باز گل می آید دل در بلا خواهد فتاد

سوزشی در جان بی سامان ما خواهد فتاد

مرهم از لبهات می‌جویم بدین جان فگار

وای بر ریشی که آنرا از نمک مرهم کنند

مرده‌ی آن قامتم کاندم که بخرامد براه

مردگان در خاک هر دم حسرتی دیگر خورند