اصولاً، سه شاهد اصلى و مجزا براى حمايت از نظريهٔ کنترل برنامهٔ حرکتيِ اعمال سريع، هم‌گرائى دارند. اين اصول عبارتند از:

زمان عکس‌العمل و پيچيدگى حرکت

موقعى که از آزمودنى‌ها در وضعيت‌هاى اندازه‌گيرى زمان عکس‌العمل خواسته مى‌شود تا نسبت به حرکت از پيش تعيين شده با سرعت هرچه بيشتر پاسخ دهند در اين حالت، زمان عکس‌العمل بستگى به پيچيدگى حرکت دارد (هنرى و راجرز، ۱۹۶۰). به خاطر داريد که زمان عکس‌العمل از ارائه محرک تا شروع حرکت است، بنابراين هرگونه زمان اضافه شده براى خودِ حرکت به‌طور مستقيم نمى‌تواند زمان عکس‌العمل را بالا ببرد. با وجود اين چندين ويژگيِ حرکت ممکن است به پيچيدگى آن کمک کند که همگى بر زمان عکس‌العمل تأثير مى‌گذارند:


- وقتى که اجزاء اضافى به زنجيرهٔ عمل افزوده مى‌شوند زمان عکس‌العمل بالا مى‌رود؛ براى مثال يک ضربه يک جانبه به جلو در بازى تنيس روى ميز احتمالاً به زمان عکس‌العمل کوتاهترى نسبت به يک ضربه‌اى که دست ابتدا به عقب تاب خورده، سپس به جلو ضربه مى‌زند، نياز دارد.


- موقعى که اندام‌هاى بيشترى بايد در حرکت با يکديگر هماهنگ شوند، زمان عکس‌العمل زيادتر مى‌شود. نواختن يک رشتهٔ نوت پيانو با يک دست داراى زمان عکس‌العمل کوتاهتر نسبت به يک رشتهٔ نوت دو دستى و پيچيده‌تر است.


- موقعى که زمان حرکت طولانى‌تر شود، زمان عکس‌العمل بيشتر مى‌شود. تاب دادن سريع باتون بيسبال در مدت ۱۰۰ هزارم ثانيه داراى زمان عکس‌العمل کوتاهترى است نسبت به تاب دادن باتونى که مدت ۳۰۰ هزارم ثانيه انجام مى‌گيرد.


تعبير آن اين است که وقتى حرکت از لحاظ اين روش‌ها پيچيده‌تر باشد، زمان عکس‌العمل زيادتر مى‌شود؛ زيرا قبل از شروع حرکت، زمان بيشترى براى سازمان دادن به سيستم حرکتى مورد نياز است. اين سازمان قبلى به شکلى که در مباحث قبل توضيح داده شد در مرحلهٔ برنامه‌ريزى پاسخ اتفاق مى‌افتد. ماهيت حرکت شاهد خوبى است که بر بعضى از اعمال سازمان يافته از قبل دلالت مى‌کند، درست همان‌طورى که در نظريهٔ برنامهٔ حرکتى به آن اشاره شد.

آثار سد کردن مکانيکى يک اندام

سومين شاهدى که از کنترل برنامهٔ حرکتى حمايت مى‌کند، از تحقيقاتى حاصل مى‌شود که طى آن به آزمودنى‌ گفته مى‌شود حرکت سريعى را با يکى از اندام‌هاى خود انجام دهد (براى مثال حرکت دادن يک اهرم) و در اين حالت الگوهاى فعاليت عضلانى او ملاحظه مى‌شود.