سرنگونی حکومت دیویو داکو

احزاب سياسى به‌خصوص جبههٔ ميهن‌پرستان يوبانگي به رهبرى ادولف ايدى لالا (Adolphe Idi LaLa) و جبههٔ آزادى‌بخش آفريقاى مرکزي به رهبرى آنگه پتاسه (Ango Patasse) که مجدداً فعاليت‌هاى سياسى خود را آغاز کرده بودند با طرح مشکلات اجتماعى و به‌خصوص بيکارى رو به افزايش کارگران کشاورزى موجبات تضعيف هرچه بيشتر رئيس‌جمهورى را فراهم آوردند و پيروزى ضعيف ديويد داکو در انتخابات ماه مارس ۱۹۸۱ بر رقيب خود پتاسه حاکى از سقوط شديد محبوبيت وى در بين توده‌هاى مردم آفريقاى مرکزى بود.


ديويد داکو که خود زمانى از مخالفين روش‌هاى خشنوت اميز و غيردمکراتيک امپراتور بوکاسا بود پس از انفجار يک بمب در يکى از سينماهاى پايتخت بر آن شد تا با انتصاب ژنرال آندره کولينگبا (Andre Kolingba) به رياست ارتش بر ناآرامى‌هاى اجتماعى که برخلاف تصور وى ريشه در نارسائى‌هاى اقتصادى داشت، فايق آيد.


اکثر نظاميان آفريقاى مرکزى که مدت‌ها در انتظار دستيابى به موقعيت مناسب براى سرنگونى سياستمداران نادان سکوت اختيار کرده بودند اندکى بعد از گزينس کولينگبا به رياست ارتش سر به شورش برداشتند و در اول سپتامبر ۱۹۸۱ با يک کودتاى باز هم سفيد به رهبرى کولينگبا حکومت ديويد داکو را سرنگون و او را روانه مزرعه خود در ۸۰ کيلومترى موکيندا نمودند.


هر چند دولت‌مردان سوسياليست تازه به قدرت رسيدهٔ فرانسه کوشيدند تا با اعلام اينکه ديويد داکو شخصاً استعفاء داده است، و يا در روز کودتا همه سربازان فرانسوى (۱۶۰۰ نفر) در پادگان‌ها بودند... خود را از اتهام دخالت در امور داخلى جمهورى آفريقاى مرکزى تبرئه کنند لکن نشانه‌هاى موجود و بررسى‌هاى انجام شده حاکى از اطلاع قبلى حکومت فرانسه از مقاصد کودتاگران است.


ژنرال کولينگبا در دوم سپتامبر ۱۹۸۱، دولت ۲۳ نفرى خود را که تماماً نظامى بودند معرفى کرده و از تمام فعاليت‌هاى احزاب جلوگيرى به‌عمل آورد.


در ۳ مارس ۱۹۸۲ پتاسه (Patasse) و تعدادى از افسران ارشد ارتش با يک اقدام به‌منظور حذف رژيم کولينگبا را مورد يورش قرار دادند، پس از آن نخست وزير سابق به سفارت فرانسه در بانگى پناهنده شد و يک‌ماه بعد مجبور به خروج از کشور شد.


در اواسط اکتبر ژنرال کولينگبا يک سفر رسمى به پاريس نمود جائى‌که او براى پايه‌گذارى دقيق و شديد بهبودى اقتصادى و براى تجديد حاکميت قانون در جمهورى آفريقاى مرکزى مورد تحسين قرار گرفته بود.


در اواخر ۱۹۸۴ امنيت داخلى با امور منطقه‌اى آميخته شد به اين نحو که گروهى به رهبرى الفونز امبيکوآ (Alphonse MBAIKOUA) به ياغيان کشور چاد پيوسته و در مرز اين دو کشور عمليات شورشى به‌راه انداختند. به‌دنبال آن در ماه آوريل بانگى (مرکز آفريقاى مرکزي) و انجامنا (مرکز چاد) شروع به عمليات جنگى ضد شورش مشترکى کردند که منجر به بازداشت ياغيان شد و بيشتر آنها موقتاً به کامرون پناهنده شدند.


در سپتامبر ۱۹۸۵ کولينگبا CMRN را منحل کرد و خود را در دو نقش رياست‌جمهورى و نخست‌وزيرى پابرجا ساخت و مردان نظامى در بيشتر موقعيت‌هاى قدرت همچنان باقى ماندند.


رأى‌گيرى براى يک انجمن ملى جديد در ژوئن ۱۹۸۷ انجام شد، گرچه شد اجتماع رأى دهندگان کمتر از ۵۰% مشمولين رأى بود و اين ظاهراً به‌دليل اعلام بايکوت از سوى مخالفين بود.


در ماه مى ۱۹۸۸ طبق آنچه دولت توضيح داد، به‌عنوان آخرين صحنهٔ برنامهٔ دمکراتيک کردن، بيش از ۳۰۰۰ کانديد وجود داشت که همگى به‌وسيلهٔ RDC نامزد شدند و ۱۰۸۵ دفتر انتخابات گواهى داده شد.


در ۱۵ مارس ۱۹۹۱ ژنرال کولينگبا سياست طرفدارى از خويشان حاکم بود و جوانان بر اين اعتقاد بودند که تنها راه به‌دست آوردن پول وارد شدن در تأسيسات دولتى و در طبقه مأموران دولتى است. حقوق يک مأمور رده بالاى دولتى بيست برابر حقوق رده پائين بود و همين مأمور رده پائين حقوق سالانه يک کشاورز را دريافت مى‌کرد. بدين ترتيب کشاورزى رو به تحليل گذاشت.


با اعلام آزادى فعاليت احزاب در زمان آندره کولينگبا احزاب مختلفى اعلام موجوديت کردند. پتاسه رقيب اصلى کولينگبا که در تبعيد به‌سر مى‌برد به کشور خود بازگشت، پتاسه و همسر خود را براى برگزارى انتخابات مجلس ملى کانديد کردند و هر دو از حزب نهضت آزادى‌بخش مردم آفريقاى مرکزى (MLPC) به نمايندگى مجلس انتخاب شدند. پس از آن پتاسه Patasse کانديد رياست‌جمهورى شد لکن انتخابات بهظعلت به حد نصاب نرسيدن آراء کولينگبا باطل اعلام شد. سپس به ابتکار نخست‌وزير وقت و تأمين امنيت توسط نيروهاى فرانسوى مجدداً انتخابات برگزار شد و پتاسه باز هم رأى آورد و به رياست‌جمهورى اين کشور برگزيده شد. هزينه انتخاباتى وى توسط مردم تأمين شد.


لازم به يادآورى است که پتاسه در زمان امپراتور بوکاسا نخست وزير وى بود و در زمان حکومت کولينگبا به دست داشتن در کودتا متهم و به کشور توگو گريخته بود.