در سال‌ها اخير علاقهٔ زيادى در ارتباط با مشارکت کودکان و نوجوانان در ورزش ابراز شده است. مراجع و مقامات پزشکى ورزشى در سراسر جهان بيانيه‌ها و راهنماهائى در ارتباط با خطرات، فوائد و مديريت مسائل پزشکى ورزشى براى کودکان و نوجوانان صادر کرده‌اند. متأسفانه، پژوهش در زمينهٔ دريافت‌هاى رژيمى و مديريت تغذيه‌اى به‌صورت قوى فقط متوجه بالغين بوده و اطلاعات ويژهٔ کمى در مورد نيازهاى تغذيه‌اى ورزشکاران جوان نخبه در دست مى‌باشد.


نتايج پژوهش‌ها حاکى از اين است که دريافت‌هاى توصيه شدهٔ رژيمى (RDIS) يک راهنماى معقول و قابل قبول براى نيازهاى تغذيه‌اى ورزشکاران بالغ مى‌باشد که در آن متغير اصلى دريافت انرژى بوده، که در ورزش‌هاى مختلف از دامنهٔ متنوع و وسيعى برخوردار است. کفايت دريافت پروتئين، آهن و کلسيم توصيه شده براى ورزشکاران هنوز مورد بحث مى‌باشد.


يکى از مشکلات اصلى در استفاده از از RDIS در دوران کودکى و نوجوانى اين است که آنها براساس سن تقويمى به‌جاى رشد بلوغى دسته‌بندى مى‌شوند. لذا استفاده از RDIS به‌ويژه در ارزيابى‌هاى انفرادى ورزشکاران جوان‌تر بايست با احتياط انجام گيرد. نيازهاى تغذيه‌اى ويژه کودکان و نوجوانان ورزشکار با توجه به اين نکته ويژه که چه اختلافى با هم‌سن و سال‌هاى غير ورزشکار و بالغين دارد مورد بحث قرار مى‌گيرد. اگرچه آمار پژوهش بر روى اين گروه محدود مى‌باشد، از داده‌ها در مورد دريافت رژيمى و عادات کودکان و نوجوانان، به‌طور عموم، براى تکميل اطلاعات استفاده مى‌شود.

انرژى

تدارک و ارائهٔ انرژى کافى براى سلامتى و رشد کودکان و نوجوانان بسيار اساسى مى‌باشد. فعاليت فيزيکى بر ميزان اين نياز مى‌افزايد. تخمين‌هاى نيازهاى انرژى از مجموع اجزاء مختلف انرژى مصرفي، که شامل نرخ متابوليک پايه، رشد، انرژى متابوليزه، و فعاليت فيزيکى مى‌باشد مشتق مى‌شود. در کودکان و نوجوانان فعال تنظيم اصلى متوجه رشد و فعاليت فيزيکى مى‌باشد.


متأسفانه، در مطالعات اندکى انرژى مصرفى در انجام ورزش‌هاى مختلف به‌طور مستقيم در اين گروه اندازه‌گيرى شده است. تخمين‌هاى مصرفى غالباً از داده‌هاى بالغين استخراج شده و براساس وزن بدن تصحيح گرديده است. با توجه به اينکه کودکان از نظر متابوليکى در مقايسه با بالغين از کفايت کمترى برخوردار هستند، لذا اشتباهات ذاتى در اين روش وجود دارد.


اگرچه در مطالعاتى که دريافت‌هاى انرژى ورزشکاران جوان را اندازه‌گيرى کرده‌اند تغييرهاى وسيعى در دريافت تام ديده شده است، اما به‌نظر مى‌رسد که تشابه بسيارى در دريافت انرژى به ازاء کيلوگرم وزن بدن وجود دارد.


رعايت دريافت يک انرژى کافى و حفظ آن در بعضى از کودکان فعال، خصوصاً اگر آنها در ورزش‌هاى فيزيکى سنگين مشغول باشند، مشکل مى‌باشد. به هنگام زمان رشد در نوجوانان، رعايت نيازهاى انرژى مشکل‌تر به‌نظر مى‌رسد و بيشترين دريافت‌هاى انرژى در اين ايام صورت مى‌گيرد. استفاده از نمايهٔ انرژى به قد به‌عنوان روش ترجيحى براى تعيين ميزان انرژى در نوجوانان ارائه شده است. در عمل، اشتهاى اکثر ورزشکاران امکان تأمين نيازهاى انرژى را فراهم مى‌آورد؛ با اين وجود، آموزش به منظور تشويق به مصرف يک رژيم متعادل، سرشار از کربوهيدرات مرکب و کم چرب بايستى ارائه گردد.


يکى از نکات مورد نظر در سال‌هاى اخير افزايش فشار بر ورزشکاران نخبهٔ جوان براى پيروى از استانداردهاى سخت و دقيق چربى بدن مى‌باشد. رژيم محدود غالباً به‌منظور پيدا کردن سطوح کم چربى بدن به‌ويژه در ورزش‌هائى که لاغرى مفرط حاکم است، براى مثال، رقص باله، ژيمناستيک يا دوى استقامت شروع مى‌شود. يک چنين رژيمى ممکن است بر رشد و بلوغ تأثير بگذارد؛ در حقيقت، تأخير در عادت ماهيانه در اين ورزشکاران به‌خوبى به ثبت رسيده است. ناکافى بودن مواد مغذي، نظير آهن و کلسيم و بروز آنمى و کاهش تودهٔ استخوان در اين ورزشکاران نيز در منابع علمى اشاره شده است. رشد نارسائى خوراکي، بى‌اشتهائى عصبى و بولمى نيز از مسائل ديگرى است که عموماً در ورزشکاران نوجوان ديده مى‌شود.

پروتئين

در دوران کودکى و نوجواني، نيازهاى پروتئينى بيش از ديگر دوران زندگى مى‌باشد. اين افزايش نياز به‌خاطر پاسخ به رشد و بلوغ مى‌باشد. بررسى‌هاى وسيع رژيمى در ميان اين گروه نشان‌دهندهٔ دريافت ناکافى پروتئين در بين آنهائى که تحت رژيم قرار مى‌گيرند و در گروه‌هاى کم‌ درآمد بوده است. پيروى از رژيم حتى در صورت دريافت کافى پروتئين قابل توجه مى‌باشد، زيرا متابوليسم پروتئين به‌طور اختصاصى نسبت به محدوديت انرژى در زمان رشد حساس مى‌باشد.


در مطالعات انجام شده حتى در بين ورزشکارانى که مراقب کنترل وزن خود بوده‌اند (ژيمناست‌ها، اسکيت‌بازها) نيز که داراى رژيم‌هاى محدود بوده‌اند کفايت دريافت پروتئين وجود داشته است.

کربوهيدرات

فوائد رژيم‌هاى سرشار از کربوهيدرات براى افزايش نمايش ورزشى به‌خوبى به ثبت رسيده است. همانند بالغين، دريافت کربوهيدرات در ميان ورزشکاران جوان‌تر معمولاً شبيه گروه‌هاى مشابه غير ورزشکار (حدود ۵۰% انرژي) مى‌باشد.


توجه به دريافت کربوهيدرات براى ورزشکاران بين ۷۰-۵۵% انرژى گزارش شده است و وابستگى بسيارى به نوع فعاليت ورزشى دارد. يک رژيم حاوى ۵۵% انرژى از کربوهيدرات، ترجيحاً به شکل کربوهيدرات مرکب، احتمالاً معرف يک تعادل بهتر براى ورزشکاران جوان بوده که هنوز در دوران رشد و بلوغ قرار دارند. چون دريافت اضافى کربوهيدرات با کاهش دريافت پروتئين همراه بوده است، لذا دريافت خيلى زياد کربوهيدرات در اين مرحله مى‌تواند براى رشد و نمود در دراز مدت مخرب باشد. اگر حداکثر مسافت رقابتى براى گروه سنى نوجوانان انجام مى‌گيرد ديگر نيازى به پُرسازى کربوهيدرات نمى‌باشد.

چربى

در سال ۱۹۸۵ در بررسى ملى رژيمى در استراليا دريافت چربى در گروه دانش‌آموزان (۱۵-۱۰ ساله) در حدود ۳۶% انرژى کل محاسبه گرديد. در مطالعات ديگر، دريافت چربى در بين نوجوانان بين ۳۹-۳۰% انرژى کل تخمين زده شد که شبيه افراد مشابه غير ورزشکار بوده است.


به ورزشکاران نوجوان توصيه مى‌شود که دريافت چربى را تا حد ۳۰% کمتر از انرژى کل کاهش دهند که مطابق با راهنماهاى رژيمى مى‌باشد.

ويتامين‌ها

مطالعات بسيارى در ارتباط با وضعيت ويتامينى ورزشکاران جوان به چاپ رسيده است. انجمن رژيم‌شناسان آمريکا عقيده دارد که ورزشکارانى که مقادير کافى انرژى را دريافت مى‌کنند دچار کمبودهاى ويتامينى نبوده و بنابراين نيازى به مکمل‌ها ندارد.


مصرف اضافى شيرينى‌جات، نوشابه‌ها و غذاهاى ضعيف از مواد مغذى به‌عنوان يک قسمت اصلى دريافت انرژى روزانه دلالت بر اين دارد که ممکن است مصرف ويتامين‌ها، صرف‌نظر از دريافت انرژى کافى کفايت لازم را نداشته باشد. دريافت ناکافى ويتامين A و C در بعضى از دانش‌آموزان در استراليا و آمريکا گزارش شده است. تشابه بين اين دريافت‌ها و دريافت ورزشکاران جوان‌تر به‌ خاطر عدم دسترسى به داده‌هاى لازم از دريافت کودکان و نوجوانان محاسبهٔ دريافت را مشکل مى‌سازد. صرف‌نظر از دريافت مقادير مهم از غذاهاى ضعيف از مواد مغذي، به‌نظر مى‌رسد که دريافت انرژى ورزشکار تأثيرى بر مصرف ويتامين دارد. دريافت ويتامين به‌دنبال پيروى از رژيم‌هاى محدود انرژى کمتر مى‌شود.


در حالى‌که استفاده از مکمل‌هاى ويتامينى به‌طور يکسره و مداوم بايستى در ورزشکاران، به‌ويژه در شرايط فقدان تغيير رژيمى تقبيح شود، کاربرد آنها در بعضى موارد، به‌خصوص در ورزشکارانى که به دريافت رژيم محدود ادامه مى‌دهند و يا داراى علائم کمبود بيوشيميائى هستند مناسب مى‌باشد. به‌طور کلي، نيازى به دادن مکمل‌ها براى اکثر ورزشکارانى که داراى رژيم‌هاى مناسب و متعادل هستند وجود ندارد.