در قديم جائى که مى‌‌خواسته‌اند جنسى را از ميان نوعى به ‌وصفى که خاص آن جنس است من‌باب اهانت يا تلطف بيان کنند و آن بيان را در مورد چيزى يا فردى مطابقت دهند قبل از اسم موصوف که بايستى جنس آن را از آن بسازند کلمات ”ازين“ آورده و بعد از اسم مذبور نيز بيشتر ياء نکرهٔ وصفى مى‌آورده‌اند. و در نظم و نثر قديم اين صفت مکرر ديده شده است اما نه بسيار ـ مثال از تاريخ سيستان: ”زهيربن محمد عتيبه را سالار کرد و به بست فرستاد، از اين گروه متمردان را عتيبه نزديک خويش راه داد و قصد کرد که نافرمان گردد“ (تاريخ سيستان طبع طهران ص ۱۴۱)


مثال از شعر فردوسى:


بپرسيد مرزال را مؤبدى از اين تيزهش رايزن بخردى


و جائى هم ياء تنکير از اسم موصوف حذف مى‌شود چنانکه فردوسى گويد:


ازين آب رنگين به نزديک من از آن به که نفرين کند پيرزن (۱)


(۱) . براى شواهد ديگر رجوع کنيد به: جلد دوم سبک‌شناسى بهار