ابوالمعالى حميدالدين نصرالله‌بن‌محمد بن عبدالحميد‌الغزنوي (۱) - وى به قول دولتشاه سمرقندى تلميذ استاد ابوالحامد غزنوى بوده است.


(۱) . در بعضى کتب و تذاکير وى را شيرازى نوشته‌اند و بعضى ديگر او را غزنوى دانسته‌اند و من بندهٔ رأى اول را راجح مى‌شمارد و سبک نويسندگى تازه که او آورده است هم غزنوى نبودن او را مدلل مى‌دارد و در عصر بهرام‌شاه و پدر او مسعود خاندان‌هائى از شيراز به خراسان در خدمت غزنويان آمده بودند که ابونصر فارسى از آن جمله بوده است و بعيد نيست که ابوالمعالى هم از جمله مردم فارسى باشد که به خدمت آنان پيوسته است چه در نثر اين مرد بوئى از محاورات و امثال و اصطلاحات غزنين يافت نمى‌شود.


در عهد بهرام‌شاه غزنوى ملقب به يمين‌الدوله (۵۱۲-۵۴۷) داخل خدمت دولت شد و ظاهراً به شغل اِشراف که يکى از مشاغل عمدهٔ آن دولت بود برگزيده گشت، و در عهد دولت خسروملک ملقب به تاج‌الدوله (۵۵۵-۵۸۲) به منصب وزارت رسيد، و بنا به گفتهد نورالدين عوفى در اين زمان به سعايت قاصدان و سعى ساعيان خسروملک او را حبس فرمود، و در حبس اين رباعى گفت و به خدمت او فرستاد.


- رباعى:

اى شاه مکن آنچه بپرسند از تو روزى که تو دانى نترسند از تو
خرسند نه اى به ملک و دولت ز خداى من چون باشم به حبس خرسند از تو


و چون ايام محنت او امتداد نپذيرفت و تير قصد اعادى بر هدف آمد، خواستند که او را هلاک کنند و او آثار آن مشاهده کرد در وقت وداع جان اين دو بيت بر زبان راند:


از مسند عز اگرچه ناگه رفتيم حمدالله که نيک آگه رفتيم
رفتند و شدند و نيز آيند و شوند ما نيز توکلت على‌الله رفتيم (۱)


(۱) . لباب‌الباب ج ۱، ص ۹۲-۹۳.


کليله و دمنه را که يک‌بار رودکى در عهد نصربن‌احمد سامانى به شعر ترجمه کرده بود بار ديگر در عهد سلطان بهرام شاه غزنوى که پادشاهى ادب‌پرور بود، نصرالله مذکور به نثر فارسى ترجمه کرده است و چنان است که نورالدين عوفى دربارهٔ اين کتاب گويد:


”نظم و نثر تصرف قلم او را گردن نهاده، و دقايق در پيش خاطر او ايستاده و توس بيان رام طبيعت او گشته، و تا دور آخر‌الزمان و انقراض عالم هر کس رسالتى نويسد يا در کتاب تنوّقى کند مقتبس فوايد او تواند بود، چه ترجمهٔ کليله و دمنه که ساخته است، دستمايهٔ جملهٔ کتاب و اصحاب صنعت است و هيچ‌کس انگشت بر آن ننهاده است و آن را قدح نکرده، و از منشأت پارسيان هيچ تأليف آن اقبال نديده است و آن قبول نيافته ...“


بنا به تحقيق اهل خِبرت تأليف کليله و دمنه به اقرب احتمالات مابين سنوات پانصدوسى‌وهشت، و پانصدوسى‌ونه (۵۳۸-۵۳۹) بايد باشد (مقدمهٔ کليله و دمنه آقاى قريب ص: لخ و لز) و وفات او به همين تقريب بايد بين سنهٔ ۵۵۵ تاريخ جلوس خسروملک و سنهٔ ۵۸۲ تاريخ گرفتارى آن پادشاه به‌دست غوريان واقع شده باشد.