ نمايد به قوت خود باقى ماند.


بدين ترتيب هر دهکده براى خود نه تنها يک واحد اقتصادى بلکه يک واحد تحقيقاتى ثابتى به شمار مى‌آمد که توسط به اصطلاح ارواح محافظ خاصى محافظت مى‌شد. طبيعى است که شوراى ادارى هر دهکده به‌طور مستقيم توسط اعضاء همان دهکده و از ميان کهنسال‌ترين مردان آن انتخاب مى‌شد.


تکامل چنين جامعه‌اى در قرن پانزدهم با شروع اضمحلال آن مواجه شد. برخى از دهکده‌ها که از پرداختن روح محافظ براى خود غفلت نموده بودند. شروع به خلق يک قهرمان ملى براى خود کردند. در تمامى اين موارد شوراى کهنسالان ترتيب شکل گرفتن و يا گسترش مناسبات زيستى دهکده را کنترل مى‌نمود و بدين ترتيب تمام کسانى که اختيار قانونى رسيدگى به مشاجرات اهالى را داشتند مسئوليت افراد محلى را حتى در زمان جنگ نيز تعيين نمودند. لذا هدايت هر روستا به منزله سلول اصلى جامعه ويتنام تا قرن هيجدهم که دولت مرکزى ويتنام اقتدار خود را به کلى از دست داد برقرار بود.


مناسبات درونى در داخل هر واحد اجتماعي، همواره با احساس واقعى همبستگى درونى اعضاء آن با يکديگر وابسته بود و احساس مذهبى و اعتقادى که حول محور روح محافظ مى‌گرديد همبستگى آنان را تشکيل مى‌داد. اين وحدت شامل فعاليت‌هاى اقتصادى دهکده نيز مى‌شد. زمين‌هاى اشتراکى سرمايه همه دهقانان به شمار مى‌آمد هر يک از اهالى که به سن معينى مى‌رسيد به‌خودى خود استحقاق دريافت يک قطعه از زمين مزبور را پيدا مى‌کرد.


اين طرز زندگى دسته جمعى دهقانان را در مقابل عوامل طبيعى و يا عوامل ذهنى ماوراء آن به طرز قابل ملاحظه‌اى حفظ مى‌نمود. بدين ترتيب تهديدهاى سياسى و يا مصيبت‌هاى اقتصادى مى‌توانست از نظر همکارى و يا دفاع متقابل دسته جمعى ارزيابى گردد. اين شکل کار اگرچه محدود به‌نظر مى‌رسيد ليکن به‌نحو موفقيت‌آميزى در هر جامعه جنبه‌هاى استقلال طلبى آن را تقويب مى‌کرد و براى مدتى طولانى استقلال داخلى جامعه را در مقابل نفوذ و يا بدعت‌گذارى‌هاى صادره از جهان خارج محفوظ مى‌داشت. اين طرز زندگى اجتماعى اثر عميقى در طرز فکر مردم ويتنام برجاى گذاشت، به‌نحوى که تقدم ارزش‌هاى سنتى به ديگر ارزش‌هاى آن جامعه هنوز هم محسوب مى‌باشد.


از آغاز قرن هيجدهم سن اهميت خود را به‌عنوان ملاک و معيار از دست داد و ثروت جاى آن را گرفت. در اين مرحله کوشش مى‌شد کارى انجام گيرد و تا در نزد ديگران مهم و با ارزش باشد و براساس آن نقش مهم‌ترى در زندگى اجتماعى براى او فراهم نمايند. طبيعت محدود چنين جامعه‌اى بى‌گمان مستلزم رعايت سخت و اکيد سيستم قوانين برترى اجتماعى اشخاص بر يکديگر در جهت حفظ اين برترى‌ها بود.


قرن هيجده، قرن قيام‌هاى دهقانى است که در سطح بسيار وسيعى با شدت تمام حاکميت طبقه حاکم را تهديد نمود و سرانجام با فشار بسيار زياد در هم شکسته شد. قيام‌هاى انقلابى بعد، سلسله لى را از قدرت کنار زده و به‌دنبال آن، تحولات پى‌درپى سياسى - اجتماعى آغاز شد. ولى عمر اين انقلاب کوتاه بود زيرا که استقرار سلسله پادشاهى نگوين استقرار مجدد حاکميت اشرافى را به‌دنبال آورد. بعدها اعطاء امتيازات به فرانسويان آغاز شد که سرانجام در اواسط قرن نوزده منجر به فتح اين سرزمين توسط نيروهاى فرانسوى گرديد.


بدين ترتيب مشخصه اصلى ويتنام با پيروزى حاکميت نظام دهقانى و ترکيب کامل اجتماعى - اشتراکى آن را در استقلال درونى هر واحد اقتصادى قالب‌ريزى شده است. سرانجام تهاجم پى‌درپى اقوام بيگانه و آن مقاومتى که ويتنامى‌ها توانستند در مقابل مهاجمان به‌عمل آورند، و ظرفيت پيکار جوى ملى و متحد خود را افزايش بخشند، و نيز تهاجم خود دهقانان به سمت زمين‌هاى بکر و دلتاى مکونگ را مى‌توان از خصوصيات ويژه مردم اين سرزمين به شمار آورد.


به‌همين دلايل بود که پس از اشغال ويتنام توسط فرانسوى‌ها مردم ساکت ننشته، و با آنها وارد نبردهاى پارتيزانى شدند که تا ۱۹۱۳ که آخرين دژ مستحکم فتح گرديد ادامه يافت. طى سى سال از آغاز قرن بيستم تا ۱۹۳۰ نمودهاى مختلف احساس ملى در عرصه مناسبات ويتنام همواره قابل رؤيت بود، ليکن همه آنها از اين نقطه ضعف برخوردار بودند که فاقد تشکيلات، کفايت و اقتدارى جامع در مقابل استعمارگران بودند.


در فاصله سال‌هاى ۱۹۳۰ تا سال استقلال، هسته‌هاى چريکى چپ‌گرا سراسر کشور را صحنه مقاومت‌ها و نبردهاى خود ساخت. بدين ترتيب گرايش چپ براى سلطه سياسى بر کشور و تشکيل حکومت آماده بود. اين نبردها پيوند عميقى را که بين مردم و رهبران سياسى در جريان سال‌ها مبارزه مشترک به‌وجود آمد عميق‌تر کرد و از اين ضرب‌المثل ”زندگى با هم، غذا با هم، کار با هم“ که به ضرب‌المثل با هم‌ها مشهور است به‌وجود آمد. از ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۶ که ويتنام به دو نيمه تقسيم شده بود، سلطه رسمى ايدوئولوژى چپ بر جنوب کاسته شد. ولى ديرى نپائيد که سراسر کشور تحت سلطه رسمى حکومت سوسياليستى قرار گرفت.


همه اعضاء دفتر سياسى حزب مناصب مهمى در دولت دارند. در سطوح پائين‌تر يعنى ايالات، مناطق و دهکده‌ها مقامات حزبى بر شوراهاى مديريت تفوق دارند. بالاترين اختيارات حزب در اختيار مجلس ملى است که کميته مرکزى حزب را انتخاب مى‌کند. اعضاء اين مجلس هر پنج سال يک بار انتخاب مى‌شوند. اعضاء اين کميته کمتر از ۱۰% اعضاء کنگره ملى هستند و دوبار در سال تشکيل جلسه مى‌دهند. اکثر دستورالعمل‌هاى مهم و اصلى به‌عنوان قطع‌نامه‌ها کميته مرکزى صادر مى‌شود هرچند که دفتر سياسى حزب آنها را تنظيم نموده است.