مسئلهٔ کلان شهرها که گاه آن را ”شهر شهرها“ نيز ناميده‌اند و حتى از مادر شهرها (Metropolis) عظيم‌تر و وسيع‌تر هستند، بر زندگى شهرى در کشورهاى صنعتى سايه افکنده است. هر چند اين لغت ريشه‌اى کلاسيک دارد که در آثار فلاسفه شهرهاى پله‌پونز (peleponaise) ارائه شده است و دولت شهرهاى عظيم و خاصى است، اما واژه مگالوپوليس يا (شهرهاى غول‌آسا) براى نخستين بار در عصر جديد، به منطقهٔ شهرنشين کرانهٔ درياى شمالى‌شرقى ايالات متحدهٔ آمريکا اطلاق شد که کم و بيش زنجيره‌اى از نواحى شهرنشين در برگيرنده ۴۵۰ مايل از شمال بوستن تا نزديک واشنگتن دى‌سى است. در اين مجموعهٔ شهرى جمعيتى نزديک به ۴۰ ميليون نفر در تراکمى نزديک به ۷۰۰ نفر در هر مايل مربع زندگى مى‌کنند (آنتونى گيدنز، جامعه‌شناسى پيش درآمدى انتقادي، صفحهٔ ۸۹).


البته نبايد چنين گسترش‌هائى را تنها از جنبهٔ جمعيتى و کمى آن مورد نظر قرار دهيم، بلکه بايد توجه داشته باشيم که ماهيت شهرنشينى دچار تغيير و دگرگونى شده است. اما مناطق پيشرفته صنعتى که در طى قرون ۱۷ و ۱۸ تا اواسط قرن ۱۹ با سرعت شتابانى رشد مى‌يافت، در قرن بيستم اين رشد به کندى گرائيده و اين مناطق تعادل خود را باز يافته‌اند. از آن پس رشد اصلى جمعيت مربوط به کشورهاى غيرصنعتى يا توسعه نيافته است. ”در مقايسه ميان کشورهاى پيشرفته و صنعتى و کشورهاى در حال توسعه، بين سال‌هاى ۱۹۸۷ و سال ۲۰۰۰ جمعيت مناطق پيشرفتهٔ صنعتي، تنها از ۳/۱ ميليارد نفر به ۵/۱ ميليارد نفر افزايش خواهد يافت. در حالى‌که در همين مدت جمعيت کشورهاى جهان سوم (جنوب) از ۷/۳ ميليارد نفر به بيش از ۵ ميليارد نفر خواهد رسيد. به اين ترتيب در مقام مقايسه، جمعيت کشورى مثل فرانسه، پس از گذشت ۱۸۰ سال به ۸/۱ برابر تعداد فعلى مى‌رسد و جمعيت سويس در طى ۳۰۰ سال دو برابر مى‌شود در مقابل جمعيت مصر، تنها در طى ۸۰ سال آينده ۵ برابر و جمعيت مکزيک در ۱۰۰ سال آينده ۵/۷ تا ۱۰ برابر خواهد شد (گاستن، بوتول، اضافه جمعيت، ترجمهٔ حسن پويان، صفحات ۲۱ تا ۳۴).