- تمرکز جمعيت در محله‌هاى مختلف:

تمرکز جمعيت در محله‌هاى مختلف و چگونگى توزيع گروه‌ها و طبقات اجتماعى در محله‌هاى داخل شهر نيز در خور بحث و مطالعه است.


در گذشته تمايز اجتماعى به‌ هيچ‌وجه جنبهٔ طبقاتى مشخص نداشت بلکه در اثر عوامل زير حاصل مى‌شد:


۱. بر اثر کنار هم قرار گرفتن هسته‌هاى قومى و نژادى يا مذهبى


۲. بر اثر تمايز بين وظايف مختلف شهر: مخلوط شدن محل مسکونى و محل کار (مانند محل‌هاى صنعتگران و مغازه‌داران) از اينجا است که يک ساخت انشعابى از فضاى مسکونى به‌وجود مى‌آيد که در بعضى شهرها آثار آن هنوز باقى و پابرجا است ليکن جدائى مکانى جنبهٔ طبقانى ندارد (مثلاً پاريس از سال ۱۸۴۰ بورژوا و صنعکاران و کارگران در کنار هم زندگى مى‌کنند).


- جدائى محل کار و سکونت در عصر صنعت:

صنعت موجب شده که بين محل سکونت و محل کار جدائى به‌وجود آيد و همين امر موجب جابه‌جا شدن قشرها و تمايز طبقاتى و احساس جدائى طبقاتى گرديد که در مواردى تا سر حد تخاصم و برخورد طبقات اجتماعى نيز پيش مى‌رود در شهرهاى صنعتى بزرگ مانند پاريس و لندن و برلن اين وضع آشکارا مشهود است مثلاً کارهاى هوسمان (Houssmamn) در سال ۱۸۶۰ در پاريس موجب اين‌گونه جدائى چنان‌که شخصى به‌نام کربن (Corbon) که کارگر چاپخانه بود وضع پاريس را چنين تشريح مى‌کند: ”تغييراتى که در سيماى شهر پاريس به‌وجود آمد موجب شد که اجباراً جماعت کارگر و زحمتکش از مرکز شهر به‌طرف محله‌هاى اطراف رانده شوند و پايتخت فرانسه را به‌صورت دو شهر مجزا درآورند: شهر ثروتمندان و شهر فقرا که شهر دوم شهر اول را محصور کرده است“.