حزب جنبش تکامل اجتماعى آفريقاى سياه که در سال ۱۹۴۶ به رهبرى بارتلمى بوگاندا (Barttllemy Bganda) فعاليت خود را آغاز کرد پس از پيوستن بخش وسيعى از کشاورزان، طبقهٔ متوسط، بوروکرات‌ها و گزيدگان قبايل، به سازمان سياسى قدرتمندى تبديل شد که مى‌توانست رسالت کسب استقلال سراسر آفريقاى مرکزى را به‌عهده گيرد. کسب استقلال داخلى يوبانگى و انتخاب بوگاندا به‌عنوان اولين نخست‌وزير جمهورى آفريقاى مرکزي، در سال ۱۹۵۸ حاکى از پيروزى رهبران حزب جنبش تکامل اجتماعى آفريقاى سياه در پايان دادن به سلطه فرانسه بود. ليکن نفوذ گروه‌هاى محافظه‌کار و طرفداران خودمختارى محدود که به‌ويژه پس از مرگ بوگاندا در يک سانحه هوائى در ۱۹۵۹، بخشى از رهبرى حزب را در اختيار داشتند سبب تضعيف کارائى حزب در دستيابى به استقلال کامل قبل از سال ۱۹۶۰ شد.


رهبران مترقى پس از اعلام کناره‌گيرى خود از حزب اقدام به تأسيس گروه سياسى جديد به نام جنبش دمکراتيک آفريقاى مرکزي به رهبرى آبل گومبا (Abel Gomba) کردند که قطع وابستگى خارجى و ايجاد يک حکومت دمکراتيک در سراسر آفريقاى مرکزى از آرمان‌هاى آنها محسوب مى‌شد.


دولت فرانسه در اجراء سياست استعمارى جديد در مورد اعطاء استقلال به مستعمرات آفريقائى خود قبل از اوج گيرى نهضت‌هاى توده‌اى و آغاز جنگ‌هاى منطقه‌اي، پس از مذاکرات طولانى و امضاء موافقت‌هاى مربوط به الزام همکارى آفريقاى مرکزى در زمينه سياست خارجي، دفاع، امور مالى و آموزش عالى با اعلام استقلال جمهورى آفريقاى مرکزي زمام امور کشور را به‌دست گرفت و نخستين قانون‌اساسى آفريقاى مرکزى تدوين و اعلام شد.


مجلس ملي با تصويب قانون‌اساسى جمهورى آفريقاى مرکزى (۱۷ نوامبر ۱۹۶۰) و اعطاء اختيارات وسيع به مقام رياست‌جمهورى به‌منظور سرکوب عوامل ناراضى و سران نواحى تجزيه‌طلب در واقع نخستين گام را در جهت استقرار يک نظام ديکتاتورى پيش نهاد.


تصويب قانون مربوط به فعاليت انحصارى حزب جنبش تکامل اجتماعى آفريقاى سياه، در ۱۹۶۱ و بازداشت گروهى از پيروان مکاتب سياسى ديگر در سال‌هاى بعد حاکى از توسعه سريع نظام استبدادى در آفريقاى مرکزى بود. اتحاديه‌هاى غيرمتمرکز کارگرى که در طول سال‌هاى ۶۴-۱۹۵۴ پيشگام کسب استقلال و برقرارى يک حکومت دمکراتيک بود تحت فشار حکومت در حزب ادغام شد و با تصفيهٔ عناصر انقلابى آن به يک نهاد وابسته و دنباله‌رو مبدل شد.

کودتاى سروان جان بدل بوکاسا

کودتاى سروان جان بدل بوکاسا افسر ارتش استعمارى فرانسه در آغاز سال نو ميلادى ۱۹۶۶ و سقوط حکومت ديويد داکو سرآغاز دورانى بود که مردم آفريقاى مرکزى به جز فقر و ذلت مى‌بايست متحمل بيدادگرى‌هائى باشند که رئيس‌جمهور - امپراتور بوکاسا به‌مدت ۱۳ سال براى آنها به ارمغان آورد.


بوکاسا با انحلال مجلس ملى و قانون‌اساسى بر آن بود تا به تنهائى زمام امور آفريقاى مرکزى را به‌دست گيرد و به‌عنوان رهبر حزب جنبش آفريقاى سياه -تنها حزب کشور- اساس يکى از خشن‌ترين حکومت‌هاى قاره آفريقا در سال‌هاى اخير را بنيان گذارد. بوکاسا پس از انتصاب خود به‌عنوان رئيس‌جمهور مادام‌العمر آفريقاى مرکزى در ۱۹۷۲، در سال ۱۹۷۴ خويشتن را به مقام مارشالى ارتقاء داد و پس از بازديد از فرانسه و شرکت در کنفرانس سران دول آفريقائى دوست فرانسه نظام جمهورى آفريقاى مرکزى را به امپراتورى تغيير داد. (۱۹۷۶) و خود به نام امپراتور بوکاساى اول تاج بر سر نهاد (۱۹۷۷).


امپراتور بوکاسا که به‌علت عضويت در ارتش استعمارى فرانسه سابق خود را يک شهروند فرانسوى مى‌دانست با خرج ۱۴ ميليون پوند جهت تهيه وسايل تزئينى از قبيل تخت عقاب، تاج و چوب-دستى الماس نشان، اسب کالسکه و پذيرائى از ۳۵۰۰ ميهمان خارجى کوشيد تا به شيوهٔ ناپلئون اول، در فقيرترين کشور جهان يکى از نظام‌هاى منسوخ تاريخ را بازسازى کند.


جان بدل بوکاسا در سراسر دوران حکومت خود مورد حمايت شديد دولت فرانسه بود و کمک ساليانه يک‌صد ميليون فرانکى فرانسه و اعزام کارشناسان و مأموران امنيتى اين کشور به آفريقاى مرکزى در کدام حکومت ديکتاتورى بوکاسا نقش انکارناپذيرى داشت.


روابط دوستانه امپراتور بوکاسا با ژيسکاردستن رئيس‌جمهور سابق فرانسه که حتى پس از کشتار علنى بيش از يکصد دانش آموزش مدارس آفريقاى مرکزى (آويل ۱۹۷۹) همچنان ادامه يافت به‌دنبال هديه يک قطعه الماس گرانبها از سوى بوکاسا به شخص ژيسکاردستن (به ارزش ۲۵۰ هزار دلار) و سنگ‌هاى قيمتى ديگر به بعضى از وزيران و مشاوران نزديک وى مستحکم‌تر شد.


حکومت امپراتورى مارشال جان بدل بوکاساى اول به‌دنبال اولين نشانه‌هاى اوج‌گيرى مخالفت نيروهاى داخلى و نيز انتقاد شديد احزاب سوسياليست و کمونيست فرانسه از سياست خارجى ژيسکاردستن محکوم به فروپاشى شد و ديويد داکو رئيس‌جمهور قبلى آفريقاى مرکزى مأموريت يافت تا با استفاده از غيبت بوکاسا که سرگرم بازديد از ليبى بود در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹ با يک کودتاى سفيد انجام اين رسالت را به‌عهده گيرد.


شايعهٔ مربوط به دست داشتن فرانسه در سقوط رژيم بوکاسا به زودى با بيان رسمى داکو در مورد اينکه دولت فرانسه و چند کشور آفريقائى دوست از حدود دو ماه پيش در جريان کودتنا بوده‌اند و... مبدل به يقين شد.


جشن و سرور مردم جمهورى آفريقاى مرکزى که در پى سقوط ديکتاتور بوکاسا مدت‌ها ادامه داشت به زودى به‌علت ادامه بحران اقتصادى کشور به سکوت و انتظار و سپس به غم پنهان گرائيد.


رونق مجدد توليد و صادرات پنبه، قهوه و چوب کشور که به‌علت ندانم کارى‌ها و ولخرجى‌هاى دوران حکومت طولانى بوکاسا تقريباً به‌حالت رکود و ورشکستگى رسيده بود به برنامه‌ريزى اقتصادي، تأمين اعتبارات لازم و به‌ويژه ثبات سياسى احتياج داشت.


ديويد داکو در مدت حکومت دو سالهٔ خود نه تنها موفق به جبران نارسائى‌هاى اقتصادى دوران ديکتاتورى نشد بلکه به گفتهٔ مخالفين خود بر وخامت آن افزود.