هجوم اقوام مختلف چادرنشين اعم از مغول، عرب و ترک به سرزمين‌هاى زراعى و شهرهاى هم‌جوار با تخريب و ويرانى همراه بوده است. بر اثر اين حملات روستائيان آبادى‌هاى محل سکونت خود را ترک‌کرده به کوه پناه مى‌آوردند و براى تأمين زندگى خويش به اقتصاد شبانى و نيمه کوچ‌نشينى مبادرت مى‌ورزيدند، زمين‌هاى زراعى اغلب بدون استفاده مى‌ماند و يا به‌وسيله چادرنشينان مهاجم به‌گونه چراگاه مورد بهره‌بردارى قرار مى‌گرفت.در دوره مغول زندگى کوچ‌نشينى در بسيارى از مناطق ايران گسترش يافت.قبايل مغول دو دسته بودند دسته‌اى به صيد و شکار و ماهيگيرى اشتغال داشتند و گروهى چادرنشين بودند و به دامدارى مى‌پرداختند.


صحرانشينان با گله‌هاى خود زمستان را در صحراها و تابستان را در مراتع کوهستانى مى‌گذراندند. در دوره مغول زندگى کوچ‌نشينى در لرستان نيز گسترش يافت. در اواسط قرن هشتم هجرى قمرى کوچ‌نشينى در خراسان رونق گرفت. برخى از کوچ‌نشينان مغولستان به‌سوى ترکستان غربى به‌حرکت درآمدند اما در حين راه اين دسته از کوچ‌نشينان با مقاومت ايلاتى که توسط تيمور متحد شده بودند روبه‌رو گرديدند.تيمور پس از منهدم ساختن ايلات مهاجم به لشکرکشى در داخل ايران پرداخت، در نتيجه حرکت ايلات مختلف در فلات ايران از سرگرفته شد بعد از مرگ تيمور سلسله‌هاى آق قويونلو و قراقويونلو بر غرب و شمال غربى و سرانجام مرکز و جنوب ايران فرمان مى‌راندند و حرکت کوچ‌نشينان آسياى مرکزى به سرزمين ايران شدت گرفت.


دولت آق‌ قويونلو بيشتر به بزرگان چادرنشين متکى بود اما مى‌کوشيد حمايت اعيان اسکان‌يافته را به‌دست آورد، از اين جهت تضاد ميان چادرنشينان از يک‌سو و چادرنشينان و فئودال‌هاى اسکان‌يافته از سوى ديگر قدرت فئودال‌ها را فرو پاشيد و صفويان با ايجاد جبهه متحدى از ايلات بر اوضاع مسلط شدند. حاميان عمده صفويان را قبايل چادرنشين ترک تشکيل مى‌دادند که بعدها به قزلباش ناميده شدند. قبايل قزلباش و چادرنشين ايران از لحاظ مذهبى تابع صفويه بودند و سران آنها امور دولت را در دست داشتند روى‌ هم رفته از اوائل قرن چهارم هجرى و به‌ويژه پس از قرن هفتم به اين سوى اصول اجتماعى و سياسى حکومت‌هاى حاکم بر سرزمين ايران تابع مختصات دوگانگى ساکن اين سرزمين يعنى مخالفت موجود ميان ايرانيان اعم از ساکنان شهرها و روستاها و نيمه کوچ‌نشينان از يک‌سوى و ترکان از سوى ديگر بوده است. ليکن به‌رغم چيرگى ترکان بر اثر وجود نيروى نظامى به‌تدريج ايرانيان که داراى فرهنگ معنوى و مادى پيشرفته‌ترى بودند آنان را در خود حل کردند.


باوجود اين ورود ترکان چادرنشين بر ساخت اقتصادى ايران از طريق نابودى نيروى انسانى در شهرها و روستاها، تبديل زندگى ساکن برخى از آنها به زندگى نيمه کوچ‌نشيني، تبديل اراضى مزروعى به چراگاه، تاخت و تاز دائمى و حرکت‌هاى ايلات که با قتل و غارت مردم همراه بود اثر گذاشت و از سرعت تکامل طبيعى نيروها کاسته است. بدين‌ترتيب مى‌توان گفت که کوچ‌نشينى شبانى در ايران تا حد زيادى ناشى از حرکت ايلات ترک و مغول بين قرن‌هاى پنجم و هفتم از نواحى آسياى مرکزى به فلات ايران است. (فرهاد نعماني، تکامل فئوداليسم در ايران ۱۳۵۸ ص ۴۵۹ تا ۴۷۱).