رفت دل نیست روشنم حالش

برو ای جان تو هم بدنبالش

هر که بر حال عاشقان خندد

گریه‌یی واجبست بر حالش

من مسکین نه مرد درد توأم

کوه البرز و پشه حمالش !

کتاب فقه ندانند در مدارس ما

دریغ عمر که شد صرف در اصول و فروع

فقیه شرع که ما را همی کند تکفیر

به عمر خویش نکردست سجده‌یی به خضوع