موقعيت خاص جغرافيائى خاصى که قبرس در اين منطقه از جهان به خود اختصاص داده است، بررسى تاريخى اين جزيره را لازم مى‌نمايد. اين جزيره در طول تاريخ و در قرن‌هاى متوالى به مثابه جاى پائى براى کشورهاى قدرتمند منطقه‌اى و فرامنطقه‌اى بوده است.


اولين سوابق تاريخ تمدن در جزيره به ۷۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح بازمى‌گردد. شواهد و مدارک باستان‌شناسى نشان مى‌دهد که در اين تاريخ ساکنين جزيره در امتداد سواحل شمالى و جنوب شرقى جزيره زندگى مى‌کردند. ظاهراً اولين دسته افرادى که وارد جزيره شده‌اند ماجراجويان شمال لبنان بوده‌اند که با قايق‌هاى کوچک دريا را طى نموده و به ساحل پا نهادند، در کنار اين افراد اهالى آناتولى نيز اقدام به مهاجرت به قبرس نموده‌اند. بعدها به‌علت پيشامدهاى طبيعى آثار تمدن تا حدود ۱۵۰۰ سال از اين جزيره محو شد و بدين ترتيب جزيره خالى از سکنه گرديد و پس از آن تاريخ مهاجران جديدى از کشورهاى هم‌جوار وارد جزيره گشته و در امتداد سواحل شمالى و جنوبى ساکن مى‌گردند. با ورود اين افراد دوران دوم تمدن عصر پارينه آغاز گرديده است. مردم اين دوره با صنعت سفالگرى آشنا بوده و حرفهٔ کشاورزي، شکار و ماهيگيرى داشته‌اند، اين دوره از تمدن نيز در نتيجهٔ زلزله‌اى که در حدود ۳۸۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح روى داد، نابود گرديد.


در سال‌هاى ۲۳۰۰ تا ۲۵۰۰ قبل از ميلاد، پناهندگان آناتولى با خود هنر و صنعت سفالگرى و فلز را به جزيره وارد نمودند و به‌تدريج از سواحل به سوى نقاط مرکزى پراکنده شدند، در اين دوران مس در جزيره کشف و به خارج صادر مى‌گردد. در سال‌هاى ۱۹۰۰ تا ۱۶۵۰ قبل از ميلاد به برکت استخراج مس، سال‌هاى توسعه و رونق جزيره آغاز مى‌گردد. اما به‌تدريج در همين زمان به‌دليل وجود اختلافات داخلى بين اهالى صاحب صنعت و معدن شمال غربى جزيره با اهالى جنوب شرقى که عمدتاً به کشاورزى مشغول بودند باعث هرج و مرج داخل گرديد. در اين زمان که به‌علت تجارت با مصر بعضى از شهرها رونق فراوان يافتند و گروه‌هائى از کشورهاى هم‌جوار به‌منظور تجارت به اين شهرها وارد شدند و به‌تدريج در آنها ساکن گرديدند.


از سال ۱۲۳۰ قبل از ميلاد يونانى‌ها با حمله به جزاير اطراف و سواحل قبرس وارد اين جزيره شده و به‌تدريج موفق مى‌شوند تا سال ۱۱۰۰ قبل از ميلاد تمدن و زبان خود را وارد قبرس نمايند. بنيانگذارى پادشاهى در قبرس توسط قهرمانان يونانى در جنگى ”ترويان - Troian“ توسط تئوکورس پسر آژاکس پادشاه يونان منتج به ايجاد شهرى به نام ”سالاميس - Salamis“ گرديد. وى شهرهائى مانند Paphos را بنا نهاد، گرچه در حدود سال ۱۰۷۵ قبل از ميلاد در اثر زلزله و متعاقب آن سيل، شهرهاى مهم ويران گرديد اما تمدن در جزيره از بين نرفت.


پس از سال‌هاى ۱۰۵۰ الگوى پادشاهى يونانى در شهرهاى مهم توسعه مى‌يابد و در اين دوره مظهر زيبائى Godess به‌صورت مذهب عمده باقى مى‌ماند. همچنين در اين دوره فلز از قبرس به يونان صادر مى‌گرديد و اختلاط تمدن يونان و قبرس از اين دوران آغاز مى‌شود.


ورود دستجاتى از اهالى فينيقيه در سال ۹۰۰ قبل از ميلاد به جزيره باعث ورود مذهب شرق به اين جزيره مى‌گردد اما به‌علت اختلاف عميق مذهب يونان و قبرس، مذهب شرق تأثيرى نمى‌گذارد و تمدن و مذهب يونان همچنان در قبرس باقى مى‌ماند.


در پايان قرن هشتم پيش از ميلاد تا سال ۶۶۹ به دنبال هجوم آشوريان به قبرس اين جزيره به يکى از مستعمرات آشوريان مبدل مى‌شود و پس از سقوط آشوريان، قبرس تا حدود يک قرن حيات پر رونقى را سپرى مى‌کند. در سال ۵۷۰ قبل از ميلاد پادشاه مصر به قبرس حمله کرده و آن را تحت سيطرهٔ خود درآورد، در اين زمان به دنبال روياروئى با تمدن مصر و ادامهٔ ارتباط تجارى جزيرهٔ قبرس با يونان، قبرس تمدن و هويت خود را بيش از پيش حفظ مى‌نمايد. از سال ۵۴۵ قبل از ميلاد که ايران قبرس را از چنگ مصر درآورد تا دو قرن بعد قبرس تحت سيطرهٔ حکومت ايران قرار داشت و به رغم کوشش‌ها و مبارزات فراوان، مردم قبرس راه به جائى نبردند و تنها در زمان اختلافات بين ايران و اسکندر مقدونى بود که قبرسى‌ها متوجه شدند جهت رهائى از سلطهٔ ايران بايد از اسکندر حمايت نمايند و در نتيجه درسال ۳۳۲ قبل از ميلاد کشتى‌هاى زيادى توسط اسکندر به سمت قبرس روانه شدند. به رغم رهائى مردم قبرس از سلطهٔ ايران اقتدار و پادشاهى پادشاهان قبرس از ميان رفت و آنها کاملاً تحت نفوذ و سيطرهٔ يونان درآمدند و سکهٔ اسکندر در جزيره رايج شد.


بعد از مرگ اسکندر در سال ۳۲۳ اختلافات داخلى آغاز شد و نهايتاً قبرس تحت سلطهٔ مصر درآمد و مصريان حدود دو قرن بر جزيره فرمان راندند و بعد رومى‌ها قبرس را جزو قلمرو خود کردند و بالاخره در سال ۸۵ قبل از ميلاد قبرس قسمتى از استان سيسيل روم گرديد (رومى‌ها در آن زمان الههٔ عشق و زيبائى(Aphrodite) را مى‌پرستيدند). در ۱۵ سال قبل از ميلاد مسيح و ۷۶ سال پس از ميلاد حضرت مسيح زلزله دوبار جزيره را ويران نمود که با کمک‌هاى فوق‌العادهٔ امپراتور روم مجدداً بازسازى گرديد.