تحرک اجتماعى در شهرها بيش از روستا هست و هر چه شهرى بزرگ‌تر باشد نسبت تحرک اجتماعى در آن زيادتر است به‌علاوه نسبت درصد شخصيت‌ها و تعاريف برحسب جمعيت نقاط شهرى در جهت فزونى جمعيت آنها تغيير مى‌کند. در فرانسه نسبت درصد شخصيت‌هاى مهم برحسب جمعيت شهرها به قرار زير است.


در نقاط کمتر از ۲۰۰۰ نفر ۵/۱% کل جمعيت
در شهرهاى ۲۰۰۰ تا ۲۰،۰۰۰ نفر ۷/۳% کل جمعيت
در شهرهاى ۲۰،۰۰۰ تا ۱۰۰،۰۰۰ نفر ۳/۹% کل جمعيت
در شهرهاى بيشتر از ۱۰۰،۰۰۰ نفر ۱/۱۱% کل جمعيت
پايتخت ۴/۱۸% کل جمعيت


در آمريکا نيز طبقهٔ اداره کنندهٔ امور مهم و کارگزاران عمده معمولاً از شهرهاى بزرگ برخاسته‌اند بررسى که در اين زمينه به‌عمل آمده است نشان مى‌دهد که ۴۹ درصد تجار و بازرگانان نخبه از محيط‌هاى روستائى برخاسته‌اند که ۸۳ درصد کل جمعيت را در برگرفته است ۱۹ درصد از شهرهائى که ۲۵۰۰ تا ۸۰۰۰ نفر جمعيت دارند. و ۴۱ درصد از شهرهائى که بالاتر از ۸۰۰۰ نفر جمعيت دارند ۵/۱۲ درصد کل جمعيت را تشکيل مى‌دهند.


در ساير کشورهاى صنعتى نيز آمارهاى مشابهى وجود دارد ليکن اصولاً برخى پايتخت‌ها مثل پاريس از لحاظ جمع شدن تعداد نخبگان نمونه است ليکن دليل عمومى همان است که شهرهاى بزرگ تعداد بيشترى از نخبگان را در خود جمع مى‌کنند. دلايل عمدهٔ آن به قرار زير است:


- نخستين علت جمع شدن برگزيده‌ها در شهرهاى بزرگ توسعهٔ پديدهٔ تمدن در اينگونه شهرها است، مى‌دانيم که اين جوامع جديده گرايش به‌طرف توسعهٔ شهرنشينى دارند و اين حرکت در جهت ”تحول تاريخي“ جامعه صورت مى‌گيرد. به‌عبارت ديگر اين نوع تغيير عمدتاً با ترقى فنون و صنايع و در نتيجه جايگزين شدن تحرک اجتماعى در نظام کلى جامعه است.


- دليل دوم اينکه وسايل تحصيلات در شهرها کمال بيشترى يافته و افراد خانواده‌ها، در مشاغل و صرف آموزش بيشترى حاصل کرده و از تخصص و مهارت زيادترى برخودار هستند.


- دليل سوم که ناشى از دليل قبلى است در شهرها سطح تمايلات و خواسته‌ها بالاتر است زيرا که افراد مستقيماً با طبقات اجتماعى بالاتر در ارتباط هستند.