خودکارى

وقتى ورزشکاران زبده را مى‌بينيم، از سرعت و آسانى خبرپردازى‌هاى پيچيدهٔ آنها براى انجام مهارت، شگفت‌زده مى‌شويم، اغلب به‌نظر مى‌رسد که آنها به اجراء خود توجهى ندارند. اين روش کنترل، پردازش خودکار - Automatic processing يا خودکارى - Automaticity خوانده مى‌شوند. که در آن خبرپردازى نسبتاً بدون توجه، موازى (در مقابل زنجيره‌اي) سريع و غير قابل اجتناب - unavoidable يا غير اختيارى - Involuntary است. اين نوع پردازش در طول مرحلهٔ خودمختار تکامل مى‌يابد و در مهارت‌هاى حرکتى اهميت زيادى دارد. بازيکن بسکتبالى که در حال دريبل کردن توپ است حتماً در اين عمل خودکار شده است که مى‌تواند به جاى توجه به کنترل توپ، توجه خود را به پيدا کردن يک بازيکن آزاد براى پاس دادن به او معطوف سازد. ژيمناستى که حرکات او خودکار شده است، مى‌تواند بر جنبه‌هاى هنرى حرکات خود تمرکز کند.

قابليت‌هاى شناسائى خطا

قهرمان گلف لحظه‌اى پس از زدن ضربه و حتى بدون اينکه به مسير حرکت توپ نگاه کند، حس مى‌کند که ضربهٔ خوبى نزده است. او چگونه به اين خطا پى مى‌برد؟ ورزشکاران عموماً اين اطلاعات را از طريق قابليت شناسائى خطا (Error detection capability) که يک مکانيزم ويژهٔ آموخته شده است، به‌دست مى‌آورند.


مى‌توان تصور کرد که قابليت شناسائى خطا شق ديگرى از هدف تمرين است. در طول تمرين و در حضور مربى اين قابليت اهميت زيادى ندارد؛ زيرا مربى خطاهاى الگودهى حرکت را خاطرنشان مى‌سازد و اصلاحات لازم را نيز پيشنهاد مى‌کند. با اين حال، زمانى که فراگيرنده مى‌خواهد اين مهارت را به زمينهٔ ديگرى مانند يک مسابقهٔ واقعى انتقال دهد، مربى در دسترس نيست يا اگر هست، اجازهٔ ارائهٔ اطلاعات اصلاحى را ندارد. ورزشکارى که مى‌تواند خطاها را به‌طور مستقل شناسائى و حرکت را در کوشش بعدى اصلاح کند، ورزشکار بهترى است. اين قابليت، ورزشکار را خودکفا مى‌کند و خودکفائى هدف کلى تمرين است.