در اينجا مناسب است که به معاهدهٔ شيخ قطر و انگليس اشاره‌اى داشته باشيم. اين معاهده داراى ۱۱ بند بوده و در مجموع شامل تعهدات شيخ قطر به دولت انگليس مى‌باشد. در مقدمه آن آمده است که:


پيمان بين حکومت بريتانيا و شيخ عبدالله‌بن‌جاسم (قاسم)بن ثانى شيخ قطر به تاريخ سوم نوامبر ۱۹۱۶ نظر به اينکه پدربزرگم مرحوم شيخ محمدبن‌ثاني، در تاريخ دوازدهم سپتامبر ۱۸۶۸ موافقت‌نامه‌اى را امضاء کرد که مرتکب هيچگونه نقض صلح (آزادي) دريانوردى نشود، و نظر به اينکه اين تعهدات براى من، جانشين وى در قطر، نسبت به حکومت بريتانيا گسترش يافته است:


بند۱. من، شيخ عبدالله‌بن جاسم‌بن ثانى تعهد مى‌کنم، همان‌گونه که شيوخ دوست در ابوظبي، دبي، شارجه، عمان، رأس‌الخيمه و ام‌القوين عمل مى‌کنند، با حکومت عالى بريتانيا در زمينه جلوگيرى از تجارت برده و دزدى دريايى و بطور کلى در حفظ آزادى کشتيرانى همکارى نمايم.


بند۴. من شيخ عبدالله، تعهد مى‌کنم که بدون رضايت حکومت عالى بريتانيا، نه روابط و نه تماسى با هيچ قدرت خارجى نداشته و يا نماينده آن را نپذيرم. همچنين بدون چنين رضايتى اقدام به واگذارى زمين يا فروش، انتقال، هديه آن و يا به هر شکل ديگرى ننمايم.


بند۵. من همچنين اعلام مى‌کنم که بدون رضايت حکومت عالى بريتانيا اقدام اعطاى امتياز صيد مرواريد يا اعطاى هرگونه امتياز انحصاري، امتيازات يا حقوق کابل زمينى به کسى ننمايم.


بند۹. همچنين من تعهد مى‌کنم که اجازهٔ استقرار يک دفتر پست و تلگرافخانه را در هر منطقه‌اى از سرزمينم که حکومت بريتانيا در نظر داشته باشد، اعطاء کنم.


بند۱۰. حکومت عالى بريتانيا به‌نوبهٔ خود، با توجه به اين پيمان‌ها و تعهداتى که من وارد آنها شده‌ام، تعهد مى‌کنم که از من و اتباعم و سرزمينم در مقابل کليه تجاوزات دريايى حفاظت کرده و حداکثر جبران را براى کليه خساراتى که ممکن است من و اتباعم متحمل شويم، به‌عمل آورد.


در اين ميان کشف نفت در قطر در سال ۱۹۳۹ اهميت بيشترى را به اين شيخ‌نشين داد. شيخ‌حمد بن عبدالله در دوران حکومت پدرش به عنوان وارث برگزيده شد و از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۸ غالباً نمايندگى پدر را بر عهده داشت. ليکن وى در سال ۱۹۴۸ و در زمان حيات پدر خود، از دنيا رفت. پس از اين حادثه شيخ عبدالله به نفع فرزند ديگرش يعنى شيخ‌على‌بن عبدالله آل‌ثانى از کار کناره گرفت. شيخ حمدبن‌عبداله پدر شيخ فعلى قطر، شيخ خليفه‌بن‌حمد آل‌ثانى بود و به همين لحاظ در منابع مکتوب قطرى همواره با احترام و تقدير خاصى از او ياد مى‌شود. شيخ على‌بن‌خليفه در سال ۱۹۴۹ به عنوان امير قطر شناخته شد. در دوران حکومت وى توليد نفت افزايش يافته و به ميزان بازرگانى استخراج گرديد. همچنين اقداماتى جهت حرکت به طرف توسعه انجام شد. شيخ‌على آل‌ثانى در سال ۱۹۶۰ از حکومت کنار رفته و جاى خود را به پسرش شيخ احمد آل‌ثانى داد. انگليس در سال ۱۹۶۸ اعلام نمود که تا سال ۱۹۷۱ نيروهاى خود را از شرق کانال سوئز و خليج‌فارس عقب خواهد کشيد.در نتيجه قطر تلاش نمود تا با بحرين و امارت متصالحه يعنى امارات عربى متحده، در يک فدراسيون پيشنهادى متحد شود. در ماه آوريل ۱۹۷۰ حاکم قطر قانون اساسى موقتى را که براى تشکيل مجلس مشورتى در قطر تهيه شده بود، اعلام نمود. با اين حال قدرت واقعى و مؤثر همچنان در دست خانوادهٔ آل‌ثانى باقى ماند.


در مِى ۱۹۷۰ حاکم شيخ خليفه‌بن‌حمد، عموزادهٔ شيخ احمد آل‌ثاني، به عنوان نخست‌وزير منصوب گرديد. با شکست مذاکرات مربوط با اتحاد با امارت‌هاى خليج‌فارس، قطر در اول سپتامبر ۱۹۷۱، هنگامى که حاکم آن عنوان امير را براى خود انتخاب کرد، به طور کامل استقلال يافت. به دنبال اين تحوّل، پيمان ۱۹۱۶ جاى خود را به يک پيمان جديد دوستى با انگليس داد. اعلاميه استقلال قطر در سوم سپتامبر ۱۹۷۱ توسط شيخ خليفه‌بن‌حمد، نخست‌وزير، از راديو و تلويزيون قرائت گرديد. در ۲۲ فوريه ۱۹۷۲ يک کودتاى بدون خونريزى به رهبرى شيخ خليفه‌بن‌حمد، وليعهد و نخست‌وزير، صورت گرفته و طى آن شيخ احمد امير قطر در جريان اقامت وى در خارج از کشور، از قدرت معزول شد. سپس شيخ خليفه با درخواست جهت کسب حمايت خاندان سلطنتى و نيروهاى مسلح خود را به عنوان امير اعلام نموده و پست نخست‌وزيرى را براى خود باقى گذاشت. شيخ خليفه‌بن حمد آل‌ثانى در سال ۱۹۳۲ در الرايان واقع در نزديکى دوحه به دنيا آمد. وى به دليل نقش فعالى که از ابتدا در جريان حيات سياسى خود در صحنه‌هاى اجتماعي، مناصب دولتى نظير قضاوت در دادگاه حقوقى و نيز به عنوان اولين وزير آموزش و پرورش در سال ۱۹۵۷ ايفا مى‌نمود بود، سابقهٔ مهم و خوبى را براى طى کردن پلکان قدرت ايجاد کرده بود. برخى ديدگاه‌هاى قطرى نيز افکار روشنفکرانه شيخ خليفه و مخالفت وى با ادامه روش‌هاى سنتى و غلط حکومت‌دارى از سوى شيخ احمد را يکى از عوامل و انگيزه‌هاى روى کار آمدن مشاراليه ذکر کرده‌اند.


شيخ خليفه حدود ۲۰ سال به صورت حاکم بلامنازع بر قطر حکومت نمود ليکن از سال ۱۳۷۱ به تدريج با افزايش نقش وليعهد، از نفوذ وى کاسته شد. سرانجام به دنبال ۴ ماه اختلاف شديد بين امير و جناح وليعهد در تاريخ ۶/۴/۱۳۷۴ در حالى که شيخ خليفه در جريان سفر خارجى خود به سر مى‌برد راديو دولتى قطر رأس ساعت ۴/۶ صبح خبر داد که شيخ حمد، امير جديد قدرت را در قطر بدست گرفت. شيخ خليفه در همان روز طى تنها بيانيه‌اى که صادر کرد اين اقدام را رد کرده و مدعى شد که سران شوراى همکارى از وى حمايت کرده‌اند و به هر قيمتى که شده به کشورش باز مى‌گردد. سپس تلويزيون قطر تصاوير بيعت و همبستگى بزرگان کشور و خانواده آل‌ثانى با امير جديد را پخش نمود. شيخ حمد، امير جديد در بخشى از پيام خود که در همان ‌روز منتشر نموده بود اعلام کرد که: آقايان وزراء! شهروندان گرامي! همانطور که مى‌دانيد کشورمان در مدت اخير شاهد شرايط سختى بود که ادامه کار در آن شرايط سخت مى‌نمود، شرايطى که با کمال تأسف مرا وادار به تصميمى قاطع نموده و بعد از موفقيت و بيعت و تأييد خانوادهٔ بزرگ حاکم و ملت بزرگ قطر، زمام امور کشور را به عنوان جانشين پدرم که پدر عزيزى براى همه باقى خواهد بود، در دست گيرم.


شيخ حمد در اين پيمان سپس به سياست‌هاى دولت خود اشاره نموده و گفت که: دولت قطر به عنوان عضو شوراى همکارى کشورهاى خليج‌فارس، اتحاديه عرب، سازمان‌هاى جهانى و سازمان ملل متحد باقى مانده و به کليه قراردادها و پيمان‌ها و توافق‌هايى که با کشورهاى برادر و دوست غيره امضاء نموده پايبند خواهد ماند. قطر دوستدار صلح و علاقمند به امنيت و ثبات خود و امنيت و ثبات کشورهاى برادر و دوست مى‌باشد.


سپس در تاريخ ۱۴/۴/۱۳۷۴ وزير خارجه قطر اعلام نمود که شيخ مشعل پسر بزرگ شيخ حمدبن خليفه آل‌ثانى وليعهد اين کشور خواهد بود.


گفتنى است که پس از اعلام مواضع امير جديد، کشورهاى اردن، آمريکا، انگليس، فرانسه، شوراى همکارى خليج‌فارس، ليبي، سودان، مصر، لبنان، فلسطين، هند، روسيه، افغانستان، مالديو و ترکيه هر يک به نوعى حکومت جديد قطر را به رسميت شناخته و از آن استقبال کردند. در اين ميان پيامى از سوى رئيس‌جمهورى اسلامى ايران در تاريخ ۷/۴/۱۳۷۴ جهت امير جديد قطر ارسال گرديد.


دولت جديد قطر متعاقباً اقدام به اعزام هيئت‌هاى سياسى متعددى به کشورهاى شوراى همکاري، مصر، سوريه و اردن جهت تشريح مواضع خود نمود.


شيخ حمدبن جاسم‌بن آل‌ثانى وزير خارجه نيز طى چندين مصاحبهٔ مطبوعاتى ديدگاه‌هاى دولت جديد نسبت به مسائل مختلف منطقه‌اى و بين‌المللى را اعلام نمود. وى در ۱۴/۴/۱۳۷۴ در مورد بازگشت شيخ خليفه امير سابق قطر گفت که: حضور عاليجناب شيخ خليفه‌بن حمد آل‌ثانى در کشورش براى ما همواره مايه افتخار است... ايشان يک زمانى قطر را به پيش برده و اين کشور را متحوّل ساخته است. ولى ما بيش از آنچه امير در بيانيه خود گفته است نمى‌توانيم آن شرايطى را که ما را به اتخاذ چنين تصميم وادار نموده تشريح کنيم. بازگشت ايشان براى ما مايه افتخار و امرى طبيعى است.


شيخ حمدبن خليفه در آغاز زمامدارى به منظور تثبيت قدرت خود اقدام به اتخاذ مواضع معتدل در مقايسه با گذشته در قبال عربستان، بحرين و رژيم صهيونيستى نمود. وى ضمن اعلام آمادگى قطر جهت حل مشکلات مرزى با عربستان سعودى افزوده است که امکان دارد که شکايت عليه بحرين را از دادگاه بين‌المللى پس بگيرد. وى همچنين گفته است که قطر همچون ساير کشورهاى عربى در کنفرانس مادريد ۱۹۹۲ جهت صلح خاورميانه شرکت کرد، اما قطر کشورى نيست که راه را منجر به برقرارى صلح با اسرائيل نمود.


هر چند که اين مواضع ممکن است بنا به مصلحت نظام جديد و به‌ منظور تثبيت حکومت جديد صورت گرفته باشد با اينحال با توجه به نگرش امير جديد نسبت به مسائل منطقه‌اى و بين‌المللى احتمال دارد که مواضع درازمدت نيز باشد.