نيروى هوائى

نيروى هوائى عمان از هواپيماهاى جنگنده هوکوهانيز و بمب افکن تاکتيکى مييکات جاگوار و يفندر و هواپيماى جنگنده و آموزشى باک ۱۶۷ ستراک ماستر و هواپيماى بمب افکن تاکتيکى جاگوار مجهز به رادارهاى بلانيزفاير و همچنين موشک‌هاى ماژيک‌ (هوا به هوا) و سايدوايندر ۹ بي استفاده مى‌کند. اضافه بر اين هواپيماهاى د.اچ.سى ۶ تربو يورتر را در اختيار دارد. اين نيرو از انواع هليکوپترهاى بل‌ ۲۱۴ و اگوستابل ۲۰۶، ۲۰۵، ۲۱۲ و سى‌. اچ ۳ - سى کينگ‌ استفاده مى‌کند. ضمناً دولت عمان تعدادى هواپيماى تهاجمى تورنادو ساخت مشترک آلمان، ايتاليا و انگليس سفارش داده است که به‌خاطر مشکلات اقتصادى اين سفارش را بارها به تأخير انداخته و آخرين بار آن سال ۱۹۹۰ بوده است.

عضويت در پيمان‌هاى نظامى

سرکوب جنبش ظفار و بهبود روابط عمان با کشورهاى عرب منطقه از جمله کويت و عراق رفته‌رفته راه را براى ورود اين کشور به همکارى‌هاى جمعى و ايفاء يک نقش محدود منطقه‌اى هموار ساخت. البته انديشه همکارى منطقه‌اى ميان کشورهاى خليج‌فارس به زمان خروج انگليس در سال ۱۹۶۸ از منطقه خليج‌فارس و شرق سوئز باز مى‌گردد. سلطان قابوس در راستاى دکترين‌نيکسون و به‌دنبال توصيه آمريکا طرح انعقاد يک پيمان نظامى با مشارکت شاه ايران پيشهاد کرد که مسئوليت حفظ امنيت در منطقه خليج فارس را به‌دست گيرد. در صورت تحقق اين طرح که شامل آزادى کشتيرانى در تنگه هرمز و خليج‌فارس، حمايت از منطقه و دور نگهداشتن دولت‌هاى آن را ناآرامى‌هاى داخلى بود، موجب تسلط ايران بر منطقه مى‌شد که اين امر خوشايند سعودى‌ها و عراقى‌ها نبود. عمان در چهارمين کنفرانس وزيران خارجه کشورهاى حوزه خليج‌فارس شامل ايران، عراق، عربستان‌، کويت، امارات‌، قطر، بحرين و عمان که در تاريخ ۲۵ و ۲۶ نوامبر ۱۹۷۶ در مسقط برگزار شده بود طرحى با تلفيق طرح‌هاى سابق که از طرف ايران، عراق و کويت تهيه شده بود، ارائه دارد.


اين طرح به‌دليل مخالفت عراق تصويب نشد و کنفرانس بدون اخذ نتيجه پايان يافت. عمان در دومين کنفرانس مسقط که در تاريخ ۲۵ نوامبر ۱۹۷۷ تشکيل شد بار ديگر ضرورت انعقاد يک پيمان نظامى با مشارکت ايران و ساير کشورهاى عربى حوزه خليج‌فارس را مورد تأکيد قرار داد. اين‌بار نيز طرح مذکور به‌دليل مخالفت عراق به تصويب نرسيد. به‌طور کلى استراتژى عمان تا انقلاب اسلامى براساس پيروزى از استراتژى غرب و کسب حمايت شاه ايران در خليج‌فارس به‌عنوان حامى قدرتمند وى در منطقه مبتنى بوده است. به‌دنبال پيروزى انقلاب اسلامى ايران در سال‌هاى ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ و جنگ ايران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) نگرانى بين‌المللى در زمينه اهميت عمان بالاخص در رابطه با تنگه هرمز (شاهرگ نفتى جهان) افزايش يافت. سلطان قابوس در فوريه ۱۹۸۰ به‌طور اصولى پذيرفت که ايالات متحده در جزيره مصيره که در ساحل شرقى عمان واقع است، داراى پايگاه نظامى باشد تا در شرايط ضرورى از آن استفاده نمايد. در ژوئن ۱۹۸۰ قراردادى بين عمان و ايالات متحده به امضاء رسيد که براساس آن آمريکا کمک نظامى و اقتصادى در اختيار عمان قرار دهد و نسبت به امنيت آن کشور متعهد گردد و در مقابل عمان نيز بنادر و تأسيسات پايگاه‌هاى هوائى خود را در خليج‌فارس در اختيار نيروهاى آمريکائى قرار دهد. همچنين در ژانويه ۱۹۹۲ قراردادى دفاعى بين عمان و فرانسه به امضاء رسيد.