- نثرهاى منشيانه:

در عهد تيمورى شيوهٔ عمومى نثر تغيير کرد و ساده‌نويسى رواج گرفت و تنها شرف‌الدين على يزدى بار ديگر نثر فنى را نمودار ساخت صاين‌على از وى تقليد کرد، در اين دوره نيز دنبالهٔ همان شيوه پيش گرفته شد، در ايران و هندوستان نثر عمومى و کتب علمي، نثر ساده و روان بود و احياناً در سستى و کم‌مايگى از عصر تيمورى نيز فروتر افتاد اما در همان حال نثر فنى فراموش نشد و منشيان دربارى و اهل فضل براى نشان دادن معلومات خود از ظفرنامه و وصاف تقليد مى‌کردند. اين شيوه در آخر عهد صفويه در ايران و هند رواج يافته است ولى گمان نرود که در اين شيوه توانسته‌اند به متقدمين شبيه شوند، بلکه چيزى که در نثر فنى صفويه شباهتى به نثر قديم دارد يکى سجع است ديگر تکلفات شاعرانه که موجب دشوارى فهم و گمشدن سر رشتهٔ مطلب از دست خواننده مى‌شود و علت اين قسم دوم کثرت ملق و تعارف و تکرار مدح و آفرين و اعادهٔ جمله‌هاى مکرر در اين موارد مى‌باشد ـ والا اگر تصور شود که از حيث استعمال لغات دشوار عربى يا ايجازهاى لطيف يا ديگر مختصات زحمت به خود داده‌اند معاذالله بلکه تا توانسته‌اند مطلب کوچکى را که جوينى در ده کلمه ادا مى‌کند در ده سطر با جمله‌هاى مترادفه آن را زير و بالا برده و چند سجع ناموزون بر آن افزوده‌اند.


- نثرهاى بين بين:

نثر بين‌ بين هم در دست هست و خلاصه اين است که غالب نثرهاى آن زمان يا کم‌مايه و سست است مثل نثر عالم‌آراء شاه اسمعيل اول که کتابى است بسيار کمياب، و يادشخوار است و پر طول و تفصيل و بى‌مزه چون تاريخ شاه‌صفى تأليف ابوالمفاخر فضل‌الله الحسينى سوانح‌نگار و تاريخ شاه عباس دوم تأليف ميرزاطاهر وحيد قزوينى شاعر و خوشنويس و وزير شاه سليمان ـ يا بين بين است مثل ”عالم‌آراى عباسي“ تأليف اسکند بيک منشى که از عهد حمزه ميرزا تا شاه عباس اول زنده بوده است و تاريخ خود را در ۱۰۲۵ تدوين کرده است ـ ديگر ”احسن‌التواريخ“ تأليف حسن روملو که در ۹۶۵ تأليف يافته است ولى به اهميت و روشنى عالم‌آراى عباسى نيست (۱) و ”لب‌التواريخ“ که تاريخى است عمومى و حبيب‌السير نامبرده.


(۱) . دو کتاب به‌نام فوايد صفويه و تذکرهٔ آل‌داود هم در اواخر صفويه تأليف شده ولى حقير هنوز آنها را نديده‌ام.


- نثرهاى هندى :

اين بود حالت نثر در ايران و به عينه همين بود حالت نثر در هندوستان جزء اينکه فضلا و علماء هندى در اظهار فضيلت زيادتر از منشيان و نويسندگان ايرانى مى‌کوشيده‌اند ـ در مناشير و مکاتيبى که رجال هند به رجال ايران نوشته‌اند و در سفينه‌ها يافت مى‌شود معلوم است که نويسندهٔ مقيم هند بيشتر مى‌خواهد اظهار فضل کند و کمتر مطلب بيان کردنى دارد، يا اگر دارد به‌جاى اينکه حرف خود را بنويسد از در و ديوار صحبت داشته و کلماتى مناسب فضل‌فروشى خود به‌دست آورده است نه مناسب مطلبى که بايد بنويسد، همين حالت را در شعر هندى مى‌بينيم و به‌جزء صايب که گاهى از واقعات سخن مى‌گويد باقى شعرا مخصوصاً متأخران از قبيل ”بى‌دل“ و ”غني“ قصدشان آوردن عباراتى است که با صنعت و مضون جور در بيايد نه با مقصودى که دارند و غالباً مقصودى هم نداشته‌اند.


- نثرهاى ساده :

بايد گفت که، نثرهاى سادهٔ اين عصر، مثل عالم‌آراى شاه اسمعيل و اسکندرنامه و رموز حمزه و طوطى‌نامه (۲) که در هند تأليف شده است و جزء عالم‌آراى اسمعيلى مابقى چاپ خورده‌اند ـ براى لذت بردن و چيز فهميدن بهتر از کتب فاصلانه‌اى است که در اين عهد نوشته شده است چه بدبختانه بعضى از تواريخ اين دوره به واسطهٔ طول کلام از حيز انتفاع افتاده و خواندن آنها شخص را از کتاب خواندن بيزار مى‌سازد!


(۲) . اين طوطى‌نامه اصلاح شده و تهذيب طوطى‌نامهٔ ضياء نخشبى است که در ۷۳۰ در هند از سانسکريت ترجمه شده است و بعدها (شايد در قرن دهم) محمد قادرى کتاب را که ”به‌عبارت سخت و دقيق نوشته بودند از جهة معلوم شدن همه مردمان در عبارت سليس و آسان که مشتمل بر عبارت خطوط باشد و روزمره جواب و سؤال که دولتمندان را لايق باشد“. در آورده است و اين کتاب در ۱۸۰۱ در لندن به مطبعهٔ سربى و حروف نستعليق با ترجمهٔ انگليسى آن چاپ شده است.


- نثرهاى علمى :

نثر علمى مانند نوشته‌هاى شيخ‌بهائى و کتب مجلسى اگر چه در رکاکت به پايهٔ کتب بالا نمى‌رسد اما در شيوائى و لطف و اداى مقصود بسيار مفيد و مطلوب مى‌باشد ـ و بايد افسوس خورد که چرا ملامحمدباقر مجلسى مجلدات ”بحرالنوار“ را نيز مانند تذکرةالائيمه و حق‌اليقين و عين‌الحيوة و حيلةالمتقين و مشکوةالانوار و حياةالقلوب (۳) و غيره به پارسى ننوشت و اين ”دايرةالمعارف شيعه“ را به زبان عربى جمع‌آورى نمود. عيب بزرگ نثر علمى اين دوره اگر کتب لاهيجى و بهائى را کنار بگذاريم، آن است که جمله‌بندى کاملاً عربى است و به فارسى شبيه نيست!


(۳) . اين کتاب ناتمام است ـ و کتب ديگر مجلسي: تحفةالزائرين و جلاءالعيون و مقياس‌المصابيح و ربيع‌الاسابيع و زادالمعاد و رسالات کوچک ديگر است.